The first 200 lines.
کامیل!
کامیل!
سلام کامیل! باورم نمیشه!
چه تصادف شگفتانگیزی. باورم نمیشه.
من تو این هتل اقامت دارم.
خب، بگذریم، مدام به مکالمهمون فکر میکردم...
و فکرش اصلا از ذهنم بیرون نمیره.
بعدش کمکم با خودم گفتم...
شاید رفتارم از نظرت گستاخانه یا بیادبانه بوده باشه.
آخه خیلی یهویی رفتم، ضمنا...
اگه اجازه بدی، میتونم همهچی رو توضیح بدم.
آخه...
خب، من تازه طلاق گرفتم و با خودم عهد بسته بودم...
- خیلی خوشحال میشم از عهدت برام بگی. - خیلیخب.
احتمالا کار من هم از نظرت بیادبانه باشه...
سوار نمیشین؟
آره، آره. آره. راستش رو بخوای، خیلی عجله دارم.
- باید برم کنسرت و دیرم شده. - در این صورت، نظرت چیه همراهت بیام؟
میتونیم تو راه هم کمی گپ بزنیم.
بیا تو.
موتور رو آوردی؟
لطفا سوییچش رو بده.
کجا میری؟
باید به کاری برسم. کار برلینه.
لطفا سوییچش رو بده.
کجا میری؟
باید جام رو بگیرم.
تو هم تا برگردم همینجا بمون و مانیتورها رو تحت نظر داشته باش.
هوم؟
ولی کسی خونه نیست احمق.
- ممکنه برگردن. - خب، خیر سرت چطوری میخوای جام رو برداری؟
صبر میکنم کشیشه بیاد،
موتور رو روشن میکنم،
از کنارش رد میشم،
میقاپمش و به سلامت.
فهمیدی؟
خب، با کدوم دستت میقاپیش؟
خودم میدونم استاد کارهای دستی هستی،
ولی اون جام خیلی سنگینه.
میخوای عین کیف بقاپیش؟
من هم باهات میام، ختم کلام.
ضمنا، خودم استاد موتورسواری پرسرعتم.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
خب، چطور بگم؟ اِم...
با خودم عهد بسته بودم... مدتی کنار بکشم...
و با کسی رابطه برقرار نکنم.
اشکالی نداره لباس بپوشم؟
برخی لباسهام رو آوردم که تو راه عوضشون کنم.
خواهش میکنم. بفرما. راحت باش.
اِم، مشتاق بودم...
مدتی تنهایی لذت ببرم.
انفرادی زندگی کنم.
آخه باید به قلبم فرصت بدم به آرامش برسه.
به نظرت چنین حرفی زنستیزانه نیست؟
نه. نه. به هیچ وجه.
شخصا گمون میکنم بیشتر به حفظ سلامت روان خودم مربوط میشه.
ولی بعد از مکالمهمون، به فکر فرو رفتم.
اگه دارم بابت ازدواج ناموفق خودم رو مجازات میکنم چی؟
آیا در واقع دارم فرصت آشنایی با زنی خارقالعاده رو...
از خودم دریغ میکنم؟
چهار میلیارد زن رو این سیاره هست.
احتمال آشنایی با فردی به جد فریبنده خیلی کمه.
نادیده گرفتن چنین احتمالی هم قابل قبول نیست.
خلاصه، واسه همین تو خیابون عین دیوانهها اسمت رو فریاد زدم.
آخه مگه احتمالش چقدره که واقعا...
اجازه هست؟
- آره؟ - ... با چنین فردی آشنا بشم؟
خلاصه... واسه همین الان اینجام.
مرسی.
سلام!
ضمنا، حرفم رو از یاد نبر.
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
بریم.
وایستا، وایستا، وایستا!
همراه اونهاست، سابقهدارن.
تاکسی!
برو!
- ای بابا! ول نمیکنه! - ویکتور! پدر تورو!
جام!
- ساک رو بردار! - جام!
جام!
ویکتور!
بدو! بجنب!
پدرسوختهها رو بگیر!
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
برین کنار!
برین کنار پدرسگها!
روی!
چیکار میکنی؟
حالت خوبه؟
گاز بده!
برو کنار ببینم پدرسوخته!
برو کنار دیگه کثافت!
- دیوانه شدین؟ - خفهخون بگیر بابا!
