The first 200 lines.
تقديم به پارسي زبانان جهان
!همونجا بمون
،به من گوش کن .چارلز". اينو بگير"
،مال پدربزرگت بود .شکارچي بزرگ
.قوي باش
!ماه! هيولا
!جان" خواهش ميکنم. خواهش ميکنم" .اون فقط يه دختره !اون فقط يه دختره
!کمکم کنيد
."همونجا بمون "چارلز
!آه! آه
.گندش بزنن
.اوه، نه. روي سقفه
!اوه، خداي من
:گرگينه" "هيولا در ميان ما
.صاحب مسافرخونه، يکم ديگه از اون مشروب کهنهات بده
... و بعد
...از داخل جنگلهاي تاريک، هيولا ...
بيرون پريد انگار که... ...از خود جهنم بيرون اومده باشه و
...چنگالهاشو توي پشت اسبم فرو کرد ...
.و با يه ضربهي محکم پاهاشو قطع کرد ...
ممکنه از خودتون بپرسين چه غلطي با يه اسب که دو تا پا داره بايد ميکردم؟
.خب، منم بهتون ميگم
!سگ حرومزاده روش چرخ گذاشته
."ممنون "فنگ
.داخل. سريع !عجله کنين
.توئه احمق به تمام معنا
.اون يه هيولاست .وحشتناکترين هيولايي که تا به حال بوده
.اونجا يه کشتار فجيع بوده .يه جونور از اعماق جهنم
.خب، در اين صورت بيا داخل .تو جاي درستي اومدي
.ما از دهکدهمون "دراويکو" فرار کرديم .الان که داريم حرف ميزنيم اونجا بايد غارت شده باشه
.يک گرگينه با شرارتي غير قابل تصور
.اين امکان نداره .ماه کامل ديشب بود
.آره و من هم زخمهايي دارم که ثابتش ميکنه
.آره. اين يه گرگينه معمولي نيست
.اين يه چيزي بود که من تا به حال نديده بود
.ببين
.واسه خودشم پوستر داره
گفتي اسم اين شهر چي بود؟
."دراويکو "
."دراويکو "
خوبي؟ .بله
بد بود؟
.بله
.مشغول بودي .آره
.براي دکتره
.مرد خوبيه، دکتر
.آره
.تو بايد يکم بخوابي مادر .باشه
هيولايي که وقتي ماه کامل نيست شکار ميکنه؟ .همچين چيزي وجود نداره
.افسانههايي هست .من اونا رو شنيدم
.نيکلاس" اين مردم يا گيج شدن يا احمقن"
.يا هر دو
.چالش برانگيزه اگه راست باشه،بهرحال
.بله، فکر کنم باشه
."اون در مورد ما باز هم چيزاي وحشتناکي گفته، "ليلا
.حداقل تو دندون داري
."دنيل"
.تو نبايد اينجا باشي
.ميدونم .فقط ميخواستم مطمئن شم که تو خوبي
من خوبم. و تو؟ مادرت؟
.ما نجات پيدا کرديم
خوب، شانس آوردي که .پدرم بعد از اين ماه کاملها دير ميخوابه
... تو بايد بري قبل از اينکه
.دير شد
.من توي خرابهها ميبينمت .باشه
."دنيل"
."دنيل"
دنيل"؟"
."دَ..نِ...يِ...ل"
.مواظب باش
.ممکنه اينجا هيولاها باشن
.تو تنها هيولايي هستي که من ميبينم آره؟
.به جز داخل تصوراتت
من نتونستم کمکي کنم اما متوجه .شدم که شروع کردي چيزي رو مينويسي
.بله. تمام اين ترسها به نظر مياد به من الهام ميده
.در مورد يه گرگينه است
.ماري شلي" در برابر تو هيچه" (... ماري شلي نويسنده شهير انگليسي خالق آثاري چون:آخرين مرد، فرانکناشتاين،ماتيلدا)
تو خيلي باهوشي، اينو ميدونستي؟
.خيلي هم به دردم ميخوره
.ميخوره .توي دانشگاه
.اگه بتونم وارد شم
چرا که نشي؟ چرا بشم؟
.يه آدم کوچيک فقير از يه دهکده داغون .اوه
.به خاطر اينکه تو باهوشي .بعلاوه مثل يه الاغ کلهشقي
.عجله کن وگرنه ديرت ميشه .حق با توئه
.تلاش ميکنم بعدا بيام شهر .نوشتهها رو هم بيار
.وو، وو
.من معتقدم اونا اسبدزدهايي بودن که توي "لا ويل" دنبالشون بودند
.ديگه نيستند
دقيقا اون افسانهاي که شنيدي چي بوده "هايد"؟
...اينکه براي سه شب کامل تغذيه ميکنه
...در حالي که ماه کامل ميشه و دوباره کوچيک ميشه ...
.کشش ماه رو طوري حس ميکنه که هيچ هيولاي ديگهاي نميتونه ...
تو اينو ميخواي؟
.نه، نه. فکر کنم مال توئه
مطمئني؟
.از اين "وردالک"هاي لعنتي نفرت دارم
."کارت درسته "چارلز
.اونا رو ببر مردهخونه
.دير کردي
.معذرت ميخوام
...من تحليلهام روي قربانيها رو تموم کردم
...و شباهتها اونقدر زياده که نميشه انکار کرد ...
.که همهش کار يه هيولاست ...
