Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Parenthood 2010 S04E01 Family Portrait 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 1 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

همیشه دوستت داشتم، هیچ‌وقت از دوست داشتنت دست برنداشتم.

هنوزم باهام ازدواج می‌کنی؟

آره، باهات ازدواج می‌کنم. واقعاً؟

فقط باید بهت بگم که تو کورنل قبول شدم.

هدی، تبریک می‌گم. فوق‌العاده‌ست.

خیلی بهت افتخار می‌کنم. واقعاً. ممنون.

مادرش زندانی شده.

اون از حق حضانت بچه‌ش دست کشیده تا بچه وارد سیستم پرورشگاهی نشه.

این ویکتوره.

سلام.

سارا بریورمن.

باهام ازدواج می‌کنی؟

لیلا هرش‌فلد.

مامان، جدی جدی داری رابطه من با مارک رو با لیلا هرش‌فلد مقایسه می‌کنی؟

کرازبی قسم می‌خورد اون همون آدمه.

و دو هفته بعد از هم جدا شدن.

با این حال، اون برای همیشه تو عکس خانوادگی ما هست.

مامان.

اونا ۲۴ سالشون بود. اون یه تاپ کوتاه پوشیده بود.

هر کسی می‌تونست اینو حدس بزنه.

من و مارک نامزد کردیم.

اوهوم، آره. حلقه کجاست؟

داریم روش کار می‌کنیم. آره.

بچه‌ها، مراقب باشید.

درو... ایمی همین‌طور که هستی دوستت داره.

مامان، خواهش می‌کنم.

سارا، حواسش رو پرت نمی‌کنی؟

داره برای برگشتن ایمی هیکلی می‌شه، باشه؟

خب، پیدا کردن کار چطور پیش می‌ره؟

عالیه بابا، عالیه.

واقعاً؟ نه بابا.

دارم سعی می‌کنم از کار بارتندری بیام بیرون.

اوضاع سخته. پنج تا دیگه.

مامان، خواهش می‌کنم.

فقط خانواده، این قانونه.

می‌تونی از برادرت کرازبی به خاطر این تشکر کنی.

یه کرمر آوردم، عزیزم.

هی.

هی عزیزم، من صبحونه-ناهار درست کردم.

فرنچ تست و بیکن درست کردم.

خوب پخته شده، همون‌طور که دوست داری.

یادت میاد گفتم می‌خوام صبحونه-ناهار درست کنم؟

آره، با این مشکلی ندارم، جولیا.

هی، مامانت کلی وقت صرف کرده تا اینا رو آماده کنه.

اشکالی نداره.

ام، عزیزم.

ویکتور، خیلی ممنون می‌شم اگه این کارو نکنی...

وقتی دیدن برنامه‌ت تموم شد...

اگه وقتی سیدنی اطرافه، نبینیش، باشه؟

آره، باشه.

چطور اون اجازه داره تلویزیون ببینه؟

سید!

خب، این منصفانه نیست. بیا اینجا.

و چطور اون می‌تونه جلوی تلویزیون هم غذا بخوره؟

سیدنی، این صبحونه-ناهار هست. بیا اینجا.

سید، سید.

بیا دیگه.

نمی‌خوام تا برگر اند پای برم.

چی داری می‌گی؟

برگر اند پای جای ماست. ما عاشق برگر اند پاییم.

وقتی هشت سالم بود. آره، عزیزم.

یادت میاد اون دفعه که از صندلی عقب خم شد...

و گفت: "فهمیدم! بریم برگر اند پای."

من هشت سالم بود و برام مهم نیست.

باید با دوستام وقت بگذرونم. این هفته آخره.

همه با هم بریم... بسه!

به برگر اند پای... بسه!

هفته آخره قبل از اینکه برم.

دقیقاً، وقتشه که با خانواده بگذرونی.

عزیزم، ببین، می‌دونم کلی کار هست.

که، داشتم فکر می‌کردم قبل از برگر اند پای همو ببینیم.

کاپشن زمستونی‌تو برداری... فقط گوش کن.

نه. فکر خوبیه، عزیزم.

این کارو تموم کن. نمی‌تونم. به کاپشن احتیاج ندارم.

می‌دونی اونجا چقدر سرده؟

روز در میون، یا با پدربزرگ مادربزرگم یا با خاله‌هام یا یه چیز دیگه.

یا یه عکاسی مسخره‌ست. من به زمان برای خودم احتیاج دارم.

اون یه عکاسی مسخره نیست.

با دوستام. باشه؟ واقعاً نیست.

همه پدربزرگ مادربزرگات، همه می‌خوان تو رو ببینن.

خاله‌ها و دایی‌هات، باشه؟ اشکالی نداره.

همه به خاطر تو دور هم جمع می‌شن.

و منم فکر می‌کنم باید یه وقتی رو برای مکس هم بذاری.

فکر کردم برگر اند پای همینه.

نه، برگر اند پای وقت خانوادگیه.

می‌خوام تو و مکس یه کم با هم وقت بگذرونید.

باشه، انجامش می‌دم.

اصلاً نمی‌دونی زمستونای شرق آمریکا چقدر خشنه.

اوه.

شاید برای همینه که همه تو کورنل خودشون رو می‌کشن.

باد تو صورتت شلاق می‌زنه. اوه، خدای من.

این درست نیست مکس. آره، هست بابا.

نه، نیست. آره، هست.

آنلاین دیدم. شایعه‌ست.

مردم اونجا هر زمستون از رو پل می‌پرن.

هی، می‌شه تمومش کنیم؟

خواهرت قرار نیست از رو پل بپره.

اگه اینجا بمونم، من از رو پل می‌پرم.

