The first 200 lines.
...آنچه که در " شهر زُمُرد" گذشت
تو داشتی از اون دخترا محافظت میکردی
چرا؟ - به خاطر گلیندا -
برای اون قسم خوردی. همونطور که من خوردم
این اُتاق گردباد میتونه تو رو بفرسته خونه
ولی اول یه کارو باید انجام بدی: گلیندا رو متوقف کن
اون تنها اسلحه ای که میتونه جادوگر رو بُکُشه رو به تو داده
فقط این یکی نیست
وقتی به گلیندا برسه
جنگ تموم میشه قبل از اینکه شروع بشه
راندال
به کمکت نیاز دارم. میتونم برای ساخت سلاح
روت حساب کنم؟
مادر جادوگرا زندهس
و داره جادوگرا رو برای گلیندا بدنیا میاره
من جادوگرای جوون رو دیدم
از اونا در برابر هیولا استفاده نمیکنه
در برابر تو ازشون استفاده میکنه
پخش بشید
همه خونهها رو بگردید
همه دخترا رو بیارید
بازکن
بنام جادوگر باز کن - به دستور جادوگر -
اینجاییم - باز کن -
باز کن - در رو باز کن -
چکار داری میکنی؟ اون دخترمه
اون بچه گناهی نداره
طاعون، بوسیلهی یه دختر جوون پخش شده
که شهرمون رو تهدید میکنه
همشون باید توسط پزشک معاینه بشن
میلا مریض نیست
این چیزیه که دکتر تصمیم میگیره
بابا، تورو خدا، بابا
اِیمون، اِیمون. منم ، میلر
خودت که منو میشناسی. این کارو نکن
بابا، بابا، بابا، خواهش میکنم
نمیزارم اونو با خودت ببری
تورو خدا، بابا
برگردید خونههاتون
درها رو ببندید
وگرنه مرگ سراغ همتون میاد
من اون دخترو از زمانی که به دنیا اومد میشناسم
جادوگر نیست
همه دخترها باید بررسی بشن
اگه جادوگرای گلیندا توی شهر زمرد مخفی شده باشن
و مردم پیداشون کنن
اونا رو از دست میدیم
الانم ممکنه از دستشون داده باشی. مردم ترسیدن
خوبه، تا وقتی بترسن شورش نمیکنن
وقتی عصبانی باشن شورش میکنن و یا اگه اونا فکر کنن که کنترل رو از دست دادم
و سرنوشت شورای عالی چی میشه؟
باید با اونا چکار کنیم؟
تصمیم نگرفتم
اگر کسی سعی به فرار کرد، بُکُشیدش
بیا، سیلوی
یه توقف کوتاه میکنیم، بعد باید حرکت کنیم
ببینش، الان خیلی آزاده
واسه یه مدتی
خودت چطور؟
آره
هرچند که ظاهراً واسه خدمت به یه کسی
به اسم گلیندا قسم خوردی
پس خودت چی؟
توسط جادوگر محافظت میشدی؟
اون والدینمو میشناخت
آه
اون اولین پل ارتباطی مستقیم من با اونا بود
میدونی، اون طوری که تو فکر میکنی بد نیست
ظاهراً گلیندا فکر میکنه اون بدتره
...ببین، لوکاس، درمورد جادوگر
میدونم، که نگهبانهاش میان دنبالمون
ولی نمیتونم بفهمم چرا نیستشون(نیومدن)
به خاطر از دست رفتهت متأسفم
از دست رفتهام نبود. اون پدرم بود
متأسفم که اون مُرد
اون نمُرد. به قتل رسید
این باعث شد من همه چیزو بهتر ببینم
بیشتر متوجه شدم که چقدر اینا برای تو سخته
چرا داری حرف میزنی؟
دارم سعی میکنم کمکت کنم
کُل چیزایی که گفتی اشتباه بودن
همه چیز در مورد تو اشتباهه
فکر کنم به همین دلیله که منو دوست داری
در مورد اون دختر که توی قلعه جادوگر بود چی؟
اون تو رو دوست داشت؟
تیپ؟ نه، اون ازم متنفره
و به همین ترتیبیه که به نظر میرسه
