The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
آتنا؟
ماهیتابه هنوز خیسه
باید قبل اینکه کنارش بزاری،خشکش کنی
چرا؟خودش که بلاخره خشک میشه
چونکه زَنگ میزنه
اون بهترین ظرف چُدنمه
برا من چشماتو بالا ننداز
ببخشید،مامان
بابا کی میاد خونه؟
اوه،بزار ببینم
تو فقط پیشنهاد دادی که توی شستن ظرفها
کمک کنی تا بتونی منتظر پدرت بمونی
خب،آره.کی از ظرف شستن خوشش میاد؟
بجز تو البته
دوستش دارم چونکه
برام زمان آرامشبخشیه
،یه روزی وقتی بزرگ بشی
متوجه حرفم میشی
من اومدم
بابات دوباره نجاتت داد
!بابا
شام رو از دست دادی - ...اوه -
اوه،میدونم دخترم
بابایی یه لاستیک توی راه خونه پنچر کرده
اومم،اوه
برای همین بوی یه مکانیک روغنی رو میدی؟
اوه لباستو ببین کثیفه
خب،میخوای من درش بیارم تا بتونی بشوریش؟
چون میدونی
من مشکلی باهاش ندارم - اوه،ساموئل کارتر -
دستای کثیفتو از من دور کن - چی؟نمیتونم متاسفانه -
...و تو،دختر کوچولو
از زمان خوابت گذشته
قصه چی میشه پس؟ بابایی همیشه قبل
خواب برام قصه میگه
میدونم،عزیزم
بابا امشب خیلی دیر اومد
ولی قول میدم که برات جبران کنم
فردا دوتا قصه میخوانیم
برای صبحونه وافل داشته باشیم؟
برای صبحونه هم وافل درست میکنیم
عجب وکیلی هستی
همین الان توسط یه بچه نه ساله از بحث خارج شدی
من یه کلوچهی سرسختم
این چیزیه که بابا همیشه بهم میگه
درست مثل مادرشه
برو
!ساموئل!بیاتریس
پاتریس؟مشکل چیه؟
تانیا اینجاست؟ اون رفته،ما نمیتونیم پیداش کنیم
پاتریس،آروم باش منظورت از اینکه"رفته"چیه؟
اون توی خونه نیست توی تختش هم نیست
ممکنه کجا رفته باشه؟
من نمیفهمم
چه خبر شده؟ - تانیا گم شده -
وقتی جوآن رفت بهش سر بزنه،توی تختش نبود
خالی بود،پنجرش باز بود
حیاط پشتی رو چک کردین؟
این بچهها همیشه یه کارایی میکنن
که نباید انجامشون بدن - من و لوید -
همهجا رو نگاه کردیم انگار ناپدید شده
من تیم جستوجو رو جمع میکنم - هی،بیا -
اوکی،مشکلی نیست،درست میشه
پاتریس،برگرد توی خونه
برگرده اونجا شاید پیداش بشه - آره -
بیاتریس
به کلانتر زنگ بزن،بهشون
آدرسه کینگزتون رو بده،براشون توضیح بده چه خبره
من یه حس بدی دارم انگار که
یه اتفاقی براش افتاده
نه،میتونم توی وجودم حسش کنم
اونجا نرو
آتنا
برگرد به اتاقت و برو توی تخت !همین الان
فکر کردم پدرت بهت گفت برگردی اتاقت
من ترسیدم
لازم نیست بترسی
من اینجام
برای تانیا چه اتفاقی افتاده؟
چرا بابا تفنگش رو برداشت؟
خانواده تانیا،نمیدونن اون کجاست
بابات میخواد کمکشون کنه تا پیداش کنن
اتفاق بدی براش افتاده؟
هنوز نمیدونیم
ولی میدونی برای کمک چیکار میتونی بکنی؟
دعا کن
چرا یه دعایی نمیکنی و از خدا
نمیخوای که تانیا رو صحیح و سالم به خونش برگردونه؟
یادته بهت چی گفتم؟
اینکه خدا به دعاهامون جواب میده
درسته
لطفا بزار به این یکی جواب بده
حالا برو و سعی کن بخوابی،باشه؟
!تانیا
!تانیا!تانیا
!تانیا !تانیا
!تانیا تاینا،صدامو میشنوی؟
سلام؟تانیا؟ صدامو میشنوی؟
!تانیا
!تانیا !تانیا
!تانیا کینگزتون !تانیا
تانیا
چرا هیچکاری نمیکنی؟
،فقط اونجا وایسادی اجازه میدی اون مرد
با پدرت مثل مجرمها رفتار کنه
این پروتوکل هستش،مامان
اون داره کارشو انجام میده
خانوم کارتر؟
کار کاراگاه تقریبا اونجا تمومه
