The first 200 lines.
سرم میره بام، بام، بام
بام، بام، بام
موهام میره بام، بام، بام
موهام میره بام، بام، بام
هی، چه خبر؟
ی چندتا قابلمه برای کلسی جدا میکنم
برای جای جدیدش.
کلسی آشپزی بلد نیست.
خب، اون علف دود می ده
پس هر اتفاقی میتونه بیفته.
امروز شنگولی
اره هفته خوبیه
چارلز اینکوباتور قبول کرد
گفت یادش میندازه
از اینکه چرا وارد کار نشر شد،
کشف صداهای ادبی جدید
تموم کردن کتابهای داغون
متوجه نمیشم
خب، یه جورایی روشنش کردم
دیشب بعد از شام. ما یک لحظه وقت داشتیم
اوه، یه لحظه صبر کن یه شام بود؟
و شراب هم بود … و یه چیزی بود که
. که شب به خیر گفتیم
Ooh. Lingering like with an L?
تقریباً بوسیدیم،
اما بعد هر دو عقب کشیدیم.
اصلا چرا با اون
قرار شام داشتی؟
چون کلسی نتونست کاری کنه
نه نه نه نه
ب اونجای اون فکر میکردی
نه
بله، من جذبش شدم
اما نمیتونم کمکی بکنم
ولی ما شانس خودمون رو داشتیم ، و الان پیش کوئین - ه
و بهترین چیز برای ما فقط ادامه دادنه
به من نگو. . اینو به رئیس بگو
نباید الان جا ب جایی انجام میدادی
باید ی راهی باشه تا با
کلر توافقی انجام بشه
خب، من با دوست پسر سابقش هستم
پس من فکر میکنم که یک معامله شکنیه
اره
به علاوه، این بهترین کار است.
وقتشه جای خودمو پیدا کنم
حالا کجا میری؟
راب ی جا مدل داره ک اجاره میده بمونم
تا ی جای ثابت برای خودم پیدا کنم
خیلی جالبه حدس میزنم
چیزهای خوبی بین شما هست
فعلا زوده
آره - میدونی چطور پیش میره
من سعی میکنم …
فشاری وارد نکنم
باشه
هی عزیزم
صبح بخیر. چطور می تونم کمک کنم؟
من ورزش خودمو به گونهای انجام دادم که قدرت کامل داشته باشم
تا وسایل جا ب جا کنم
جای قشنگیه، جاش
ممنون راب
نوار بستهبندی رو یادم رفت تو اتاقخواب منه
میارم
بعدا میتونی به جاش کمک کنی؟
هی ی سوال بپرسم ازت
راحت باش تو
تو با کلیر بهم زدی
تو داری برنامهریزی میکنی که یکم بیشتر مراقب باشی
با کلز، آره؟
این واقعا ی سوال نیست.
واقعا اینطور نیست
من کاملا مطمئنم که … میتونه خودش رو کنترل کنه
اره امیدوارم
تو داری برنامهریزی میکنی که یه کم بیشتر مراقب باش.
هی
شما دوتا جعبه جمع کردین
اره خانم حله
. صبح بخیر
. صبح بخیر
در مورد دیشب
متاسفم. اگه اوضاع خیلی بد بود.
... نه، نه، همش
ما خوبیم.
نمیتونم دیگه فکر نکنم ... در مورد
Inkubator.
تو واقعاً … تو یه چیزی خلق کردی، خیلی خاص
خوب این فقط زمینیه
پادکست هم داریم و یک اپلیکیشن
. دوست دارم یه عکس کامل بگیرم
از اقبالی که شما و کلسی دارید
نمیشه ی ارائه مختصری برای من ترتیب بدین؟
کاملا.
ممنون
سلام. - سلام.
حالا که اومدی ممکنه بخوای بری
چی؟ چرا؟
یکی اینجا دنبالته
فکر نکنم بخوای ببینیش
لطف بگو اینطور نیست
... نه، نه، فقط
لایزا "
پائولین؟
این موفعیت بزرگ رو بهتون تبریک میگم
با این سالن خارقالعاده.
I read all about you on BuzzFeed.
. ممنون
ببین، میدونم که همه چی تموم شد
، روی یه یادداشت وحشتناک
و من میخوام معذرتخواهی کنم
احساس بدی دارم. در مورد اتفاقی که بین ما افتاد.
