The first 200 lines.
خب، چرا داری مقواها رو میبری؟
داریم یه اتاقک ویدیو درست میکنیم
اتاقک ویدیو دیگه چیه؟
میخوام همهتون برای مامان یه ویدیو ضبط کنید
درباره اینکه وقتی بزرگ شدید میخواید کارهکاره بشید
تموم شد. آره
تماشای بزرگ شدن ۲۲ تا بچه، با وجود اینکه چقدر با هم فرق دارن
یه چیز هست که تو همهشون مشترکه
همهشون یه رؤیا دارن
اما بچهها خوابِ حسابدار شدن یا فروشنده شدن رو نمیبینن
اونا رؤیاهای بزرگ دارن
رؤیای من اینه که سازههای مهندسی غولپیکر بسازم
مثل جت، تانک و زیردریاییهای هستهای
اگه توی امتحان زبان انگلیسی نمرهای که لازم داره رو نگیره
قبل از اینکه شروع کنه، کارش تمومه
من اصلاً نمیتونم متن رو بخونم و اطلاعاتش رو بیرون بکشم
اصلاً توی مخم نمیره
واقعاً براش سخته که مطالب رو روی کاغذ بیاره
نمیتونم این کار رو بکنم. اصلاً با عقل جور در نمیآد
هدف از رفتن پیش این معلم خصوصیِ زبان هم همینه
نمیفهممش. باورم نمیشه که بتونم یادش بگیرم
پس من میرم بالا تو اتاقم. فعلاً خداحافظ
اگه رد بشم، رؤیای طراحیِ «کنکورد» بعدی برام تموم شدهست
مکس ردفورد ۱۶ ساله
ذهن علمی و جاهطلبیهای متناسب با اون رو داره
پس اون یه موتوره که اون پشت
از تهِ دم زده بیرون، یا نه؟
خب، این که موتور جت نیست، هست؟
موتورهای جت برای احتراق، مکش دارن
هوا رو میکشه تو و عملاً منفجر میکنه
و بعد میفرسته بیرون
رؤیای اون کار کردن روی پروژههای مهندسی در مقیاس بزرگه
راستش رو بگم، من فقط عاشق ساختن چیزها هستم
حالا میخواد جت باشه، تانک، زیردریایی هستهای یا نیروگاه برق
مثلاً چیزهای عظیم، سازههای مهندسی غولپیکر
فقط چون خیلی باحالن
کشتیهای نیروی دریایی که از بعضی قارهها بزرگترن
هواپیماهایی هستن که خودشون هواپیما جابهجا میکنن
اینا همهشون خطوط اصلی هستن
من طرفدارِ خفنترین و خاصترین مدلهای هواپیما هستم
هدف نهاییام اینه که بتونم توی شرکت BAE بورسیه کارآموزی بگیرم
خیلی دوست دارم وارد حوزه شیمی بشم
مثل سوخت موشک و اینجور چیزا
نکته اینجاست مکس، من نمیتونم بفهمم
چطور چیزی که صدها تن وزن داره میتونه پرواز کنه
فقط چون نیروی بالابرنده بیشتری نسبت به جاذبه تولید میکنن
خب، با اون نیرو با جاذبه مقابله میکنن
خیلی عجیبه، نه؟
مکس، اون قطعاً یه ذهن مهندسی داره
انگار چشماش اشعه ایکس داره
و میبینه که اجزا چطوری سر هم شدن
برای اینکه چرخدندههای مهندسیِ مکس رو به کار بندازه
نوئل یه سورپرایز و یه جایزه براش داره
میخواد به مکس نشون بده
یکی از بزرگترین دستاوردهای مهندسی قرن بیستم رو
کنکورد
اوه پسر
عجب هواپیمای سریعیه
آره، واقعاً
رؤیاهای بزرگ داشتن پرخطره
واسه همین میخواستم کنکورد رو به مکس نشون بدم
این یه شاهکار مهندسیه
یه نفر رؤیاش رو داشت و جواب هم داد
بچهها، میخواید یه نگاه سریع به کابین خلبان بندازید؟ با کمال میل
نظرت چیه مکس؟
چقدر دکمه! آدم اصلاً نمیدونه از کجا شروع کنه
