The first 179 lines.
یک جنگ بزرگ از سری جنگهای موسوم به جنگهای صد ساله میباشد که با پیروزی انگلستان همراه بود
بعد از اینکه ارتش انگلستان از نبرد آزینکورت ،پیروزبیروناومد
،اونها تا پاریس، پایتخت اون پادشاهی .پیشرویکرده و اونو تصرفکرد
دربارسلطتی فرانسه از پاریس گریختند .و کاخ شاهیشان رو به شینون منتقلکردند
دوکنشین منطقه بورگونی با ،خاندان سلطنتی قطعرابطه کرد
.و با ارتش انگلستان متحدشد
.اون منطقه توی هرجومرج قرارداشت
،سرنوشتشون نا معلوم بود نالهها و گریههای مردم
.در سرتاسر فرانسه شنیدهمیشد
ژان؟ ژان؟
چیشده؟
!ها، هیچی
دختری به اسم ژان #2
دعامیکنم که ارتش انگلستان به .به وطن خودشون برگردن
!بردگید وطنتون
.دعامیکنم که جنگ تمومبشه
!تمومبشه
!دعامیکنم سینههام بزرگبشن
بزرگ بشن؟
این یه تشریفاتمذهبی هست که نسلبهنسل .توی قبیلهی پریزادها منتقلشده
!ایمان داشتهباش، و نجات داده خواهیشد
!اما جنگ هنوز تموم نشده
...و سینههام
.اوه، از قبل مهمون داری
.نترس
.بهت آسیبنمیرسونم
...تو
یه جادوگر سیاه هستی؟
.نه، اینجوری نیست
.من یه کیمیاگر مسافر هستم
.مونمورانشی
.میخوایم از اون خرابه استفادهکنیم
!بال داره
من شنیدم که بالدارها ملکهی !قبیلهی پریزادها هستن
!اما بالدارها نباید دستآموز انسانها بشن
.من اونو دستآموز کردم تا بردهام بشه
!اووه! چه کلاه بزرگی
هی، داری چیکارمیکنی؟
یه معجونجادویی هست؟
،اگه من قدرت پیشگاه این خرابه رو قرضبگیرم
.شاید بتونم به اکسیر تبدیلش کنم
.آستاروت راستمیگفت
!ممکنه موفقآمیز باشه
!سینهها
!سینهها
اگه اون معجون رو بخورم سینههام بزرگ میشن؟
!نه بابا
مگه یه معجون جادویی نیست؟
.جادو نیست
.کیمیاگری هست
.کیمیاگری فرآیند حساسی هست
!کمکت میکنم
!مزاحم کارم نشو
!بذار کمککنم
اگه حتی یه ذره از این بریزه بیرون میدونی چی میشه؟
!یه فاجعه میشه
!ابله
!بیاید پیمان ببندیم
...ما
...ما
...برای همیشه دوست میمونیم...
!حتی بعد از اینکه از مدرسه فارغالتحصیل شدیم...
.از مسمویت اکسیر نمردی
.واقعا بخت باهات یار هست
دوباره موفقنشدم؟
.بله
!لعنت بهش
.رقتانگیزی
فکرمیکردم با راهنمیایی من توی سه سال .میتونی اکسیر رو تبدیلکنی
!هفت سال شده
!هفت سال از دو برابر اون بیشتره
فرآیندش با قدم گذاشتن به جهان ،دیگه دخیلهست
.پس طبیعتا، گذر زمان متفاوت هست
حتی اینو نمیدونستی؟
.چقد بیعرضه
!سالهای ارزشمند بلوغمو بهم برگردون
.خوب گوشکن مونمورانشی
تو فردی هستی که انتخاب شدی تا .به اولیس بعدی تبدیلبشه
،تو به تمام جنگ های جهان خاتمهمیدی ،ازجمله جنگهای انگلیسوفرانسه
.و جهانو تا ابد به دنیایی آرمانی تبدیلمیکنی
مونمورانشی، به این خاطر هست که من .دانشمو بهت ارزانیکردم
پس خودتو جمعوجور کن و تلاشتو زیاد.فهمیدی؟
ببین...من نمیخوام که به همهی ،جنگها خاتمه بدم یا پادشاه بشم
.یا هرچیز به اون عظمت
داری میگی آرزوهای کوچیکی داری؟
!مایهی ناامیدی هست
میدونی اگه پادشاه بشی میتونی همهی !زیباروهای جهانو مال خودت کنی
.علاقهای ندارم
.اینو مث یه باکره کوچولو که اتفاقا هستی گفتی
تو دستکم تا یه اندازه مسئول باکره بودن من نیستی؟
