The first 191 lines.
لولا؟
تا حالا بهت گفتم که دلم میخواد باهات چی کارا کنم؟
نه
من همیشه اوایلش خوبم
تو شروعها خوبم
تو ادامهش نه زیاد
و هیچوقت به آخرش نمیرسم
خب،
ولی فکر کنم این دفعه ممکنه فرق کنه.
چند ماهی هست که با همیم.
و آیا جدیه؟ آیا قراره متعهد بشیم؟
نمیدونم.
جدیده و خوبه.
و راستش، همین یه کم نگرانم میکنه.
آخه میدونی که زنها...
اونا میخوان که متعهد بشی.
و من خب... من از اون لزبینها نیستم.
فکر کنم از این نظر بیشتر شبیه پسرا هستم.
هی، دوباره وقت لولایی شده؟
یادت رفت ساعتتو تنظیم کنی.
ساعت تابستانی، یادته؟
خب، خودت که میدونی من به وقت بیشتر نیاز دارم.
آره، شاید هم داشته باشی.
من از فشارِ سر وقت بودن خوشم نمیاد.
پنجرهها... من پنجرهها رو دوست دارم. هیچ تعهدی نیست.
ولش کن.
مجبورم کن.
اوه! مجبورت کنم؟
مجبورم کن.
این خودش یه ارتباطه.
سک.س کاملاً یه ارتباطه، یه ارتباط فیزیکی.
و، اِم... من عاشق ارتباط برقرار کردنم!
آخ! خدایا! لعنتی!
آخ! الیوت! لعنتی!
لعنتی!
الو؟
سلام، لولا هستم. خودت میدونی چی کار کنی.
لولا؟
اونجایی؟
لطفاً جواب بده. لطفاً جواب بده، لطفاً.
به کمکت نیاز دارم
مرسی
لولا؟
یه لحظه، یه لحظه!
کیسی، کیسی! منم عزیزم.
آروم باش. چی شده؟
ددلاینم جلو افتاده.
و نتونستم بهت دسترسی پیدا کنم، واسه همین رفتم آزمایشگاه...
...تا پرینتها رو بگیرم، ولی هیچکس اونجا نبود.
کدوم لعنتی آزمایشگاهی وسط روز تعطیله؟
نمیفهمم!
لطفاً، تو باید...
اون صدا چیه؟
اِم...
هیچی.
چرا جلسه رو جلو انداختن؟
دنی و شریکاش دارن فردا صبح میرن اروپا.
...واسه همین همه رقیبا...
...باید طرحهاشون رو زودتر تحویل میدادن.
همین الان!
پس تورو خدا بهم بگو میتونی کپیها رو تا پنج و نیم برسونی؟
من اونا رو تا پنج و نیم اینجا میخوام.
آره، تا پنج میتونم خودم رو برسونم.
عزیزم، من میام اونجا، قول میدم.
کپیها رو هم میارم.
حالا فقط نفس بکش، آروم باش. همه چی درست میشه.
دارم سعی میکنم، دارم سعی میکنم.
فقط... زود بیا.
و خواهشاً.
خواهشاً سعی کن دیر نکنی.
گفتم که، من میام اونجا.
متاسفم. فقط دارم دیوونه میشم.
اوه خدای من، دنیه. باید برم. خداحافظ.
کیسی، من دوستت دا... رم.
هی!
خیلی خوشحالم که میبینمت.
عالی شدی.
اوه، لعنتی!
ساعت تابستانی... اوه، گندش بزنن!
آره، سری، لولام.
هی، هی، لو. آروم باش.
نفس نفس نزن دیگه. این که سکس تلفنی نیست.
کیسی اونجاست؟
اون با یه پسره اونجاست؟
یه پسره که قیافهش ایتالیایی میزنه الان؟
قد بلند و... جذاب!
آه، بابا. اون مشتریشه!
اون؟ یه لحظه وایسا.
خب، اون یه دختره.
و به نظر من اصلاً کار و کاسبی نیست.
چی؟
آه، باشه، میدونی چیه...
