Release info

Wait in Beijing E36
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 36"

سلینا؛ شام هیچی نخوردی

مگه غذا هام خوب نبودن؟

اتفاقی افتاده؟

اوضاع بین تو و هنک چطوره؟

مگه قرار نبود ازت خواستگاری کنه؟

هر روز به خودم میرسم

ولی هیچ خبری نیست

...خواستگاری از یه خانم

مهم ترین لحظه ی زندگیشه

برای همینه که باید هر روز خوب لباس بپوشی

عمه جان؛ میدونی چیه؟

اون کاملا این قضیه رو فراموش کرده خیلی از دستش ناراحتم

چرا باید فراموش کنه؟

همش تقصیره شو تیانه

حتما اون گفته من از اینجور چیزا خوشم نمیاد

اینم حرفاش رو باور کرده

!واقعا آدم صاف و صادقیه

ولی مگه بخاطر همین دوسش نداری؟

اون دیگه خیلی ساده اش !احمق

اصلا نمیخوام درموردش حرف بزنم

میخوای من برم با هنک حرف بزنم؟

نه، نمیخواد بهتره بیخیالش بشم

عمه جان؛

میشه بهم بگی عمو چطوری ازت خواستگاری کرد؟

ما خیلی با شماها فرق داشتیم

تازه اومده بودیم اینجا و نگران آینده امون بودیم

برخلاف شماها که بدون نگرانی ای عاشق هم شدید

عمو یون چی؟

وقتی که با اون تو پکن بودید چطوری ازتون خواستگاری کرد؟

مطمئنم یه خواستگاری فوق العاده بوده اون آدمی نیست که بیکار بشینه

!بگو دیگه

عمو جان که اینجا نیست پس بهم بگو

اون حرفی از خواستگاری نزد

فقط دو تا بلیط هواپیما گذاشت جلوم

...اون موقع ها برخلاف الان

خریدن بلیط هواپیما خیلی سخت بود

...هنوزم نمیدونم برای گرفتن اون بلیط ها

از چند نفر از دوستاش کمک گرفت

یا از چند نفر خواهش کرد ...ولی در آخر

فقط از یه بلیط استفاده شد

چرا فقط از یه بلیط استفاده شد؟

"خاطرات گاهی هم زیبان و هم ناراحت کننده"

"گاهی فقط با جوون و بی تجربه بودن"

"...میتونیم این احساس رو"

"بعد از گذشت سال ها تجربه کنیم"

"همینطور احساس پشیمونی رو"

میشه منم بزنم؟

چی؟...نمیفهمم چی میگی؟

بزار منم بزنم

اینو بده به من

بزار یه چیزی بهت بگم باشه

اینجا راک اند رول هست نه؟

ما توی چین هم یه نوع راک اند رول داریم

نمیفهمم چی داری میگی

اول گوش کن -فقط

خدای من

خوب بود

اینجا چیکار میکنی؟

عمو یون؛ شما اینجا چیکار میکنید؟

فکر میکردم هیچ وقت پاتون رو از رخت شویی بیرون نمیزاری؟

اومدم یکم قدم بزنم

یکم حالم گرفته بود برای همین اومدم هوام عوض بشه

داری میری سر کار؟ درسته؛ دارم میرم سر کار

خوبه؛ پس منم دیگه دارم میرم

بیا تو

میخواستی من رو ببینی

تو خیلی زرنگ تر از اونی هستی که نشون میدی

چرا به جای طراح بازیگر نمیشی؟

تو بودی که اون روز حرفام رو ضبط کردی؟

منظورت چیه؟

من اصلا از اینکارت خوشم نیومد

ولی به خاطر دفاع از خودت بهت احترام میزارم

فکر میکردم یه آدم ساده و بی تجربه ای که نمیتونه از خودش دفاع کنه؛

ولی شنگ شیا؛ من دست کم ات گرفته بودم

باید بهت اسکار بدن

کوکو؛ من واقعا نمیفهمم داری درمورد چی حرف میزنی؟

تو میتونی طرح های خودت رو پس بگیری؛

ولی تو طرح های من و لوزانو رو هم گرفتی

همینطور طرح های خیلی از کسایی که اینجا کار میکنن

واقعا باید ازت یاد گرفت

اون دوست وکیلت اسمش چی بود؟

درسته؛ شو تیان

شما واقعا شبیه همدیگه اید

اون این چیزا رو بهت یاد میده نه؟

این دفتر هم بزودی برای خودت میشه

آینده ی درخشانی داری بهت تبریک میگم

اون شنگ شیا ه همونی که طرح های بقیه رو کپی میکنه

چی؟ چطور چنین چیزی ممکنه؟

اصلا بهش نمیاد

تو این کار استاده شنیدم با کوکو هم همینکار رو کرده

اصلا نمیشه آدما رو شناخت

اصلا بهش نمیاد اینجور آدم باشه

این دیگه غیر قابل تحمله

میدونم؛ یکم آرومتر

"کی اون صدا رو ضبط کرد؟ واقعا شو تیان بود؟"

