The first 200 lines.
ترجمه وزیرنویس - م.تاج الدینی بهمن1400
تایرون پاور مورین اوهارا
درفیلم:قوی سیاه محصول سال1942
فیلمنامه : بن هکت - ستون میلر براساس داستانی از:رافائل ساباتینی
موسیقی:آلفردنیومن
کارگردان:هنری کینگ
این داستانیست ازاسپانیا.وقتی شرارت نهادینه شده وعقیده ومرام فقط عشق به طلاوماجراجوئی بود
ساعت دوازده
ساعت دوازده و همه چیز خوبه!
شب عادلانه است!
باد پایین است!
و دختر فرمانده از بیماری بهبود یافته !
ساعت دوازده!
ساعت دوازده
و مردم گوادلا سپاسگزار یک شب آرام هستند!
خدا در بهشتش سپاسگزار است
که نیمه شب حمله می کند و همه چیز خوب است!
ساعت دوازده
ساعت دوازده و همه چیز خوب است!
ساعت دوازده
حمل و نقل ضعیف اما آسان.
ما در ماراکایبوبهترعمل میکنیم
ازچی ناراحتی؟
بیا.اینوبنوش
نه؟
یه جدال ساده بود ، جیمی بوی.
بله. بود
هی.برای چی دماغتومیمالی؟
-فکرم مشغول یه موضوعه بی خیال
این هفته کاپیتان مورگان روبدارآویختن
دراسکله های لندن بدارش زدن
- این همان چیزیه که بهش فکرمیکنم - هرکسی به خودش اجازه میده ...
گرفتار و آویزان کنه کسی نیست که بخوره.
به کاپیتان مورگان میگم!
حلق آویز یا زنده عملکردش بهترازتیم مابوده.
اون شانه رو به بمن
ولش کن ،لعنتی!
من باید به همین مناسبت بخورم کاپیتان وارینگ.
ماکمترافتخارملاقات باچنین مردبرجسته ای داریم
چه رکورد باشکوهی.
فرماندهی دوم به هنری مورگان...
در حمله به پاناما...
غارت ماراکایبو-پورتابلو وتروخیلو
مادرحال یه قتل عام کامل هستیم
اما در حمله به گرانادا هیچ اشاره ای به شما نشده .
چرا.من اونجامشغول کشتن اسپانیائی ها بودم
سگ انگلیسی هنوز پارس میکنه حافظه ات داره برمیگرده؟
یادت اومد که اونجا
- کاپیتان مورگان بود؟ - کاملا
- اون کجاست؟ - در انگلستان.
دروغ میگی.
من انگلستان روبهت اعطامیکنم جایی که بایدباشی..
آویزان از چوبه دار همراه بقیه تفاله های دریائی خودت!
اما من از سفیرمان حرفی دارم...
که فرار کرد.
خبرهات منو خوشحال می کنه ، دون میگوئل.
اوه . و شاید اینم خوشحالت کنه
یه چرخ گردان!
قصد داشتی بامورگان ملاقات کنی؟
در آن طرف ماه.
کشتی اون کجاست؟
یه کم بروپائین زیرسبیلهاتوجستجوکن دون میگوئل
چرخش کامل!
حرف بزن ، شیطان ملعون قبل ازاینکه چهارتکه بشی!
- اون چیه؟ - شیطان داره دنبال خودش میگرده
آروم ، کیسه بادشجاع من!
تامی بلو! به کورینتس خوش آمدی!
به کاپیتان جیمی رسیدگی کن
تاوقتی من این خوک رو
تواین وضع دوست داشتنی نگه داشتم !
هو هو تعداد شما بیشتره. من و جیمی...
میتونیم ازپس کل امپراطوری شما بربیایم!
قبل ازاینکه سرتون روببرم ، اونوآزادکنید!
برای دریافت یه بشکه آب میادبه بندر...
و به یه همکار میگه ،که من گفتم...
"چطور من دوست قدیمی دون میگل هستم؟"
اون میگه: "خب ، اسپانیایی نجیب مردم را سرگرم می کنه."
"میگم کی؟" میگه "خب ، در میان مهمونهاش،"
اون میگه ، "جیمی وارینگ ."
من میگم: "خب ، من بایدتواین مهمونی شرکت کنم."
- بنابراین ماهم اومدیم - آه بعداً ازت تشکرمیکنم
اما تامی بهم بگو ، کی باهاته؟
- چند کشتی دارید؟ دوتا ، جیمی.
نفر دوم درگیر کاره ، امابذار اول خبرخوب روبهت بدم!
خودتوبرای اخبارنگران نکن فعلااون بطری شراب روبده بمن
راستی؟ بله سریع
هیچی مثل یه نبردپیروزمندانه آدموتشنه نمیکنه
نمیخوای یه دقیقه درازبکشی.جیمی
نه
بسه دیگه تامی ، یه کاریه که بایدانجام بشه
کاری خوب و دلپذیر.
من تومستی کارم روبهترمیتونم انجام بدم
توگفتی ازپارس کردن من کیف میکنی.دون میگوئل
- پس حالاگازگرفتن من هم تماشاکن. - اما من غیرمسلح هستم.
خوش شانسی.اگه شمشیر تودستت بود...
تاحالامرده بودی و از دم شیطان سفت تر شده بودی.
کمک کنیدبذاریمش رودستگاه!
زودباش.حرکت کن
ادامه بده!
رحم کن سینیور میخوای چکارکنی؟
میخوام مهمانوازی شماروجبران کنم دون میگوئل
- روی قفسه! - اوه ، نه ، نه لطفا نه.
بخاطراینکاردارت میزنن.همتون رو
فرماندار انگلیسی شما...
بخاطرخداولم کن! بذار برم!
