Mrs. Davis

Mrs. Davis

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Mrs Davis S01E04 Beautiful Things That Come with Madness 720p PCOK WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Mrs Davis S01E04 720p WEB H264-CAKES
Mrs Davis S01E04 HDR 2160p WEB H265-CAKES
Mrs Davis S01E04 WEBRip x264-ION10
Mrs Davis S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Mrs Davis S01E04 XviD-AFG
Mrs Davis S01E04 WEBRip XviD-RMX
Mrs Davis S01E04 720p WEB x265-MiNX
Mrs Davis S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Mrs Davis S01E04 Beautiful Things That Come with Madness 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
A Commentary by Ali99
🔲⫸ Cardinal علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
HD
XviD
x265
HEVC
2CH
Published on: 2023-04-22
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫از قرار معلوم ‫این آخرین شخصیـه که

‫جام رو در اختیار داشته

‫گمونم اسمش کلارا هست

‫- شما؟ ‫- کلارا هستم

‫واقعاً کی هستی؟

‫مَرده ما رو مستقیم می‌بَره پیش کلارا

‫آره، هیچی هم راجع‌بهش نمی‌دونیم

‫می‌دونیم که موهاش قرمز آتیشینـه

‫کم‌کم دارم حس می‌کنم

‫فقط واسه این بازی شمشیری مسخره ‫اومدی اینجا

‫این کفش‌های خفن رو از کجا آوردی؟

‫من میرم دنبال جام

‫بهتره دردسر درست نکنی

‫وایلی، تو به‌خاطر اینکه بزدلی

‫از روی اون گاو نیومدی پایین

‫اومدی پایین چون من از اون خواستم ‫نجاتت بده؛

‫اون هم نجاتت داد!

‫خیلی‌خب، پسرجون

‫گوه توش

‫مشتاقم بدونم…

‫اون کفش‌ها رو از کجا آوردی

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫« ۷ سال قبل »

‫خدا، عاشق بوتم

‫لطفاً به من نگو خدا، الیزابت

‫وایسا، شرمنده

‫درواقع… عیسی مسیح، ‫چه بوی خوبی میدی

‫الیزابت؟

‫- جِی؟ ‫- الیزابت

‫چیـه؟

‫نمی‌خوای قبل از ازدواج این کارو بکنی؟

‫پشمام. واقعاً نمی‌خوای

‫یه‌کم پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

‫پس بیا ازدواج کنیم

‫شک دارم ملتفت باشی که

‫ازدواج با من یعنی چی

پس یاد می‌گیرم

‫آخه، من بُر زدن فارو رو توی

‫کمتر از یک هفته یاد گرفتم

‫از اون شعبده‌بازی‌هاست که ‫مامانم توی بچگی

‫بهم داد؛ قبل از اینکه ‫با کمانش بهم شلیک کنه

‫حالا بیخیال

‫بابت این اتفاق متأسفم

‫البته در مقایسه با ‫اتفاقی که برای تو افتاد هیچـه

‫چیـه؟

‫فقط…

‫مدت‌ها بود که ‫کسی به من فکر نمی‌کرد

‫من هر ثانیه و هر روز

‫بهت فکر می‌کنم

‫خیلی‌خب، باهات ازدواج می‌کنم

‫واقعاً؟

‫ولی خودت باید یه جا ‫برای مراسم‌مون پیدا کنی

‫« بانوی دره‌ی پاک »

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫- اینجا برای عموم مردم باز نیست ‫- آها، صحیح

