The first 200 lines.
« این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. »
« لانگ آیلند، نیویورک » « 2002 »
خب ممنون، ممنون از همه والدین و نمایندگان شهری
که در این شب بسیار ویژه به ما ملحق شدن
امشب اینجاییم تا بلندپروازانهترین سالِ تحصیلیمون رو شروع کنیم
ما از نظر اعداد و آرا برنده شدیم،
راه سادهتری برای بیانش ندارم
بچههامون دارن باهوشتر میشن
هاروارد، دو قبولی. دارتموث، دو قبولی.
ییل، سه قبولی. یوپن، هفت قبولی.
جامعه برام مهم نیست...
جامعه، والدین، مدیرها، معلمها...
وال استریت جورنال این هفته فهرستی منتشر کرد
که من و اعضای محترم هیئت امنا تمام سال منتظرش هستیم،
و بهترین مدارس دولتی آمریکا رو بر اساس
نتایج امتحانات و درصد قبولی دانشگاه رتبه بندی میکنه
و رازلین در رتبه چهارمه
حالا دوست دارم مرد مسئول رو به روی صحنه دعوت کنم
اون در طول ده سال ریاستِ خودش در اینجا نظام آموزشیِ ما رو نوسازی کرده
از پیش دبستانی تا دبیرستان
لطفاً در استقبال از مدیر ناحیهمون
و دوستِ من فرانک تسون روی صحنه به من ملحق شید
« آموزشِ بد »
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
صبح بخیر
سلام!
آفرین بولداگز!
- خبری از آقای کاپل نشده؟ - دیشب زنش دوقلو زاییده
براش گل و یه هدیۀ خوراکی بفرست
- میشه اینا رو ببری بیرون - اونا برای روحیه خوبن
آره، اگه به شکل 1 بودن بهترم میشدن
میدونی دکتر تسون، یه زن عاقل یه زمانی گفته
داشتنِ چیزی که میخوای مهم نیست، خواستن چیزی که داری مهمه
خانم گلاکین، دیگه اصلاً نمیشناسمت،
با اسم جدید، دفتر جدید و مقام شغلی جدیدت...
همون حقوق، همون کاغذبازی
جولای و آگوست کاملاً حسابرسی شدن، هزینهها ثبت و بایگانی شدن
- عالیه. یه چیز دیگه هست... - ترتیبِ تمام دروازههای امنیتی داده شده
امروز برای مرور استراتژی با شهرداری جلسه دارم
خدای من! یه نفر قهوهش رو سر وقت خورده
دکتر تسون؟ میخواستید پروازِ جمعهتون به کنفرانس وگاس،
- از فرودگاه جان اف کندی باشه یا نیوآرک؟ - مرسی جی
هرچی ارزونتر باشه خوبه
...و
مری آن، امکانش هست اسموتیِ رژیمی من رو بیاری؟ داشت دیرم میشد
البته، ولی یه چیز دیگه هست
کارول شوایتزر از ساعت 6:30 تو اتاق کنفرانس منتظر نشسته
میگه واجبه که باهات حرف بزنه
چاد شوایتزر پسرشه. بهش رسیدگی میکنم، مرسی
- موفق باشی! - تمومش کن!
به همهمون یه لطفی بکن. اگه تا یه ساعت از اونجا نیومد بیرون، با 911 تماس بگیر
من درِ همۀ اتاقها رو میزنم تا یه نفر اینجا من رو جدی بگیره
خیلی خب، اون میلیتزاک بین بچهها فرق میذاره
حتی نمیذاره پسرم بره دستشویی اونم وسط امتحان!
و اون مثانۀ بیش فعال داره. چاد، عزیزم بهش بگو...
- میدونی من اینجا یه یادداشت از دکترش دارم - خانم شوایتزر، فقط آروم باشید
هیچکس به من گوش نمیده! نمیدونم دیگه چیکار باید بکنم.
چاد، اون درست به اندازۀ بقیه همکلاسیهاش با استعداده
من میترسم، دکتر تسون، چون اگه بورسیۀ آمنی رو نگیره...
