Release info

💌 💌Ultimate Note 2020 EP13 🔆DramaFA com 🔆
A Commentary by DramaFa
زیرنویس اختصاصی درامافا 🔰 www.Dramafa.com 🔰

Tags

other
Published on: 2021-02-25
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یادداشت نهایی

قسمت 13

رئیس

این مار ببریه

مار ! مار ! مار

مار ! مار ! مار

مار ببری میتونه صدای ادما رو تقلید کنه

یه بار گول خوردیم

در

در این صورت

این یه موجود فرازمینیه؟

بیخیال

طوطی ها هم میتونن تقلید کنن

مار ببری

باید از فکانس تاجش استفاده کرده باشه

تا صداهایی که تازه شنیده رو تقلید کنه

این نحوه ی شکارشه

تا طعمه اش رو گیر بندازه

اینجا امن نیست

وسایل تون رو جمع کنید

ما فورا میریم

ارباب شیائو سان

ارباب شیائو سان

چرا مار ببری فقط اسم منو

جای بقیه صدا کرد؟

یعنی ما رو هدف گرفته؟

خیالاتی شدی

ارباب شیائو سان

میتونی این کار رو بکنی؟

بله میتونم

کف و دیوارا پر خزه هستن

من حواسم به چاقالو هست

زمین واقعا لغزنده اس

و چاقالو پشت توئه

مراقب جلوی پات باش

بله ، ارباب شیائو سان

همگی مراقب باشید

باشه . بیا بریم باشه

باشه

یه نوری داره میاد

ما به زمین رسیدیم

خیلی طول نکشید تا خارج بشیم

عجیب نیست که نرمه

این چیه؟

لوله ی پلاستیکی؟

پوست ماره

مار ... پوست مار؟

امکان نداره یه همچین ماری وجود داشته باشه

همه چیز ممکنه

این همونه

مار مادر

واقعا این مار وجود داره

وقتی تو معبد بودیم

من مجسمه یک مار عظیم الجثه رو دیدم

فکر کردم فقط یک روح محافظ افسانه ای هست

اما این باید

اون مار مادر باشه

چقدر زیباس

برای من

مار اینقدری یعنی هیولا

نمیدونم هنوز راهی هست یا نه

پس

اگه بخواد

این ... یعنی همه ما میمیریم ؟

بقیه ما ممکنه بمیریم

اما تو

و ارباب شیائو سان

کی میدونه

شاید مار

هر دو شما رو هدف قرار داده

آروم باش

پوست که تازه نیست

مشخصه یه مدتی هست که پوست انداخته

اینجا تمیزه

شاید مارای دیگه ازش

ترسیدن

اره خبر خوبیه

یه روز طولانی داشتیم

بیا اینجا استراحت کنیم چی؟

اینجا ، داخل پوست مار؟

آره، اینجا امن‌ترین جاست

ارباب سان

میشه توی همون غار استراحت کنیم؟

می ترسم

بچه ها مراقب باشید

بعدا از سایه میپرسم

میتونی مسیر رو پیدا کنی

با اون برو

ژانگ رو در معبد ببین

و از اینجا برو

سعی کن هنگام رفتن طبیعی به نظر برسی

نذار مشکوک بشن

من نمیرم

تو باید بری

اینجا جای تو نیست

البته که هست

نوارهای ویدیویی که همه رو به اینجا رسونده

من یکی از اونها رو دارم

در نوار ویدئویی آ نینگ

من حتی کسی رو دیدم که دقیقاً شبیه منه

دفترچه خاطرات خانم ون جین

در آسایشگاه گلمود پیدا شد

من هرجایی که نوشته بود رو رفتم

هنوز فکر میکنی این کار من نیست؟

دفترچه خاطرات ون جین؟

کجاست؟ بدش به من

اول جواب سوالام رو بده

باشه

شروع کن و بپرس

دفتر خاطرات

به 3 نوار ویدیویی اشاره کرد

یکی به من داده شد

یکی به آ نینگ

یکی دیگه هم هست

با توئه؟

آره

خانم دولما هم برای تو پیغام فرستاد؟

آره

شبی بود که تو و آ نینگ

خارج از شهر شیطان چادر زده بودین

ون جین سه نوار ویدیویی تحویل

مادربزرگت داد

از نوزده سال پیش؟

آره

پس مادربزرگت توی این ده سال

اونو دیده؟

اونو دیدی ؟

نه

نه

کی نوارها رو ارسال کردی؟

خب

سه ماه پیش

چن ون جین با مادربزرگم تماس گرفت

و ازش خواست نوارها رو پست کنه

شخصا باهاش آشنا شدی؟

شخصا باهاش آشنا شدی؟

نه

نه

چطور میتونه مطمئن باشه

که پیام توسط چن ون جین ارسال شده ؟

از کجا فهمیدی که چن ون جین پیام رو فرستاده ؟

یک علامت مخفی وجود داره

دیگه کافیه

یک علامت مخفی وجود داره

امیدوارم که

تو چیزی رو از من مخفی نکنی

فقط با یک علامت مخفی

تو میتونی تأیید کنی که اون خانم ون جین بود ؟

البته که نه

خانم دولما حتماً شخصاً با چن ون جین ملاقات کرده

من زیر نظرش داشتم

ولی همه ی اینکارا کار چن ون جین بوده

اون تنها کسیه که میتونه دنبال من بگرده

اینجوری اون

همه رو درگیر میکنه

پس

خانم دولما گفت ون جین جلوتر منتظر منه

اون یه راه دیگه نشونم داد

تا زودتر به جنگل برسم

احتمالا

این آخرین دیدار من با چن ون جین هست

پس باید فکر کنی که چن ون جین هنوز زنده اس؟

اگه اون دیگه این اطراف نباشه

نوارها باید از مدت ها قبل از طریق پست ارسال شده باشن

اون زنده اس

اما چرا نوارهای ویدئویی برای ما سه نفر ارسال شده ؟

تو

من

و آ نینگ

ارتباطی بین ما وجود داره ؟

تو بودی

من

و ژانگ

مطمئن بودم که آ نینگ

بهش علاقه نشون میده

من به افرادش و تجهیزاتش نیاز داشتم

که راه رو نشون بدم

به همین دلیل از ژانگ خواستم

نوار رو بفرسته برای آ نینگ

تو آ نینگ رو وارد این قضیه کردی

من فقط اطلاعات رو بهش دادم

اون تماس گرفت

آ نینگ مرده

تا حالا چیزی در مورد کوهنوردی تکی شنیدی؟

اون چیه؟

بالار فتن از انواع

صخره های شیب دار و بدون هیچ گونه حفاظتی رو میگن کوهنوردی تکی

این کوهنوردی

خطرناکه و راه برگشتی نداره

اما مردم همیشه اینکارو میکنن

بعضی ها میگن

که در تاریخچه ها

بیشتر از افراد، افسانه وجود داره

کاری که ما انجام میدیم خیلی شبیه

منتظر مردنه

ما فقط نمی دونیم امروز وقتشه

یا فردا

من فکر می کنم

آ نینگ این رو خوب می دونست

چون انتخابم رو کردم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left