The Look of Silence

The Look of Silence

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Look Of Silence 2014 all BluRay x264-smkd
A Commentary by smkd
ترجمه و زیرنویس از صابر

Tags

BluRay
x264
Published on: 2016-07-09
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

92%

96%

(نسخه نهایی (سینمایی

تقدیم به حمیدرضا مدیرِ تیمِ ترجمه مدیاسیتی

سیمایِ سُکوت

فیلمی از جاشوا اپنهایمر

چرا من آواز می‌خونم؟

.برای تسکینِ (دردِ) قلبِ شکسته ام

..چرا باید اینقدر داستان ببافم

وقتی قراره آخرش ناتموم بمونه؟

...چرا باید خاطراتمو مرور کنم

وقتی قراره این تکرار قلبِ شکسته‌مو درد بیاره؟

علی سومیتو در سوکاساری .به قتل رسید

چه اتفاقی افتاد؟

.افرادِ من از خون می‌ترسیدند

.من اونو این‌جوری خفه کردم ...زبون اش زده بود بیرون

!خودت خواستی

.من شکمش رو پاره کردم

.دل و روده‌اش ریخت بیرون

...یک‌بارِ دیگه

.یک‌بارِ دیگه حول اش دادم

سرِش خورد به صخره .و جمجمه اش شکست

اون سعی کرد با دستاش .سرش رو نگه داره

در سالِ 1965 ، دولتِ اندونزی .توسطِ ارتش سقوط کرد

...هر کسی که مخالفِ زورگوییِ ارتش بود

...به او انگِ کمونیست بودن می‌زدند

از جمله این مخالفان .اتحادیه‌ها،کارگرها و روشنفکرها بودند

...کم‌تر از یک سال

حدودِ یک میلیون کمونیست ...به قتل رسیده بودند

هنوز هم شاهدِ چنین جنایاتی .در کشور هستیم

راملی،دلِ مامان ات .برات تنگ شده

رَملی،خیلی وقت ـه .که ندیدمِت

.هنوز هم تو رو تو رویاهام می‌بینم

،تو می‌تونی منو ببینی .اما من نمی‌تونم ببینمِت

.ای کاش می‌تونستم ببینمِت

.تو پسرِ منی

.من بزرگ ات کردم .دلم برات تنگ شده

،تو شکنجه شدی

...تو رو تو رودخونه انداختن

جز چند تکه استخوان .چیزی ازت نمونده بود

.بدون گوشت

برام دعا کن که .حالَم خوب بشه

.حالِ پدر ات هم خوب نیست ... اون کور ـه،عاجز ـه،کر ـه

.این تقدیرِ ماست

...ما جفتمون بیماریم

...برایِ من زیاد جدی نیست .فقط مفصل‌های پا ـم درد میکنن

.خودتو بکش بالا

.خودتو بکش بالا

.دستِ‌تو بده به من

.اون یکی رو هم

.خودتو بکش بالا

.خودتو بکش بالا

.بیا رو ویلچر

خودم میام؟ - .باشه -

.وایستا

.هیچ فرقی نکرد - سرگیجه داری؟ -

کدوم بهتره؟ - .این‌یکی -

سالِ 1965 کجا زندگی میکردی؟ - (آسه (از شهرهای اندونزی -

،در آسه .کُلّی آدم در سالِ 1965 مُردَن

.نه،هیچ اتفاقی نیفتاد

.شنیدم اونا مردم رو حلق‌آویز می‌کردن

.نه،همچین چیزی نبود

،)در رودخانه مار (مار رود .کلی آدم به قتل رسیدن

منظورت کمونیست‌ها است؟ .چیزی درباره اش نمی‌دونم

در آسه،اتفاقی نیفتاده بود؟ - .نه -

کمونیست‌ها رو یادت میاد؟ - .البته -

اونا کی بودن؟

،من نمی‌دونم اونا چه‌کار می‌کردن ...اما با چشم‌های بسته

،اونا رو به رودخونه میاوردن .و بعد قتلِ عامِ‌شون می‌کردن

کی اونا رو قتلِ‌عام می‌کرد؟

از کجا بدونم؟

.خیلی سوال می‌پرسید

.ببخشید .می‌خوام وقت بگذره

،وقتی افرادِ مُسِن رو می‌بینم .دوست دارم درباره گذشته ازشون سوال بپرسم

!عینک !عینک فروشی ـه

با عینک‌ها بازی می‌کنی؟

!پشیمون میشی

!چشما ـم بزرگ شدن

آقا،می‌خواهید عینک بخرید؟

.این بهم بیشتر میاد

،پدرجان هنوز هم می‌تونی آواز بخونی؟

چی؟ - می‌تونی آواز بخونی؟ -

!معلومه

.لطفاً آواز بخونید

!تو خیلی محشری

!دیگه نمی‌تونم تحمل کنم

!تو خیلی محشری

!دیگه نمی‌تونم تحمل کنم

...موهای پُرپیچ و تاب و بلند ات

...گونه‌هایِ لطیفِ ـت

...چشمامو گرفته

شما ازدواج کردی؟

،وقتی برادرِت مُرد

دندون‌های پدرت .یکی‌یکی شروع به افتادن کرد

.وحشتناک بود

،هر صبح،دو تا از دندون‌هاش می‌افتاد .تا اینکه فقط دو تا دندون براش موند

.اون حرف نمی‌زد

.من نمی‌تونستم چیزی بخورم

.خوابم نمی‌برد .حموم نمی‌رفتم

(فقط زیرِ درخت تمبر(هندی ...می‌نشستم

یادِ اون وقت‌هایی می‌افتادم ...که داداش ات اونجا می‌نشست

.و غذا ـش رو می‌خورد

تو خیلی شبیه‌ِشی

تو نتیجه اجابتِ دعاهامی

...دعا می‌کردم

"لطفاً یه پسرِ دیگه بهم بده"

