The first 200 lines.
فکر کنم تو همه داستاهاي کلاهبرداري شنيدم
جيب بر ها، بندباز ها، قمارباز ها سخنگوهاي خوب و دروغگوها
اما اگه بخوايم به بزرگترين کلاهبردارهاي زبوني از کتاب کلاهبرداران اشاره کنيم
اون افسانه بلوم و برادرهاش خواهد بود
در 10 و 13 سالگي، بلوم و استفان
جوانترين و بزرگترين
کساني که توي چندين خانواده پرورش يافتن
!نه
در کل، 38 تا خانواده
زندگيشون داغون شد
و اين آسيب اونارو نزديک هم نگه داشته بود
،بلوم استفان رو داشت ،و استفان، بلوم رو
و هر دو بيشتر از همه داشتن
خونه ي ديگه، خيابان اصليه ديگه
استفان دور رو بر رو نگاه کرد و يه بررسي کوچک کرد
بلوم، ما تو شهر يدونه اي ها هستم
يک تئاتر، يک کارواش، يک کافي شاپ يک پارک، يک گربه
گربه اي که بخاطر مصيبت يه پا بيشتر نداشت
!لعنــت، اينو ببين
،يک مدرسه عمومي
يه گروه بچه پولدار هاي اسکل محله
که همه پول تو جيبيهاشونو ميدادن براي بستني موشکي
...برادر ها
پيکسي استيکس
،اونا مثل آدمهاي ،دوستداشتني، سفت عنصر، شاد
که هميشه تو همه شهرها وجود داره، بودن
تفريگاه پولدارها
...اون موتونست خيلي ساده
!باهاش حرف بزن
فقط ترسشو بريزه و بره جلو ؟
برادرشو تو جنگل ول کنه، و به بچه ها ملحق بشه ؟
نه
،خب، درون روح و روان استفان يه چيزايي آغاز شده بود
بذر يه تجلي بزرگ. يه دام. يه داستان
يه نقشه - يه فريب -
هم براي منفعت، هم براي آروم کردن قلب داداشش
يه کلاهبرداريه ساده ي 15 مرحله اي
اين نقطه شروعمونه
و بعد، مثل ديواري که از آسمون کشيده شده بود
بعضي موانع در درون بلوم جوان شکسته شد
سلام
بنابراين بلوم نقششو در داستان بلوم فوقالعاده ايفا کرد
،و شخصيتش اوني که داشت نبود اوني بود که ميخواست باشه
...خب، داستان اينه. تو به اونا ميگي
يه راهب توي جنگله
يک چشم، دندون فولاديه بي خانمان
با چشمهاي قرمز خوني ؟ - خوبه -
اون جلوتو ميگيره، وقتي داري از مدرسه مياي خونه
و درباره يه غار به من گفت
چجور غاري ؟
يه غار شگفت انگيز
خفه شو، ديو
،در ظهر هر يکشنبه ،يه توپ نور اونجا ظاهر ميشه
که بال بال ميزنه، مثل پروانه
تخيليه ؟ - درسته -
...شما رو تعليم ميده
...اگر بتونين تا محل
گنجينه ها تحمل کنيد...
خب غار کجاست ؟ - آره، کجاست ؟ -
زاهد نگفت
،طمع کرد ،چشمهاي کثيف خفاشي قرمزش برقي زد
و گفت به ما ميگه در ازاي 30 دلار
!خوبه، نفري فقط 2 دلار ميشه
و خب اون يکشنبه، درست رو به روي کليسا
بلوم از توي جنگل نوري تابوند
اونا وايسادن. قلبشون تند تند ميزد اونجا بود
همونطوري که زاهد گفته بود
،واسه يه لحظه بلوم خودشو فراموش کرد و بسرعت دويد
اون نور رو گرفت و گنجينه ها رو پيدا کرد
اما يخورده که گذشت
،اونا اون نور خيالي رو نگرفتن اما واقعا اهميت نميدادن
،اين واسه من مثل اينه که آخرش ،يه کلاهبرداريه کامل
اينه که هر کي که درگيرش شده چيزي که ميخواست گيرش بياد
آره، منم همين عقيده رو دارم
دزداي نوپاي ما راضي بودن
والدين بچه ها، يکم کمتر
پايان تلخ ؟ شايد
اما يخورده شيريني هم مخلوطشه
برادران بلوم شغل خودشونو پيدا کرده بودن
همونطوري که در شماره 6 نشان داده شده
کات" يعني مذاکره"
پرسنت" يعني درصد قرارداد"
او"هنري تنها مغازه خشک شويي شهر بود
کار کردن با شما باعث افتخار منه
خب چه حسي داره ؟
در حقيقت، بلوم جوان تا 20 سال ديگه احساس الانشو درک نميکنه
و خب، حالا فعلا ما داستانمون رو جلو ميبريم
بذار آب بشن
برلين، 25 سال بعد
اون سوسک سرگين غلتان گيرش مياد
تو پول گيرت مياد، منم دختر گيرم مياد
،بنابراين آخرش همه چيزايي که ميخوان گيرشون مياد
!ويکتور
چارلستون، چي کار کردي؟ اوه، خداي من
!اوه، خدا، اون مرده
اون تنها کسي بود که ميدونست پولمون کجا خاک شده
و تو بهش شليک کردي! چارلستون تو کودني
اون مردي که تو ملاقات کردي که اسمش چارلستون بود
چهار ماه و 1000 سال پيش
