The first 200 lines.
قسمت چهارم
، " حافظه پاک شده "
الان کجاي اين زمين هستي ؟
... خدايان زمين و آسمان
خواهش ميکنم ، من کار اشتباهي انجام نداده بودم
!جادوگر
چه اتفاقي افتاده ؟
ارباب جوان
حافظه پاک شده ، نيومده بود اينجا ؟
! اومد و رفت
کجا رفت ؟
کجا ، ازش پرسيدين کجا ميره ؟
.اون به دنياي اموات رفت
چي ، دنياي اموات ؟
اين دفعه ، اون واقعا از اينجا رفته
روح ديوونه
اون گفت قبل از اينکه از اينجا بره .از من خداحافظي ميکنه
.واقعا بايد ديوونه باشه
، داشت ميگفت که ميخواد خدا رو ببينه ... به همين خاطر فرشته مرگ رو تهديد کرد
ديوونه ، اون ديوونه است
.مطمئنم که دنياي اموات اصلا براش امن نيست
حداقلش که من بالاخره آزاد شدم
... مادر ، مادربزرگ ، بزرگتر ها
اگه بخوام صادق باشم ، من کاملا .نا اميد شده بودم ، به همين خاطر اين قمارو کردم
اما تو هم مردي ؟
.هيچ چيزي در اين دنيا ابدي نيست
چي ؟ پس فرشته مرگ هم مرده بوده ؟
واقعا حقيقت داره ؟
اگه تو بميري ، کجا ميري ؟
... من فقط
ناپديد ميشم
ناپديد ميشم ؟
ناپديد شدن مشکل بزرگي هست ؟
براي چه مدت تو، يک فرشته مرگ بودي ؟
به عنوان يک فرشته مرگ به دنيا اومدي ؟
يا تو هم مثل من يک زندگي قبلي داشتي و در دنياي خاکي زندگي مي کردي ؟
اين همه پرسش و پاسخ من به خاطر اينکه .که من طبيعتا خيلي کنجکاو هستم
.اين رودخانه عالم اسفل هست
.به محض اينکه ازش عبور کني ، ديگه نميتوني برگردي
اگه اين کار رو بکني، افسوس نميخوري ؟
.هنوز باهاش وداع نکردم
.فقط روي قولت وايستا
.سوار شو
! حافظه پاک شده ، به اينجا نگاه کن
! بهم دروغ گفته بودي ؟
جهنم ؟
جرايمي که اون در دنيا مرتکب شده .خيلي سبک نيستند
.اما هنوز هم قابل بخشيدن هستن
از نظر قانون ما ، کافيه که اون فقط 1000 ضربه شلاق بخوره و يک سال در زندان بمونه ، بعدش آزاد ميشه
اگه هم خودش ، خودشو تسليم کنه ، بعد از 100 ضربه شلاق خودم ، اميدي به بخششش باقي ميمونه
البته ، گناهايي که اون در طول زندگي اش .مرتکبشون شده ، جداگانه محاسبه ميشه
اما
اما جرمي که اون امروز مرتکب شده ... براش .هيچ دليل و بهونه اي نمي تونه بياره ، تا بخشيده بشه
... تهديد کردن فرشته مرگ و رفتار اينطوريش
بدون اينکه براش حکمي صادر کنن ، يکراست .به جهنم فرستاده ميشه
، اما
چه طوري يک جادوگر مثل تو اينها رو ميدونه ؟ تو که حتي نيروي مافوق طبيعي هم نداري
! همشون توي کتاب جادوگراست
اين جزو سري کتابهاي دروغي و چاخان نيست ؟
فکر ميکني " مو جوا جا حي اوک آرک چوک سانگ سو را مون جئون دانگ دانگ تو سئوک سئو " همه جوک و طنزه ؟
جهنم چه شکلي هست ؟
چطوري ميتونه باشه ؟
.هيچ کلمه اي براي توصيفش وجود نداره
همونطوري که در کتاب " مو جوا جا حي اوک آرک چوک "سانگ سو را مون جئون دانگ دانگ تو سئوک سئو
ده نوع جهنم وجود داره
هر کدوم از جهنم ها وحشتناک هستن ما کلا 10 نوع جهنم داريم
هر کدوم از اين جهنم ها به نوبه خودشون وحشتناک و ترسناک هستن
يکي از اصلي ترين قسمت هاي جهنم ها بلعيده شدن و سرخ شدن مردمي است که اونجا هستن
جهنم " گئو هائه " جايي هست که مردم رو اونجا با اره قطعه قطعه ميکنن
تو در مورد " بادهاي پر و صدا " چيزي شنيدي
جهنم " پونگ دو " جايي هست که بدن انسانها با شمشيرهاي واقعي توسط باد پاره پاره ميشه
.به هرحال اينا انواعي از جهنم ها بودن
شايد اون به اين خاطر اين رفتار رو انجام داده .که نمي دونسته جهنم چه شکلي هست
