I motorizzati

I motorizzati

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

I Motorizzati 1962 WEBDL 1080p 720p Farsi Persian
A Commentary by Cinemahistory

Tags

webdl
web
720p
720
1080
WEBDL
Published on: 2024-03-18
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اینم از شمع ها٬عزیزم. .من روشنشون هم کردم

!«فیلیپو»ی عزیزم «کسی که نمی میره٬دوباره می بینه»!

کارواش و روغن کاری برای همسرم.

بله٬عزیزم٬ من هم سعی کردم .ماشینمون رو بیارم داخل

ببخشید شما از نمایشگاه ماشین میاید؟

«آلفردو»٬وقتی پیاده می شی !درو ببند

من به برنده ی قرعه کشی٬این ماشین ٬رو هدیه می دم

.« ماریو بیانچی»٬نقشه بردار

.-تبریک می گم .-ممنونم

.-تبریک می گم .-خیلی لطف دارید٬ممنونم

یک میلیون بهتون تعلق می گیره.

یک میلیون؟حتما اشتباه شده من ماشین رو برنده شدم.

.من ماشین رو برنده شدم

بله با پلاک 1,000,000... تا 1,000,000!

پس در ایتالیا یک میلیون ماشین وجود داره!

البته٬صنعتی سازی به طور چشمگیری .در حال پیشرفته

بعد من باید...یک میلیون! .نه٬عذر می خوام٬عصر بخیر

-می رید؟ -بله. -ماشین رو نمی برید؟

!نه٬به جاش یک میلیون بهم پول می دن .پیاده می رم

من با دو تا پا متولد شدم و نمی خوام روی .چهار تا چرخ بمیرم

ولی نه...تصمیم من غیر قابل .مذاکره ست.عصر بخیر

از امروز جنگ و دعوای من با درونم آغاز می شه

مبارزه ی درونی من با صنعتی سازی.

ولی برای راضی کردن شما از پلاستیک استفاده نمی کنم

از بمب استفاده نمی کنم٬بلکه از سلاح .استدلال و منطق استفاده می کنم

من با نابود کردن شناخته شده ترین «کلیشه» ها شروع می کنم:

«کسی که با ماشین می ره٬سرعتش بیشتره.» .این حقیقت نداره

سرعت متوسط ماشین ها در ساعات شلوغی ٬نیم کیلومتر

در ساعته.در عوض عابر پیاده

می تونه در هر لحظه ای خودش رو به .هر جایی از شهر برسونه

تا زمانی که به پیاده ها اجازه ی عبور از خیابون رو بدن.

مردی که اتومبیل می رونه

مثل یک گوشت کنسرو شده٬تو یه .پوسته ی فلزی زندگی می کنه

٬اون دیگه هیچ تماسی با طبیعت نداره

اون متوجه خش خش برگ ها نمی شه٬

٬متوجه گل دادن گیاهان ...یا وز وز حشره ها نمی شه

یا همه ی چیزهای ساده ای که فقط .یک عابر پیاده می تونه ازشون لذت ببره

٬من تماشا می کنم

٬من می بینم

.جوراب های سیاه رو٬جوراب های بند دار رو

چه گوساله ای!چطور می تونم این کارو بکنم؟

٬من عرق می کنم

٬من می بینم

لباس های توری رو٬دامن ها رو٬ .کت و شلوارها رو

.پلک می زنم ٬تار می بینم

من فکر می کنم

که اون لحظه رو به دست میارم

...که من اونجام و اون (دختر) می گه

...چقدر هوس انگیزه کاش همسرم بود!

.وقتشه یه مثال بزنیم

من بهتون نشون می دم که چه اتفاقی می تونه برای

یک عابر پیاده ای بیفته که تصمیم می گیره .ماشین سوار بشه

اینم یکی از شماها که نیازمنده یک .چهار چرخ بخره

اون نماینده ی فروشه و سی و پنج سالشه و

تا الان فقط با یک زن رابطه داشته .و اون هم زنشه

.که ظاهرا کافی نیست

بریم داخل؟نه...بیا٬ .بیا بریم داخل

-مطمئنی؟ -.آره٬«پوسی»

اول هزینه های ضروری مهمه و بعد .هزینه های اختیاری

ولی من اون ماشین ۵۰۰ رو برای کارم !نیاز دارم!قیافتو اونطوری نکن

چیزهای خیلی ضروری تری هست٬ .مثلا یه کت خز

کت خز ضروریه؟ من هیچ گردنبند٬یا دستبند یا کلاه گیسی برای خودم ندارم.

باشه٬بیا اول ماشینو بخریم و بعد .چیزهای دیگه رو

این ماشین رو به لطف معامله با مهندس «برتانا» .می تونیم بخریم

-اون که هنوز به نتیجه نرسیده٬تو که امضاش نکردی. -امروز قراره امضا کنیم.

بفرمایید...بفرمایید.

٬کولر هم داره .آدم با خیال راحت توش استراحت می کنه

-چند تا دنده داره؟ -چهارتا...چهار تا دنده داره.

