The first 200 lines.
چيزهايي که بايد بخاطر آورده مي شدن، به فراموش شدن
چيزهايي که بايد فراموش مي شدن، به ياد آورده شدن، مسخره است
براي همين، همچنان گذشته پيشِ روي ماست
...مثل يه قول ناگفته از يک سال پيش
...داستان اون زمستان...
حادثه ي اون انبار در گذشته
همه اينها از يه جايي شروع شد
...فصل گذشته
چه اتفاقي داره مي افته؟
اين همون جنايته
فکر مي کني يه تقليد ديگه است؟
...مطمئن نيستم
...متهم، از چشم تا لبهاشُ
خيلي محکم با نوارچسب بسته...
مثل همون قتلِ 7سالِ پيشه
اين بار، اين اصله
حواس پرتي رو تموم کنُ گردنشُ بکش بيار اينجا
رئيس، نمي تونم اين کارُ بکنم
فقط براي اين که بتونم اون هيولا رو بگيرم
مي خواستم يه هيولا بشم
...بعد از اين که اين اتفاق افتاد مخفي شده
اين موضوع؛ چه رابطه اي با کاپيتان داره؟
...چرا "يو جي هون" مخفي شده
اون موقع چه اتفاقي افتاد؟
...مجرم کيه
تمام اين جوابها، تو گذشته است
اين چيه؟
گذشته
F پرونده اي که بهش ميگن
دقيقاً چيه؟ F اين پرونده ي
پرونده ايه که کاپيتان نسبت بهش حساسه
به نظر ميرسه يه جوري، به گذشته اش مربوط ميشه
؟ Fاما چرا بهش ميگن
...همه موارد در زو جمعه اتفاق افتادن
...متهم نسبت به صورت يه نوع وسواس داره
همه ي قرباني ها زن هستند
!"فرادي"
!"فيس"
!"فيميل"
فکر مي کني تو اين شرايط بخاطر ميراه؟
فقط محکم بشين به زودي تموم ميشه
طعمه رو گرفت
يکي داره مياد
تويي؟
!آتيش
!اتاق 201
!ناپديد شده
چطور مي تونه اين اتفاق افتاده باشه
يه هشدار اشتباه بود
بايد اينُ ببيني
برو تو
!"هي جو"،"هي جو"
بعد از 7سال يه قتل ديگه انجام داده؟Fچرا اين
يه تيم ديگه اين پرونده رو به عهده گرفته
به پست اصلي تون بگرديد
اينُ ببينيد
نفس دوباره؟
اگه اين پيغام براي ماست منظورش چيه؟
...اگه کاپيتان از ما خواسته دنبالش بريم
نبايد بهمون بگه که چطوري دنبالش کنيم؟
.."يو جي هون"
..."يو جي هون"
به چي مي تونه فکر کنه؟
!"يي ري"
پيغام ديگه اي تو خونه ي کاپيتان مونده؟
آدرس ثبت شده در پرونده، انستيتوي آموزش پليسه
اما کاملاً تميزش کرده
...فقط يه پيغام گذاشته
!بيا منصرف شيم
اين شوخي نيست
بهش بگو با هرکسي که تا حالا تنهايي کار مي کرده، معامله کنه
بيا فقط منحلش کنيم، باشه؟
عاليه يه تيم خوب داشتيم
بله؟
مين هو"، تو چطوري عضو تيم شدي؟"
چرا يه دفعه اي اينُ مي پرسي؟
نام يي ري"؟"- بله؟-
...خوب من
هر دوِ شما، دليل خاصي نداشتيد
...در رابطه با من
...من اينجا موندم، چون "يو جي هون" قول داد که
به من يه مشاور ازدواج معرفي ميکنه
به من گفت که اگه پرونده اي نداشته باشيم، يه عالمه مرخصي بهم ميده
چرا اين موضوعُ الان بزرگ کردي؟
مي خوام بگم که مسائل هرجوري بود تموم شد
اما فکر نمي کنم موضوع اينه
سئو ايون بي"، "کيم ايون يونگ"، پرونده ي تقليد از قتل با نوارچسب"
اين چرا اينجاست؟
ئه؟Fبين همه ي اين پرونده ها که درباره ي موضوع
....براي رجوع کردن...Fچون... يه تقليد از پرونده ي
چرا اين يه مرجعه؟
چي باعث شد که "يو جي هون" به اين پرونده ملحق بشه؟
..."چه کارِ"ايون يونگ" بود چه "ايون بي
فهميد که خواهر کوچيکتر اون کارو انجام داده، درسته؟
...درسته
...درواقع
اگه بخاطر ما نبود، هنوز سردرگم بود
..پس
...گذاشتهFبراي همين، اينُ جزء پرونده هاي
يه چيزي بوده که اون فراموش کرده
...حتي اگه 7سال نسبت به اين مورد وسواس پيدا کرده
بايد يه چيزي باشه که متوجهش نشده بوده
و بخاطر اين پرونده متوجه شده
اگه مارو اينجا داشته باشه مي تونست متوجهش بشه؟
اين يعني چي؟
..دليل اين که کاپيتان تيم شماره ي 10 رو نگه داشت
اين احمق ابتدا، اصلاً به تيم شماره ي 10 اهميت نمي داد
يا هرچي که هست، استفاده کرد Fفقط از ما براي پيدا کردن اين
