Cross

Cross

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Cross 2024 S02E06 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-03-07
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫آنچه در کراس گذشت...

‫- صدای چند تا تیر رو شنیدی؟ ‫- شش تا.

‫ولی فقط پنج تا گلوله پیدا کردن.

‫یه شاهد داریم که با گلوله‌ ششم ‫ توی بدنش داره میگرده.

‫۴۳ تا شکایت، مادرت همشون رو رد کرده.

‫اون از بچه های کارگر سود می‌برد.

‫من این رو نمیدونستم.

‫- این من نیستم. دیپ ‌فیکه. ‫- بامزه‌ست.

‫خیلی شبیه توئه.

‫یه چیزی داره روشن میشه، یه نقشه‌ست، ‫و دارن سعی میکنن همه ‌چی رو گردن من بندازن.

‫هیچ راهی نیست که بتونم صورتت رو حذف کنم، ‫ولی میتونم تیکه های کوچیک رو بردارم.

‫همه‌ تیکه‌ ها رو کنار هم بذار.

‫لعنتی.

‫اسم فرشته انتقام ‌گیرمون رو پیدا کردم.

‫لوز کوچولومون الان ربکا متیوز شده.

‫هر لحظه ممکنه مدارک کافی برای ‫ربط دادنت به یه قتل رو داشته باشیم.

‫۲۴ ساعت وقت میخوام تا با کسایی که ‫دوستشون دارم خداحافظی کنم.

‫تو با رفتن به قرار ملاقاتی که ‫اون انتخاب میکنه مشکلی نداری؟

‫بابی تری؟

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫تصادف ماشین.

‫میتونیم دو تا هات ‌داگ نیم‌ پز، سیب‌ زمینی ‫سرخ‌ کرده، قهوه و یه کیسه یخ بگیریم؟

‫حتماً.

‫چی توی فکرته عزیزم؟

‫هیچی درست پیش نمیره.

‫نزدیک بود کشته بشم، لوز غیبش زده، لنس دوراند ‫ تقریباً خودش رو از اتهام های قاچاق انسان تبرئه کرد...

‫لادونا هم به خاطر قتلی که ‫یکی دیگه انجام داده زندانی شده.

‫به دیدنش رفتم.

‫یه چند بار.

‫داری چی میگی؟

‫یکم پیشرفت توی پرونده داشتیم.

‫قربانی دوم که شاید زنده مونده باشه. ‫میدونی، اگه این آدم رو پیدا کنیم...

وایسا، تو یه شاهد داری ‫که میتونه لادونا رو تبرئه کنه؟

‫من سعی نمیکنم تبرئه‌ش کنم، باشه؟

‫من فقط دارم سعی میکنم یه کاری کنم، ‫یه قاتل رو دستگیر کنم.

‫فرقی نداره کی باشه.

‫بعد از یکم استراحت مصاحبه ‫مدیر صنایع کرست ‌بروک رو می‌بینیم.

‫اون صورت گستاخ عوضی ‫ توی تلویزیون رو نگاه کن.

‫لنس دوراند؟

‫اگه من جات بودم، به اون عوضی فکر میکردم ‫که اون آشغال رو فرستاد تا من رو نابود کنه.

‫فقط میگم، میفهمم از کجا اومده.

‫اون یه پدوفیل رو، یه پلیس فاسد رو از بین برد.

‫مادر دو تا بچه رو به قتل رسوند...

‫یه فعال که داشت سعی میکرد ‫لنس رو به روش درست نابود کنه.

‫و... وایسا، اگه کایلا اونی که نباید اسمش رو ‫بیاریم رو صدا نمیزد، تو هم توی اون لیست بودی.

‫اشتباه متوجه نشو، ‫دستگیری لوز اولویت داره.

‫بهتره که همینجوری باشه.

‫و الان فقط باید بفهمی اون لعنتی کجاست.

‫ببخشید خانم، ببخشید. ‫میشه سینه‌ هات رو بگیره؟

‫- بگیرش! بگیرش! ‫- مشکلی نیست خانم ها.

‫خانم ها، شما فوق‌ العاده ‌اید، ‫ولی من دارم با ملکه خودم ازدواج میکنم.

‫امشب نه، این کار رو نمیکنی.

« کراس » « فصل دوم : قسمت ششم »

‫بفرما.

‫بهت گفتم.

‫میدونم.

‫فکر کردم گیرش آوردم، ولی حق با تو بود.

‫ممنونم.

‫همین؟

‫عکس‌ های تصادف رو دیدم. ‫مطمئنم که درست رو گرفتی.

‫تو هم باید یه توضیحاتی بدی، بابی تری؟

‫شما دو تا از کی...

‫به یه کمک خارج از حساب کتاب ‫برای اون عمو سم خاص احتیاج داشتم.

‫اون گلوی یه زن بی ‌گناه رو پاره کرد.

‫- اون توی بغل من مُرد. ‫- باشه. باشه.