-کاربراتور هم داره؟ -نه... -نه؟

شوخی کردم!البته که کاربراتور !هم داره

-«پوسی» -چی؟ -اسم زنمه.

نظرت چیه؟

بذار یه چیزی بهت بگم٬ هر چی ارزون تر باشه٬اتلاف انرژی بیشتری داره.

ولی این آبیه!آبی بدشانسی میاره.

این کارو نکن.دیگه زمان خرافه پرستی تموم شده.

-پس دوسش نداری؟ -...چرا عزیزم٬اما

این ماشین خیلی کوچیک و ارزونه.

-چیز دیگه ای دارید به ما نشون بدید؟ -این می تونه خوب باشه.

این «ساترنیا»ساخت امساله٬هشت .سیلندره

لعنتی...چطور ممکنه؟به نظرم می رسه .ما دست رو ماشین خوبی گذاشتیم

.« پوسی»٬نه...بذار حرف بزنم

لوازم جانبیش رو می تونیم تغییر بدیم؟

اگر من یه لباس قرمز بپوشم٬با رنگ سبز .این ماشین شبیه پرچم می شم

...البته تو تصمیم گرفتی منو نابود کنی؟

-!داری اغراق می کنی -نه٬ این تویی که داری اغراق می کنی٬تو اونی .هستی که ماشین می خوای

-ماشین مدل ۵۰۰ برای من کافیه. -نباید انقدر برای خرج کردن پول واسه خودت خسیس باشی.

٬این ماشین راحته مدرن هم هست.بیاید امتحانش کنید.

...نه .سوارش شو٬جرات داشته باش

...اول بهم بگو که چقدر صد و هشتاد تا دویست کیلومتر در ساعت.

نه؟چقدر؟ .اون فقط به پول اهمیت می ده

.آه٬چقدر! ام...میلیون

چند میلیون؟- شش میلیون٬ «آی.جی.ایی» داره. .به خانم یه لطفی بکن

-خیلی وسوسه انگیزه. -خانم٬چقدر بهتون میاد!

.بله٬کاملا مناسب منه .ماشین توئه

-.مصرفش خیلی بالاست -.نه٬اینطور نیست

...قطعات یدکیش٬ .فقط پنجاه هزار لیره

تو صد در صد باید اینو بخری٬ ماشین فوق العاده ایه.

.-نه.«پوسی» من نمی تونم بخرمش .-چرا٬«پیسی»٬«پیسی»

.خیلی مورد توجه قرار می گیریم

.تو این ماشین تو قدبلندتر به نظر میای

.آروم حرکت کن .بوق بزن

!کسکش

من الان احساس می کنم خیلی آدم مهمیم

این چراغ قرمزه که هی روشن خاموش می شه چیه؟

«سوخت» -یعنی چی؟ -برای بنزینه.

-تموم شد... -چقدر شد؟ !-هجده هزار لیره... -کسکش.

عزیزم٬ما باید طرز صحبت .کردن تو رو درست کنیم

!ولی ما داریم نابود می شیم

-با این میزان بنزین تا کجا می بردمون؟ -تا دم چشمه ی «تروی».

دیدی؟ما با مهندس «برتانا» معامله می کنیم.

-هنوز امضا نشده... -ولی اون بهمون قول داده.

.هنوز امضا نشده .ولی اون بهم قول داد

«کلمات گفته شده را هرگز نمی شه پس گرفت»

بپیچ به راست٬می خوام از کنار خونه ی .« کولاسانتی» رد بشم

دیر می رسیم پیش مهندس «برتانا».

می خوام کنار خونه ی «کولاسانتی» .بوق بزنم

می بینی؟رد نمی شه! ما باید اول بریم پیش «برتانا» بعدش برمی گردیم به سمت «کولاسانتی».

نه٬من دیگه هرگز به این !خیابون ها نمیام

کی می دونه این دکمه چی کار می کنه.

داری چه غلطی می کنی؟ تو به معجزه باور نداری؟

این چی؟

!اوووه! ببین چطوری می ره بالا

!-حواس منو پرت نکن -من حواست رو پرت نمی کنم!

انگار داریم پرواز می کنیم چی می خواد جلومونو بگیره؟

حرومزاده.

!چقدر بامزه! اونا برامون گل می ندازن چقدر بدبختن!

.« برتانا» رسیده کیف کجاست؟

آروم باش٬لبخند بزن٬باید دوستانه .به نظر بیای

نمی تونم لبخند بزنم.

خیلی مهمه که با مردم مهربون باشی.

-سلام٬مهندس٬متاسفم !که دیر کردم... -!چه ماشین بزرگ و قشنگی

-یه کم اغراق شده ست. -اون خانم کوچولویی که اونجاست کیه؟

نه٬اون...خوشحالم که می تونی .چنین ماشینی فراهم کنی

من «بیانچینا» رو خیلی دوست دارم. خیلی ظریف و زیبا هستن.

شما میلانی ها !واقعا خوبید

...من قرارداد رو آوردم .قبلش می خوام یه صحبت کوچیکی بکنم

صحبت؟ .من مرد عاقلی هستم

از اون ماشین و این قیافه ای که گرفتی زیاد خوشم نمیاد.