اگه تو به‌دنیا نمی‌اومدی .من دیوونه می‌شدم

من فکر می‌کردم که زندگی ام ...به تهِ ـش رسیده

اما دو سال بعدِ مرگِش .تو به‌دنیا اومدی

گزارش خبریِ آمریکا سالِ 1967

اما حالا بدونِ کمونیست‌ها .بالی به مراتب زیباتر شده

برخی از رهبرانِ کمونیستیِ اهلِ این روستا ...به اشتباه خودشان پی بردند

و به شورایِ روستا آمدند ...و پی‌گیر شدند که

کی قراره شورای روستا وارد عمل بشوند و روستا را از کمونیست‌ها خالی کنند؟

.بعضی از آن‌ها .برخی دیگر می‌خواستند کشته بِشند

حالا یک فرصت می‌خوام تا ...از اقوام ـم خداحافظی کنم

و صبح روزِ بعد !من آماده ی مُردن هستم

تو می‌تونی شبیهِ اون بچه‌ها شنا کنی؟

.البته .اون‌جا کم‌عمق ـه

!داری ادایِ شجاع‌ها رو در میاری

.کمونیست‌ها بی‌رحم هستند

.کمونیست‌ها به خداوند اعتقاد ندارند

،برای تغییرِ نظامِ سیاسی

کمونیست‌ها شش نفر .از فرمانده‌های ارتش رو گروگان گرفتند

اونا صورتِ فرمانده‌ها رو .با تیغه‌ها قطعه‌قطعه کردند

تو خوش ات میاد؟

تصور کنید که چقدر دردناک ـه .چشم‌هاتون از حدقه در اورده بشن

!چشم‌هاشون از حدقه در اورده شده بود

،اگر شما یه جوجه رو بِکُشید

...و فقط سرش رو جدا کنید این کارِتون بی‌رحمی نیست؟

.بی‌رحمی

.کمونیست‌ها بی‌رحم بودند

در نتیجه دولت تصمیم گرفت .سرکوبشون کنه

.کمونیست‌ها روانه‌ی زندان شدند

فرزندان اونا نمی‌تونستند .تو شغل‌های دولتی استخدام بشن

!هی !شماها کمونیست زاده هستید

شماها اجازه ندارید .در مشاغلِ دولتی استخدام بشید

!هی !پدربزرگِ شما یک کمونیست بود

!شما حقِّ ورود به نظام(ارتش) رو ندارید

!هی !مادربزرگِ شما یک کمونیست بود

!شما نمی‌تونید پلیس بشید

،اگر برخلافِ (سیاست‌های) دولت کاری کنید .به زندان فرستاده میشید

...پس بیایید

،از قهرمان‌هامون تشکر کنیم

کسانی که مبارزه کردند تا ما در کشورمان

!دِموکراسی داشته باشیم

،فرمانده‌ها از امضا خودداری کردند .به همین دلیل صورت‌هایشان با تیغه قطعه‌قطعه شد

.چشم‌هایشان از حدقه در آورده شد

...یک فرمانده‌ی دیگر هم امضا نکرد

.بنابراین اون‌ها گونه‌اش رو بریدند...