فقط بیخیال اون شو.
فقط به کیسی بگو که من دارم میام اونجا.
هر چی زودتر که بتونم.
ولی یه ذره دیرتر میرسم.
این کار رو برام میکنی، سِری؟
یعنی مثلاً چند ساعت دیگه؟
گمشو!
آرزوته.
باشه، سری، من واقعاً یه دونه بهت مدیونم.
من حلش میکنم. قول میدم.
مرسی.
داره شلوغ میشه، باید برم.
اوه، خدا!
مرسی، ترنس.
روز خوبی داشته باشی.
اوه، خدای من! اوه، نه!
نه، نه، نه! تو نمیتونی این کارو با من بکنی.
امروز نمیتونی این کارو بکنی!
فقط تماشا کن!
ببین، جریمهها رو.
از طرف کارمه. قرار بود اونا پرداخت کنن.
واقعاً مجبورم زیاد دوبل پارک کنم.
واقعاً؟
خب، من خودم مأمور قانونم و زیاد جریمه مینویسم.
جونِ من. نمیتونی یه تخفیف بهم بدی؟
نمیتونی... فقط برای یه بار؟
عوضی.
باشه.
چی گفتی؟
گفتم
یه سواری؟
چطوره... چطوره یه سواری بهت بدم؟
خواهش میکنم؟
هان؟
به عبارت دیگه
بانمکی، اما نه اونقدر بانمک.
کصکش!
بعد کل لوستر افتاد پایین.
رقاصه، میمون، همه چی.
متاسفم.
لولا یه ساعت دیر کرده. نترس.
همه چی روبراهه؟
راستش نه.
واقعاً متاسفم.
عکاسم تأخیر داشته.
ولی خیلی زود اینجا خواهد بود.
اوه، باشه، خب
ما امشب میخوایم این طراحیها رو بررسی کنیم.
و من باید تا ساعت شش از اینجا برم.
اوه، مشکلی نیست، اون...
اون تا اون موقع اینجا خواهد بود.
متاسفم، متاسفم.
عوضی!
لعنت بهش!
یالا.
لعنتی! شوخی میکنی.
هی!
هی، شماها! میتونید کمکم کنید؟
سلام!
کصکش! اون آخرین سکه من بود!
بیا دیگه، بو بو!
میدونی، واقعاً ازت ممنونم که این فرصتو به من دادی.
یعنی، میدونم که شریکات احتمالاً این کارو نمیکردن.
حتی منو در نظر نمیگرفتن اگه تو تضمینم نمیکردی.
میدونی که من دوست دارم به دوستام کمک کنم.
بفرما.
خب چی میتونم بگیرم؟
اوه!
وای، خدای من.
معذرت میخوام.
ببخشید، الان برمیگردم... فقط یه لحظه.
بله.
اوه، لعنتی.
جن!
یالا، درو باز کن!
اون طرحها کجاست؟ الان همین الان میخوامشون!
آروم باش! ساعت کاری تموم شده.
هی لکس، میتونی اون پاکت بزرگ رو برام بیاری؟
که روش نوشته "Vins du Monde"؟
باشه.
دفعه بعد تو مسئولی.
یه لحظه طول میکشه.
حالا این کار هیچ ربطی نداره
به شرکت کیسی، داره؟
نه. اون کارو برام جور کرد ولی همین.
چرا؟
ممنون که خبر دادی.
دارم برای دوستدختر جدیدت رایگان انجامش میدم.
پس واسه همین بود که قبلاً نذاشتی بیاد تو؟
نه. اومده بود اینجا؟
آره.
حتماً بانک بودم یا یه جای دیگه.
خب، بین تو و لکس چه خبره؟
شماها، میدونی؟ شاید.
چرا اینقدر پنهانکاری؟
معلومه که لازم نیست همه چیز رو به هم بگیم.
آره، میدونم.
فقط میخوام مطمئن بشم...
...که یکی از اون زنهای خونهدار پنهانکارِ تو نیست، همین.
No comments yet. Be the first to leave one.