کنکورد نسبت به زمان خودش واقعاً خیرهکنندهست
یه هواپیمای تجاری که میتونه با سرعت صوت حرکت کنه
دیدن اون همه دکمه و اهرمهای مختلف و اینجور چیزا
واقعاً شوکهکننده بود. خیلی باحال بود
آهان
فقط سوخت رو از این به اون پمپ میکنه، یه همچین چیزی
سیستم مدیریت سوختش خیلی باحاله
خب، این کار رو کامپیوتر انجام میده؟ بله
همهاش خیلی خیلی باحاله
این واقعاً یه افتخاره
راستش رو بگم چون این بخشی از تاریخه
آخ، دیدن اینکه چطور چشمای مکس برق میزد
وقتی اون همه تکنولوژی دورش رو گرفته بود
قشنگ معلوم بود که داره همه رو تو ذهنش جذب میکنه
«این چیه؟ اون چیکار میکنه؟» واقعاً امیدوارم به مکس انگیزه داده باشه
و خب، کسی چه میدونه؟
اون ممکنه توی انقلاب مهندسیِ بعدی نقش داشته باشه
در حالی که بچهها وقتی کوچیکترن از این چیزا رؤیاپردازی میکنن
و بعد فراموشش میکنن و میرن سراغ چیز دیگه، مکس اینطوری نیست
قشنگ میتونم ببینم که توی زندگیش پیش میره و به رؤیای بچگیاش میرسه
اگه موقع ساختن این زنده بودم
خیلی عالی میشد. عاشق این بودم که یکی از اینا رو بسازم
قبل از اینکه مکس بتونه به آرزوش برسه
اولین چالشی که باید ازش عبور کنه
امتحاناتشه
ساختن مدلهای کوچیک از چیزها واقعاً سرگرمکنندهست
فقط باید امتحانات پایان دورهام رو بدم که خیلی استرسزاست
برای اینکه به اون جایی که میخواد تو زندگی برسه
باید نمره ۷ بگیره
توی ریاضی، فیزیک و شیمی، و نمره ۵ توی بقیه درسها
دو به توان دو
فیزیک و شیمی فقط سرگرمیان. امم، ریاضی
بیشتر از بقیه درسها دوستش دارم
دقیقاً کارِ خودِ مکسه
اون عاشق هر چیزی تو این مایههاست، مگه نه؟
آره. همیشه توی این جور کارها عالی بوده
نگرانِ اون نمرههای ۷ نیست
نگرانیاش بابت گرفتن نمره ۵ توی بقیه درسهاست
توی خیلی از درسهای دیگه واقعاً ضعیفم
مثل زبان انگلیسی. توی اون افتضاحم
امتحان انگلیسی میتونه برای خیلی از دانشآموزها یه سد بزرگ باشه
مخصوصاً اونایی که اوتیسم دارن
فکر کنم حدود سال ششم بود که فهمیدم
ذهنم متفاوت از بقیه کار میکنه
با اوتیسمی که دارم
دنیا رو متفاوت از بقیه میبینم
خیلی از افراد اوتیستیک کلمات مکتوب رو کاملاً تحتاللفظی معنی میکنن
که این باعث میشه فهمیدن منظورِ پشتِ حرفها
و درک معانی پنهان براشون سخت بشه
نظرت درباره این چیه؟
ضعیفترین درسم انگلیسیه
فقط چون هیچ راهی برای مرور کردنش وجود نداره
مثل یه مطلب مشخص نیست که مجبور باشی یادش بگیری
ریاضی خیلی بهتر از انگلیسیه
چون یه جواب درستِ قطعی و یه جواب غلط قطعی داره
ریاضی، علوم... توی ریاضی همیشه فوقالعاده بوده
دو به علاوه دو همیشه میشه چهار
اما توی انگلیسی، توصیفِ یه صحنه تابستونی
تو ممکنه یه جور توصیفش کنی و من یه جور دیگه
هیچوقت شبیه هم نمیشه
چون براش خیلی سخته که از اینجا (ذهنش) بیارتش روی کاغذ
چون یه جواب مستقیم نداره. آره
فرمول نداره
واقعاً باید نمرههای لازم رو بگیرم
وگرنه نمیتونم برم کالج