، من تو یه جایی دیوونه بودم و میخوام جبران کنم
خوندم که رسمی داری
که اینجا مشروب بخوریم؟
همین کارو میکنیم . فوق العادست
واو، این واقعا خیلی خوبه
بازش کن لطفا
میرم اون پشت ردیفش میکنم
فقط ی برگه زیتون لازمه
بالاخره یه عالمه پیدا کردم ... اون کامل نبود
. یا توی زمینبازی پارک کردم
لایزا "، ایشون" تیم "هستن" ... ما
خب فکر کنم ما داریم ثابت پیش میریم درسته؟
دوبااره تو یک رویداد پرینستون،بهم رسیدیم
از اون موقع جدایی نداشتیم
. اون باعث میشه که من دوباره ۱۹ ساله بشم
هی، 19؟
اره
از دیدنت خوشحال شدم لایزا
لایزا "، درسته؟" درسته
میرم اطراف یکی از اون میزها پرسه بزنم
ببینم میتونم یکی از اونا رو گیر بیارم یا نه
. باشه، الان میام اونجا
به نظر خوب میاد
اون خیلی خوبه
… و اون کاملا - یه وکیل مهاجرتیه
عالیه
. خب، از عصرتون لذت ببرید
لایزا
من سعی میکنم تا همه چیز رو درست کنم
میدونم زمان میبره
باشه
تک انتخابی خفنترین حرکت واسه
یه کسب و کاره. مشتریا میخوان.
کمترین گزینهها توسط افردای که مهم هستن بهشون ارائه بشه
اینکوباتور محتوا رو تولید میکنه
و میزانش رو به وسیلهی
عضویت از طریق دعوت کاهش میده
اینا کلمات شایعه هست اما برای چارلز
و اون خوشش میاد
سلام سلام
ببین گوشیم قاطی کرده . واسه همین دارم از "بیانکا" استفاده میکنم
یه چیز مهم هست
میخواستم در موردش حرف بزنم
میتونی منو ببینی واسه یه نوشیدنی امشب؟
امشب؟
I "این مهمه" لایزا
واقعا مهمه
لایزا "، دارم بهت میگم"
این یک اشتباه بود وقتی که تو و "چارلز" از هم جدا شدین
وقتی به تو نگاه می کنه
. میتونم تو چشماش ببینمش
. اون هنوز عاشق توئه
واسه همین میخواستی که همدیگه رو ببینیم؟
احساس میکنم بخشی از
جدایی شما منم
پائولین، تو نبودی
بیخیال، من یه مشکل بزرگ داشتم
شما دوتا باید برای هم باشید
و عشق واقعی باید برنده بشه.
حالا که مال خودم رو پیدا کردم
میخوام حرکتی بزنم
تو نویسنده بزرگی هستی و این یه داستان عالیه
اما تو نمی تونی یه داستان دیگه براشون تعریف کنی
. چارلز "پیش" کوئین "- ه"
خب، میتونم بهت بگم
داستان چطور پیش میره
و نیاز به بازنویسی دارد.
وقتی که من تو خونه بودم
. و دخترا رو جمع میکردم، حلقه نامزدی دیدم …
فکر میکنم "چارلز" میخواد از "کوئین" خواستگاری کنه
که این یک اشتباه بزرگه.
لایزا "، زمان داره میگذره"
واقعا عاشق کوئین نیست
اون عاشق توئه
بذار کمکت کنم همه چیز را درست کنی
فکر خوبیه. . ولی الان باید برم
خیلی خوشحالم که میبینمت خیلی خوشحال.
لایزا
راب دمت گرم دعوت کردی تا
مهمونی برای خونه جدید کلسی بگیریم
امیدوارم کادو نیارن
چی؟ البته ک میارن
من موقت اینجا هستم
تا هر وقت بخوای میتونی بمونی
اوه، و هر مهمونی های زیاد همون طور که دوست داری.
هر چقدر ادم میخوان بیان
تو این اپارتمان مدل که خوبه
برای ان کاری ک کردی نظری نداری
. خیلی خب، همتون، به سلامتی . به سلامتی کلسی
میدونم همینطور داری پرسه میزنی
No comments yet. Be the first to leave one.