The first 200 lines.
...آنچه گذشت
!بابایی
.ما نفت حفاری نمیکردیم
.ده برابر بهتر از نفت میسوخت
دوبرابر داغتر میسوزه. پمپهای سکوی نفتی .نتونستن تحملش کنن
چی اون مزه رو بهش میده؟
:مواد مخفیم .هل
.اسم من تندی بوئنـه
.تو بابام رو میشناختی
.وقتی بیلی گلوله خورد اونجا بودی
.میتونی به همه بگی چی دیدی
!اورایلی
!نه
تای، مشکل چیه؟
چشم سمندر، انگشت قورباغه، پشم" ".خفاش، پای سگ
.زبون، بابا ".نقل قول "زبون سگه
.نه پاش
واسه همین دمنوش جادوگریم هیچوقت جواب نمیده؟
.هم اون و هم اینکه جادو وجود نداره
تبدیل کردن آرد، شکر و آب به اون رو چی میگی؟
.شیمی خوشمزه
،حاضرم شرط ببندم، مینا
که انسانهای اولیه ...کاری که داری میکنی رو
!بابا چیکار میکنی؟
،تا وقتی سر کار نباشی نمیتونی اون رو بخوری .قانون اینه
به عنوان کسی که به جادو اعتقاد نداره .بدجوری خرافاتی هستی
،آره، خب .همیشه میای خونه
درسته؟ - .و دوباره میام -
.فکر میکنم بینقصترین کلوچه رو درست کردم
،خدای من چه بویی میده. چی توش ریخته؟
اگه این سؤال رو از خودت بپرسم چی میگی؟
،میگم ".خودت بفهم"
.پس، خودت بفهم
.باشه
هی، زبون سگ توش ریختی، درسته؟
.خدافظ، بابا - .خدافظ، عزیزم -
!زود میبینمت
.عصر بخیر، تامی اخبار جدید چیه؟
.حالت طبیعی
،حفاری در 2300 متریه .به خوبی پیش میره
.به سنگ نفتزایی نرسیدیم
،دما به 150 درجه رسیده
ولی حدس میزنم دوباره مثل سابق .میاد پایین
نصب تأسیسات چطور پیشرفته؟
سفالهای استحفاظی قابل هدایت؟
.نرسیدن
!صبرکن. چی گفتی؟ - !گفتن بهت گفتن -
.سلام، رئیس - .سلام -
،سلام، بچهها .وقتی تونستی برو طبقهی سوم
هی، سم! داستان سفالهای استحفاظی چیه؟
.بهم گفتن نمیان
اصلاً؟ - .همین رو بهم گفتن -
...حروم
.سلام، آیوان حال دخترت چطوره؟
.بوئن رو میخوام
ببخشید؟ - !نیتن بوئن، همین الان -
هی، چرا اینقدر طول کشیده؟ ...باید با
illusion متـرجم: امیرعلی
باید چیکار کنم؟
.فرصتم این بود
.دواین همه چیز رو دیده ...دیده برادرم
میتونست اون عوضی رو ،زندانی کنه
.و حالا مرده
و... بهش گفتم !کار درست رو انجام بده. بهش گفتم
.و حالا مرده
چیکار کنم؟
...بابام
همیشه میگفت شکستهامون .قدمهایی که طی میکنیم
به سمت چی؟
.نمیدونم
...ببین، میدونم این قراره چطوری به نظر بیاد
.حتی مطمئن نیستم چطوری بگمش
چی؟
،یه بازمانده بوده
،از سکو .همونی که منفجر شد
فکر میکنم شاید اون کلید .تبرئه کردن بابام باشه
...ولی، یه .مشکلی هست
ببین، میدونم الان بدترین ،زمان ممکنه
.ولی به کمکت نیاز دارم
واسه چی؟ - .یه در -
این یه کار عادیه برات؟
چی؟
دزدکی اومدن به یه بیمارستان وقتی .یه نفر تو کماست
.کما نیست .کاتاتونیک
هشت سال پیش، چندین جسد رو .از سکویی که منفجر شد بیرون کشیدن
.یکیشون هنوز زنده بود
هشت سال پیش یعنی... ؟
همون شبی که بابام .تصادف کرد و از پل پرت شد پایین
انفجار سکو چیزیه که باعث شد .کانرز ماشه رو بکشه
.همینطور باعث شد ذهن دکتر هس که اینجاست از کار بیوفته
میبینی؟
.به چیزهای ناجوری علاقه داری
تای، ببین، میدونم .این به نظر دیوانگی میاد
به نظر میاد؟ - !نمیدونم دیگه چیکار کنم -
