The first 200 lines.
گری آسیب دیده.
باید از اینجا ببریمش بیرون!
وقتی به بری نیاز داری کجاست؟
فقط سعی میکنم یکم حجم کارو کم کنم.
اون هنوز نزدیکه معلق کننده دریچس.
اگه متوقفش نکنیم،
اون میتونه تنها بلیط برگشت به خونه رو نابود کنه.
اینو به ما نگو.
یکم کمک کنید، لطفاً.
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!
گری! همونجا بمون!
گری! نه!
گری!
عقبنشینی!
عقبنشینی!
اون انجامش داد.
دریچه رو باز کرد. بزن بریم.
.هی
بری، دریچه بازه، کجایی؟
باید همین الان بیرایمش بیرون..
یه فکری دارم. یه رعد و برق دیگه بزن.
-امتحانش کردیم. -فقط انجامش بده.
!حالا
بری، بهت نیاز داریم.
استین آسیب دیده.
خیلیخب، تو راهیم.
اون زندس، ولی شرایطش بحرانیه.
خیلیخب، گیدئون درستش میکنه.
نه، خیلی خطرناکه که انتقالش بدیم.
نه اگه اون فایراستورم باشه.
آره.
گری! گری.
گری، زودباش.
-از کمکت ممنونم. -هنوز کمکمون تموم نشده.
دشمنانمون هنوز روی زمینت هستن، اُلی.
اونجوری صدام نکن.
بهم زمان بدید. از اون پوست چقرش رد میشم.
نه، نمیکنی.
با تو حرف میزدم.
-اوه، خدای من. -کارا.
دارن چیکار میکنن.
این حرکت بعدیه...
برنده استخوان،
این قسمت موردعلاقه منه.
باید چشماتو ببندی.
توی یه دقیقه تموم میشه.
منتظر چی هستی؟
-انجامش بده. -دارم سعی میکنم.
...دارم سعی میکنم اما
دستو بکش، منگل.
-ری؟ -هی چطوری؟
اوه، عروسی چطور بود؟
خیلیخب، نگران نباش.
بقیه افسانهها اینجان و داریم همرو بیرون میکنیم.
صبر کن، به یکی نیاز داریم.
-که حواسش به طاق زمان باشه. -گرفتم.
-شماها کارا رو از اینجا ببرید بیرون. -مراقب باش.
-باشه. -ببین، میدونم که برای
مهمونی دیر کردم، ولی همزادهای نازی شما چرا
-اسنارلبز رو گرفتن؟ -اونا از زمین ایکس هستن.
اونا از همه متنفرن.
میخوان قلب کارا رو بدزدن.
و اونا این ربات گنده رو دارن.
اوه، راستش قبلا با اینجور چیزا مبارزه کردم.
یه حقیقت کوچولو اینه که این لباس فقط کوچیک نمیشه
ری!
این علفهای هرزه.
همگی توجه کنید :
خبر خوب. سواره نظام رسید.
درباره زمان.
میدونستم میتونم روت حساب کنم، جیگر.
آبجوهارو آوردی؟
بهتر از اون، یه ارتش.
کی به ارتش نیاز داره وقتی افسانههارو دارید؟
یه مشکل داریم.
میخوام که بیدار شی، کارا.
جنرال دیگه اینجا امن نیست.
کاملا میدونم.
به سمت نفربَرهامون عقبنشینی کنید
و برای حمله آماده بشید.
بدون تو؟
من میمونم.
سوپرگرل اینجا زنده نمیمونه.
مسئله رو شخصی نکن.
این فکر خوبی نیست.
رو حرف فرماندت حرف میزنی؟
البته که نه.
ژنرال.
اینجا بمون. در امان باش.
و من با قلب اون برمیگردم پیشت.
پس این زمین یکه؟ بامزس.
-باید کارا رو پیدا کنیم. -بعدش تقسیم میشیم.
-سوپرگرل با من. -گروه B با من.
-دیر کردی. -بهش گوش نکن.
فقط یه عوضیه که از یه جعبه فولادی اومده بیرون.
راستش همیشه اینجوری بوده.
چی؟
-چقدر مونده ری؟ -ویورایدر روی سقفه.
شماها همدیگه رو از کجا میشناسید؟
-قبلا با هم قرار گذاشتیم. -خیلی افتضاحه.