اگه ميدونست ، هيچ وقت با وجود اينکه نا اميد و دست از جان شسته بود ، چنين کاري نمي کرد ؟
... من ، منظورم من ، ما
نمي تونيم اينجا براش کاري بکنيم ؟
واي خداي من ... چطور يک انسان ميتونه کاري براش بکنه ؟
چرا ؟
مي خواي به جاي اون ، بري ؟
هيچ راهي وجود نداره
هيچ کس براي هيچ کس حتي به توالتم نميتونه بره . چه طوري بتونه به جاش به عالم اموات بره
براي جالب توجه هست که بدونم .تونسته در مقابل جهنم مقاومت کنه
الان دارم اينو ميگم ، اما
شايد به نظر قوي بياد ، بازم .قلبش حتما پر از ترس هست
.شايد در باره موقعيت تو چيزي ندونم
اما چطوري اين اتفاق براي خانم جووني مثل تو افتاده ؟
.تو حتي پدر و مادر هم نداري
اينطوري نيست که من آرزو داشتم باشم .که يک دادرس بشم يا چيز ديگه اي
اما نگاه کردن به تو الان ، باعث .ميشه که قلب من هم به درد بياد
! عجله کنيد ، عجله کنيد ! از اين طرف
... چ - چ - چ - چي ؟ شما بچه ها
چه اتفاقي برات افتاده ، بچه ها ؟
! دارم بهت ميگم که برو اونور
... تو ، پيرمرد
! منظورت از اينکه ، برو کنار ، چي هست ؟
! تو ولگرد
تصميم نداري بري کنار ؟ ! اين دستور لرد چويي هست
لرد ... چويي ؟
، حالا که همه چيز رو فهميدي داري چيکار ميکني ؟ چرا نمي ري اونور ؟
لرد چويي کسي هست که از راهزن ها حمايت ميکنه ؟ چطوري تونسته دستور بده نصفه شب به دفتر دولتي بيان و به اونجا حمله کنين ؟
ولگرد ! فکر ميکنيد که خط زندگي ات !به مانند خط ابريشم سخت و سفت هست
... نمي دونم خط زندگي ام به همون اندازه سخته ، اما
!تنها چيزي که ميدونم اينه که بايد از اينجا محافظت کنم
!ولگرد ! اين ديگه چه مزخرفاتي که سر هم ميکني
! همين الان از اينجا ببرينش
! اين ... حرومزاده
! تو پيرمرد ! ننگ بر تو باد
چطوري يک مامور دولتي ميتونه با راهزن ها همراه بشه و به دفتر دولتي حمله کنه ؟
! اين حرمزاده حتما چيز بدي خورده
! همه تون ، داريد چيکار ميکنيد ؟
! ديگه دعوا نکنيد و همه بيايد اينجا
! نمي خوام ! اين براي منه
! هيچ کس حتي نمي تونه بهش دست بزنه
! نکنه ، ديوونه اي چيزي هست ؟
اگه ميخوايد بيايد داخل ! بايد اول از روي جسد من رد بشيد
براي يک سگ ديوونه ، تنها دارو ، چاقو هست
حتي اگه من يک ولگردي مثل تو رو بکشم . بازم منو زندان نمي فرستن
اين فقط يک پيش غذا بود
... اوه ، هي
! ارباب جوان
. هي ، شما ها ، کفشمو بهم برگردونيد
. ميدونستم ، که همتون اينطوري هستيد
به نظر نمي رسه که ارباب جواب . بدون دليل حرفي بزنه
چي ؟ حالا تصميم داري چيکار کني ؟
مي خواي که يک دورم ، با من مبارزه کني ؟
اينطوري به نظر نمي رسه که نمي تونم اينکارو بکنم
سئو ؟ (افرادي که اسمشون به آخر اسمشون به سئو ، ختم ميشه خيي غير رسمي و بي ادبن يک مردم معمولي نمي تونه غير رسمي با يک اشراف زاده حرف بزنه )
تو ولگرد حتي جرات اين رو هم نداري که چاقوت رو ، روي گردن جوانترين پسر کيم ايونگ بو بزاري
که قبلا وزير آموزش و پرورش و نخست وزير سابق بوده ؟
اينطوري به نظر ميرسه که خيلي به لرد چويي اطمينان داري
. اما پشتونه تو لرد چويي هست نه خودت
اما اگه اتفاقي براي من بيوفته . پدر من تو رو ميکشه نه لرد چويي رو
.پس ديگه اينطوري بهم زل نرن و چاقوت رو بيار پايين
! مردات رو از اينجا ببر بيرون و گم شو
! ولگرد
قبل از اينکه بري بايد جلوم براي خوش آمد گويي خم شوي
.درسته . درسته . بيا دفعه بعد هم همديگرو ببينيم
! ارباب جوان
! اوه ، دول سائه ! خوب ازش محافظت کردي
! کارت عالي بود ! کار بزرگي کردي
هي ، حافظه پاک شده