- همسرم چی شده؟ - جریان چیه؟
تکون بخور دیگه! بجنب!
ای بابا!
- برو کنار خانم! - نه!
- برو کنار دیگه! - آهای!
- دیگه تکرار نمیکنمها! - بسه دیگه!
ای حرومزاده!
میبینم که واسه خودم و خودت...
شکوفا میشن
من هم با خودم میگم...
چه دنیای خارقالعادهای
رنگ رنگینکمون...
تو آسمون خیلی قشنگه
رنگش رو صورت ملتی...
که از کنارمون رد میشن هم افتاده
میبینم دوستانم...
دست میدن...
و حال همدیگه رو میپرسن
در واقع میخوان بگن...
«خیلی دوستت دارم.»
صدای گریه نوزادها رو میشنوم
بزرگ شدنشون رو تماشا میکنم
قراره خیلی بیشتر از من...
تجربه و اطلاعات کسب کنن
آره، با خودم میگم...
چه دنیای خارقالعادهای
من هم با خودم میگم...
چه دنیای خارقالعادهای
میزه! مواظب باش! پشمهام!
- ریدم توش! - تندتر برو!
روی، خفهخون بگیر! خفه شو دیگه! خب؟
مواظب باش! مواظب باش!
مواظب باش!
هم عروسی دیدیم، هم مراسم ختم.
عین فیلمه شد.
- اونجا رو. -
آهای!
مواظب باش!
بیشعور!
از این طرف.
قایم شو.
کدوم گوریان؟
بیاین بیرون حرومزادهها!
کارتون تمومه!
قطعا اگه تکون بخوریم، صدامون رو میشنون.
اگه حواسشون رو پرت کنیم، نمیشنون.
وایستا. وایستا. وایستا.
صدایی شنیدم.
جایگاه ۱۲۳ میبینمت. از اون طرف برو.
عین خودم برو.
آهای!
صدای چیه؟
جریان چیه؟
این دیگه چه مسخرهبازیایه؟
- برو اونجا رو بگرد. - باشه.
زود باشین. خودتون رو نشون بدین.
ای بابا!
- آهای! - پشمهام!
- حالت خوبه؟ - حالا چیکار کنیم؟
یه ماشین رو با سیم روشن میکنیم و میزنیم به چاک.
ولی باید ماشین قدیمی و بدون دزدگیر باشه.
مثلا اون یکی خوبه.
آمادهای؟
- پشمهام! - ماشین رو روشن کن دیگه!
نمیتونم. دزدگیرش روشن شده. سامانه جرقهزنیش کار نمیکنه.
- خب، حالا چیکار کنیم؟ - دارن میان.
برو پشت ماشین.
بجنب.
[در صورت وقوع آتشسوزی، شیشه را بشکنید]
گمون نمیکردم اینجا بهت بسازه؛
ولی خودت یهو سوار شدی.
به خاطر پاپیونمه.
ترچیح میدم حتی موقع خرید مواد غذایی هم شیک باشم.
واقعا اصلا بهت نمیاد خرید کنی.
بهت میاد همیشه تو هتل زندگی کنی.
بهت میاد دور دنیا سفر کرده و از موزهها بازدید کنی.
بهت میاد شرابهای قدیمی شاتوهای فرانسوی رو بپسندی.
هوم.
باهات شرط میبندم تا حالا به عمرت با بطری آبجو نخورده بودی.
درست میگی.
اصلا خوشم نمیاد بطریهایی رو که با جعبه جابهجا کردن،
از انبار تو کامیون بار زدن و دست ملت بهشون خورده، به لبم بزنم.
حال آدم به هم میخوره؛
ولی این یکی خیلی خوشمزه است.
به سلامتیش.
به سلامتیش که اینقدر خوشمزه است.
هنوز هستن؟
نمیبینمشون، ولی منتظر نمیمونیم که بفهمیم هستن یا نه.
بیا اون ماشین رو امتحان کنیم.
- ایول! - بدو، بدو، بدو! زود باش! راه بیفت!
- پیدات کردم دزد! - پشمهام!
- ای دزد کثافت! - تندتر برو روی! تندتر برو!
مواظب باش! بپا!
ای وای.
پشمهام.
بریم.
آفرین. فرار کن بزدل.
بدوین. فرار کنین بیجربزهها.
No comments yet. Be the first to leave one.