در سالن مشروب فروشي يه هتل در جادهاپور مرده
اگه ما دوباره همديگرو ببينيم همديگرو نميشناسيم
،ولي اگه واسه پوله
بذار بپوسه
!واااو
واااو" کلکه اييه که شما دنبالشين! وااااااو"
تو يه نابغه اي، استفان
ما نابغه ايم، بلوم
حالا واسه دفاع از اون گه خوري ها يه لبخند رو صورت داداش بزرگترمه
کارهايي که اون درست ميکرد واقعا شگفت انگيز بود
اون تو اين موضوع محور کلاهبرداري بود
،آيا چارلستون، مهره بزدل ما
آيا اون واقعا ماشه رو کشيد ؟
شايد
اما استفان احتمالات بهتري ميخواست
،اون منو توي همون نقطه اي قرارداد که ،شش سال پيش
زن چارلستون وايساده بود و بهش گفت که ميخواد ترکش کنه
او يه دست لباس مثل مال زن اون برام درست کرد
حتي آخرين حرفامو با مال اون مطابقت داد
اين آخرشه، چارلستون
تو هميشه يه کودني
،بنابراين آخرش همه چيزايي که ميخوان گيرشون مياد
مزش مثل حلب
پس اونا خون واقعيه
يه نوشيدني برات بخرم؟
نه ماه و هزار سال پيش
.اينا حرفاي کيپلينگه .اونارو از کيپلينگ دزديده بود
نه ندزديده بود
خب اين جشن پنهاني کجاست ؟
راه درست کنين، اتاف آماده کنين !براي برادرهاي بــلـــوم
!آره، آره
خيلي خوب، ما شروع ميکنيم دوستان و همکاران دور هم جمع شيد
به کارت فکر کن، فهميدي ؟
نه
اگه به اندازه کافي تمرين کنم يه روزي ميتونم رو بقيه انجام بدم
بعدش اون بهترين حقه کارتي تو جهان ميشه
اين درسته که هيچوقت يا يه خدمه دوبار کار نميکني ؟
...خب، لعنت. انتظار
بنگ بنگ ؟
ميدوني، من توي انيميشن استادم
اون پنجمين عضو بيتل ماست
اون ميدونه داخل و بيرون چه خبره
فکر نميکنم بيشتر سه کلمه انگليسي بتونه حرف بزنه
کامپاري
پس، اون تا آخرش با تو و بلومه ؟
تا وقتي جهت باد عوض بشه
بلوم کجاست ؟
اينجايي
قايم شدي ؟
آره
دارم ياد ميگيرم
استفان دوست داره درباره تو حرف بزنه
داستان غار رو به تو هم گفته ؟
حقيقت داره ؟
ديگه چي به گفته ؟
شما دوتا زمان نوجوانيتون رو با ولگردي
و با بدبختي دور رو بر سنت پترزبورگ گذروندين
جايي که در يه مدرسه قديمي کلاهبردارها بنام ديامند داگ کلاهبرداري هاي بزرگ ياد گرفتي
حقيقت داره ؟
اون اسمش بود ؟ - آره -
اون مربيه تو بود
اما من احساس ميکنم آخرش خيلي بد تموم ميشه
چشاي استفان يه شمشير عتيقه رو گرفته بود
چرا اون کار رو کرد ؟
برادران بلوم اون کارهارو ميکردن
تا در آينده از خودشون دزداي نجيبي بسازن
بنظر رمانتيک مياد
آره هست
تو نيموني بفهمي برادر من چي هست
اون کلاهبرداري ها شو به سبک رمان نويس هاي روسي مي نويسه
با نماد کمان و ظرافتي از سمبوليسم و گه
و منو بعنوان يه بيچاره زخم خورده معرفي ميکنه
و بخاطر همينه که دوست داري منو بوس کني
اين کلاهبرداريه
دارم ديوونه ميشم
يه 2 بزرگ دارم
طلوع خورشيد و از دست داديم
بايد خيلي زيبا بوده باشه
اينجا دستشوييه ؟
نه اين شتره
صبر کن، من بايد بشاشم
حداقل تو صادقي. خيلي خوب، بيا اين يکيو انجام بديم
بيا اينو تموم کنيم. خب، اول تو بگو
...من تسليمم، استفان. ديگه نيستم." بعد من ميگم"
مجبوريم اين کار رو دوباره انجام بديم ؟ - "اين کار رو دوباره انجام بديم ؟" -
بعد تو يه نمايش ار پوشيدن ،ژاکتت اجرا ميکني
،بعد ميگي، " نه منظورم اين سريه، استفان
"اين سري، من واقعا ديگه نيستم"
"بعد تو ميگي، "بيا يه چيزي بخوريم
،و الان صبح، بلوم" "بايد به خودت بياي
اين پروژه خيلي مهميه غرق شدن توي خون تقلبي، بهرحال
"و ما ميريم که انجامش بديم" - ...خون واقعي قهوه اي ميشه -
...گوش کن استفان. من - بعد از نيم ساعت... -
اين ويسکي اسکاتلندي از ژاکتت بيشتر مي ارزه
گوش بده بهم
اين قمقمه يه تير رو نگه داشته توي نورمندي
!گوش کــــن
اوه لـــعنـــتـــي
اين شتر جديد مورد علاقه منه
من ازت متنفرم. باشه ؟
اوه، خدا، من ديگه نميتونم اين کارو بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.