The first 200 lines.
اون موقع
پدرت و من هردو پزشک دربار بودیم
وقتی که پدرت داشت فهرست رو ویرایش میکرد
اون یه نوسته از بیماری جدی یکی از معشوقه ها رو پیدا کرد
بعد اون همشون رو جمع کرد
و بعد از اون
بیمارستان دربار تعدادی کتاب قدیمی رو بدون دلیل از بین برد
و از این فرصت استفاده کردن تا
نامه های شخصی پدرت رو هم نابود کنن
اما پدرت
بیشتر برگه های مهم رو از اون
نامه های جدا کرده بود
و بعدا
خانوادهی ژائو رو کشتن
اون نگران این موضوع هستن
برای اینه که
اونا تمام خانوادهی منو رو کشتن
حالا اون صفحات
که هیچ کس ازشون خبر نداشتن
تا ابد یه راز باقی میمونن
یادم میاد که پدرت ناراحت بود
تمام اون روز ها
وقتی هم که ازش سوال میپرسیدم
اون هیچی نمیگفت
اون نمیخواست که من چیزی بدونم
متوجه هستم که سعی داشت جونمو نجات بده
اون سعی میکرد تا ازم محافظت بکنه
پس قاتل باید
کارهایی از حرمسرای دربار باشه
باید بفهمم که کی اینکارو کرد
و تلافی مرگ پدرم رو سرش دربیارم
دخترم
اگر خودتو قاطی این موضوع بکنی
میترسم که تو هم تبدیل به یکی از اونا بشی
عمو لیو نگران نباشید
من حواسمو جمع میکنم
وقتی که تموم شد
متعجب نشدی
علی حضرت
من اینجام
تا فقط به شورش کوه هایلانگ رسیدگی بکنم
و من فکر میکنم
که در این باره یه جای کار مشکل هست
بگو ببینم
کوه هایلانگ
جای خطرناکی هست
و راهزن ها هم
غالبا اینجور جاها هستن
اون ها خودشون رو قهرمان های جنگل صدا میزنن
و فقط از ثروتمند ها دزدی میکنن
بدون آزار و اذیت مردم عادی
اما اینبار
اون ها به دولت دست درازی کردن
و قتل و غارت انجام دادن
و من فکر میکنم
که یک نفر باید
دشت این اتفاقات باشه
کسی که باید از اهالی قصر باشه
و اونها رو داره حمایت میکنه
بگو ببینم اون
هدفش از اینکارا
چی میتونه باشه؟
کوه هایلانگ
در مرز لیاودونگ
لیائوشی قرار داره
و متعلق به یکی از رؤسای ناحیهی فوشون هست
اگر شورش بشه
پدر من
مسئولیت داره که شورش رو آروم کنه
اما
اگر اوضاع از اونم بدتر بشه
لیائوشی
و جینژو
دلیلی دارن که ارتشاشون رو به حرکت دربیارن
علی حضرت درست میفرمایند
ژلی بازی خوبی راه انداخته
بهش پیشنهاد کرده بودم که باید افرادش رو برگردونه
اما اون قبول نکرد
میدونستم که همچین روزی اتفاق میافته
تمام اینها
فقط افکار من هست
افکار تو رو
ترجیح میدم
که باورش کنم
و مراقب باشم
اگر اون روباه پیر کاری نکنه
من کاری به کارش ندارم
اما وقتی که شروع به حرکت بکنه
من اون رو کاملا به توبره میکشم
ژونگلین
ایده هایی برای اینکار داری؟
بله علی حضرت
من فکر میکنم که
اول بهتره سلامتی شما رو تامین بکینم
باید برای استراحت برین به معبد دربار
و من هم از پایتخت مراقبت میکنم
و از توطئهی خودش بر علیه خودش استفاده میکنم
نه
من با چشمای خودم شکست خوردنشو میخوام ببینم
علی حضرت
فکر نکنم اینکار خوبی باشه
من تصمیم رو گرفتم
لازم نیست چیز بیشتری بگی
بله
علی حضرت
من نشان ببر طلایی رو بهت میدم
در ساعت یازدهم
تو و پدرت
میتونید تمام ارتش هان چی رو در لیاودونگ رو به حرکت بیارید
بله
من جواب اعتمادتون رو میدم
اولیا حضرت
ژائو یوژینگ اومدن تا داروتون رو بدن
بذار بیاد داخل
ژائو یوژینگ
بیا تو
من از پزشک دربار لیو دستور دارم
تا این دارو رو به اولیا حضرت تحویل بدم
بلند شو
ژائو یوژینگ
در سالن
تو زندگی منو نجات دادی
توی اون شرایط بحرانی
من باید بهتون طب سوزنی میزدم
لازم نبود که نجاتم بدی
اینکار پزشک ها هست
شما فقط یک بیمار بودید
من
فقط یک بیمار رو که در خظر مرگ قرار داشت رو نجات دادم
چی گذاشتی داخلش؟
غده کوریدالیس
یکی از خانواده کوکنارها
کوکنار
میخوای که معشوقه رو مسموم کنی؟
این از
یکی از دوستان
هست که نسخه نویسی استاد هست
غده کوریدالیس
متیونی گردش چی رو تحریک بکنه و باعص تسکین درد میشه
این فقط باعث تسکین دردشون میشه
اگر فکر میکنی که سمی هست
بریزش بیرون
بیارش اینجا
خب
همونطور که فکرشو میکردم
حالا که یوئه شینگ بنگ افرادش رو فرستاده
ما میتونیم کارمون رو انجام بدیم
برای موفقیتتون آرزو میکنم
و شاه بشین
برای حرمسرای دربار هم
من فرومایه هستم
اما خوشبختانه
همشون در دستان من هستن
ارباب یوئه
در رو باز کنید
بله
ارباب یوئه
میتونی بری
از این طرف خواهشا
آزاد
بله
ارباب یوئه
ارباب یوئه
ارباب یوئه
چیوچی
میخوای خودکشی بکنی؟
تاحالا ارجب پدرت هم فکر کردی؟
شوهرت چی؟
اگر تو بمیری
فوچا شیونگ تنها زنده نمیمونه
چیوچی تو باهوش هستی
چرا همچین حرکت احمقانهایی رو انتخاب کردی؟
معشوقه می درست میگن
بخاطر همچین جرم بزرگی
یکی از ما باید مسئولیتش رو قبول بکنه
شما باید فقط یه قربانی باشید
من مرگتون رو ساختگی نشون دادم
تا مردم بفهمند شما
مسئولیت تمام خرابکاری ها رو قبول میکنید
دارو مرگ ساختگی
توسط ژلی دزدیده شده
این چیه
داروی مرگ ساختگی
میتونید به من و یوژینگ
اعتماد کنید
ازتون شما و ارباب یوئه
ممنونم
چیوچی
مطمئن میشم که در یادم بمونه
برای چی اومدی اینجا؟
از کجا میدونستی من اینجام؟
چونکه ماه
زیبا ترین نورش به اینجا میتابه
تو واقعا بی احتیاطی
تو هنوز میخوای ماه رو ببینی؟
داروی مرگ ساختگی رو
دادم به چیوچی واقعی
واقعا؟
بله
از کجا پیداش کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.