The first 168 lines.
. اي بامب ، همينه
. بايد تمام تلاشمو بکار گيرم
. ريکي فراموشش کن
. خفه شو
. جونز ، تو هيچ شانسي نداري
. بپاييد
. اوه آره
. يالا ديگه
! برو تو
اوه آره ! حالا کي بازيکنه ؟
. ولم کنيد
يه نيشگون واسه اينکه درازتر بشي
! و يکي ديگه واسه اينکه رشد کني
حتي آدمايي مثل ما به تفريح و خوش گذروني نياز دارن
بخاطر همين لباس هاي غير رسمي رو پوشيديم و يه زمين کوچيک گلف واسه جشن
. تولد " اي بامب " کرايه کرديم
. و آره ، سپردمون رو از دست داديم
. ميني گلف بازي مردها نيست
! کيک تولدو بيار
طرفداران اينترنتي هالک چه خبر ؟
يه تشکر ويژه از طرف اي بامب
. واسه تمام آرزوهاي تولدتون
. اين بهترين جشن تولديه که داشتم
. جشن تولد ، عجيبه
تا حالا کيک تولد نخوردي ؟ جشن ؟
. اسکار نمي دونه که کي بدنيا اومده
. حتي خانواده ام هم بياد نميارم
. تا حالا جشن تولد نداشتم
. جشن تولد ؟ بيخيال
مگه ميشه کسي تولدشو جشن نگرفته باشه ؟
ميدوني يه سوال مهمتر هست
و اون اينه که چرا ما هنوز اسکار رو دور و برمون نگه مي داريم ؟
. من و هالک هر دومون مي دونيم که او يه خائنه
. او دستورات رو از دشمنمون يعني " ليدر " مي گيره
. و حالا با يه ضربه توپو تو سوراخ ميندازم
! چه باحال ! اينم از نورپردازي جشن تولد
هي ، پس آهنگش کجاس ؟
ببينم ، چوب گلفم داره بزرگتر ميشه ؟
. هي ، اين چيزا دارن بزرگتر ميشن
. نه ، ما داريم کوچيک ميشيم
. و اينطور که پيداس نمي خواد متوقف بشه
! برو اونطرف ، خلال دندون زود رس
. اوه ، خاک تو سرم - ! تکون بخوريد -
. فرار کنيد - . نزديک بودا -
. ممنونم
قبل از اينکه اون اشعه ي کوچک کننده دوباره . سر و کلش پيدا بشه يه جايي پناه بگيريد
. بياين اين پشت
از کجا مي دونستي که اون اشعه نمي تونه روبات رو کوچيک کنه ؟
. مطمئنم که اون دستگاه واسه کوچيک کردن ما برنامه ريزي شده
... کوچيک کننده ي عالي
. براي يه ميکرب
. ليدر
! سلام به هالک هاي عزيز
هي ، طرفداران هالک
اگه بيننده ي برنامه ي ما نبوده ايد بايد بهتون بگم که دکتر اوبربرا عضو غيرکاربردي
خانواده ي گامايي ماست که مي خواد هالک رو نابود کنه
. و حکومت دنيا رو در دست بگيره
شنيدم که امشب گلف بازي مي کنيد
. بخاطر همين يه تيکه از چمن خودم رو اضافه کردم
من اين پيغام از پيش ضبط شده رو آماده کردم
. تا در صورتي که زنده نمونديد حضوراً شما رو ببينم
. ولي به اين مشکل فکر کردم
سوال ، چگونه يه نفر آدمهاي غول پيکر رو تحقير مي کنه ؟
. اوه
! جواب ، با تبديل کردن اونا به مورچه
. و پا گذاشتن روشون ، درسته ؟ بي مزه
. شما هيولاهاي هيکلي هميشه منو ميخندونيد
حالا ديگه نقش هامون برعکس شده
! شماها به راحتي له مي شين
. کله پوک ، هنوز که موفق نشدي
. به زودي مي بينمتون
! پناه بگيريد
. بايد اون برجک رو نابود کنيم
. اسکار ، هر گونه موجودي که مي تونه باعث دردرسر بشه از بين ببر
. کس ديگه اي خبر نداشت که امشب قراره اينجا باشيم
.... و چون اسکار با " ليدر " در ارتباطه ، فکر مي کني
. بهش اطلاع داده
هالک ، هر دومون مي دونيم که اسکار داره بظاهر باهامون کنار مياد
