The first 141 lines.
!دمت گرم، روکورو .از همین الان منتظر روزیم که بزرگ شی
!بسپارش به خودم !شخصا همه ناخالصی ها رو از بین میبرم
... قویترین جنگیر
... آره جون عمه ات ...
.تمام ناخالصی ها رو از بین میبرم
.این رویای من ـه
!شخصا تمام ناخالصی ها رو از بین میبرم
... عمرا جنگیری نمیکنم
،اگه طلسما رو نداشتم ... در جا کارم تموم بود
... چقدر سفته
... ولی اگه همه اش همینه
... منو ببخشید
... یوتو
... هیکاری ... یونا
... کاچان ... تاتسویا
... آمی ... تتسوجی
... شرمنده ام
.... قویترین جنگیر !آره جون عمت
.وقتشه آماده شید
،زمان رفتن به توکیو شده
.بنیو ساما
،باور دارم که چنین احضارهای ناگهانی
نشون میده که همه متوجه .قویتر شدن شما به عنوان یه جنگیر شدن
... گرچه یه چیزی نگرانم میکنه
،میگن فرد دیگه ای با استعداد برابر
،یا حتی فراتر از شما هم هست .که ممکنه انتخاب شه
... استعداد ... بیشتر ازمن
!دختری بهتر از تو ندیدم
پس جون مامانت، باهام بیا بریم ــــ
!شرمنده
!چه سریع
،ازت بدم نمیاد، روکورو کون
... ولی من بزرگترا رو ترجیح میدم
!تمام زورم رو میزنم بزرگتر نشون بدم
!اگه اشتباهم کردم، حاضرم به گه خوردن بیوفتم
... پس، بذار بپرسم
روکورو کون، من باید از چیت خوشم بیاد؟
... ها ... خو
روکورو؟
... مایورا
دوباره جواب رد شنیدی بخاطر همین کله ات رو انداختی پایین و شروع کردی دویدن؟
هیچوقت آدم نمیشی ... انگار از عمد هی .داری قلب خودت رو میشکونی تا تمرینش بدی
واسه چی آخه؟
!نمیخوای بیخیال شی؟ الان چند وقته هر دختری رو میبینی بهش ابراز علاقه میکنی
.نمیتونم
!خودم توی یه کتاب خوندم عشق مسیر زندگی رو عوض میکنه
انقدر زندگی بدی داری؟
بی خیال این چیزا، من چه نکته ی مثبتی دارم؟
تو یکی میدونی، نه؟
... بذار ببینم
.خوب، هر آشغالی رو بذارن جلوت میخوری و میگی خوشمزه است
... بند کفشم بلدی ببندی
... دیگه
!آهان! چپ و راست هم بلدی از هم تشخیص بدی
... چی شد ... ازم تعریف کرد ولی کم مونده خون بالا بیارم
... گرچه خنگول بازی هات یه خرده خوبه
الان چی گفتی؟
!پسش بده
اگه صد بار بگی، تورو خدا پسش بده .شاید پسش دادم
!پس بده
!هوووووووووووووی
چرا چند نفره ــــ
!روکورو؟
... پش
... پـ
!پشس بده
!بیا بابا! بریم
!با - باش
... بـ - ببخشید
.ممنون
چه خبر شده؟
برق رفته؟
.بنیو ساما ... فکر میکنم ... یه ناخالصی باشه
مامان، چی شده؟
.مشکلی نیست، الانه درستش کنن
!ای وووی، بنیو ساما کاملا محاصره شدیم
!!اگه همینطور ادامه پیدا کنه، ممکنه یه نفر صدمه ببینه
.کسی صدمه ... نمیبینه
،باشد که غیر ممکن به نظر رسد
،درخواست راهی به دروازه ی خدایان میکنم
،با احترام و التماس
.درخواست کمک و آرامش میکنم
.دروازه ی ماگانو، باز شو
!تو را احضار میکنم
صدام کردی، پیری؟
.اینو ببین
... این
... عقربه بدجوری داره واکنش نشون میده
کجاست؟
.طرفای یوکوهاما
... اون طرف
!یکی هم توی منطقه ماست
.دو و نیم ری به طرف جنوب شرقی ـه اینجاست
ری: واحد قدیمی اندازه گیری فاصله ی زاپنی، هر ری یک سوم مایل است
میتونم بسپارمش به تو؟
.به چشم
!آتسوشی! شینوسکه
.کار داریم
... یه گودال نزدیکای سولماچی
!خودشه
.شینوسکه، تو برون
آستوشی، توی ماشین آماده شو .تا هر چه سریعتر وارد ماگانو شیم
!باشه
... ای
!روکورو
!ای باو
.چه به موقع، امروز دیگه باهامون میای
... بی خیال شو دیگه، ریوگو
!چند بار باید بگم، من جنگیری نمیکنم
ای بابا، نمیتونیم تو رو بدون دلیل که نگه داریم، میشه؟
.یالله، بریم
!منم گفتم جنگیری نمیکنم
... دوباره فرار کرد
اصلا چرا اون هنوز اینجاست؟
... هیچوقتم ندیدمش تمرین کنه، ولی بازم پیری هواش رو داره
،دو سال پیش
.اون یکی از بهترین جنگیرای این اطراف بود
!ها؟
روکورو؟
.دو سال پیش ... یعنی تازه 12 سالش شده بود
پس چرا اینطوری شده؟
.روکورو تنها بازمونده ی هیناتسوکی ـه
!نــــــــــه
!اگه دفاعت رو فعال نکنی، میمیری
.میدونم
،طلسم واجرا
!دیوار آهنی، تو را احضار میکنم
!بـ - بـ - بـ - بنیو ساما
.مشکلی ندارم
،طلسم قدرت
،قدرت خرد کننده ی شیر !تو را احضار میکنم
!طلسم آتش، تو را احضار میکنم
!خاکستر ساز سوزان
!آفرین، بنیو ساما
... گشنه ام ... شده
... دارم ... از دست میرم
!لعنتی
!هوی، مراقب باش
... تو هوا سکته زدم
آه، ببخشید ... خوبی؟
... راستش، دستت
No comments yet. Be the first to leave one.