Miss Marple A Caribbean Mystery

Miss Marple A Caribbean Mystery

Miss Marple: A Caribbean Mystery

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Miss Marple A Caribbean Mystery 1989 1080p BluRay H264 AAC-RARBG-en
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian miss marple: a caribbean mystery 1990 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بله، متاسفانه عمه جین بیچاره حالش خیلی خوب نبوده.

یه برونشیت لعنتی. نگرانش بودیم.

خیلی بی‌حال بود.

بهوش اومد. ممنون.

به یه استراحت کامل نیاز داشت.

فکر می‌کنی از پسش برمیای؟ خیلی خوشحال میشم ازش مراقبت کنم.

خیال عمه جین خیلی راحت میشه.

راستی کجاست؟ کجا فرستادیش؟

راستش باربادوس.

قبل از صبحونه داری بافندگی می‌کنی؟

اوه، خب، آره فکر کنم واقعاً داشتم.

اما تو انگلیس، الان وقت میان‌وعده بود.

احمق!

هنوزم چسبیده بهش!

تقریباً.

صبح بخیر، هیلینگدون.

مشغول طراحی هستیم؟ امم.

اون پیرمرد سمج هنوز نرفته؟ اوهوم.

دیشب یادم اومد. می‌دونم قبلاً کجا دیدمش.

سنت کیتس تو سال ۴۸.

دخترک احمق. فکر کرده کیه؟ داره برای خودش عشوه میاد!

جکسون فقط یه گربه نره. با هر کسی که دامن تنشه، امتحان می‌کنه.

فکر می‌کنم اون با هر چیزی امتحانش می‌کنه. با این حال، به دردایی هم می‌خوره.

اون تلگراف‌ها رو پیش‌نویس کردی؟ بله، آقای رافیل.

بفرستشون.

صبح بخیر!

اوه، صبح بخیر، سرگرد. روزنامه امروز رو خوندی؟

یعنی مال یکی دو روز پیشه، می‌دونی.

می‌تونم؟ اوه، حتماً!

ممنون.

البته، من هیچ‌وقت ندیدم تو دستت روزنامه بگیری، نه؟

خب، چرا باید ببینی؟

چه همه چرت و پرت!

این آقا اینجا داره راجع به کنیا طوری حرف می‌زنه انگار کنزینگتونه.

به نظر من کاملاً احمقه. اوه.

این همه چیز برات زیاد نیست، نه؟

آره عزیزم، فشار وحشتناکیه!

جدی می‌گم، تا وقتی وقت داریم این کارو بکنیم، یه رویاست.

خوبه.

خدای من! بیا دیگه وقت این کارا رو نداریم!

اون رو می‌بینی؟

پلنگ زال. پلنگ شبح.

خوشگله، نه؟ اوه، بله واقعاً. آره.

یه هفته تو علفزار دنبال یکی مثل اون بودم.

هیچ‌وقت نتونستم بگیرمش.

حالا، این یکی، می‌بینی، معمولی‌تره اما من گرفتمش.

اوه، آفرین. هیچ‌وقت راجع به اون یکی برات گفتم؟

یه چشمم رو از دست دادم، می‌دونی. دربارش برات گفتم؟

نه، سرگرد. مطمئنم که نگفتید. نه؟ واقعاً؟

خب، امم... راستش، زمستون سال ۲۸ بود.

خب، فکر می‌کنم قبل از اینکه شروع کنیم سال ۲۹ بود.

یه جور کار بداهه بود.

راجع به داستی انسل بهت گفتم؟ بهترین تیرانداز.

اون می‌تونست حرف اول اسمش "اِی" رو روی هر چیزی شلیک کنه.

با شش تا شلیک از هفت‌تیرش.

البته، تنیس رو مثل یه اسب آبی مرده بازی می‌کرد.

حساب‌ها. بله قربان.

ما قراره یه هتل اداره کنیم، خانم.

اون پیرمرد حسابی خانم مارپل رو برای خودش قُرُق کرده.

اوهوم.

امیدوارم جا بیفته. بیشتر شبیه مهمونای مهمون‌خونه‌های برایتونه.

من دو بار بازنشسته شدم، می‌دونی. دو بار، متوجهی؟

واقعاً؟ چقدر جالب.

بله، یه بار از ارتش و یه بار از پلیس استعماری.

صحبت از این شد، من...

من فقط برای تعطیلات اینجا نیستم. اوه، نه.

برای کار.

کار ناتمام.

مردم از مجازات کاراشون قسر در رفتن.