‫وضعیتت اونقدر ناراحت کننده‌ست که ‫لازم شد یه روانی رو از زندان بیرون بکشی؟

‫اگه اون روانی رو نفرستاده بودم، ‫تا الان مرده بودی.

‫- لعنت بهش. ‫- باشه. باشه. من اینجام.

‫حالم خوبه.

‫در واقع خوب نیستی.

‫هر کی که باید توی اون اتاق باشه ‫اونجاست تا حسابت رو برسه.

‫باشه.

‫باشه.

‫هی.

‫خوشحالم که دیدمت.

‫خوشحالم که دیده میشم.

‫لعنت بهش.

‫اومد.

‫نابغه مقیم ام ‌پی‌‌ دی.

‫بفرما.

‫آره، وقتشه که سعی کنی ‫خودت رو توجیه کنی.

‫قبل از اینکه دومین فنجون قهوه‌م رو ‫بخورم این کار خیلی سختیه.

‫تقریباً تازه‌ست، بدون خامه، دو تا شکر.

‫اول از همه، به اندازه کافی وقت نداشتیم ‫که مظنون رو دستگیر کنیم.

‫حداقل باید حواستون رو بهش میدادید.

‫باشه.

‫اولاً، ما بهت حساب پس نمیدیم.

‫و دوماً، ما حواسمون بهش بود. ‫اون از دستمون در رفت.

‫خب، یه پلیس رو نفرست ‫تا کار یه مامور فدرال رو بکنه.

‫لعنتی، تیم عملیات ویژه اف ‌بی‌ آی بود ‫که اون رو از دست داد.

‫مهم نیست.

‫کارهایی که کارآگاه کراس کرد ‫ این تحقیقات رو به خطر انداخت...

‫و هم زندگی افراد قسم‌ خورده ‫و هم غیر نظامی ‌ها رو به خطر انداخت.

‫ریسک کردم.

‫و باختی.

‫و طبق چیزی که شنیدم، جوری داری به لنس دوراند ‫حمله میکنی انگار اون آدمیه که دنبالشیم.

‫نه، نه، نه، کارت تمومه.

‫من مأمور ویژه رودریگز رو ‫به این تیم اضافه میکنم.

‫میتونی بیرون بری، کارآگاه.

‫معاون مدیر مک ‌ال ‌هانون، ‫این یه تحقیق مشترکه، درسته؟

‫خب، کراس برای تو کار نمیکنه. ‫اون برای اداره پلیس متروپولیتن کار میکنه.

‫الان، میدونی هر کاری دلت میخواد رو ‫با پرسنلت بکنی، ولی وقتی پای تصمیم ها...

‫در مورد افراد من وسط باشه، ‫باید با من هماهنگ کنی.

‫این خیلی بالاتر از رده شغلیته، ستوان.

‫توی حوزه اختیار من که هست؟

‫میخوام زحمت تماس گرفتنت رو ‫از سرت کم کنم، روی.

‫کراس جایی نمیره.

‫اون دلیل اینه که اصلاً ‫میدونی دنبال کی هستی.

‫و حدس میزنم هیچکس اینجا انگیزه‌ش ‫برای گرفتن اون ازش بیشتر نباشه.

‫کارآگاه کراس، یه دقیقه وقت داری؟

‫- مامور گاف، درسته؟ ‫- بله قربان.

‫چند روز پیش، از من خواستی که شکایت کامل ‫ثبت شده توسط گابریلا پوراس رو پیگیری کنم.

‫آره، پیداش کردی؟

‫هنوز دارم روش کار میکنم.

‫من طرفدارتم، کارآگاه.

‫منظورم اینه که معمولاً این رو ‫توی رختکن نمیگم...

‫- ولی خب، حال و هوای بیرون رو میدونی... ‫- درسته.

‫فقط میخواستم بگم، روشی که ‫پرونده رمزی رو مدیریت کردی...

‫از چیزهایی بود که توی روزنامه ‌ها نیومد، ‫منظورم اینه که...

‫آره، لطف داری. مرد. ‫ممنونم، واقعاً ممنونم.

‫ممنونم.

‫من با یکی قرار میذارم. ‫اون از پلیس کپیتوله.

‫اون روز به دفتر سناتور پیت اشفورد زنگ زد.

‫گفت که از خونه‌شون دزدی شده. ‫اسم اشفورد یه زنگی رو به صدا در آورد.

‫مثل قاضی اولیویا اشفورد. ‫از پرونده‌ های استبان.

‫اون با سناتور نسبت داره؟

‫مادرشه، یکم تحقیق کردم.

‫قاضی اشفورد بیشتر دوران حرفه‌ ایش رو توی آیووا گذروند. ‫جایی که روی چند تا پرونده کرست‌ ‌بروک حکم صادر کرد.

‫خب، این یه تحقیق عالیه. ‫قاضی الان کجاست؟

‫خب، اون و شوهرش چند سال پیش ‫توی سانحه سقوط هواپیما فوت کردن.