- لرد دنبی! لرد دنبی! - یک همکار موسیقی ، مگه نه؟
پوست تو ، دون میگل ، کمی ازمن کلفت تره.
بچرخونین ، بچه های من.
شاعرچی میگه؟ "یک دور خوب لیاقت دور دیگری هم دارد."
بس کنید، دزدهای خون آشام!
بنام شاه چارلز فرمان میدم زنجیرهای این مرد روبازکنید
وتوکی هستی که اینطورعربده میکشی؟
من لرد دنبی ، فرماندار جامائیکا هستم. اوه ، لرد دنبی
شما همونی که کاپیتان مورگان را به محکمه کشوندی.
از دیدار شما خوشحالم
و من شما را می بینم که در کنار او به دربارانداز آویزان شده ای
- خیلی خندیدم! - خفه شو ،شما مرتدهای نفرت انگیز!
مرتد! شما پالتو زرد!
دوستی با اسپانیایی ها و به دار آویختن هموطنان خودت!
وراجی نکنید! بین انگلیس واسپانیا...
قردادصلح امضاءشده
لرد دنبی ،موضوع اون قفسه درکجاامضاءشده؟
یه طناب سازجهت ساختن طناب برای گردنت اینجاست
جلاد کوچک انگلیسی از جامائیکا.
طناب می افته گردنش! میره اون بالا
اوه ، خوشحالم که می بینم جیمی اینجا است.
- یه نفریه طناب به من بده نه.نه.تامی
- طناب لازم نیست - آه ، بذار آویزونش کنم ، جیمی.
نه. طناب برای افرادیه که قلبی شجاع دارن
جای این خائن انگلیسی توسیاه چاله
اونوبا تمام دوستان اسپانیایی اش دربندکنید
همه تون روبه دار میزنم!
ساکت.زنجیرش کنید به دیوار
بذارید کم کم تورطوبت این سرداب بپوسه
موشهای دریایی! به نام اعلیحضرت به شما امر می کنم!
ایام منوره شما به پایان رسیده ، سرور من.
دارم ازخنده غش میکنم!
بطری را بذارکنار ، تامی. یه گنج منتظربارگیریه
اینجا یه قلعه رسیده و آبداره.
هی! اینو بگیر!
برای خودت یه شلوارخوب تهیه کن
گفتی دو تا کشتی ، ها؟ ما میتونیم هردوکشتی رو از این قلعه بارگیری کنیم...
و بطرف ماراکایبو حرکت کنیم!
بیااین اسپانیائی های اصیل رولخت کرده وبعدسریع اینجاروترک کنیم
مثل طوفان درصحرا
اونو نگاه کن.
نگاه کن.
بیهوش شده .
یا فقط از حضور ما دلزده شده ؟
- چشماتو ببند ، دون میگوئل. - پدر!
- شیطان از تو درخواست می کند. - پدر؟
پدرم کجاست؟
سهمیه کاپیتان ، آقایان
اون کجاست؟
بروکنار وگرنه شلیک میکنم من دختر لرد دنبی هستم.
اوه .. یه گنج بادآورده بانو مارگارت ، درسته؟
- تو کی هستی؟ - یه موش دریایی...
ذره ای زباله اقیانوس که کارهای کثیف اعلیحضرت را انجام میده...
کشتن اسپانیایی ها برای ایجاد فضا برای...
انگلیسی های چاق و دختران زشت آنها.
اسم من وارینگه ،
امارفقا جیمی صدام میکنن
من ازشما رقصندگان بالای چوبه دارنمیترسم
"رقاصان چوبه دار"؟ یه جمله زیباوخنده دار
آره. من امثال شمارو دیدم که در باد می رقصه...
گردنهاشون مثل غازهای در حال پرواز کشیده شده .
وبزودی توراهم به همین وضع میبینم.
گفتم پدرم کجاست؟ بگو وگرنه شلیک می کنم.
پدرت داره دیوار دخمه را تزئین می کنه
اما به محض اینکه یادگرفتی اونوفراموش میکنی
بمن بگوجیمی بوی
ولم کن ، بی رحم!
من همیشه قبل از خرید یه بطری شراب اول اونومیچشم
بیا یه جرعه بنوشیم ، ببینیم ارزش خرید داره یانه
اوه.جادوگرلعنتی منوگازگرفتی؟
حقیقت نداره! این یه شبحه.
- سلام ، جیمی بوی. - کاپیتان مورگان!
اونجامثل مجسمه هابیلوت رواسکله نایست
هانری مورگان..رعدوبرق واقعی
- پس دارت نزدن! - نه با موفقیت.
فرار کردی
نه. بخشش یک پادشاه و بیشتر.
دارم مثل یه عروس غش میکنم داشتم میگفتم
جیمی ، من یه خبربرات دارم.
یه عالمه خبراینجاست. پسرم
حالا پیراهنت را بپوش شما برای یه انگلیسی شایسته خیلی برهنه به نظر می رسی.
و حالا ستایشگر بزرگ منوپیداکن...
به اصطلاح فرماندار جامائیکا.
و اگه این جادوگر کوچک غمگین دخترشه ، اونم بیار...
بالبخندهای نمکین
و تو ، تام بلو ، به همه بگو تمام کاپیتان های پیر من...
- برای دیدار امشب بامن درپترن استرن جمع میشن . بله
- اماجیمی بوی من چیزای زیادی برای گفتن بشمادارم
ساکت
حالا به حرف من گوش کنید
اگه کسی میخواد به من چیزدیگه بگه...
بذار بلند شه تاسرشوبشکنم
من میگم کاپیتان مورگان جاسوس پادشاهه.
او زندگی خودشو با پیشنهاد قرار دادن همه...
دوستان قدیمیش در انتهای طناب خریده
No comments yet. Be the first to leave one.