The first 194 lines.
مروری بر قسمتهای قبلی All Rise
فکر کنم وقتشه با شوهر سابق آیندت آشنا بشم
فکر کردم مدارک قبلاً فرستاده شده
اِیمی گفت تا وقتی که نفرسته...
...کار بیمه تموم شه. مایلز پائولو، موکلم.
دنبال چی میگردی؟ فکر میکنم یه مغز متفکر هست
پشت این سرقتها و دزدیها، و من یه اسم میخوام
مَدی، این مارک کَلنه. اون یه دادستانه
اگه هرچی در مورد برندون پِیج میدونی بهش بگی
اون ازت محافظت میکنه
باید اسم شاهد رو توی حکم جلب عوض کنی
از گلوریا به مَدی، اوکی؟ آره، حتماً
زویا حمید، دستیار دادستان ایالات متحده
مطمئنم میتونیم منابع رو با هم بذاریم. با هم کار کنیم
برندون پِیج مال منه
من دیگه توی پرونده برندون پِیج کمک نمیکنم
اوضاع باید به حالت عادی برگرده
وقتی از مارک عذرخواهی کردی
اون وقت میتونیم در مورد اوضاع عادی حرف بزنیم
خیلی خوشحالم که به خودت اومدی
به خودم اومدم؟ آره
دیشب من نبودم که دزدکی رفتم تو هال
رفتم بِیلی رو چک کنم. اوهوم
و مطمئن شم که تو به خودت اومدی
ببین، نمیدونم
نمیدونم اون پرستار بچه جدیده
هوم؟
یا بِیلی داره وارد مرحله جدیدی میشه
اما... با اون همه سر و صدایی که دیشب راه انداختی، اون حتی تکون هم نخورد
من سر و صدا کردم؟
اونقدر سر و صدا کردی که کامالا هریس هم صداتو شنید
تو جیغ کشیدی. یه جیغ بنفش شنیدم
بیا اینجا. دوباره؟
آره
هی. زود اومدی
هی. تو هم همینطور
آره. باید اضافه کاری کنم تا همه کارهای عقبافتاده رو تموم کنم
از وقتی دستورات اضطراری برداشته شد
اون بالا حسابی مشغول نگهت داشته، آره؟
آره. کل تیم سخت مشغول کارن
تو؟ من برای مَدی هرناندز اینجام
اون شاهد اصلی کَلنه
توی پرونده توطئه سرقتهای خشن
پس داریش به عنوان موکل؟
موکل در عمل. خواهرش گلوریا ازم التماس کرد
میدونی، این جنبه انساندوستانه قانون میتونه خیلی خستهکننده باشه
خب، تو باعث میشی خوب جلوه کنه، لوپز
بدون تو که دائم بهم روحیه میدی، چیکار میکردم؟
نمیدونم، و امیدوارم هیچوقت مجبور نشیم بفهمیم
هی، اِم
کَرول گفت میخواست در مورد یه چیزی باهات حرف بزنه
اوه. سعی میکنم برم اون بالا
و اگه بری، شاید یه شام هم گیرت بیاد
خداحافظ
روز خوبی داشته باشی. تو هم همینطور
صبح بخیر عالیجناب
صبح بخیر عالیجناب. صبح بخیر عالیجناب
اوه! صبح بخیر، شِری
امروز یه روز مهمی داریم. محاکمه مقدماتی... باشه. ممنون
محاکمه مقدماتی پرونده سرقتهای خشن امروز شروع میشه
با پدر و مادرت چطور پیش رفت؟
نتونستم... خب، بهم اجازه ندادن ببینمشون
پس دوباره تلاش کن. این کار عجله نداره
نه، تو متوجه نیستی. نه، من متوجه نیستم
اما تو نگرانی، و این من رو نگران میکنه
پس... برو
دوباره تلاش کن. من اینجا حالم خوبه
اوه، باشه
قاضی کارمایکل
قاضی لاسکی. قاضی ماشال
خیلی جسورانه بود اینکه تونستی نگه داری
پرونده توطئه برندون پِیج رو توی دادگاه ایالتی
بدون اینکه تحویل فدرالها بدی
آقای کَلن یه نقشه خیلی حساب شده داره
علیه آقای پِیج. اما افتخار حضور شما رو به چی مدیونم
که هر دو نفرتون رو توی دفتر من میبینم؟
به نظر میاد که من و لاسکی
برای سمت رئیس دادگاه کاندید هستیم
بله، این رو میدونم. و از من چی میخواید؟
ظاهراً حمایت شما اینجا خیلی نفوذ داره
حمایت من؟ اما من تازه... باور کنید، من تازه
همون قدر متعجب بودم. با این حال، کمپین پر سر و صدای شما...
و اون برد اخیرت باعث شده اینجا حسابی مورد احترام باشی.
حداقل فعلاً. فعلاً که اینطوره.
آره، درسته.
یادت میاد اومدی اینجا ازم درخواست حمایت کردی؟
عجبا! معجزهها تمومی ندارن انگار.
بذار وجدانت راهنمات باشه.
نذار اینکه اون زودتر از من اینجاست،
هیچ جوره روی تصمیمت تأثیر بذاره.
اون بازی با کلماتی که اون تو کردم، چطور بود؟
اون الان از کلمه "رنگ" به عنوان کد استفاده کرد؟
آره، منم همین رو شنیدم.
ایمز. کالیر.
وای... چقدر خوب به نظر میای!
داروی جدید مثل آب خوردن بوده.
خب، اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردم مارک بهت گفته دیشب آشتی کردیم.
نه، اون این رو به من نگفت.
