All Rise

All Rise

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

All Rise S03E11 Unwanted Guest 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 11 All.Rise زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت در "آل رایز"

با پدر و مادرت چطور پیش رفت؟

فرصت نکردم... خب، اجازه نداشتم ببینمشون.

کالیر. عالی به نظر میای.

چرا بهشون نگفتی؟

که مدارک طلاق امضا شده؟

اول می‌خواستم مطمئن بشم حالت خوبه.

پسر ما براندون تو دردسره. دارن براش پاپوش می‌دوزن.

باید اینو تمومش کنی. سرکار قاضی.

باید شما رو برسونم به اتاقتون.

چرا؟ چی شده؟ وقت نیست.

جدی میگی؟

اوف

گفتم اسلحه رو بنداز. الان!

در تمام مراحل کنارت خواهم بود، باشه؟

دوستت دارم، اِم. منم دوستت دارم.

بهش گفتم باید اینجا منتظر بمونه.

اما اصرار داشت که پیدات کنه. و...

نه، نه، نه، نه. تو شلوغی گمش کردم.

کمک!

من اینجام، لولا.

وای خدای من، نس.

صدای منو میشنوی؟

فقط پیشم بمون. باشه؟

ممنون.

یه لطیفه برات دارم.

یه وکیل مدافع به موکلش میگه:

"یه خبر خوب دارم و یه خبر بد."

موکل میگه: "خبر بد چیه؟"

وکیل میگه: "خبر بد اینه که خونت رو پیدا کردن..."

"...و اثر انگشتات همه جای صحنه جرم بوده."

"خبر خوب چیه؟"

"کلسترول خونت ۱۴۰ هستش."

شما مخاطب سخت‌گیری هستی، خانم جانسون.

زود باش از اینجا برو تا بیشتر بتونیم با هم باشیم، باشه؟

پدر و مادر نس برگشتن هتل تا یکم استراحت کنن.

تا چند ساعت دیگه برمی‌گردن.

اگه از این وضعیت جون سالم به در ببره...

وقتی از این حال در میاد امیدوارم هنوز هم نترس باشه.

آره، و به اون آرمان‌گرایی‌ش پایبند بمونه.

خیله خب، من باید برم سر کار.

وای، دارن اون بیرون دیوونه میشن.

سر پرونده استفاده از اراضی بومیان آمریکا.

کارشناسای محافظه‌کار ۲۴ ساعته درگیر این قضیه‌ان.

برای همین براوو یه معاون دادستان ارشد رو گذاشته روی یه پرونده تخریب ساده.

ساده، آره، اما نظرت چیه در مورد اینکه...

دوباره بری تو اون دادگاه؟

خب، کار بهم کمک می‌کنه ذهنمو دور کنم از...

از تمام ماجرای تدی و نس.

الان از پیشش اومدم و حالش همونه.

لطفا، خبر خوبی هست؟

ام، خب، یه فرصت دیگه پیدا کردم...

که امروز لوک رو تو ۸۰۲ شکست بدم، خب...

ام، مارک.

شوخی می‌کنی؟

اوه، چندش‌آور. چی؟ هنوز قربانی نشدی...

...مشکل کبوترهای ساختمان دادگستری؟

اوه. یه نکته حرفه‌ای، رفیق. چتر با خودت ببر. هوم هوم.

ممکنه کمک کنی میز تدی رو جمع کنیم؟

حتما. همین الان هم دلتنگ توضیحات بی‌پایانش شدم.

بعد از دو هفته، این اولین روز کاریه...

برای خیلی از ما.

هیچ حرف یا کاری که من انجام بدم، خشونت رو پاک نمی‌کنه...

...که تجربه کردیم، اما ما هر کاری از دستمون برمیاد داریم انجام می‌دیم...

...تا مطمئن بشیم که همچین چیزی دیگه هرگز اتفاق نمی‌افته.

امنیت بیشتر و مشاوره‌های روان‌شناسی طولانی‌مدت برای آسیب‌دیدگان.

من دارم درخواست میدم که هر دوی این‌ها پابرجا بمونن.

ما یک خانواده‌ایم. باید مراقب همدیگه باشیم.