‫کارت عالی بود. ‫کارت عالی بود، مامور گاف.

‫ممنونم.

‫ممنون، کارآگاه.

‫میدونم داری به چی فکر میکنی، ‫و اشتباه میکنی، من خوبم.

‫تو تیر خوردی.

‫فقط یه سوراخ کوچیکه. ‫انگار به چیزی نخورده.

‫داریم نقشه رو عوض میکنیم.

‫نه. نمیتونیم نقشه رو متوقف کنیم.

‫نه الان که لو رفتی.

‫من خوبم، فقط یه چیزی برای درد میخوام.

‫به زور میتونی دستت رو بالا ببری.

‫- توی یه وضعیت افتضاحی. ‫- من فقط احتیاج دارم...

‫یه دست سالم داشته باشم تا کارم رو بکنم.

‫اگه مجبور بشی بدویی چی؟

‫اون موقع من رو میگیرن.

‫ولی نمیتونن من رو زنده بگیرن.

‫ممنونم که وقت گذاشتی ‫و من رو دیدی، سناتور.

‫بهترین روز برای ملاقات نبود.

‫ولی گفتی اطلاعاتی در موردش داری؟

‫آره.

‫این همون زنیه که به دیدنت اومد؟

‫اون کیه؟

‫اسمش لوز پوراسه.

‫اون مظنون پرونده‌‌ های قتل متعدده.

‫یا خدا.

‫میدونی چی ازت میخواسته؟

‫آره.

‫اون یه عکس رو از پشت این پرتره برداشت.

‫عکس مامانم با لنس ‫و یه مشت از رفیق هاش بود.

‫بهت گفت مادرت به چی وصله؟

‫تو از اون قضیه خبر داری؟

‫یکم، بقیه‌ش رو بگو.

‫من مامانم رو می‌پرستیدم.

‫و این زن، لوز، بهم گفت که اون بخشی از یه توطئه ‫ برای لاپوشونی کارهای مجرمانه شرکت کرست ‌بروک بوده.

‫اون ده ‌ها شکایت رو رد کرد.

‫مطمئن شد که مدارک کوبنده ‫علیه شرکت هیچ ‌وقت فاش نشن.

‫و حرف ‌های خانم پوراس رو باور کردی؟

‫آره، اون شکایت‌ ها رو داشت.

‫بعد از اینکه رفت، من تحقیق کردم ‫و فقط بیشترش رو پیدا کردم.

‫خیلی بیشتر.

‫هیچکدوم از این پرونده ‌ها ‫ به پرونده‌ گابریلا پوراس مربوط میشه؟

‫همین یکی.

‫میدونی، مادرم همه ‌چی رو بهم یاد داد.

‫برای اینکه باعث افتخارش بشم، ‫رفتم حقوق خوندم.

‫من با پولی که برام گذاشته بود زندگی کردم، ‫پولی که از بچه‌ های برده به دست آورده بود.

‫هر کی توی اون عکس بود پولدار شد.

‫لنس دوران، ریچارد هلویگ، پاول هارتسفیلد.

‫و منم از طریق ارث، لعنتی.

‫برای همینه بعد از اینکه لوز پوراس از دفترت رفت، ‫ شش ساعت طول کشید تا پلیس رو خبر کنی؟ عذاب وجدان؟

‫گفته بود اگه زودتر خبر بدم، من رو میکشه.

‫ولی آره، عذاب وجدان.

‫این همون دعوای حقوقیه که ‫گابریلا پوراس تنظیم کرده.

‫این دادخواست اولیه‌ست؟

‫آره.

‫اکبر.

‫آره، باید چند تا اسم رو برام چک کنی. ‫گریفیث استوکر، جلانی آمادو.

‫سناتور.

‫برنت تورلاک، پاول هارتسفیلد، نوری مهندرا...

‫و البته، دوست دوست ‌داشتنی‌مون، لنس دوران، ‫نات گانکارز، ریچارد هلویگ، میچ مورگان...

‫و یه کبک روی درخت گلابی. ‫اینا دیگه چیه؟

‫اینا متهم های پرونده شکایت ‫گابریلا پوراس علیه کرست‌ بروکن.

‫همه کسایی که کنار اسمشون یه د دارن.

‫حالا، متوجه چند تا چهره آشنا با یه همپوشانی ‫قابل توجه از سوابق لینکلن استبان میشید.

‫در مورد چهره ‌های جدید چی میدونیم؟

‫خب، پاول هارتسفیلد معاون دستیار ‫وزیر توی وزارت کار بود.

‫و با توجه به اتفاق های اخیر، ما فکر میکنیم...

‫که ممکنه داشته در مورد بازرسی ‌ها ‫ به کرست ‌بروک خبر میداده.

‫برنت تورلاک یه پزشک بود.

‫به نظر میاد بعد از مرگ گابریلا پوراس، ‫کلینیکش رو تحویل گرفته.

More Farsi Persian subtitles for Cross

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left