،وقتی او مقاومت می‌کرد .اون‌ها چشمانش را از حدقه درآودند

،از قولِ معلم ات کی فرمانده‌ها رو کُشته؟

...قاتل‌ها

نگفت که کارِ کمونیست‌ها بوده؟ - .چرا -

.همه‌اش دروغ ـه

...همه‌ی این صحبت‌های بیرون اوردن چشم از حدقه

یعنی کمونیست‌ها بی‌رحم نبودند؟

.نه،نبودند

.اون گفته که اون‌ها بی‌رحم بودند

،فرمانده‌ها توسطِ ارتش به قتل رسیدند .نه کمونیست‌ها

معلم ات اشاره‌ای به افرادی که تو دریاچه مار غرق شدند نکرد؟

یا میلیون ها افرادِ بی‌گناهی که به قتل رسیده شده بودند؟

.نه

.اون‌ها اینجوری تو کامیون نشسته بودند

.همه‌شون داشتند گریه می‌کردند

.از ترس فلج شده بودند

چشم‌ها و دست‌هاشون .بسته شده بودند

.شش دُنگِ حواسشون به شمشیر های ما بود .خیلی تیز بود

.از این ور راحت‌تره

!برو بعدی

.دست‌هاشون بسته شده بود

جاشوا،این فیلم کِی گرفته شده؟ - .آپریلِ 2003 -

...شاید داره این‌طوری وانمود میکنه

...تا...

.نشون بده از کارِش پشیمون ـه...

متاسف ـه از این‌که .مردم رو کُشته

...چون خودش رو گناهکار میدونه

،وقتی‌که صحنه‌های قتل رو به تصویر می‌کشه... .بُهت‌زدگی اش رو میشه حس کرد

!خودتون خواستید

کارِتون تموم شد؟

.من با زن‌ها این‌کار رو می‌کردم

...تی‌شرت اون‌ها رو در می‌اوردم

!مُشت و لگد

.اون‌ها از قربانی‌ها دزدی کردن

.حالا اون‌ها ثروتمند هستند

اون‌ها مَرد(شوهر)ها رو کُشتند .و صاحبِ زن‌های آن‌ها شدند

چه احساسی بهت دست میده وقتی می‌ببینی قاتل‌های پسرت دورت رو گرفتن؟

...شما هر روز اون‌ها رو می‌بینی

.وحشتناک ـه

...وقتی‌که در روستا با هم روبرو میشیم

.ما با هم صحبت نمی‌کنیم...

.ازشون مُتنفر ام

،در روستایِ ما ...دِه‌دار،معلم‌ها

.همه‌شون قاتل هستند...

!خدایی هم هست .این مردم هر کاری که بخوان می‌تونن بکنن

...اون‌ها خیلی‌ها رو نابود کردن

.حالا از زندگی‌شون لذت میبَرن

،اما وایستا و ببین.در زندگیِ بعدی .قُربانی‌ها انتقام خودشون رو می‌گیرن

.اون‌ها تقاصِ کارشون رو میدن

.الان نیاز نیست اتفاقی بیفته

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left