از من ميخواي که برات چيکار کنم ؟
يک ... مراسم عزاداري ؟
بايد يک مراسم تشييع جنازه در حد شان و .منزلتش براش بگيريم ، پس همه چيز رو آماده کنيد
پس ... از چه موادي براي تابوت استفاده کنيم ؟ چوب درخت عرعر گران هست بهتر نيست از چوب درخت زمرموزه براي تابوت استفاده کنيم ؟
براش مراسمي هم براي گريه و زاري بگيريد
مراسم براي گريه و زاري ... ؟
اما ، اون هيچ کسي رو نداره ، نه خانواده اي ... و نه دوستي پس کي به مراسمش مياد
منظورت از اينکه کي ميخواد بياد ، چي هست ؟ . بزاريد که مردم شهر بدونن و اونا بيان
بهشون بگيد بيان و صادقانه تعظيم کنن و ازش به خاطر حرفاي بدي که پشت سرش زدن عذر خواهي کنن
اگر چه فکر نمي کنم ، بخشيده بشن
باشه
حافظه پاک شده ، اين تنها کاري هست . که من ميتونم برات انجامش بدم
اميدوارم که حداقل بدنت در آرامش اين دنياي فاني رو ترک کنه
. بعد از تشييع جنازه ات هم من از اينجا ميرم
خوب ، سرورم ، فکر نکنم در اين مورد . نيازي به درگيري شخصي تون باشه
بعدش ما يک دفعه ديگه ميريم و اين دفعه -- مطمئن ميشم که
! فراموشش کن
! سرورم
اون داره يک تشييع جنازه ميگيره و به همه اطلاع ميده ؟
بله ، اون از امروز ، مراسمي رو براي افرادي که ميان ميگيره تا براش گريه و زاري کنن و . روز سوم اون را به خاک مي سپاره
صحبت کردن در اين مورد که قتل هست يا نيست اين طور به نظر نمي رسه که خيلي بزرگش کرده باشه ؟
خوب اون اکثر اوقات سريع نظرش رو عوض ميکنه به همين خاطر نمي تونم با اطمينان بگم که انگيزه اش چي بوده
اما نظر من اينه که اون حتما از ماجراي ... ديشب حسرت زده بوده به همين خاطر
بعدش فکر کرده که اشتباه کرده
البته ، اگه عقلش سر جاش باشه . بايد اينطوري هم فکر کنه
بهرحال به خاطر حادثه ديشب چرا به حضورتون نمي خونيدش و به شدت سرزنشش نميکنيد ؟
بعدش ، اون ديگه يه همچين اشتباهي رو مرتکب نمي شه
اينجا چي نوشته شده ؟
نوشته شده که يک تشييع جنازه براي . دختر دادرس سابق گرفته مي شود
نوشته شده که ملاقات براي عموم مانعي ندارد .و همه بايد براي اتفات گذشته بيان و عذرخواهي کنن
عذرخواهي کنن ؟
در مورد چي ؟
! منم نمي دونم
چي ميشه اگه به تشييع جنازه بريم و بعدش توسط لرد چويي بازداشت بشيم ؟
واي خداي من ... دادرس جديد چيزي در اين مورد نمي دونه
... به هرحال ، من فکر ميکنم که
. بايد با دادرس جديد در مورد بنگ نپ حرف بزنم
راستش ، لرد چويي براي اين مورد ! مبلغ زيادي رو در نظر گرفته است
! هي ، هيچ وقت در موردش ، حرف هم نزن
مي خواي که يک جا تنها گيرت بيارن و بکشنت ؟
لعنت بهشون
اگه بخواي تا حد مرگ کتک بخوري يا از گرسنگي بميري
مرگ ، مرگه
.بهر حال ، شنيدم که جنازه بانو حتي فاسد هم نشده
. خيلي شوم و ناراحت کننده است
چرا اونا همون موقع به خاک نسپردنش ، چرا يک تشييع جنازه ي سه روز براش ترتيب دادن ؟
. بيا بريم ، بيا بريم
.:.:bahar_1390:ترجمه و زيرنويس : شهــــــره:.:.
... دختر احمق
تقريبا دو روز گذشته اما حتي يک مورچه هم براي تعظيم و بخشش نيومده ؟
... جدا تو واقعا
چه شکلي توي يه همچين شهري زندگي ميکردي ؟
، اما بعدش
خوب شد که براي آخرين دفعه ارباب جوان . رو ملاقات نکردي
! اون حتي صورتت رو به ياد نمياره
چي ؟ واقعا چه سليقه افتضاحي براي انتخاب مرد آينده ات داشتي ؟
واقعا به همون جا رفتي ؟ به جهنم ؟
.واي خداي من ، اينجا ، گره اش رو محکم کنيد
. تقريبا ديگه کارمون تموم شده
No comments yet. Be the first to leave one.