اینجوری فکر میکنه کمتر از بقیهست...
نه، نه، نه، نه، نه
نه، من با خانم میلیتزاک حرف میزنم
کل این قضیه رو حل میکنم
- واقعاً؟ - بله!
و فقط یه آزمون جبرانی برای چاد ترتیب میدیم
خیلی خب، با فرصتِ دستشویی زیاد
ممنون، دکتر تسون
نمیتونم بهتون بگم چقدر بابتش ممنونم
نیازی به تشکر از من نیست، خب؟
چاد یه بچۀ باهوشه که دنیایی پیش رو داره،
و وظیفۀ ما اینه که بستری براش فراهم کنیم
ممنون
خنده داره
میدونی چاد، وقتی من همسنِ تو بودم،
حتی از کلاس فشرده ریاضی هم جا موندم
- واقعاً؟ - نه
نمیتونستم جدول ضرب رو حفظ کنم
و اون موقع فکر میکردم دنیام داره به آخر میرسه
ولی خودم رو رسوندم. میدونی چیه؟
حالا من برنامه آموزشی ریاضی رو تنظیم میکنم
« ممنون آقای تسون »
« عصای جادویی روز برف »
« افزایش طول عمر »
کمکی ازم برمیاد؟
اوه نه، چیزی نیست
فقط برای دیدن خانم کرمونا اومدم
- یا گلاکین - اوه، اون اینجا نیست،
ولی خیلی خوشحال میشم به هر سؤالی جواب بدم اگه...
- واقعاً؟ این... - اوهوم، آره
اگه سرتون شلوغه نمیخوام مزاحمتون بشم، ولی...
نه، بیا تو، مزاحمم شو
دارم رو جداول کار میکنم. بیا، بیا تو
بشین
فکر نکنم فرصتی برای آشنایی پیدا کرده باشیم
- من ریچل هستم - ریچل، درسته
خواهرِ کوچیک نیل
آره. وای، حافظهتون خوبه
امیدوارم تو نورثوسترن از دردسر دوری کنه
آره، عاشقشه. داره بیوشیمی میخونه
خب، اونجا هم خبرنگارهای خیلی خوبی دارن
آره، دارن
خب، اونا ازم میخوان یه مقاله در مورد طرح راهرو هوایی و بودجۀ جدید بنویسم
و فقط یه نقل قول جذاب از مدیریت لازم دارم
آره، باشه. یه مصاحبۀ کوتاه، عالیه
ما از دبیرستانیها نظرسنجی میکردیم
چطور میتونیم روزشون رو راحتتر کنیم،
بنابرین به این ایدۀ راهرو هوایی رسیدیم
پلی که دو سر مدرسه رو بهم متصل کنه
و این تعهد خیلی بزرگی برای ماست
و بیصبرانه منتظریم به محض تأیید نقشهها ماه مِی کلنگ کار رو بزنیم
عالیه، فقط همین رو لازم داشتم. خیلی ممنون
همین؟ سؤالِ بعدی نداری؟
نه، فقط یه مقالۀ سطحیه
اونا داستانهای واقعی رو برای سالِ آخریها نگه میدارن
ریچل
این فقط در صورتی یه مقالۀ سطحیه که خودت اجازه بدی مقالۀ سطحی باشه
اوه...
