The first 200 lines.
"آتلانتا، جورجــیا"
همینجا جاش خوبه
اوه
یه دکتر خبر کن
حالتون خوبه؟
اوه، آره باهاش کنار میام
خوبم
درد های قبل زایمانند چیزیم نمیشه، واقعا میگم
"خیلی خب، "جس آروم برو
نوچه های "لرچ" حواسشون جمعه
بزنید بریم، خانما
نباید اون ماشین رو از دست بدیم
!برو! برو
وایسا
اونا نیم بلوک ازمون عقب ترن
این وضعیت خیلی طول نمیکشه
حیف باشه ماشین خوبی بود
« تـــرجــمـــه از : ســروش، امیــرعـلی » « illusion, Soroush_abg »
"حــرم" «شماره ی 102»
ما چهل دقیقه ی اینو صرف این کردیم که داشتانای مختلف به خوردمون بدن
"اونم از آخرین سفر "اِیب" به "فونیکس
با اینکه خیلی محشره که راجب گزینه های جدید پختنی توی
فرودگاه "اسکای هاربر" بشنوم
من اینجا نمیام که با اِیب حرف بزنم
توهینی نباشه، اِیب
یه مشکلی با خانمم داشتم
خودت که میدونی چجوریاس
ولی آخر مطلب رو بگم که پوبت قراره از تاریخچه ی مرورگر
یه راحبه هم تمییز تر باشه
در حالی که داری بین همکارات این کارا رو پخش میکنی
یه فرصت سرمایه گذاری ـه خوب پیدا شده
من انقدر پول احتیاج دارم
این دفعه میخوای چی بخری؟
"یه گله دیگه از اسب های "آخار تِکه
اوه، معلومه که نه، البته آدم هیچ وقت از داشتن اونا سیر نمیشه
حیوانات زیبایی هستن
بااینحال، یه خط کشتی رانی ای هست که خیلی تو دردسر افتاده و
و به پول فوری اختیاج دارن
!الیزابت
میخوام با یکی از حسابدار هام آشنات کنــم
- زک اسمول - من مامور اف.بی.ای هستم
آقای ردینگتون خبر چین من هستن که منو مجبور میکنه که جرم هاشون رو نادیده بگیرم
که بدون شک قتل شما هم شاملش میشه
اگه هر کدومتون به یک نفر حتی چیزی بگید
و با اینحال من دیگه تعهدی نخواهم داشت که
از جرم های "شما" چشم پوشی کنم
پس قبل از اینکه تا من اینجا هستم مرتکب هر جرمی بشید
به همتون این پیشنهاد رو میدم که دمتون رو بذارید رو کولتون و فرار کنید
هی
انگار یکی امروز بیش از حد کافئین مصرف کرده
گفتی که یه پرونده داشتی
لیست حفاظت از شاهدان" دولت شما"
دزدیده شده
میدونی کی دزدیدتش
نه، ولی میدونم کی میخواد دوباره بدزدتش
"یه ماشین سرقتیِ گرون قیمت توی "آتلانتا
توسط پیمانکارهای شخصی محافظتی ای امروز تحت تعقیب شده بود که
استخدام شده بودن تا ازش محافظت کنن
یه ماشین با بادیگارد های مخصوص به خودش؟
این یه سرقت جواهرات بود که که بیشتر از ده میلیون دلار به الماس
ارزش داشتن و توسط یه گروه سرقتی که
حــرم" معروفند ارتکاب شده بود"
ایی
خب، این حرم یه گروهی از دزد های زن خبره ای هستن که
فقط از دزد های دیگه سرقت میکنن
و با این لیست حفاظت از شاهدان که الان آماده برای دزدیده شدنه
این زمان بندی امکان نداره که اتفاقی باشه
هر کدوم از اون شاهدا از اسمشون در بیاد توی خطر
شدیدی میافتن
که این باعث میشه این لیست بسیار باارزش باشه
و اعضای حرم هم برای دزدیدنش دست به هرکاری بزنن
اونا رو در حین ارتکاب به این دزدی دستگیر کن
و جون هر کسی که توی اون لیست هست رو نجات بده
- دقیقا چطوری قراره اونا رو حین ارتکاب به جرم دستگیر کنیم - نمیتونی
و اگر هم نتونی شکستشون بدی ...همونطور که این ضرب المثل میگه
بهشون بپیوندم؟ این نقشه ی ردینگتون ـه