متاسفم. همهی اینا به خاطر اینه که من مزاحمت شدم.نه؟
.تقصیر تو نیست
.دلیلش بیاستعدادی من هست
.پس خودتو اذیتنکن
!مونمورانشی-نیچان
.گریهنکن
.من لایره هستم
اومدم به شما خبربدم که ارتش .بورگونیها میخواد به این منطقه حملهکنه
شم-شما توسط شاهزاده شارلوت گمارده شدید؟
از ما محافظت میکنین؟
.بله
اگرچه، شما باید هرچی غذا دارین رو .درعوض محافظت به ما بدید
!دستنگهدار
!یه بچه؟
!به کسی صدمهنزن
!خواهشمیکنم، سرباز خوشگل
!خیلی بیکله هست
اگه بدون اخطار شلیکمیکرد چیکار میکردی؟
چرا توی همچین روستای پرتی یه جادوگر سیاه هست؟
!سوءتفاهم شده
.اون یه کیمیاگر هست
!ای-این دختره قضیش چیه؟
پریزاد بالدار هم هست مگه؟
چجوری همچین موجود نازی !توی این جهان وجود داره؟
.اوضاع خرابه
!نمیتونیم همهچیز رو بدیم
زمستون چجوری زندهبمونیم؟
به شما حقوق میدن، مگه نه؟
نمیتونی از کارفرمات بیشتر پول بگیری؟
.حتی حقوقهارو به موقع نمیدن
به نظر میرسه که خاندان سلطنتی .تبعیدشده سرمایشون تهکشیده
یعنی از مردم همونجایی که محافظت میکنند پول و غذا بگیرن
شرمنده، اما ما نمیتونیم بدون پرداخت .توی محل زنده بمونیم
سرباز خوشگل،تو میتونی نصف سال رو بدون غذا با جذب چربی
!توی سینههات زنده بمونی
!گاوشیرده که نیستم
!لعنت. چقد نازه
تو واقعا همون لایره که به خاطر بودن بزرگترین فتنهگر توی
مزدوری بدنام شده هستی؟
همیشه فکرمیکردم که تو باید ...یه پیرمرد عبوس باشی
ای-این چیه؟
!چندش
این یارو کار عجیبی باهاتون کرد؟
منظورت چیه؟
!بکشین بیرون
این یعنی...اکسیر هست؟
!چ-چی؟
...الآن فهمیدم
تو حتما بدنت مقدار غیرقابلسنجشی ،اکسیر جذبکرد
و تو به پوستهای برای تبدیل !اکسیر تبدیلشدی
اصلا همچین چیزی امکانپذیره؟
نباید امکان داشتهباشه، اما .تعبیر دیگهای نمیشه ازش کرد
هی. دارین درباره چی حرف میزنین؟
!دخالتنکن
ساده بگم، الآن بدنم میتونه بلعیدن سنگ فلاسفه رو تحملکنه؟
میتونم به اولیس بعدی تبدیل بشم؟
.بله
!خیلی خوب
!دستنگهدار
تو احتمالا حداکثر میتونی تا سه دقیقه .به عنوان اولیس باشی
،بدنت احتمالا به تبدیل اکسیر ادامه میده ،که این با سنگ فلاسفه واکنش میده
.و باعث میشه از کنترلخارج بشه
از کنترل خارج میشه؟
بعدش چی میشه؟
.نمیدونم
این حتی برای من هم .موقعیت بیسابقهای هست
ممکنه بعد از اینکه سنگ کنترل ،مغزتو بدست گرفت براثر جنون بمیری
.یا فقط منفجربشی
.درهرصورت، فقط عاقبتهای ناگوار داره
!لعنت بهش
.زیردیپلم حرف بزنین ماهم بفهمیم
زانترایل! چی شده؟
!دشمن حملهکرده
!امکان نداره! چجوری به این سرعت به اینجا رسیدن؟
من از کجا باید بدونم؟
!اینو بگیر
!سنگینه
!شمشیرکوچولوت به دردی نمیخوره
!بیاین بریم
!نذارین وارد روستا بشن
اینا بدون هیچ تردیدی روستارو به !آتیش میکشن
،اگه نمیتونی از شمشیر استفادهکنی ...پس شاید بتونی از جادوی سیاه
!قبلا بهتون گفتم! من کیمیاگر هستم
...آستاروت
چیه؟
اگه اکسیر رو دهانبهدهان به لایره بدم چطور؟
.اونوقت میذارم که سنگفلاسفه رو ببلعه
مطمئنم اونطوری میتونه ببره
!نه
No comments yet. Be the first to leave one.