تا موقعي که " ليدر " کارمون رو تموم کنه ، من ميگم . همين حالا بايد ترتيب اون کله پشمالو رو بديم
. آره ، اسکار واسه " ليدر " کار مي کنه
. ولي حالا که مثل ما کوچيک شده
. چراشو نمي دونم
ولي نمي خوام تا موقعي که
. اينو مي فهمم ريک کارشو سريع آغاز کنه
تا موقعي که مطمئن شم اسکار يه تهديد بحساب مياد . نبايد به اسکار حمله کني
فهميدي ؟
. اونا رو باش . دارن رازهاشونو به هم ديگه مي گن
راجع به چي پچ پچ مي کني ؟
! هيچي
. منم از راز نگه داشتن خوشم نمياد
بين خودمون باشه ، فهميدي ؟
. همه ي موجودات از بين رفتند
. پس حرکت مي کنيم
. من اين ميدون رو مثل کف دستم مي شناسم
. يه مسير باز براي رسيدن به اون دستگاه مي شناسم که اونطرف چمنه
. برو
! دشمن اومد
. پناه بگيريد
. از اين طرف
. من اون مرغ بزرگ رو تيکه تيکه ميکنم
. جراتشو نداري . اونا در خطرن
. ولي فعلاً ما در خطريم
! اسکار
! هالک ، صبر کن . مي دونم او در خطر افتاده
! منقار بزرگ ، اونو ولش کن
. بگيرينش
. او مي تونه از همچين سقوطي نجات پيدا کنه
. شايد
. يالا ديگه کمک کن ، او يکي از ماهاس
. اي کاش از اين بابت مطمئن بودم
حالت خوبه ؟
. به لطف هالک خوبم
. رفقا ، دوباره سر و کله ي اون اشعه پيدا شد
. اسکار تقريباً سپاسگزار بود
نمي دونم " ليدر " چه کاري باهاش داره
. ولي يه قهرمان زير اون پشمالوئه
. بسيار خب ، حرکت مي کنيم
. من مراحل شليک رو زمانبندي کردم
. مي تونيم به برج هجوم ببريم
صبر کن ، ما هنوز نمي دونيم
. که اگه اونو نابود کنيم قدمون دوباره مثل اولش ميشه يا نه
و وقتي " ليدر " درگيره
. مي تونيد روي سورپرايزهاي کثيف حساب ويژه اي باز کيند
... همگي کنار همديگه بمونيد ، عجله کار شيطونه ، و
! حمله کنيد
! بهتون گفته بودم که اونو شکست مي دم
! من در اين آشغال دوني رو باز مي کنم
. از اون لحظه اي که حق با سبزه ميشه متنفرم
! رد
. رد رفت
. و بعدش نوبت مائه ، پراکنده شيد
! اسکار ، مواظب باش
. اون اشعه عمداً از او گذشت
. ولي مطمئناً اون اشعه فوراً ما رو نابود مي کنه
جدي ؟ تو واقعاً اينطور فکر ميکني ؟
" چيه ؟ " کارمون تموم مي کنه
خيلي بامزس
چطور اسکار اونقدر خوش شانس بود ؟
چند نفر ديگه هم دوست داشتند اينو بدونن
. و منم دوست دارم بهت بگم
من از کجا بدونم ؟
. تو اين سوراخ جامون امنه
مثلاً امنه ؟
. اشتباه کردم . اين سوراخ هيجدهمه
. توپهايي که اين پايين ميان به گودال جمع کننده ميرن
! اوه عالي شد
! بگيرش
اين صداي چيه ؟
. همديگه رو محکم بگيرين
. بقيه رو بگير
. ليدر بايد تقاص کاري که با رد کرد ، پس بده
. مطمئنم که دلم واسه اون احمق دهن گنده تنگ ميشه
. باورم نميشه که رفت
. من اينجام ، ميمون چاقالو
تو هم چيزي شنيدي ؟
. نه
... انگار صداي
! دردسر مياد
. اونم از نوع بزرگش
انگار يکي از موجودات رو جا گذاشتي ، نه اسکار ؟
! مواظب باشيد
! جن ، فرار کن
فرار کنم ؟ اونم از اين انايلس کوچولو ؟
. من که اينطور فکر نمي کنم
آخ ، برنده شدم ؟
. کارتو عالي انجام دادي
. برج بالاي سرمونه
. واسه رسيدن به سطح اونجا به يه تونل نياز داريم
No comments yet. Be the first to leave one.