همه چی بر ضد مکسه
و اگه نتونه از پسِ انگلیسی بربیاد
رؤیاهاش قبل از اینکه شروع بشن، نابود میشن
توی زندگی، بیشترِ ما
رؤیای پیدا کردنِ شریکِ زندگی ایدهآل رو داریم
این چیزیه که الی ردفورد و دوستپسرش استیون
امیدوارن در اولین انتخابشون پیدا کرده باشن
ما از طریق خواهرم سوفی با هم آشنا شدیم
سوفی همونجایی کار میکنه که من کار میکنم
سوفی یه عکس از من توی اینستاگرامش گذاشت
آره، بعد من به سوفی گفتم که پیشش از من تعریف کنه
و بعد، چند هفته بعد بود مگه نه؟ با هم رفتیم سگگردانی
انگار خیلی وقت بود همدیگه رو میشناختیم، مگه نه؟ آره
میتونم بگم خیلی زود جرقه عشق بینمون زده شد
آره. آره
در واقع اونقدر سریع که بعد از فقط چند ماه با هم همخونه شدن
اولین بار که دیدمت خیلی دوستداشتنی بودی
هنوزم هستم
ما زیاد با هم اختلاف نداریم، مگه نه؟
نه. شاید واسه همینه که اینقدر با هم خوبیم
الی و استیون دارن توی رؤیا زندگی میکنن
جایی که همه چیز هیجانانگیزه
جملههای همدیگه رو کامل میکنن
تقریباً بینقصه
منظورم اینه که، یادمه وقتی ما تازه با هم شروع کردیم
همه چیز خیلی خاص به نظر میرسه
تازه. و طرف مقابل هیچوقت اشتباه نمیکنه، مگه نه؟
نه. دقیقاً همینطوره، سو
و فکر میکنی طرف مقابل
همیشه دلش میخواد همون کارهایی رو بکنه که تو میخوای
ما واسه هم نامههای کوتاه مینوشتیم، مگه نه؟
خب، تو واسم مینوشتی و منم حس میکردم مجبورم جواب بدم
داره همه چی رو میشه، نه؟ آره
وقتی عاشقی کارهای دیوونهوار میکنی
مثل رفتن به کوهنوردی
حداقل این چیزیه که الی به استیون گفته
من از هایکینگ و رفتن بالای کوه و اینجور چیزا خوشم میآد
خب، الی، چه "چیزهایی" برنامه ریختی؟
خب، امروز داریم یه فعالیت پر از آدرنالین انجام میدیم
راه رفتن روی یه طناب بین دو تا کوه
ظاهراً که خوب استقبال شده
آره. وقتی درباره طناب شنیدم، یه کم ترسیدم
جالبه ببینم چطوری از پسش برمیآم
چون من زیاد اهل اینجور کارا نیستم
متأسفانه استیون، الی هست
وقتی بحث کلهخربازی باشه، اون سابقه داره
وای خدای من، پرید! اون پرید
یه بار سقوط آزاد انجام دادم. عاشقش بودم
من واقعاً از فعالیتهای پر از آدرنالین لذت میبرم
و این یکی از چیزهایی بود که من رو جذب استیون کرد
فکر کردم اونم از همین کارایی که من دوست دارم خوشش میآد
اما از قیافهاش معلومه که کاملاً اشتباه فکر میکردم
آره، واقعاً منتظرشم
استیون، کی رو داری گول میزنی؟
بهتره چشمات رو ببندی
کوههای هانیستر بیش از ۲۰۰۰ فوت ارتفاع دارن
من فقط میرم انجامش بدم. حتی نمیخوام بهش فکر کنم
آره، آره
میترسی الی؟ نه
توی این حمایل (هارنس) باسنم چطور افتاده؟
من عاشق اینجور کارام. دقیقاً کارِ خودمه
راستش خیلی هیجانزدهام
خیلی بیشتر از اون چیزی که بشه درباره استیون گفت
باد خیلی شدیدی میآد
اوه، واو، خیلی ارتفاعمون زیاده
واو
مطمئنی؟
پایین رو نگاه نکن
این سیم چقدر محکمه؟
No comments yet. Be the first to leave one.