خفه شو مرد!

عدالت اجرا نشده.

اوه خدای من، دوباره شروع کرده به یکی از داستان‌های قتلش!

ببخشید.

همه فکر می‌کردن، می‌دونی، که همه چی درست و حسابی بوده.

مردم مرگ و میرها رو بررسی نمی‌کنن.

مرگ کسایی رو که فکر می‌کنن بالاخره قراره بمیرن.

منظورم رو می‌فهمی؟

اوه، بله حتماً.

یه لوکرتزیا بورژیای تمام‌عیار. بله، اینطور به نظر میاد.

و اون اینجاست، تو جزیره. واقعاً؟

و بهت بگم چی... بله؟

این تنها کار مشکوکی نیست که تو این حوالی اتفاق افتاده.

واقعاً؟

یکی از دلایلی که اینجام همینه. فکر کردم یه خورده سرک بکشم.

چیز خاصی توش نبود، ممکنه بگی. یه زن روانی بود، خودش رو کشت.

اما حدود یه سال بعد، این دکتر داشت با یه همکارش داستان رد و بدل می‌کرد.

که اون هم یه داستان مشابه رو مطرح کرد.

درست مثل هم! یه شوهر که از اقدام به خودکشی زنش کاملاً داغون شده بود.

و بعد، چند هفته بعد، موفق شد خودشو بکشه.

حالا، این قسمت جالبه.

یکی از اونا یه عکس از اون شوهر داشت.

اتفاقاً تو پس‌زمینه یه بوته‌ای بود که دکتر ازش عکس می‌گرفت.

برای همین تونستن داستان‌ها رو تأیید کنن.

اون اسمش رو عوض کرده بود اما تو هر دو مورد، می‌دونی، همون مرد بود.

تونستم اون عکس رو به دست بیارم. دوست داری عکس یه قاتل رو ببینی؟

بله، خیلی جالب میشه.

اما البته یه گاومیش زخمی از همه خطرناک‌تره.

سعی می‌کنن کمینت کنن.

یه مسیر مستقیم از تو بوته‌ها باز می‌کنن و بعد برمی‌گردن. آها!

چهار نفر عالی! حالتون چطوره؟

تیم، یه فنجون قهوه میشه؟ آره، الان.

من انجامش میدم. مطمئنی؟

ترجیح میدم خودم انجام بدم. اصلاً تو حساب و کتاب خوب نیستم. مغز نخودی دارم.

سلام! این شما و کوارتت بزرگ، هان؟ امروز هم یه سفر اکتشافی دیگه دارید؟

یه چیزی تو همین حدودا.

البته خودم عادت دارم کارهای بزرگ‌تری انجام بدم، می‌دونی.

بله. بله، حتماً.

این رفقا، می‌دونی، حشرات و خزنده‌های ریز جمع می‌کنن.

و درباره‌شون برای مجلات علمی، مثل نشنال جئوگرافیک، مقاله می‌نویسن.

نه، نشنال جئوگرافیک که نه. تازه، اِد اینجاست که همه‌ی کارها رو انجام میده.

از این جور چیزها. من فقط پول همه‌چیز رو میدم.

خیلی بهمون خوش می‌گذره.

من فقط عاشق چادر زدن تو طبیعت‌ام.

دو گونه به اسم من نامگذاری شده. زیرگونه.

آفرین دختر!

بفرمایید تو.

اوه، سلام عزیزم.

من فقط آبِ تازه براتون میارم و تخت‌تون رو آماده می‌کنم.

اوه، خیلی ممنون.

شام خوش بگذره. ممنونم.

عصر بخیر، خانم مارپل.

چیز خاصی میل دارید؟ غذا شاید اون چیزی نباشه که شما بهش عادت دارید.

اوه، فقط مواد اولیه‌اش فرق داره.

انریکو می‌دونه چطور یه پودینگ نان و کره خیلی خوب درست کنه.

واقعاً؟ خیلی جالبه.

دوست دارید براتون یکی درست کنه؟

چی؟ اوه، فهمیدم منظورتون چیه.

نه، من از غذا خیلی راضی‌ام. خوشمزه‌ست.

نباید به خاطر من به خودتون زحمت بدید، آقای کندال.

ممنون، دکتر.

مطمئن شو که قدرتش رو با اونایی که قبلاً داشتی مقایسه کنی.

حتماً.

شب بخیر، همگی.

چطور تونستی با قیافه‌ی جدی اینو بگی؟

عالی نبود؟

ای وای!