که به صورت مخفیانه عضو یه ...گروه سرقتی بشی
این حرم مقصر خیلی از سرقت هایی ـه که مقدار زیادی پول توش دزدیده شده
ناپدید شدن ـه 6 تا نقاشی
از موزه ی "آستگارد" تو سال 2012
اون دزدا که توی "لاکزمبورگ" یه سال بعدش دستگیر شدن
مگه نه؟
نه قبل از اینکه حرم اون نقاشی ها رو ازشون بدزده
"طلای لری فول"
یه اسب مسابقه ای ـه قهرمان چند دوره ی مسابقات پادشاه مواد مکزیک
توی سال 2014 گم شد
ردینکتون میگه که تیم حرم اون رو به قیمت 6 میلیون دلار تو یه مزایده فروخت
و وقتی که از بانک ملی ـه "بلیز" دزدی کردن
اونا حساب ایمنی فوق محرمانه ی یه دلال اسلحه ی فرانسوی
رو خالی کردن
رهبر این تیم حرم "زنی ـه به اسم "مارگو روشه
اون الان توی "فیربورن" اقامت داره "اونم با اسم جعلی ـه "کیت مورگان
آخه چجوری متقاعدش کنیم که تو
یه جور دزد خبره ای
ردینگتون میگه که یکی رو میشناسه که اون قبلا باهاش کار میکرده
که میتونه ضمانت منو بکنه
چرا فکر میکنید که من مارگو روشه رو میشناسم؟
کلاغه بهمون گفت
این همون کلاغی ـه که بهمون گفت
گفت که تو یه برادر داری
بخاطر سرقت مسلحانه 6 سال باید توی زندان آب خنک بخوره
...تو ضمانت مامور کین رو بکن و
و شاید جیمی به موقع برای فینال بازیه فوتبال برسه
من مارگو رو میشناختم
این دوست داره کسایی که باهاشون کار میکنه رو بشناسه
کنترلشون کنه
میتونه از یک کیلومتری بفهمه که دارم بهشون دروغ میگم
انقدر این داستانمون رو با هم تکرار میکنیم که خودمون هم فراموش کنیم که یه دروغه
ولی هنوزم باید خودت رو ثابت کنی
ببهشید که مزاحمتون شدم خانم ولی باید مینی بارتون رو چک کنــم
اوه، ولی من چیزی از توش نخوردم
متاسفم ولی قوانین هتل ـه
میتونم بعدا هم مزاحتمون بشم ولی بالاخره باید بیام
باشه بفرما داخل
اوکی، تا ده دقیقه دیگه پایینم
باشه، آره، میدونم. پس بهش زنگ بزن و بهش بگو که ما کنار میکشیم
این معامله، مذاکره بردار نیست
بادوم زمینی هم حساب میشه؟
چونکه یه کیسه ی کوچیک از بادوم های نمکی خوردم
حالا هرچی، نتونستم جلوی خودمو بگیرم برو ازم شکایت کن
توی بار منتظرت نشستم
بهم یه دلیل خوب بده که
چرا نباید همین الان ببرمت طبقه بالا و دهنت رو سرویس کنم
73تا دلیل بهم میدم
اسم من "لیز کرافورد" ـه
میخوام عضو حرم شم
،و کارت چیه لیز کرافورد؟
من میتونم آدما رو بخونم
دقیقا بهشون چیزی رو میگم که دوست دارن بشنون
اونم برای اینکه کاری رو بکنن که من ازشون میخوام
من کاری کردم که کارگرای نفت "توی "داکوتای شمالی
توی یه معامله ی کازینوی جعلی سرمایه گذاری کنن
چند دفعه هم ازدواج های جعلی کردم و فلنگو بستــم
با "کرگ گینیر" هم کار کردم
میتونه ضمانتم رو بکنه
تو لیز، یا خیلی خوبی
یا خبر خیلی خیلی بدی هستی
هیچ جایی نمیری تا اینکه بفهمم کدومشونی
مارگو،
بابت این مراقبتا متاسفم ولی از اونجایی که یادم میاد
هیچ وقت از اینکه به یجا ببندنت ناراحت نمیشدی
این خوشگل خانم میگه که شما دوتا با هم دیگه کار میکردین
- راسته؟ - آره
لیز کرافورد
"کلاهبردار معاملات ملکی توی "تالاهاس
طرف رو حوری خوند که انگار دوست دوران بچگیش ـه
کاش تصویر داخل رو هم داشتیم
دزدی مون 2 میلیون بود
2.1میلیون
- دقت توی این کارمون همه چیزه - همه چیزه...