راکسان همه کاری انجام داده تا ،اون اتفاق اون سکو رو مخفی کنه
.و تقصیر همه چیز رو گردن بابای من انداختن
تنها بازمانده... یعنی .تنها کسی که حقیقت رو میدونه
این تنها راهیه که میشناسم تا .عدالت رو در حق پدرم اجرا کنم
.بهم مدیونی
.میدونم
باشه، خب حالا چیکار کنیم؟
.نمیدونم
تا سه بشماریم؟
الان داری از خودت در میاری؟
.کاملاً
.باشه
...یک
.دو - .سه -
میتونی صدام رو بشنوی؟
.بلند و واضح
.در اینه
.آره
و فکر میکنی کلیدش من هستم؟
.نگاه کن
فکر میکنی چی میشه؟
.خبر ندارم
هی، بدترین اتفاقی که میتونه بیوفته چیه؟
باز نشه؟
میتونم به خیلی چیزها که .میتونه بیوفته فکر کنم
تندی؟
!تندی تندی، کجا هستیم؟
.نمیدونم ...من
تای؟ اون یارو چشه؟
.نگران... نباش
...نمیتونه ما رو ببینه یا صدامون رو بشنوه - !تای -
.اون یارو الان سعی داشت ما رو بکشه
.پس، مشخصاً، ما رو دیده
.لابد قوانین اینجا فرق داره
چه خبره؟
.بدترین اتفاقی که میتونه بیوفته
ببین، باید از اینجا بریم. باشه؟
!زودباش
!اینجا !اینجا، ببین
چه خبره؟
.خدای من
.یه چیز جدید
،یه چیز جدیدِ .دلانگیز و به شدت شگفتانگیز
!و حرف میزنید
!چه زمانی واسه زنده بودنه
...یه سؤال مهم
اومدید من رو بکشید؟
چی؟ !نه! نه
.چه عالی
.زودباشید
.تو آیوان هس هستی - کی؟ -
.آیوان هس - .نمیدونم اون کیه -
خب، پس کی هستی؟
.خودم هستم .اسم ندارم
واسه چی اسم لازم داشته باشم؟ شما اسم دارید؟
،آره، من... تندیام .و این هم تایرونـه
لابد جفتتون خیلی خاص هستید که .اسم دارید
کجا هستیم؟
.اینجا هستیم .اینجا
.یه لحظه ببخشید
متأسفانه کلاکسونز رو ،نمیتونم کاری بکنم
ولی حداقل میتونم صدای اون زنگ خوردن لعنتی .که وسط جریان اتفاق میافته رو خفه کنم
.خیلی زنگ میخوره
حالا، کجا بودیم؟
...مهم نیست. میخواید ،میخواید بشینید
و، بازی رو باهام ببنیید؟
.یه بازی خیلی هیجانانگیزه
.پایان بازی 67اُم هستیم
.جفت مساوی 1382 هستن
.صبرکن، صبرکن وسط چی؟
.الان گفتی وسط
.آره، وسط آخر
آخر چی؟
.خب همه چیز
.تمام واقعیت
.زمان، فضا، شما، من
اون جامعهستیزهای ناخوشآیند که .توی راهروها میدوئن
...با کلاکسونز شروع میشه، بعد
!با صدای بنگ تموم میشه
کسی بهتون نگته؟
.خدای من
زنگ خوردید؟ متوجه شدید؟
تای؟
.فکر میکنم توی سکو هستیم - اصلاً چطور ممکنه؟ -
صبرکن، صبرکن. مگه به این معنا نیست که همه چیز قراره منفجر بشه؟
البته، تا حدود 1 دقیقه و 47 ثانیهی .دیگه
.بگی نگی صفر ثانیه
پس، دقیقاً تا 1 دقیقه و 43 .ثانیهی دیگه
.حالا شد 42
.41 - !صبرکن، صبرکن -
!چطوری... جلوی این رو بگیریم؟
جلوی چی رو؟ .39
!انفجار
!نمیتونید جلوش رو بگیرید
یعنی، اگه برید به ،اتاق هسته برید میتونید
.و دکمهی تخریب رو بزنید
.بعد، تمام شیرفلکههای قطعکننده رو ببندید
باشه، شیرفلکههای قطعکنده کجا هستن؟
.تو اتاق هسته - اون کجاست؟ -
.البته، طبقهی پایینه، توی هسته
.باشه، باشه .دکمهی تخریب و بعد شیرفلکهها
تندی؟
.آره، بریم
!هی !ولی هرگز به اونجا نمیرسید
!کاملاً غیرممکنه
جریان این کارگرها چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.