‫آخه من جزو مردم عادی نیستم. ‫البته… هستم

‫اسم من الیزابتـه؛

‫توی فروشگاه فرانکلین کار می‌کنم، ‫همون سوپری‌داره

‫ما مرباهای توت‌فرنگی‌تون رو می‌فروشیم

‫داشتم به مارکِ باحال‌شون نگاه می‌کردم

‫که چند تا رو خریدم

‫یه خرده خوردم. ‫خوش‌مزه‌ست

‫با خودم گفتم که آخه اینها چطور

‫توی دل بیابون توت‌فرنگی پرورش میدن؟

‫میشه من رو زنِ عیسی مسیح کنید؟

‫جـ… جدی میگم

‫مشخصـه

‫میشه از اعتقاداتت برام بگی؟

‫آره، من آدم دینداری نیستم

‫مامان و بابام همیشه می‌گفتن که ‫کلیسا واسه خل و چل‌هاست

‫این تنها چیزیه که سرش هم‌نظرن

‫اونها اصلاً… ‫خیلی پیچیده‌ست

‫نپرسیدم مذهبی هستی یا نه…

‫به چی اعتقاد داری؟

‫به اعتقادِ خودم ‫بیشتر از هر چیزی یا هر کسی تو عمرم

‫عاشق عیسی مسیحم

‫که واقعاً هم عجیبـه

‫می‌تونی آخر هفته رو پیش‌مون بمونی

‫باشه

‫ببین با بقیه‌ی دخترها می‌سازی یا نه

‫یک‌شنبه مسابقه‌ی بدمینتون داریم

‫کفش کتونی هم بیار

‫شما بدمینتون بازی می‌کنید؟

‫می‌دونی، حسی که موقع…

‫آره، خواهشاً برو

‫علیرغم ناشایستگی‌هام،

‫می‌خوام عمرم رو وقف ‫خدمت ابدی به تو کنم

‫توت‌فرنگی می‌خوای؟

‫میگما، این عهدها…

‫بگی‌نگی قدیمی شدن، نه؟

‫من دو هزار سالمـه‌ها، پس…

‫بازم دلیل نمیشه ‫از پیشرفت استقبال نکنی، عشقم

‫نیازی به این کارها نیست‌ها

‫من باز هم همون‌جوری دوستت دارم

‫این همه زحمت نکِشیدم ‫که الان جا بزنم

‫می‌خوام تو هم عهد یاد کنی

‫من و تو…

‫ما تا تهش کنار همیم

‫خودم و خودت، تا آخرش

‫من، الیزابت دنجر اَبوت،

‫با نام مذهبیِ خواهر سیمون،

‫عهد می‌کنم که ‫پاکدامن، از تعلقات مادی رها و…

‫فرمان‌بردار باشم

‫شکوه او مرا فراخوانده

‫و با نامش خدمت خواهم کرد

‫از خواهران این کلیسا ‫تقاضا می‌کنم که

موافقت خودشون رو اعلام کنند

‫می‌پذیریم!

‫- موافقت شد! ‫- موافقت شد!

‫- چی گفت؟ ‫- چه‌می‌دونم

‫خواهر سیمون، آیا تو

‫زندگی، عمر و عشقت رو

‫وقف پروردگار می‌کنی؟

‫بله

‫در کمال مسرت پذیرای عهدت میشم

‫و این حلقه رو بهت میدم،

‫چرا که هم‌اکنون نامزدِ عیسی مسیح، ‫پادشاه ابدی ما شده‌ای

‫وصلتت مبارک، خواهر

‫مسیر زندگیت رو با عشق ‫به عیسی مسیح ادامه بده

‫سلام، شوهرجان

‫سلام، همسرم

‫بهم قول بده که هیچ‌وقت ‫این لحظه و شادی الان‌مون رو

‫از یاد نمی‌بریم

‫بهم قول بده که هیچ کس و هیچ چیز ‫ما رو از هم دور نکنه

‫چی ممکنه ما رو از هم دور کنه؟

‫وای

‫« ورود ممنوع، به استثنای کارکنان »

‫« خانم دیویس »

‫« زمان حال »

‫« پس از نبرد اِکس‌کالیبور »

‫یکی از دوست‌هام رو آوردن اینجا

‫موهاش قرمزه

‫اسم بیمار؟

‫ماتیلدا لافلر

‫دیشب به‌خاطر جراحت سرش ‫آوردنش بیمارستان

‫لافلر

‫هوم. لافلر

‫تو روحت!

‫برو!

‫دوست‌تون توی اتاق ۲۰۵ بستری شده

‫خیلی ممنون

‫بیخیال. باز هم تو؟

‫بیخیال بابا

‫خانم لافلر؟

‫سلام، خانم لافلر

‫با آرزوی سلامتی. شما…

‫احیاناً شما…

‫کمکی از ما برمیاد؟

‫بله، من از طرف کلیسای محل اومدم

‫ازم خواستن که پیش این خانم بمونم

‫کلیسای محل؟

‫چرا لهجه‌ت آمریکاییه؟

‫بنده رو از آمریکا منتقل کردن اینجا

‫می‌تونی بری، خواهر

‫چه کمکی می‌خوای؟

‫خیلی‌خب

‫نامحسوس

‫سلام، خانم

‫سلام، آقا

‫متوجه قُمریت شدم

‫آره، شرمنده

‫آخه… یه مدت پیشم نیومده بودی

‫فقط… می‌خواستم ببینمت

‫ممنون از لطفت

‫ولی الان یه سر سوزن ‫با جام مقدس فاصله دارم

‫اون… زن‌های کت و شلواری اومدن اینجا

‫یعنی، الان اون طرف راهرو ان

‫تا جایی که خبر دارم، ‫ممکنه جام دست‌شون باشه

‫اون زنه، ماتیلدا…

‫خیال می‌کردم اسمش کلاراست، ‫ولی به خودم گفت کلارا

‫- سیمون ‫- البته درست نمی‌دونم…

‫کلیر بود یا کلارا یا چی؛ ‫مطمئن نیستم

‫سیمون؟

‫بله

‫می‌خوام یه زحمتی واسه‌م بکِشی

‫زحمته از انجام مأموریتی که

‫خودت بهم دادی مهم‌تره؟ ‫باز هم میگم،

‫عملاً تمومـه

‫من اون مأموریت رو بهت ندادم، ‫کارفرما داد

‫به‌خاطر ماجرای تَثلیث

‫فکر می‌کردم خیلی تو و اون نداره

‫مگه… نمی‌خوای ‫جام مقدس رو پیدا کنم؟

‫معلومه، چرا که نه

بله که می‌خوام

‫ولی قبلش، میشه..

‫یه کیک واسه پاپ ببری؟

‫یه کیک واسه پاپ ببرم؟

‫هر کیکی نه

‫کیک یه قنادی خاص توی رُم. ‫اسمش رو واسه‌ت می‌نویسم

‫می‌خوای همه چی رو ول کنم برم رم؟

‫چطور قراره با پاپ ملاقات کنم؟

‫اسمت توی فهرست ملاقاتی‌هاشـه

‫فقط فردا موقع غروب آفتاب ‫برو جلوی دروازه‌ی غربی واتیکان

‫مسیح و این‌همه عجله!

‫چرا همین الان؟

‫«الان» برای من مثل تو تعریف نمیشه، سیمون

‫بهم اعتماد کن. قضیه فوریـه

‫کیکه رو باید فقط ‫از همین قنادی بگیری

‫اگه قبول نکنم چی؟

‫اون‌وقت عهدهات رو می‌شکنی

More Farsi Persian subtitles for Mrs. Davis

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left