خانم.

خسته‌ای عزیزم؟ ام. به نظر میاد امشب پاهام سنگین شده.

داریم از پسش برمیایم.

مردم نمی‌گن که "مثل وقتی سَندرسون‌ها اینجا بودن نیست".

خب حتماً یکی هست که بگه، ولی مهم نیست.

حتی اگه تو کارمون از اونا بهتر نباشیم، جذاب‌تر که هستیم.

همینطوره. نه، ما کارمون رو بلدیم.

تو خانم‌های مسن رو شیفته‌ی خودت می‌کنی.

و وانمود می‌کنی که دلت می‌خواد با اون زن‌های تنها و ناامید عشق‌بازی کنی.

و من هم به پیرمردهایی که می‌خوان حس جذابیت کنن نگاه معنی‌دار می‌کنم.

میگم، کارمون رو خوب بلدیم.

خلاصه ما بودیم و هیچ مهماتی نداشتیم، چون باربرها همشون فرار کرده بودن.

تا مغز استخوان خیس شده بودیم و حتی یه جعبه کبریت هم بینمون نبود.

غذا هم نبود.

خب، نان خشک داشتیم.

می‌دونید، از اون مدل‌ها که یه چیزی شبیه بیسکویت سگ بود.

که اسمش هم روش چاپ شده بود.

اهم... کرکستن و... اهم... ار... فالوز، فکر کنم.

بیخیال. هنوزم می‌تونید از "آرمی اَند نِیوی" بخریدشون.

خلاصه... خب، خوشبختانه زنده موندید.

چی... دارید میرید؟

اینجا اساساً جای جوون‌هاست و هیچ‌کدوم از ما جوون نیستیم.

شب بخیر، سرگرد. شب بخیر.

شب بخیر، خانم.

جسارتاً اینجا ساعت دو و نیمه ولی تو خونه هفت و نیمه.

خیلی اعصاب‌خَراب‌کنه وقتی آدم نمی‌تونه بخوابه.

بفرمایید تو.

اوه.

اوه، ممنونم.

پرده‌هاتون رو کشیدید. بله، بله، کشیدم.

ویکتوریا، درسته؟ بله، درسته. شما از کجا می‌دونید؟

پرسیدم.

کجا زندگی می‌کنید؟ تو یه روستا، بالاتر از بزرگراه ۱A.

منم تو یه روستا زندگی می‌کنم و باید اعتراف کنم که...

این خیلی لطف ریموند، برادرزاده‌م بود که این تعطیلات رو برام ترتیب داد.

ببینید، من مریض بودم. ولی اینجا یکم کَسِل‌کننده‌ست.

تو روستاها کلی اتفاق می‌افته. همیشه یه چیزی هست.

آه، دقیقاً حرف من همینه. همیشه یه چیزی هست.

شیطونه! عمه‌ام میگه موهای بلندش رو گذاشته تا شاخ‌هاش رو قایم کنه!

ما هم تو روستامون یکی از اینا داریم. اسمش خانم پرایس-ریدلیه.

نباید شما رو از کارتون بازدارم.

سلام من رو به عمه‌تون برسونید. به نظر میاد خیلی اهل بگو بخند باشه.

دوست دارید ملاقات کنید...؟ من باید برم.

روز خوبی داشته باشید. ممنونم.

صبح بخیر. صبح بخیر.

مالی عزیزم.

چیزی شده؟

سرگرد پالگریو... دیشب فوت کردن.

من گواهی فوت رو به مقامات تحویل میدم.

اگه بتونید ترتیبی بدید که وسایل شخصی‌شون رو به ساختمان دولتی منتقل کنن.

بله، حتماً.

راستی، کسی تو وطن هست که شما بشناسید؟

که ساختمان دولتی باید باهاش تماس بگیره؟

به نظر میومد تنهاست. ولی به یکی از خانم‌های مسن ما چسبیده بود.

شاید اون بدونه. اونقدر هم حرف زده بود.

مرگ و میر اینجا خیلی وحشتناکه.

همه رو افسرده می‌کنه.

البته، خب ایشون نسبتاً پیر بودن.

خب، به نظر می‌رسید خیلی سالم باشه.

فشار خون بالا داشت.

اوه، بله، قرص مصرف می‌کرد.

به من گفت ویتامین هستن.

اما آقایون ممکنه در مورد سلامتی‌شون خودنما باشن.

احتمالاً یادش رفته بود قرص‌هاش رو بخوره.

Miss Marple A Caribbean Mystery subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left