تو به کاپشن نیاز داری. این که معنی نداره.

دقیقاً. دقیقاً.

تمام چیزی که می‌خوام یه نفره

یه نفر که بتونم بهش تکیه کنم

یه نفر که بتونم روش حساب کنم

یه نفر که باهام برقصه

تمام چیزی که می‌خوام یه نفره

یه نفر که بتونم بهش تکیه کنم

یه نفر که بتونم روش حساب کنم

یه نفر که باهام برقصه

ببخشید وسط آهنگتون پریدم

ولی گزینه‌های ناهار رو آوردم

اوه، ببین کی اینجاست، خوشمزه‌ترین آیتم منوی ساندویچی!

منم؟ منم؟ آره؟ تو...

آره! وای!

کراسبی نیست؟ یعنی، اونم خیلی خوشمزه‌ست ها.

آره، کراسبی هم خوشمزه‌ست، ولی خب...

فکر کنم تو از اونم بهتری. ممنون.

باشه. ببینیم.

فقط مطمئن شو اسمتو کنارش بنویسی

چون وگرنه نمی‌دونم کدوم واسه کیه

باشه

آره، باشه. سفارش خوبی به نظر میاد.

آره؟ آره، ببین نظرت چیه؟

انتخاب خیلی خوبیه.

ممنون.

برای شما؟

سلام.

من اینجام تا بیعانه عکس خانوادگی براورمن‌ها رو بدم.

می‌تونید بذاریدش رو میز. ممنون.

اینجا، روی این؟ آره.

ولی یادتون نمیره که، درسته؟

مامانم تو این مورد بهم اعتماد نداره. آره.

این یه گروه خیلی بزرگه که بخوایم جمعشون کنیم.

تقریباً ۱۷ یا ۱۸ نفریم.

راستش، می‌تونم به عنوان عکاس پرتره خانوادگی، نظرتون رو بپرسم؟

نامزدها معمولاً تو عکس خانوادگی میان؟

راستش برام فرقی نمی‌کنه.

۱۷ یا ۱۸ نفر... من نفری حساب نمی‌کنم، پس کلاً به خودتونه.

باشه. باشه.

باشه. ممنون.

نیرو می‌خواید، نه؟

آره. جدیه؟

یعنی، خیلی از مد افتاده‌ست این روش، می‌دونید.

الان که اینترنت هست. آره. آره.

یعنی، شما اینو زدین و یادتون رفته که هست؟

جدیه. تو اینترنت هم گذاشتمش.

هیچ‌وقت نمی‌دونی کی یه نابغه ممکنه از اینجا رد شه.

اه، صحبت از این شد، من... امم...

راستش من دنبال کارم.

چه کاریه؟ تجربه داری؟

آره. چون من یه نفر می‌خوام...

فقط با تجربه عکاسی، پس...

آره، البته. تجربه‌م مال خیلی وقت پیشه.

تو بخش گرافیک کار می‌کردم و، اه، می‌دونید، بیشتر با عکاسی آنالوگ.

با کارهای دیجیتالی زیاد سر و کار نداشتم.

خب، می‌تونی یه عکسبرداری رو راه بندازی؟

لنز عوض کنی، کارت حافظه بذاری، نورها رو تنظیم کنی؟

آره، می‌تونم.

با فیلم کار می‌کردی؟

آره، اه، بیشتر با فیلم. این یه نکته مثبته.

این، اه... من فیلم رو دوست دارم.

هوم.

اومم.

باشه.

باشه؟ می‌تونم واسه کار مصاحبه کنم؟

فردا ساعت ۲:۳۰ می‌بینمت.

فردا کار داری؟

اوهوم. این عالیه!

وای خدای من. حقوقش چقدره؟

یعنی، باید در مورد...

ببینیم فردا چطور کار می‌کنی.

آه، باشه. دوره آزمایشیه. به این احترام می‌ذارم.

متوجه‌ام. خیلی ممنونم.

راستی، من سارا هستم. هنک.

هنک، این فوق‌العاده‌ست!

این انگار قسمتمون بود.

اینطور فکر نمی‌کنی؟ آه، باید ببینیم.

تابلو رو بردارم؟ نه، بذار باشه.

باشه. حس خوبی به این قضیه دارم.

ممنون هنک. فردا می‌بینمت.

۲:۳۰، آره.

باشه، اینم گوآکاموله. اون اولین مارمولک من بود.

و همونطور که می‌بینی، هنوز زنده‌ست.

می‌تونم بگیرمش؟ نه، خیلی خطرناکه.

تو هیچی در موردش نمی‌دونی.

و منم واقعا در مورد تو زیاد نمی‌دونم.

سیدنی و جبار فرق دارن.

گاهی اوقات به اونا اجازه میدم که بگیرنش. انگار بهشون اعتماد دارم.

اونا مدت طولانی‌تری هستن.

یعنی، از لحاظ فنی تو دخترخاله/دخترعموی منی،

ولی تو به فرزندی گرفته شدی، پس فرق می‌کنه.

یعنی، تو هنوز واقعا حتی بخشی از خانواده هم نیستی.

بذار برش گردونیم سر جاش.

حالا بذارید خوکچه هندی‌م روپرت رو ببینیم.

باشه مکس.

فقط نمی‌تونم باور کنم که اون تو رو استخدام کرد.

و انتظار داره که فردا با هیچ تجربه‌ای بری سر یه عکسبرداری.

خب... این دیوونگیه.

اون دقیقاً نمی‌دونه که من تجربه ندارم.

دروغ گفتی؟

تو هیچ‌وقت تو مصاحبه شغلی دروغ نگفتی؟

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left