این چیزیه که تو نورثوسترن بهتون یاد میدن
خیلی خب؟ یه خبرنگار واقعی
میتونه هر تکلیفی رو تبدیل به یه داستان کنه
سرت شلوغه؟ فقط چندتا از همکارها میخوان ازت تشکر کنن
ریچل بارگاوا خبرنگار نشریۀ "هیلتاپ بیکن"
ایشون باب اسپایسر هستن، رئیس هیئت مدیره مدرسه
- سلام. اوه، تو... - سلام
تو هم دورۀ دخترم بکا هستی، درسته؟
- اوهوم - به بابات سلام برسون
از آشنایی باهات خوشوقتم، ریچل. و اگه میخوای
ادامه بدی، فقط از مری آن وقت بگیر، حله؟
و چشم به راه چاپ شدن مقالهت هستم
تقاضا باورنکردنیه. داره سر به فلک میکشه
میبینیم واحدهای سه خوابه تو رازلین هایتز بیشتر از یک میلیون فروش میرن
آره، فقط اینجور اعداد رو تو سایوست یا جریکو نمیبینیم
درسته، ولی اون شهرکها فاصلهشون از شهر دورتره
منهست و گریت نک اینطوری نیستن
به خاطر مدارس دولتیه. هرچی سیستم مدرسه بهتره،
قیمتِ خونهها بالاتره، تمام!
از وقتی گزارش اون مجله منتشر شده شرکتِ ما 9 قطعه تو اون منطقه فروخته
و یه کادوی کوچیک اینجاست
- میدونی، از طرفِ همهمون - خیلی خب
اوه وای. واقعاً، این، وای!
- به کارِ خوبت ادامه بده - خب، ممنون از همه
- دکتر تسون؟ - اوه، بله
- اشکالی نداره من یه عکس... - بله، بله، بله
- کوچیک برای دفترم بگیرم - عالیه
- واقعاً ازتون ممنونم... - بیا، بیا تو کادر، ویل
- که امروز اومدید - اوهوم
ممنون، باشه
- باشه، ممنون - باشه
- حله؟ - آره، بیاید بذاریم...
- بذاریم برگرده سر کارش - ممنون
- نه، واقعاً ممنونم - بله
- خیلی ازتون ممنونم - ممنون
حله
نمیتونم اینا رو بخورم. فقط، اگه بذاریشون بیرون
تا همه یکی ازش بردارن عالی میشه
بذرکشون تموم شده بود
اشکالی نداره، اشکالی نداره. مرسی
فکر میکنی یکی مثل باب چقدر از شغل ثابتش درمیاره
- منظورت باب اسپایسره؟ - اوهوم
اوه...
حداقلش نزدیکِ یک میلیون دلار در سال
تو این بازار شاید بیشترم در بیاره
- چرا؟ - اوه، فراموشش کن
به نظر خسته میای
شاید بخوای زودتر بری خونه و کمی استراحت کنی
باید برم چارلز دیکنز بخونم
شاید سعی کنم کناره گیری کنم
و زودتر برای سفر آخر هفته به وگاس آماده شم
- من از کلوب کتاب خونی کنار نمیرم - چرا؟
اون زنها تحسینت میکنن،
و هر کدوم با بیست نفر دیگه حرف میزنه
رأی گیری بودجۀ بعدی فقط 9 ماه بعده
- درسته، راهروی هواییمون - آره، راهروی هوایی بزرگه
ما رو به رتبه اول میرسونه. فقط همین مهمه.
این رژیم جدید داره دهنم رو سرویس میکنه
اصلاً اون چیه؟
توش زغال یا همچین چیزی داره
آره، زغال
الان حاضرم یکی رو برای غذای کربوهیدراتی بکشم
نمیدونم از کجا میتونی یکی پیدا کنی
خیلی نامردی
اوه، دوست داری یه گاز بزنی؟
- از ساندویچ پاسترامی متنفرم - میخوای یه گاز بزنی؟
- از ساندویچ پاسترامی متنفرم - آره، میدونم ازش متنفری
باز کن
- خیلی عالیه - آره؟
یالا، میتونی بیشتر بخوری
بجنب دیگه... یه گاز دیگه
- من میکشمت - به هیچکس نمیگم
به هیچکس نمیگم
الان تو سنِ رشدی
یالا. ساندویچ کوفتی رو بخور
بیاید شروع کنیم
شروع کنیم یا نه؟
نظرتون در مورد کتاب "مارتین چوزلویت" چیه؟
خیلی خب
میدونی فرانک، فرهنگ برای همه نیست
No comments yet. Be the first to leave one.