و اگه پیشنهادی دارید...

تردید نکنید که حرف بزنید.

ام، من یکی دارم. می‌تونیم همه افزایش حقوق بگیریم؟

خیلی دلم می‌خواست می‌تونستم این کارو بکنم.

ببینید، اگه بتونیم تو این اوضاع جنبه طنز رو پیدا کنیم، پس می‌تونیم بهبود پیدا کنیم.

فقط زمان می‌بره.

تنها نکته مثبت اینه که حالا ما داریم...

...درک عمیق‌تری از رنجی که به همراه داره...

...قربانی جنایت‌های خشونت‌آمیز بودن.

و امید من اینه که از این استفاده کنیم...

...تا مهربان‌تر بشیم.

و به کار بسیار مهممون متعهدتر بشیم.

بهتون دروغ نمی‌گم خانم کارمونا.

این پرونده سختیه.

دادستانی میگه این یه خرابکاری جناییه.

واضح و مشخص.

اونا ده‌ها شاهد عینی و فیلم دارن...

...از شما که یک ساختمان دانشگاه رو با بولدوزر خراب کردید.

مهم نیست هر کسی چی دیده.

این به اون ربطی نداره.

خب، تنها چیزی که می‌تونیم بهش تکیه کنیم...

...شرایط فوق‌العاده‌ای هست که تحت اون...

شما مرتکب این عمل شدید ولی من نمی‌تونم تضمین کنم

که قاضی اون پیشینه رو در نظر بگیره

توی یک پرونده تخریب اموال.

نگاه، اومدن.

ای خالق، به نام اجدادمون،

لطفا به آقای لوک واتکینز قدرت و خردی که نیاز داره رو بده

تا برای عدالت من و قبیله گابریلینو-تونگوا بجنگه.

لطفا کلماتی بهش بده که به اعضای هیئت منصفه کمک کنه که

به قلب‌هاشون نگاه کنن تا درک کنن.

و لطفا، زخم‌هاش رو التیام بده.

همه برخیزید!

می‌توانید بنشینید.

پرونده مردمی علیه مویر کارمونا ثبت شد.

به معنی "ماه" هست. خانم کارمونا،

لطفا در دادگاه صحبت نکنید.

آقای واتکینز، درخواست شما؟

قربان، خانم کارمونا ظاهراً تجهیزات ساختمانی را قرض گرفته بود

که در نهایت از

دیوار یک سایت ساختمانی خالی عبور کرده بود.

خدا رو شکر که خالی بود.

من درخواست می‌کنم زمینه تاریخی پذیرفته بشه

که موکل من، یکی از اعضای قبیله گابریلینو-تونگوا، بر اساس آن

عمل می‌کرده. در غیر این صورت محاکمه عادلانه‌ای نخواهد داشت.

متهم از مرکز علمی تقریباً تکمیل‌شده

دانشگاه رد شده و خسارات زیادی وارد کرده.

به همین سادگیه. اینقدر هم ساده نیست.

این ساختمان روی زمین مقدس تونگوا قرار داره.

زمینی که موکل من با تمام قوا

از مراحل اولیه برنامه‌ریزی‌اش برای محافظت ازش جنگیده.

قربان، هر گونه ارزش اثباتی

پذیرفتن تاریخچه این مکان، تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد

با تعصبی که در هیئت منصفه ایجاد می‌کنه.

به پرونده بی‌ربطه.

اجازه دادن به این موضوع، اساساً راه‌اندازی یک محاکمه است

در دل یک محاکمه دیگر بر سر مسئله‌ای که مربوط به حقوق زمین است.

قربان، این مسئله ادعای حق است.

اوه، بس کنید. اینطور نیست که لپ‌تاپ متهم دزدیده شده باشه

و اونم پسش گرفته باشه.

قربان، این یک پرونده مرتبط با سرقت نیست.

آقای واتکینز؟

بدتره. مردم متهم

هزاران سال اونجا پرستش می‌کردن.

یک مکان مقدس دزدیده شده.

و اگه کسی وارد حیاط خلوت شما بشه

و یک آلونک بسازه، شما حق دارید اون رو خراب کنید.