چرا بهش نگفتی که برگههای طلاق امضا شده؟
امضا شد.
چیزی هست که باید بدونم؟
داری دو دل میشی؟ چی؟ نه. نه بابا، ابداً!
من فقط... اول میخواستم مطمئن شم حالت خوبه.
باید برم باهاش حرف بزنم. صبح بخیر.
ایمز، نمیخواستم ناراحتت کنم.
نه، ناراحت نیستم.
یعنی، هستم. ولی نه از دست تو.
بعدا باهات صحبت میکنم، کالیر.
صبر کن، تو کالیر هستی؟ امی، کجا داری میری؟
میرم دادگستری. میخوام سر مارک رو از تنش جدا کنم!
اونجا بهم برس. باشه؟
I'm
وای خدای من، واو!
آره!! وکالت قبول شدم!
آخیش، وکالت قبول شدم.
وای خدای من، آره!
باشه، فکر کنم حله.
نمیدونم، آقای کالن. اگه جای شما بودم اینو میبردم
پیش هیئت منصفه عالی و دنبال کیفرخواست میرفتم.
چی داری میگی، بیبی بیسواس؟
ما مدارکی که از خونه پیج توقیف شده رو داریم،
و شهادت مَدی. پروندهمون خیلی محکمه.
بهتره که باشه، وگرنه فدرالها این دفتر رو زیر و رو میکنن.
اگه نباشه، این دیگه حتمیه.
دادستان لوئیس، آفرین. حلالزاده!
معاون دادستان حمید. خیلی وقت بود.
خب، خودم شخصاً اومدم که بهتون فرصت بدم
که کار درست رو انجام بدین و براندون پیج رو تحویل بدین.
اگه آقای کالن احساس میکنه که یه پرونده قوی علیه آقای پیج داره،
من نهایت اطمینان رو دارم که محکومش میکنه، پس...
حالا شاهد اصلیمون اینجاست. مَدی هرناندز.
وکیلش، خانم لوپز. یه چهارده ساله.
مدی، من معاون دادستان، زویا حمید هستم.
نمیدونم آقای کالن یا خانم لوپز بهتون اطلاع دادن یا نه،
اما اگه برای دولت فدرال شهادت بدین،
میتونیم شما رو تحت حفاظت قرار بدیم.
درست کنار خواهرتون. تا کی؟
درسته. مَدی، با اینکه پیشنهاد خانم حمید ممکنه وسوسهانگیز به نظر بیاد،
شما هیچ تصوری ندارین که چقدر وقت رو باید بگذرونین.
تحت حراست پلیس. من مشکلی باهاش ندارم.
کنار خواهرم باشم. اوم... مدی،
حاضری از حرفه اسکیت روی یخت دست بکشی؟
اگه برای دولت شهادت بدی،
میتونی دیدارهات با خواهرت رو ادامه بدی
آزادی داری که اسکیت کنی
همه اینا رو در حالی که تحت حراست پلیس هستی.
گلوریا فداکاری کرد تا تو فرصت داشته باشی.
مطمئنی آمادهای که همه اینا رو دور بریزی؟
خوب بلدی فشار بیاری، خانم لوپز.
مدی، اگه نظرت عوض شد، من هستم.
مدی، بهت قول میدم نه تنها زندانی میکنیم
براندون پیج رو، بلکه میتونی کنار خواهرت باشی
بدون دردسر یه تیم محافظت، باشه؟
تدی، خانم هرناندز رو همراهی میکنی؟
و خانم لوپز رو به اتاق شهود؟
منم همون پایین میبینمتون. بله، قربان. از این طرف.
واقعاً، کالان؟ پشت سر من رفتی با کولیر ملاقات کردی؟
صبر کن. تو تمام این مدت برگههای طلاق امضا شده رو داشتی
و تحویلشون ندادی و من آدم بدهام؟
بیا این شوک رو باز کنیم.
باشه، متاسفم. ولی من دلایل خودمو دارم.
آخه تو چه دلیلی ممکنه داشته باشی
برای اینکه نخوای زندگیمونو با هم شروع کنیم؟
یا اصلاً قضیه اینه؟
این، هرچی که هست
این دیگه برات کار نمیکنه.
تو داری کاملاً اشتباه میکنی. پس چیه؟
این همه مدت فکر میکردم کالیر نمیخواد کوتاه بیاد.
و این تویی!
وایسا. وایسا، کجا میری؟ کارمون اینجا تموم نشده.
من یه جلسه مقدماتی مهم تو 802 دارم.
میتونیم بعداً حسابی سر این قضیه با هم بحث کنیم.
وکیل تازهکار داره میاد.
صبح بخیر، معاون اسکات.
من آزمون وکالت رو قبول شدم. خب، صبح بخیر.
تبریک میگم. ممنون.
اوه، صبر کن لطفا. هی!
هی!
احمق. من وقت این کارا رو ندارم.
اوه، بیخیال
میدونی چیه؟ روز منو خراب نمیکنه.
هی
باشه. اوه!
آقای کَلَن، آیا دادستانی آماده است؟
بله، عالیجناب. وکیل مدافع آماده است؟
عالیجناب، من درخواستی برای ابطال و نقض
حکم بازرسی در این پرونده ارائه دادم.
میخوام این درخواست قبل از جلسه مقدماتی شنیده بشه.
آیا دادستانی نسخهای از درخواست رو دریافت کرده؟
آه، فکر میکنم همینطوره، عالیجناب.
از شما میشنوم، آقای آرمسترانگ.
من درخواست دارم که هر گونه مدرکی
که هنگام اجرای حکم بازرسی
No comments yet. Be the first to leave one.