.خب، حداقل اين هم تا حدي اميدوار کنندهاس
.بيا ادامه بديم، شب جهنميه بوده
.بوسيلهي شکارچيهاي لعنتي خودم بهم شليک شده
به من بگو، من کجام شبيه يه گرگينهي خونخواره؟
.امم همم؟
.اين اطراف اين اشتباه معموله
.آه
!مواظب باش پسر
.کار خوبيه دکتر، خوبه
.منن هنوز دکتر نيستم اما ممنون
.کار خوبيه .ممنونم
.بيا ادامه بديم
.لطفا، بيا داخل
...امروز صبح داشت توي زمينها کار ميکرد
.با ماشين خرمنکوب که از دستش ول شده ...
.بله. همونجوري که خانوم ميگه
.دستم رو بريد .اين اتفاقي بود که افتاد
.بله
اين چيه؟ !اين چيزي نيست که شما فکر ميکنين، هيولا نبوده
!خرمنکوب بود !کار ماشين بود، قسم ميخورم
.همين بوده! حتما همين اتفاق بايد ميفتاده
.دکتر خواهش ميکنم هيچ کار ديگهاي نيست که بتوني انجام بدي؟
.بله، يه کار هست که ما ميتونيم انجام بديم
.بزار يک دقيقه به خانوم وقت بديم قبل از اينکه مرد رو بسوزونيم
حالا چي؟
.يه جلسه شهري ديگه
...با اين همه کار خوبي که انجام داديم
.هنوزم، فکر کنم يکي از ما بايد بره...
چرا نميري گوش بدي پاسبان خوبمون چي ميخواد واسه خودش بگه؟ .اما زود برگرد
.چيز مهمي براي بحث داريم
.ما شنيديم که شکارچي گرگينه رو گرفته
.دروغگو .احمق نباشين
!وقتي که ببنمش باورش ميکنم
.کوليها نه
.گم شو
.راه رو باز کنين
!من اينجا گرگينهي بيچارهي شما رو دارم
.دهکدهي شما لازم نيست که ديگه بترسه
...به خاطر اينکه من، مرد شکارچي بزرگ
!هيولاي شيطاني رو که از اعماق جهنم اومده بود کشتم...
.يه جايي برامون پيدا کن که شب بمونيم
.برم ببينم چکار ميتونم بکنم
حالا، جايزه من دست کيه؟
از کجا ما ميتونيم مطمئن شيم که اين همون هيولاست؟
...به خاطر اينکه من خودم باهاش نبرد کردم
.از جسد يک دوشيزه زيباي جوان جداش کردم ...
!چه قد حيف بود
...حالا
...يه نوشيدني به من بده پسر ...
.در حالي که پاسبان خوبمون اينجا پول منو ميده ...
.من اينجا کار نميکنم
،اين حقهها يکم قديمي شده اينطوري فکر نميکني مرد شکارچي؟
.از اون پسر دور شو
،من گرگينهي شما رو براتون ميگيرم .اگه اين چيزيه که شما ميخوايد
.اما هزينهش از اون چيزي که شما پيشنهاد داديد خيلي بيشتر ميشه
.اين جايزهاشه
،نه بيشتر ميشه، نه چيزي اضافه ميشه .نه منفعت شهري اضافي داده ميشه
...باشه، اينجوريم ميتونه باشه
،اما اگه شما اون هيولا رو ميخوايد... .شما بايد اون پيشنهاد رو دو برابر کنيد
.ببين من دارم يه مقدار هم سر انگشتي حساب ميکنم
.اين مرد بيشتر از دوجين هيولا رو کشته
.من زنديگيم رو روش شرط ميبستم اگه جاي شما بودم
...هموني که گفتم
.باشه
اما فقط اين رو بدون، اون که باهاش اون بيرون .طرفين يک گرگينهي معمولي نيست
.به هر حال، خودتون هم اينو ميدونيد
.براي از دست رفتههاتون متاسفم
.باشه! صبر کن، صبر کن
تو اون موجود رو ميگيري ...تو نابودش ميکني
.و ما جايزه رو دو برابر ميکنيم ...
.الان يه قرارداد داري
.ميتونم يه ليوان مشروب لعنتي بگيرم
اين واقعا بهتريني بود که ميتونستي انجام بدي؟
.خب، جذابيت خاص خودشو داره
ببخشيد آقا؟ .من فقط ميخواستم ازتون بابت اونجا تشکر کنم
.خب
.من اومدم به شما کمکم رو پيشنهاد کنم
.اوه. توي هر شهر يه دونه هست
.نه، ممنونم، تمام کمکي رو که لازمه داريم
.به هر حال از پيشنهادتون ممنونم
بزار حدس بزنم، يه نقشه عالي جديد؟
.يک گروه جديد از شکارچيها توي شهرن
.دنيل" اين داخل اينجا جهنمي شده"
.بايد متوقف بشه .بله که بايد بشه
... اما مهمتر اينه که ما بايد تو رو ببريم بيرون از اينجا داخل شهر
.جايي که شايد ما بتونيم درماني براي اين جنون پيدا کنيم ...
.دکتر. دکتر الان اين کار ممکن نيست
.البته که الان ممکنه
.به تو يه بورسيه توي دانشکده پزشکي پيشنهاد شده
.اوه
.اين خبر خوبيه
.اين اون عکسالعملي که انتظار داشتم نبود
...دکتر، شما مربي من بوديد
...اما من نميتونم الانم دهکدهمون رو ترک کنم ...
.نه وقتي که اين هيولا هنوز هم داره ما رو آزار ميده ...
چي داري ميگي؟
No comments yet. Be the first to leave one.