شما نمی‌تونید چیزی رو در ملک خودتون تخریب کنید.

تدی.

سلام آقای کالان.

ببخشید قربان، اما پیچ‌هایی که

توی دنده‌هام هستن، دزدگیر رو فعال کردن.

ولی، همه‌چی رو حل و فصل کردم، نگران نباشید.

مطمئنی باید اینجا باشی؟

آره، حالم خوبه.

بسیار خب، پس.

چرا اجازه ندیم قبل از ادامه کار، مستقر بشید؟

و، آقای بیسواس، خیلی خوشحالم که می‌بینم حالتون خوبه.

ممنون. شما اینجا چیکار می‌کنید؟

شما سه هفته پیش من رو معاون خودتون توی این پرونده کردین.

به جز اون سخت‌افزاری که توی دنده‌هام هست

و یکم آنتی‌بیوتیک، حالم عالیه.

مادرتون گفت استعفا دادین.

گفت کار خیلی خطرناکه.

مادرم دیگه حرف آخر رو تو زندگیم نمی‌زنه.

این شامل ممنوع کردن خالکوبی و پیرسینگ هم میشه.

بسیار خب، ادامه بدیم.

من به استدلال هر دو وکیل رسیدگی کردم.

از آنجا که قبیله گابریلینو-تونگوا مدت‌هاست ادعای حقوقی داشته

بر سر زمینی که دانشگاه سن ویسنته روی آن بنا شده،

دادگاه اجازه خواهد داد که هیئت منصفه بشنوند

تاریخچه ملک را و به آنها اجازه خواهد داد تعیین کنند

ارتباط آن با اتهام مطرح شده را.

درخواست دفاع پذیرفته شد.

من سالی ۶۰ هزار دلار لعنتی دارم پرداخت می‌کنم

در دانشگاه سن ویسنته فقط برای اینکه تحقیقاتم

که قراره بشریت رو نجات بده، از مسیر خارج بشه.

خب، کدوم هندی قراره پول منو پس بده؟

هی!

کدوم هندی قراره پول اینو به من پس بده، ها؟ ها؟

دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم برم دانشکده پزشکی. شما عوضی‌ها!

آرامش! آرامش!

چنین توهین‌هایی در این دادگاه تحمل نخواهد شد.

دادگاه به تعویق افتاد.

اوه، سلام! کارمایکل.

من توی دو پرونده اخیر این ماه در اقلیت بودم

که دادگاه این ماه اونها رو لغو کرد، برای همین خوبه

که برای یه موکای دوشنبه بیرون باشم.

خب، این خوشی زیاد دوام نمی‌آره. اینو بگیر.

همه چی روبراهه کارمایکل؟

من... من سر خیلی چیزا کمی نگران بودم،

ولی بیشتر نگرانم برای

بقیه افرادی که تو این دادگاه کار می‌کنن.

نس چطوره؟

حرف‌های خردمندانه‌ای بود صبح امروز، قاضی کارمایکل.

و من با (افزایش) امنیت اضافی و مشاوره‌های روان‌شناسی تروما موافقم.

افراد ما نیاز دارن که احساساتشون رو پردازش کنن.

خب، اون پرونده زمین

بومی‌های آمریکایی چطور بود که اینقدر در موردش خوندم؟

پیچیده بود. وقتی بحث مصادره

زمین بومی‌های آمریکایی شد، هیچ روند قانونی درستی وجود نداشت.

و دفاع داره استدلال می‌کنه که این موضوع کلیدیه.

برای اینکه بفهمیم این خرابکاری بوده یا نه.

خب، قانون اساسی محروم کردن رو ممنوع کرده.

هیچکس رو از جان، آزادی یا دارایی‌ش

بدون طی مراحل قانونی.

پس، میشه استدلال کرد که اجازه دادن به...

تاریخ در این پرونده ضروریه.

قاضی کارمایکل، بومیان آمریکا...

اصلاً مفهوم مالکیت زمین رو نداشتن.

پس، اگه کسی حقوقش رو ندونه،

اشکالی نداره که حقوقش رو نقض کنیم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left