The first 161 lines.
ازدواج مجدد!؟
دیگه نمیذارم تنها بمونی
از حالا، سه تایی ما مثل یه خانواده شاد زندگی میکنیم
خب ، خیلی خوشحالم که فهمیدم حالت خوبه .
واسه همین ، همش به خاطر تو بوده که رفتم همه جا گشتم
آه
بیا
این زن منه
کسیه که میتونه جای مادرت باشه
واسه خاطر این چهار سال غیبت زد ؟
متاسفم که همچین تصمیم خودخواهانه ای گرفتم اما
اشکالی نداره
اگه خودت انتخابش کردی من مخالفتی ندارم
چیش ... خیلی خوش شانسم همچین پسر با فهمی دارم
بیخی بابا
اسمش مائو کون ـه ؟
خوشبختم ، من آریما شیوری هستم
از حالا ، به عنوان مادر جدیدت پیشت زندگی میکنم
موفق باشی ، مائو کون ؟
صبرکن ، شیوری سان
چرا عقب میری؟
اِ ... چیزه
خیلی دوست داشتم ببینمت
شیوری ، وایسـ ...
نه اینطور نیست
بیا ، منم به اندازه تو مضطربم
نــه !
مائو کون !
آه ! صبح بخیر مائو کون
صب بخیر
هاجیمه سان رفته سر کار
آره ، ممنون واسه غذا
خوشت نمیاد ؟
نه ، دقیقا برعکس
همم ، خوشمزه س
خوشحالم ! از امروز دیگه
مامان غذاهای بیشتری واست درست میکنه ، باشه ؟
هی ... وایسا
از زنا میترسه ؟
آره
مخصوصا وقتی جنس مخالف رو از نزدیک میبینه
از وقتی مادرش از دست داده ، احساسات خودش رو سرکوب میکنه
عشقش به مادرش و علاقه به عشق مادری
میخواد همش رو توی خودش مهار کنه
بیچاره
به یکی نیاز داره که اون علاقه رو براش زنده کنه
میتونم مراقبش باشم ؟
اما ما دقیقا نمیدونیم ، ممکنه به خاطر اون احساسات مهار شده افسرده بشه
فک کنم یکم خطرناک باشه
تصمیمم گرفتم از الان به پسرت ، مائو سان تمام عشقی که نیاز داره بدم
واسه حل کردنش هستم
ایول به زن خودم
شیوری سان
آه ، متاسفم
آه ، آره ، امروز بیکاری؟
دوست دارم یکم شهر رو بهت نشون بدم
همم ، باشه
خوشحالم ، برم یکم آماده بشم
سلام ، کینوساکی سان
آه سلام کوروکاوا سان
چیش
وقتی فقط دوتامون هستیم میتونی همونطوری صدام کنی
اما تو دیگه زن کسی دیگه ای
البته که هستم
ببخشید منتظر موندی ، مائو کون
این کیه ؟
این از دوستان دوران دبیرستانمه
با همسرش همسایه بغلیمونه
میشه رابطه شما با سنپای بدونم ...
آه ، ببخشید خودمو معرفی نکردم ، من مامانشم
غافلگیر شدم
فک کردم دوست دختر بزرگتر خودش گرفته
بس کن شیوری سان ، خیلی بهم نزدیکی
اِ ، اگه مامانت گم بشه چی؟
آه آره ، تاحالا درمورد حمام عمومی نگفتم
حموم؟
چه باحال ، میتونیم اینجا با هم حموم کنیم
نه ، باید با پدر بری
اوه ، چی میگی
ما خانواده ایم
باشه باشه میفهمم
مائو کون ، پدرت گفت دیر میاد خونه
پدر مطمئنا سخت کار میکنه
خب پس تنها دوتامون موندیم واسه حموم کردن
همم باشه
هان ... چی !؟
داشتم فکر میکردم پشتت بشورم
خودم میتونم !
هنوز عادت نکردی منو مثل مادرت ببینی؟
هرکاری ازم برمیاد میخوام واست بکنم
آره ، اما این مشکل منه
خب ، حالا از جلو
روبه روم قرار بگیر
روبرو !؟
هرکاری به جز اون!
داره میاد
منو ببخش شیوری سان
اشکالی نداره مائو سان
کم کم کاری میکنم عادت کنی
باشه؟
تمام علاقه ای که باید از یه مادر واقعی بهت برسه میدمت
هی ، مائو کون
امشب پیش مامان بخواب
غیرممکنه ! این دیگه زیادیه
هاجیمه سان امشب نمیاد واسه همین من تنهام خواهش میکنم
خیلی مخالفت کردی
اما آخرش پیشم خوابیدی
مائو کون ، خیلی مهربونی ! عاشقتم
میدونستم
دوباره شیر ازم میاد
شاید به خاطر اینه روز تخمک گذاری نزدیکه
من برگشتم
شیوری سان ... اِ؟
اوه ! خوش اومدی مائو سان
متاسفم
حامله شدی ؟
نه
همش به خاطر حساسیت بدنمه
حساسیت؟
میخوای بهتر ببینی؟ بیا اینجا
اما اینطوری
اما نداریم
نمیذارم بری
بیا ، نگاه کن
میخوام هرچی درمورد مادر جدیدت هست تو خاطرت بمونه
میتونی با دهنت سینه های مامان ُ تمیز کنی ؟
مگه طبیعی نیست یه مادر به پسرش شیر بده ؟
لعنتی ... اگه اتفاقی افتاد نندازی گردن من
خوش مزس
مائو کون ، کارت خوبه
داره شیرم میخوره
مامان
خوشحالم ، آخرش بهم گفتی مامان
آه خدای من
بذار مامان یکم با کیرت ور بره ، باشه؟
جلو خودتو نگیر
هرچقدر عذاب میکشی ، مامان بهت آرامش میده
چقد نازه
کیرت خیلی پر انرژیه ، توی دستام تکون میخوره
ببخشید
اشکال نداره ، فقط آروم لیس بزن که دردم بره
همینطور ادامه بده
همینطوری بخور
مائو کون ، میخواد آبت بیاد ، نه ؟
داره میاد ، مامان!
اشکال نداره ، نشون مامان بده چقد آبت میاد
تا وقتی که سفت بریز
هرچی منی داری بریز بیرون
هرچقدر میتونی آب بیرون بریز
هرچی درد توی کیرت حس میکنی مامان کاری میکنه دردت آزاد بشه
ممنونم مامان
مائو کون ، چطوره ؟
خیلی حس خوبی داره
مامان
داره میاد
مائو کون ، مامان دوست داری؟
از هرکی بیشتر تو رو دوست دارم
داره میاد مامان
داره ... میاد
اگه اینقدر ارضا بشی ، مامان نمیتونه همشو بخوره
ببخشید مامان ، حالت خوبه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.