این درست نیست و خودتم میدونی
بابات نمیتونه از خودش دفاع کنه و نمیتونه حرف بزنه
اون حتی با کاری که دارن میکنن هم نمیتونه موافقت کنه
نیازی به موافقت نیست،مامان
حکم برای همین موقعههاست
،خب،همه چیز به کنار
انگار آقای کارتر نشونههایی از پیشرفت نشون داده
فشارخونش 24 ساعته گذشته ثابت بوده
تورمی که توی مغزش بود به طرز قابل توجهی کمتر شده
اونقدر کافی هست که از کما بیاد بیرون؟ - ما هم امیدواریم همینطور باشه -
چیزی شد،خبرتون میکنم
ممنون
پلیس میخواد به محض اینکه
از خواب بیدار بشه،باهاش حرف بزنه - تو این آدما رو از پدرت دور نگهدار -
ببین دارن باهاش چیکار میکنن
،بیاتریس،میدونم اوضاعه سختیه
ولی پلیس داره کاری رو میکنه
که باید انجام بده. و جمع کردنه نمونه احتمالا
بهترین راهیه که میتونه ثابت کنه ساموئل بیگناهه
حق با اونه
آقای کارتر،آقای نَش
کاراگاه کلیفورد دیکسون هستم
شماها باید از خودتون خجالت بکشین
دپارتمان پلیس 45 ساله که هیچ
غلطی نکرده تا اون دختر رو پیدا کنه،حالا
میخواین این جرم رو بچسبونین به یک مرده مریضه ناتوان
شوهر من اون کاری که شما بهش متهمش میکنین رو انجام نداده
...خانوم ما به چیزی متهمش نکردیم
...هنوز
ما میخوایم فقط به حقیقت برسیم،مطمئنم که میفهمین
چون حق با شماست،45 سال زمان زیادیه
و خانوادهی کینگزتون لایق عدالت هستن
خب بعدش چی میشه؟
ما هنوز داریم نمونهها و مدارک رو از
صحنه جرم بررسی میکنیم ولی وقتی ،جواب پزشک قانونی بیاد
میتونیم نمونهی آقای کارتر رو مقابلش تست کنیم
من اگه امکانش هست میخوام
تو و مادرت رو ببرم به ایستگاه پلیس تا اظهاراتتون رو بگیرم
میدونم خیلی وقته گذشته،ولی
هرچیزی که از اون شب به یاد بیارین،ممکنه به کارمون بیاد
بدون وکیل اصلا
مشکلی نیست.این پایه ترین حق شماست
میتونم رایگان بهتون چندتا پیشنهاد بدم؟
میتونم بگم"نه،ممنون"؟
بیخیال این وابستگی احساسی بشین
بزارین ما کارمون رو بکنیم
فقط دخترش باش
نه یه افسر پلیس
باشه،میدونم
اوه،نه.اون اینجاست
آره - اوه،آره،آره،آره
نه،نه،نه،نه نه،مایکل
دارم بهت میگم نیا
نه،هَری و دیوید رو پیش خودت نگهدار
اون نیاز نیست اینجا باشه
ببین،من باید برم ما برگشتیم به خونه
هَری رو از طرف من ببوس
باشه،خدافظ
جونیور اینجاست
و پدرش هم آورده
من خیلی متاسفم
شوک پشت شوک
هنوز حس میکنم واقعی نیست
آقای فرانکلین
خیلیخوبه که میبینمتون
زمان زیادی گذشته
...میخوام بگم خوبه که شما رو هم میبینم ولی
نه تحت این شرایط
حالتون چطوره ؟ - اوه،تلاشمون رو میکنیم -
مامانت چی؟
هنوز توی بیمارستانه ،به غیر از اینا
پدرم...اون هنوز مشکلات ولش نمیکنه
مامان هم نمیخواد تنهاش بزاره
البته،میخواستم یه سری بزنم
وقتی شنیدم ساموئل سکته کرده
ولی بعدش خبرها رو توی روزنامه دیدم دیشب - اوم -
اگه کاری هست که من و جونیور میتونیم انجام بدیم
اصلا تعارف نکن
حالا،این کیه...بادیگادته؟
بابی نَش،شوهرم
آه
از دیدارتون خوشبختم آقا - منم همینطور -
خوشحالم اینجایین
اون نیاز به همراهی داره که الان دارتش
شما زیر بنای اصلی این سازه رو ساختین،درسته؟
بله
خودم موادشو تهیه کردم
آه،پلیس راجبع به این موضوع ازش سوال کرده
ما از ایستگاه برمیگردیم
اونها ازم نمونهی دی ان اِی گرفتن
No comments yet. Be the first to leave one.