یادم میاد
اینجا فقط یه رئیس وجود داره
دقیقا کاری رو انجام میدی که من بهت میگم
ولی سوالی هم نمیپرسی
- میفهمم - خوبه
بهش شلیک کن
!وایسا، وایسا، وایسا
بهم خبر رسیده که اف.بی.ای داره برادر کوچولوت رو بخاطر
رفتار خوب" آزاد میکنه"
و از اونجایی که رفتار اون هیچ وقت خوب نیست
به این معنی ـه که یا اون یه معامله کرده یا
- خودت یه معامله براش کردی... - دیوونگی ـه
من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
یعنی میگی هیچوقت منو نمیفروشی تا گوشت و خون خودت رو نجات بدی؟
گفتم که بکشیش
خودت بزنش
بهت یه دستور دادم
نه، و بهم یه تست دادی و میخوام بهت بگم که چرا قبــول شدم
تو به پیرو های الکی کورکورانه دنبالت کنن احتیاجی نداری
چیزی که بهش علاقه داری "وفاداری" ـه
من با گرک کار کردم و بهش وفادارم
منو قبول کن و همون قدر هم به تو وفادار خواهم بود
کارت خیلی خوبه
و درستم میگی وفاداری همه چیزه
ولی هنوز قضیه ی "مایورکا" رو فراموش نکردم
به تیم حــرم خوش اومدی
خب ما "گینیــر" رو فرستادیم بره اون بیرون و حالا هم طرف مرده
و بعد از وقتی که اون لیست شاهدا رو بگیریم
مارگــو تقاص کارش رو پس میده
ما راجب بقیه اعضای حرم هم اطلاعاتی بدست آوردیم
- آرام - آها، اوکی
شما از قبل با "مارگو روشه" آشنا بودید
اون قبلا "مجری ـه تصحیح فردال" بوده
شبکه ای از بادیگارد ها و زندونی ها داره
که در عوض هر چیزی اطلاعاتی از دنیای مجرما بهشون میدن
حتما همینطوری هم از معامله ی ما با گینیر با خبر شده
"ساشا لاو"
اون از دانشگاه اسمیت توی سال 2008فارغ التحصیل شد
شغلی نمیتونست پیدا کنه پس مدرکش رو گذاشت توی علم آمار
تا نقشه های جنایت ها رو بکشه
اون طراح دزدی هاست
جسیکا پایا، یه آدم متلون المزاج ـه
اون میتونه خودش رو با هر جمعیتی وفق بده ولی بدون فکر کارهاش رو انجام میده
معتاد آدرنالین هم هست
ولی نمیتونم "اما نایتلی" رو شناسایی کنم
از صدای شنــود مامور کین تونستیم بفهمیم که
بهش میخوره که اهل کشور انگلستان باشه
ولی بجز این چیزی بجز یه جای خالیه بزرگ نداریم
یه خبرچین راکت توی لیست شاهدا
"همین الان توی "دوبیوک، جوردن پوماویل به قتل رسیده
No comments yet. Be the first to leave one.