-ولی مهندس... -ولش کن.

-چرا نباید با کس دیگه ای معامله کنم؟- -چرا؟

-چون من احمق نیستم -یعنی چی؟

هرکس که چنین ماشینی داره قطعا .تو تجارت های زیادی دست داره

!یه لحظه صبر کنید

-داره بهم لبخند می زنه. -کی؟ -مگه من خنده دارم!

-به دوست دخترت سلام برسون. -نه!صبر کن!

شما قول دادید که قرارداد رو امضا کنید!

!«کلمات گفته هرگز نمی تونن بازپس گرفته بشن» !مهندس!صبر کنید!وایسید

!دیوونه کننده ست

-همه چی خوبه؟ -همه چیز مزخرفه.

.تو همیشه زیادی از خودت مطمئنی !تو گفتی معامله تمومه

تقصیر توئه که می خواستی این .ماشین رو بخری

-تو خریدیش. .-من خز می خواستم

-داری کجا می ری؟ -ماشینو پس بدم.دیگه نمی خوامش.

درسته که من یه زنم٬ اما یک مرد منو تصاحب کرده!

من می تونم بهت اون ماشین ۵۰۰ رو به همراه .نصف میلیون بهت بدم

-ماشینی که من خریدم قیمتش چقدر شده؟ -دو میلیون.

-!ولی امروز صبح من شش میلیون خریدمش .-الان دیگه ماشین دست دوم به حساب میاد

-!ولی من فقط دوازده کیلومتر باهاش رفتم -ربطی به مسافتی که باهاش رفتی نداره.

-ماشین استفاده شده ست. -ولی شما می تونید دوباره بفروشیدش.

فروش ماشین نو هم سخته چه برسه !به استفاده شده

-با این همه امکانات؟ -!هیچ نکته ی مثبتی نداره

مصرف خیلی بالایی داره٬ ...قطعات یدکی نداره

اندازه اش هم خیلی بزرگه و مثل یه «تومبولا»ست.

...-پنجاه هزار لیره -هر دو ماه یک بار. -«پیسی»!

همه چیز خوبه؟من رنگش رو انتخاب کردم.

گوجه ای٬ با همه ی لباس هام جور در میاد .و امسال رنگ مد سال بود

اینم از اوراق.

-اینا پرداخت های من هستن... -بله.یک میلیون و نیم.

-ولی امروز صبح من پول نقد هم دادم! -همش می گی امروز صبح!

زمان پوله و پول امروز اینجاست. فردا هم یه جا دیگه ست...

-پول رو پس می دید؟ -فقط بخاطر شما این کارو می کنم.

-من برات یه ماشین مدل ۵۰۰ میارم. -من نجاتت دادم.

-نجات؟ -بله اون هم بهمون یه ماشین مدل ۵۰۰ می ده و هم مقداری پول.

-من خز می خرم. -خز؟

حق با مامانه که می گه تو خسیسی.

وقتی یک راننده ماشین می خره٬

وسوسه می شه که براش لوازم جانبی هم بگیره. .و این وسوسه هی شدیدتر و شدیدتر می شه.

.اینجا همه چیز هست کفپوش٬روکش٬

برای پوشوندن ماشین٬مجوز پلاک٬پلاک ٬آینه

کولر٬بوق٬عروسکِ ماشین٬

عروسک همه مدلی داره٬خندون٬جدی کوچیک٬بزرگ.

.و خیلی باکلاس

ولی همه ی این لوازم هم خیلی گرونن ٬و هم بار اضافه هستن

تنها چیزی که راننده رو تسلیم می کنه همینه..

ببین امروز صبح تو تقاطع چه ترافیکیه.

٬من هیچی نمی فهمم ولی اون «بیانچینا» داره چی کار می کنه؟

اون راننده تاکسیه داره خیلی تند می ره٬ اون ماشین قدیمی هم داره میاد زیر من.

!اون یارو دیوونه ست٬باشه

شماره پلاک های زیادی رو یادداشت کردم٬همین امروز صبح .یه دفترچه یادداشت رو پر کردم

٬من گواهی نامه اش رو باطل می کنم !ببین چقدر اینجا بی نظمه

اون یکی داره چراغ قرمز رو رد می کنه٬ یکی دیگه هم داره پشتش می ره.

!اون خانم جوان داره بازی می کنه٬باشه

اون امروز صبح هم همچنان .مسحور و گیجه

٬آیا شما دارید مسیر اشتباهی رو می رید؟ مدارکتون لطفا٬خانم؟

٬اون یکی مثل یه آدم کور دور می زنه .و اون یکی هم می ره دنبالش

حداقل ترمز بزن٬ !خوبه

ببین امروز صبح تو چهارراه .چه ترافیکیه

٬من هیچی نمی فهمم ولی این «بیانچینا» داره چی کار می کنه؟

راننده تاکسی داره زیادی تند می ره اون ماشین قدیمی هم داره میاد زیر من.

!اون یارو دیوونه ست٬باشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left