مراقب باش.
الیور دختره رو گرفت، و من هم کلی ماجراجویی
با یه سفینه سفر در زمان کردم.
ازش دور شو.
راهی نیست.
پدربزرگم توی هولوکاست از بین نرفت.
که دنیا توسط نازیها اداره بشه، پس اگه میخوای کارا،
اول باید از رو جنازه من رد شی.
اگرم اینکارو کنی، بازم برنده نمیشی.
چونکه ما تسلیم نمیشیم. به مبارزه ادامه میدیم.
پس تا وقت داری از زمین ما گورتو گم کن.
هم.
به عنوان آخرین حرفات،
زیادم بد نبود.
اسحلتو بنداز.
با میکشمش.
اینا مثل نابودگرن.
به چی میخندی؟
عاشق اینجور تهدیدام.
توی مواقع بحرانی.
همچنین، اونجا!
بیا یه سری دهن رو سرویس کنیم.
گردنش بنظر مستحکم نمیاد.
پس یه بار دیگه میگم.
اسلحتو بنداز.
بهش گوش نکن. فقط بهش شلیک کن.
نه! نه.
میتونم زندگی زنتو نجات بدم.
فقط یه راه هست که منو نجات بدی.
ما دوستانی در استارلبز داریم.
راه های دیگه ای هم بدون
صدمه زدن به کارا هست -داره دروغ میگه
بخاطر سرزمینمون انجامش بده، بکشش
فکر می کردم اون عوضی مرده باشه
-هی -سلام
- متاسفم - اشکال نداره اشکال نداره
جات امنه الان امنه
اوه، من نباید حرفی که زدمو میردم
اگه اخرین حرفایی که بهم
به هم زدیم بود چی؟
مهم نیست
هیچی به غیر از این که دوست دارم مهم نیست
باشه؟ دیگه هیچی لازم ندارم
احتیاجی به ازدواج کردن ندارم
فقط...فقط میخوام با تو باشم
باشه باشه
گیدیون، خوبش کن
فشارش افت کرده
باید جلوی خون ریزیو بگیریم
همین الان دکتر اسنو
جکس اروم
پروفسور خوب میشه
حروم زاده ی سرسختیه
جکسون اسیب دیده
من زخمی پیدا نمیکنم - علائم حیاتیشو نگاه کن
باید بخاطر ارتباطشون باشه
این یعنی چی؟
با این که جکس زخمی نشده
زندگیاشون هنوز یه جورایی
به هم وصله
خب، چجوری جداشون کنیم؟
نمیتونیم
ارتباطشون تنها چیزیه که
پروفسورو زنده نگه داشته
خوبی؟
الان حتی نمیتونم جواب این سوالو بدم
ما باید الان ماه عسلمون باشیم
الان باید توی ساحل,
از تو نارگیل مای تای بخوریم
بجاش توی این سفینه،
دنبال همزاد های شیطانی دوستامون می گردیم
باید فرار کنیم
اره
کارا؟ الکس؟
حالت خوبه؟ اره. اره
باورم نمیشه اونا تقریبا... میدونم، میدونم
فکر کردم از دستت دادم منم همینطور
خیلی مونده تا از همه اینا خلاص بشیم نه؟
بای فکرشو میکردم که عروسی
روی یه زمین دیگه همه مشکلاتمونو حل میکنه
اره، اما...
میدونی، جنگیدن با ورژن شیطانیه خودمون
یه جورایی همه مشکلاتمونو گذاشت تو جیبش مگه نه؟
خیلی مونده تا پوشش نقره ایو ببینی
سلام دوست من
لازم نیست احساساتتو با الکل سرکوب بکنی
روحه دوباره برگشت
نه، روح نیستم، من لئو ام
لئو اسنارت از زمین-ایکس
اشکالی نداره، رفیق
میدونم که داری از فایراستورم ضربه می خوری
دستتو به من نزن
مشکل چیه شریک؟ با من حرف بزن
تو شریک من نیستی
تو یه همگایی
فک کنم منظورت همزاد بود
و یکی مثل توام روی زمین من بود
روحش شاد
واستا. من روی زمین نازی ها مردم؟
بذار حدس بزنم. توی اتیش؟
No comments yet. Be the first to leave one.