حالا مي فهمم چرا اينُ اينجا گذاشته
ازمون خواسته تا تصوير مخفي که در اون پنهان شده رو ببينيم
اون تصوير مخفي که 7سال نتونست پيداش کنه
واي، تاثير گذاره
اين 7سالِ گذشته ي "يو جي هون"ئه
مي تونيم چيز ديگه اي پيدا کنيم؟
کاپيتان "يو" از قبل همين ها رو پيدا کرده
هي! منظورت چيه؟
راستشُ بگم، "يو جي هون" با صداي بلند حرف مي زنه اما چيز ديگه اي نيست
...کسي که مسئول سوق دادنِ ما به يه سمت جديده
!نام يي ري" ئه"
پس، تو چي؟
با تشکر از تو، تونستيم اين پرونده رو کامل و از اول بررسي کنيم
...اگه همه ي نيروهامونُ رو هم بذاريم
!رو بگيريم Fفقط موضوع زمانه, وگرنه مي تونيم اين
...اما
مي دونم چرا کاپيتان به شما دوتا نزديک شد
اما چرا منُ انتخاب کرد؟
بايد يه دليل بزرگ وجود داشته باشه
براي اين بوده که خوش قيافه ام؟
اول از کجا بايد شروع کنيم؟
آه! بله...خوب
بياييد با اين قتل دلقکي شروع کنيم
!بله
!بايد يه دليلي باشه
!فقط درباره اش فکر کنيد
14نوامبر2003، جمعه] ["قرباني: "مون هي جين
مون هي جين"، اون شب بايه مرد بود"
اون حرمزاده اي که اون شب جمعه بهش يه بليط فروخت
به نظر من، مطمئناً همون آدم بوده
مردم به محض ديدن نماش جمعه شب ديوونه ميشن
من کاملاً گيج شدم
تو هم همين طور؟
خونت به جوش اومده؟
قهوه مي خوري؟
اما مهم نيست جقدر گشتم اونجا چيزي نبود
اون حرومزاده تو اين 10سال که پليس بودم، اولين مورد بود
هيچ کسِ ديگه بجر "مون هي جين" که مُرده بود، صورتشُ نديده بود
درنهايت موقعي که هويتشُ پيدا کرديم فهميديم که يه هويت ساختگي بود
F اولين پرونده ي
مثل يه روح اومد و مثل يه روح هم رفت
ازموقعي که سعي کردم اين آدمُ پيدا کنيم سه ماه شد؟
هرگز خودشُ نشون نداد
..به نظر ميرسه همه جا رفتيد
...صبر کن، اما
بررسي هويتش تو سوايق بازپرسي نيست
نيست؟- نه-
بايد اونجا باشم
جا افتاده؟
حتي نامه رسون چيني و صاحب فروشگاه قديمي رو هم چک کردم
صبرکن! پس، اينجا بود؟
فکر کنم اينجا ديدمش
يه بازرس جوون از واحد تحقيق منطقه اي نيومد اينجا دنبال اين پرونده؟
واحد تحقيق منطقه اي؟
!اوه، درسته
يه نفر از اونجا اومد
...در حالي که آدامس مي جويد
براي سرگرمي اينجا اومده بود؟
ديوونه
کاپيتان اينجا تاييد هويت کرده
!ارشد
ما داريم ميريم
ممنون- واقعا؟-
به نظر نميرسه اين اطلاعات مدت زيادي اينجا باشن
کي اون قفسه رو بستيد؟
...چون دخترهاي بار اغلب از اين جور کارها مي کنن
موقعي که درمورد قاتل پرسيدم ...گفتن که مدرکي نيست
همچنين گفتن که شاهدي هم نيست
به نظر ميرسيد که هيچي وجود نداره
...موقعي که اون بازرس ها رو مي ديدم
مي تونم بگم که هيچکي رو دستگير نمي کنن
اين موضوع، ارزش و بهاي اونُ تو اين کشور نشون ميده
خانم بازرس؟
بذار يه چيزي ازت بپرسم
چون اون دختري بود که نوشيدني و بدنشُ براي پول مي فروخت
کسي نبايد دنبال قاتل اون بگرده؟
انگار کاپيتان از قبل رد پاي خودشُ اينجا گذاشته
صبر کن، اما اين طور نيست که چيزي براي تحقيق وجود نداشته باشه
چرا اون پرونده ها رو اون جوري نگه مي داشت؟
نه تنها اونها رو نگه نمي داشت بلکه دفن شون کرده بود، احمق
...مهم نيست چه بازرس بزرگي هستي
اگه پرونده اي هست که هرگز حلش نکردي تا موقعي که بميري اونُ تو قلبت نگه دار
اينُ يادت باشه
جمعه، 4 ژئن 2004 "قرباني:"سونگ مي جو
..."اوه "مي جو
...هميشه با خوشحالي لبخند ميزند و خيلي با ادب بود
کي مي تونست فکرشُ بکنه مي تونست همچين کارهايي بکنه؟
حتي هيچ کس تو خانواده اش هم نمي دونست
"تا مدتي، همه تو محله مي گفتند "امکان نداره، امکان نداره
F دومين پرونده ي
اونها مادرشُ متهم کردن که دخترشُ مجبور کرده تو بار کار کنه
همه خانواده يه شبه فرار کردن، همين
No comments yet. Be the first to leave one.