The first 200 lines.
میخوام از دوباره برگردم به گذشته
میخوام از دوباره بچه شم
مینامی کان
کجای چیومی
اینجا من اینجام مینامی کان
رفتی توکیو؟
هی تو چی فکر کردی؟
من که دیروز بهتون گفتم
درباره آموزشگاه رقص
خواهش میکنم بزار باهات بمونم
پدرت رفته درسته؟
اون عاشق شد و مارو ترک کرد من دیگه اونو پدر خودم نمیدونم
احمق
...یعنی اون یه دزده؟
تو واقعا برگه طلاق رو براش فرستادی درسته؟
مطمئنم خودش گفت خوندتشو امضاش کرده
پس چرا به موقع نفرستادتش؟
چی؟
ترجمه کره فا
بفرما
نسیم دریا احساس خوبی داره
تقریبا سه هفته است که دارم با مینامی کان زندگی میکنم
احساساتم نسبت به مینامی کان داره روز به روز بیشتر میشه
نگران نباش اگه ما شکست بخوریم
من مسئولیت رو به عهده میگیرم وازت محافظت میکنم
ازم محافظت میکنی؟منظورت چیه؟
منظورم چی میتونه باشه؟
هی مینامی کان
توواقعا چه احساسی به من داری؟میخوام بدونم
مینامی کان
اوهوم چیه؟
هیچی
عاشق کوچولوی من
ارائه ایی از تیم ترجمه کره فا بزرگترین مرجع سریال های شرقی مــــــــتــــــــرجـــــــــم: آری
قسمت هشتم
من اومدم
مادربزرگ
مادربزرگ
مادربزرگ
مادربزرگ
بلندشو
مادر بزرگ
بیمارستان نومورا
یعنی مادربزرگ خوب میشه؟
سانی چی
حالش چه طوره؟
الان خوبه
اما بایدیه سری آزمایش بده
اینجا میمونه برای نمونه گیری
شانی چی میتونی این برگه هارو تحویل بدی
باشه
اه متاسفم باید
باشه
همین جا منتظرم باش
این چیه؟
اه؟
اخ آخ
یه چیز عجیب پیدا کردم
.....اوه خواهر بزرگ
چیومی؟
چیومی؟
فهمیدم
هرچند تو نمیدونی هوریکیری شی کجاست
درسته
اخ اخ
تونمیتونی از دست من فرار کنی پری کوچولو
پری؟
خوب شاید هیچ ربطی به چوبیکو نداشته باشه
البته منم یه آدم کوچیک دیدم
چی؟
دیشب یه دونه پشت پنجره همسایمون دیدم
....همسایتون مینامی کان
بله
...اه،اما تو باورم نمیکنی نه؟
فکر کردم شاید توهمه نه امکان داره
ها؟باورم کردی؟
...ممکنه یه مجسمه بوده باشه
یه مجسمه؟
...مینامی اون استادانه یه مجسمه ساخته
اون مادرته؟
به نظر مادر مهربونی میاد
مادرم منو دوست نداره
ها؟
ماما
میو تو به دکتر گفتی جراحی نمیکنی؟
تو نمیدونی چقدر مردم نگرانتن؟
بیشتر از این برام مشکل درست نکن
اگه به مخالفتت ادامه بدی
بهتر نمیشی
اون ایجاست
مینامی کان
سلام
این مادرمه
و اینم پسرمه آه بله
مینامی کان من اینجام
میو چان خوهش میکنم با مادربزرگ ما مهربون باش
مینامی کان خواهش میکنم منو ببین
میو چیزی میل داری؟ ....پس من
یه کم کار دارم پس الان میرم
اگه اینجوری به اخم کردنت ادامه بدی بهتر نمیشی
با اجازتون ببخشید
روز خوبی داشته باشید
امی چان
مادربزرگ؟ مادر بیدار شدی؟
بله من کجام شما تو بیمارستان هستید
شما تو اتاق نشیمن از حال رفته بودید
درسته و نوبورو منو نجات داد
مادر از امروز تو بیمارستان میمونی برای انجام آزمایش
آها متاسفم که دردسر درست کردم
مشکلی نیست سعی کنید اینجا راحت باشید
همسایه من چه نازه
از اشنایت خوشوقتم
فکر کنم اینجا بهم خوش بگذره
امشب شیفت شبم پس خودت یه چیزی بخور،باشه
مادر من میرم سر کارم باشه
خوب منم میرم یه چیزی جا گذاشتم
چی؟
چی جا گذاشتی؟
....یه چیزی
اینجام سمت چپت
چیومی
چیومی
چیومی
چیومممی
خوب من یه پری دیدم که اسمش شاهدخت یکسانتی بود
.....اه .....درسته
من شاهدخت یکسانتیم
میدونی شاهدخت یکسانتی
جلوی هر کسی که کمک لازم داره ظاهر میشه
کسی که بهش نیاز داره؟
درسته
جلوی کسایی ظاهر میشه که سخت کار میکنن برای به دست اوردن خوشبختی
و اگر اونو ببندی یا بهش زور بگی ناپدید میشه
آه فهمیدم متاسفم پری کوچولو
پس از این به بعد پری شدم
چون تو برای من یه پری هستی
اما من بچه بدی هستم
تو ممکنه ناپدید بشی
ها؟ تو بچه خوبی هستی
نه من کارایی میکنم که مادرم دوست نداره
من همیشه مادرم رو عصبانی میکنم
مادرم اغلب به خاطر من نمیخنده
به همین دلیل مریض شدم
نه اشتباه میکنی
نه درسته
پس چرا نقاشیت رو به مادرت نشون نمیدی؟
من فکر میکنم مادرت خیلی خوشحال بشه
نمیتونم نمیتونم نشونش بدم اون همش فکر میکنه من بچه بدیم
با دیدن این نقاشی ها خوشحال نمیشه
اگه من وجود نداشتم مادرم بیشتر خوشحال میشد
...میو چان
این درست نیست
کدوم مادری بچه خودش رو دوست نداره
همچین مادری اصلا تو دنیا وجود نداره
این درست نیست
درسته
هر مادری عاشق بچشه
میو چان تو نسبت به مادرت خیل با ملاحظه ای
و تو کسی هستی که باید شاد باشه
و به همین دلیل شاهدخت یکسانتی تورورملاقات کرده
ها؟
درسته
الان بخواب
باشه شب بخیر
شب بخیر
نه الان برای من سخته ازش جدا بشم
ارائه ایی از تیم ترجمه کره فا بزرگترین مرجع سریال های شرقی مــــــــتــــــــرجـــــــــم: آری
....میو
....متاسفم که باعث شدم اذیت بشی
عاشق کوچولوی من
مینامی کان
از اینکه ازم مراقبت کردی ممنونم
اما
باید ازت خداحافظی کنم
چی داری میگی؟
من نمیتونم تو دنیای تو زندگی کنم
....این
زمانیه که من باید برگردم به ماه
برگردی به ماه؟
هی صبر کن
ممنونم
و
بدرود مینامی کان
چیومی
چیومی
چیومی
هی چیومی
چیومی
هی چیومی
صبر کن
هی چومی
چیومی
صبر کن
چیوممممی
چیومی
بیمارستان نومورا
نوبورا
اون چیزی که گم کرده بودی پیدا کردی؟
مادربزرگ
نه ...من میدونید
No comments yet. Be the first to leave one.