این خیلی خوبه خوشم اومد

قرمز بهم میاد نه؟

بزار اینو ببینم

اینم خیلی خوبه

ولی خیلی از اینجور لباسا دارم

بزار این امتحان کنم

رنگ روشن اینم خیلی خوبه

نظر تو چیه؟

این یکی خیلی ساده اس

بزار یه چیزی بهت بگم میدونی ظاهرت باید چطوری باشه؟

چطور باید باشه؟

باید طوری باشه که همه بفهمن؛

دوست دخترت، طراح معروف تان ژنگ ژنگه

خب که چی؟ میدونی کسی که استخدامش کرده، یه مرده مجرده؟

میدونم میدونی که هم خوشتیپه و هم پولدار؟

و یه ماشین گرون قیمت میرونه؟

تازه چند تا خونه لوکس توی پکن داره؟

حالا که اینا رو میدونی خوب بهش فکر کن

ببخشید؛ میشه گرون ترین لباساتون رو ببینم؟

بفرمایید

این بوتیک کمپانی شماست نه؟

چرا اومدیم اینجا؟

این اولین حضور ات به عنوان طراح کمپانی فنگ خه هست

برای همین میخوام یه لباس از برند خودمون بپوشی

این نشون دهنده ی وفاداریته

باشه

هر کدوم رو دوست داری انتخاب کن

چیزی هست که خوشت بیاد؟

اونم خیلی خوبه

آره

آره خیلی خوبه

رنگش هم بهت میاد

و پارچه ی خیلی خوبی داره

این ردیف دکمه ها رو اینجا میبینی؟

به نظرم قشنگه ...ولی اگه اینطرفش

جمع میشد چی؟ نه زیاد خوب نمیشه

خیلی شلوغ میشه راستی یه گردنبند دارم که خیلی به این لباس میاد

گردنبند؟ ببین به لباست میخوره با نه

یکم گرون بود

ولی خیلی قشنگه آره

فکر میکنی بهم میاد؟

چرا بهت نیاد؟ ...فکر کن من و ژنگ ژنگ

لباسامون رو اینطوری با هم ست کنیم به نظرت خیلی خوب نمیشه؟

...اگه بهش مروارید اضافه کنیم

من که فکر میکنم رنگش خوبه

به نظرم باید یه جفت کفش ام بگیری

بیا بریم کفش ها رو نگاه کنیم

ولی من که کفش دارم بیا بریم دیگه

میشه صدای رو بیاری پایین وگرنه به پلیس زنگ میزنم

!واقعا متاسفم

اگه صدا رو نیارید پایین همین الان به پلیس زنگ میزنم

واقعا معذرت میخوام

شنگ شیا؛ صدا رو بیار پایین داری همسایه ها رو اذیت میکنی

الو؟

"خانم لی یه اتفاقی برای سفارش هامون افتاده بهتره برگردید پکن"

...باشه؛ من هر چه سریعتر

آماده میشم تا برگردم پکن "باشه"

"هر طراحی آرزو داره که برند خودش رو داشته باشه"

"فکر میکردم اگه سخت کار کنم؛ میتونم به آرزو هام برسم"

"ولی واقعیت؛ تو رو از بلند ترین قله به پایین پرتاب میکنه"

"و تمام رویا هات رو میشکنه"

"فکر میکردم با وجود تلاش هام میتونم به جایی برسم ولی اینطور نشد"

"...دنیا خیلی بزرگه. شاید جایی باشه که بالاخره"

"بتونم آرزو هام رو برآورده کنم"

شنگ شیا؛ میشه به حرفام گوش کنی

من باید ازت عذرخواهی کنم

کوین؛ این منم که باید عذرخواهی کنه

تمام چیزی که این چند سال بهش فکر کردم؛ کارم بود

اصلا به ارتباطمون اهمیتی ندادم

عجیبه که داری درمورد گذشته حرف میزنی

...به نظرت برای داشتن آینده ی بهتر

نباید گذشته رو مرور کنیم؟

آینده؟

...شنگ شیا؛ از این به بعد

کوین؛ بیا از الان به بعد فقط دوست همدیگه باشیم

از این بابت مطمئنی؟

میخوام برگردم پکن

برگردی پکن؟

میخواستم یه چیزی بهت بگم

"اون طرح هایی که ازم دزدیدن رو"

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left