به خاطر همدردی داری تحت فشارم میزاری؟
دیروز من، شاهزاده خانم بودم
امروز من یه یتیم و یه ملکهام
مهمه که یه دختر به احساساتت صدمه بزنه؟
این بیشتر از این حرفاس
منو ببین
کالسکه رو نگهدارید - وایسا، چرا؟ -
منو با احساس تأسفم تنها بزار
منظورم هیچی بجز همدردی نبود
مرخصی
اُوه، عالی شد، اینم از یه جنگل جیغجیغو، مرسی
اُوه، الیزابت گفت که یه خونه رعیتیه
بیرون از گیلیکین
باید قبل از تاریکی بهش برسیم
اُوه - سیلوی؟ -
سیلوی - سیلوی -
سیلوی
سیلوی
سیلوی
بلایی که سر اون آوردن بی رحمانس
شنواییشو ازش گرفتن
چرا جادوگرا باید این کارو بُکُنن؟
شاید واسه محافظت از خودش
ولی اون خوش شانسه که یه چیز جدید رو کردی
من حتی در مورد این فکر هم نکردم
... دستکشا، اونا
اونا یه کاری کردن
تو میتونی الان کنترلشون کنی
اونا در حال تبدیل شدن به یه قسمت از تو هستن
شاید
مثل بقیه چیزای دیگه
مثل سگه؟
آره. سگه
و سیلوی
آه، خُب، خوبه. خوشحالم که همه شاملش میشم
میشن
میخوام خونه رو چک کنم، مطمئن شم که امنه
تا وقتی صلاح بدونم نزدیک خودت نگرش دار
یه فکری دارم
میخوای بازی کنیم؟
این بازیه که وقتی هم سن تو بودم توی کانزاس بازی میکردم
بهش میگن یهجایی
یه جایی تو سبزه زار
یه...مترسک هست
کارت فکر کنم تو این بازی خوب باشه
اُوه، این آسونه بود
یه جایی تو سبزه زار
یه کبوتر هست
آره
میتونی صدای آواز پرندهها رو بشنوی؟
الان، میخوام این چیزا رو از گوشت دربیارم
چیزی نیست
چیزایی که میشنوی نمیتونن بهت صدمه بزنن
بهم اعتماد داری؟
باشه
چیزی نیست، چیزی نیست
میدونم خیلی زیادن، میدونم
فقط روی یه چیز تمرکز کن
روی کبوتر تمرکز کن
زود باش
میتونی صداشو بشنوی؟
دوروتی؟
مشکلی با خونه نداریم؟
نمیخوام صدمه ببینی
منظورت چیه؟
سیلوی
قراره که تحویلش بدی
گلیندا
مادر
چطور تونستی دروغ بگی؟
باید بانوتو ببینم
بانو حالش خوب نیست
شُک زده شده
بانو
نیاز نیست خجالت بکشی
وقت داریم
طوری که به نظر میرسی زیاد طول نمیکشه
پس نباید زیاد کارت خوب باشه
یه فاحشه با اینطور نگرشی خواستنیه
من از اون نوع دخترا نیستم
بانوی غرب
زود باش
زود باش
من همهی دخترای شهر رو تو اون محدوده سنی
قرنطینه کردم
...میخوام که بیایی و
بانو، پاشو
جادوگرا رو از اونا جدا کنی
بیا - هنوز اینجایی تو -
آره، هنوز اینجام
زود باش، اینم از این
خوب داریم میریم
یه جوابی به جادوگر بده
بهت کمک نمیکنم بُکُشیشون
نه، نمیکُشم
من حتی یه جادوگر هم تو زندگیم نکُشتم
گلیدا کُشته
تقریباً همشونو
جلوی هیولایی جاودانه فرستادشون تا بمیرن
و من بهش کمک کردم
منم اونا رو کُشتم
بهت کمک نمیکنم تا اشتباه گذشته رو تکرار کنی
گلیندا، مادرتو از تو مخفی کرده
آره
و ارتشی از جادوگرا ساخته
اونم سِری
و با دروغ گفتن
تو خانوادهای هم داری؟
... آره، من
آره، اونا متقلب و دروغگون
ولی کُل چیزیه که داری
الان، گلیندا، در حال قربانی کردن
همهی اون دخترای کوچیکه
No comments yet. Be the first to leave one.