The first 178 lines.
.میگم، داداش
جان داداش؟
الان مشغول چه کاریم؟
!معلومه دیگه. داریم پارو میزنیم
آخه تو آسمون؟
مگه آسمون چشه؟
.آب نیست آخه
!یوهو! چه نرم میریم
اینکارمون اصلاً فایدهای داره؟
.اوه! خشکی معلقو بببینین
!خر خودتی! از کدوم پنجره میبینی
.تازگیا یه شایعه ترسناک شنیدم - چی؟ -
.اینطور که بوش میاد نیروی محرک این کشتی...جادوئه
!جادو؟
!هوی، یعنی چی
!ما اینجا چیکارهایم پس؟
!مسئله همینه دیگه
!مادر مسئله
!اون همه «هو یاره هو» کردیم
!یاره هو! یاره هو
!سرکاریم اما هو یاره هو
!وقت تعویض شیفته
هن؟
!چشم
چیکار میکردین که اتاقو گذاشته بودین رو سرتون؟
!هیچی! فقط داشتیم ادا بازی میکردیم
.آهان
!نه چه آهانی
!یادتون نره وسط انجام وظیفهاین
!هر سهتون نهار بی نهار
Seigi to iu na no "hikari to yami" «زیر عدالتی که بهش میگن «روشنایی و تاریکی
Negai wa TOWAIRAITO ni zashou suru آرزوهامون تا سحر ول میگردن
Kagami no mukougawa asu wo nozomeba اگه میخوای به اون فردای دور و دراز برسی
Kagami no mukougawa asu wo nozomeba اگه میخوای به اون فردای دور و دراز برسی
Kagami no mukougawa asu wo nozomeba اگه میخوای به اون فردای دور و دراز برسی
Akumu shiru بدیها رو ناکام کن
Kataware no inochi sora to umi no you زندگیهای از هم گسسته مثل آسمون و دریا
Kataware no inochi sora to umi no you زندگیهای از هم گسسته مثل آسمون و دریا
Nite hi naru mono to Satorou tomo ،حتی اگه شباهاتشون خیال بیش نباشه
Nite hi naru mono to Satorou tomo ،حتی اگه شباهاتشون خیال بیش نباشه
Semete kotoba ni atashi ni senu mama ni بیا جای این که در غالب کلمات بیانش کنیم در غالب جسم بکنیم
Tsunagari saigi sezu ni وگرنه به پیوندمون شک راه بدیم
Moumoku sae mo jiaida to Ii kikaseta خودمونو فریب بدیم که جهل یه جور نعمته
Moumoku sae mo jiaida to Ii kikaseta خودمونو فریب بدیم که جهل یه جور نعمته
Moumoku sae mo jiaida to Ii kikaseta خودمونو فریب بدیم که جهل یه جور نعمته
Moumoku sae mo jiaida to Ii kikaseta خودمونو فریب بدیم که جهل یه جور نعمته
Moumoku sae mo jiaida to Ii kikaseta خودمونو فریب بدیم که جهل یه جور نعمته
Shiro ka kuro ka RIBURA Zankoku sa de yuragu چه سفید چه سیاه، کفههای ترازو بیتاب در تب و تابن
Shiro ka kuro ka RIBURA Zankoku sa de yuragu چه سفید چه سیاه، کفههای ترازو بیتاب در تب و تابن
Ichiru no yakusoku tada tsuyoku Idaku tomo ni قولمون رو ملکه ذهن میکنیم تا از خاطر نره
Miageta NEBYURA چشم به کهکشانی انداختیم
DISUTOPIA wa nayuta نابودآبادی تمامعیار
Doro wo hai ishi tomoshi خودم رو به گل و آب و آتیش زدم
Doro wo hai ishi tomoshi خودم رو به گل و آب و آتیش زدم
Kanata RIBURA Anata to aeta تا تو رو در اون کفهی ترازو ببینم
Kanata RIBURA Anata to aeta تا تو رو در اون کفهی ترازو ببینم
Kanata RIBURA Anata to aeta تا تو رو در اون کفهی ترازو ببینم
Kanata RIBURA Anata to aeta تا تو رو در اون کفهی ترازو ببینم
Kanata RIBURA Anata to aeta تا تو رو در اون کفهی ترازو ببینم
Kanata RIBURA Anata to aeta تا تو رو در اون کفهی ترازو ببینم
قسمت ۴
پیکی از حکومت سیاه
.پس اینجاست
.عالیجناب لطفاً احتیاط کنید
،درسته که بعنوان پیک ویژه میرید .ولی دو کشور هنوز در جنگیم
.راستی تو که همچین زبون مذاکره نداری
از پسش بر میای؟
.یه نامه ست دیگه
.فکر نکن به این آسونیه
.گروزا درست میگه. سیاه و سفید با هم تو جنگن
.بد بیاریم برگشتی در کار نیست
اگه اوضاع قاراشمیش بشه، اول از .همه خرخره پیک رو میبُرن
!عادل
.هی، اشتباه برداشت نکن
.نمیخوام از چیزی بترسونمتون
.فقط دارم میگم پیکبازیش با من
.حضرتعالی میتونی تظاهر کنی بادیگارد منی
حالا برای چی؟
میخوای شاه بشی دیگه؟
.پس نباید بذاریم سرتو به باد بدی
.عادل
.یالا، رسیدیم دیگه
.بریم فحشبارون بشیم
!فرمانده فایوس
از طرف سیاهی اومدین؟
.شماها! میدونستم
.وظیفه بادیگارد اینه که از پیک محافظت کنه
.لطفاً این بیملاحظه رو ببخشید
پیک تویی؟
.حتماً آگاه بودید که در راهیم
...این هم
.نامه شاه خدمت شما
.هوی - !بله -
.تحویلش بگیر
!چشم
.قصد خصومتآمیزی نداریم. شمشیرتو غلاف کن
.گوشم از این حرفا پره
.احساستون رو درک میکنم
.اما بنده پیک بیش نیستم
در ضمن، بعید میدونم شما اختیارشو .داشته باشید عذرمو بخواید
اول اونا دست به خشونت» «.بردن، بعد من دست به شمشیر
.اینطوری بهشون بگم شک نمیکنن
حتی شاه نور؟
حفاظت از شاه در برابر تمام .خطرات وظیفه یه شوالیه ست
.حالا نمیخواد اینقدر حرص بخوری
نفهمیدم؟
.عادت دارم زیاد با خودم حرف میزنم
جنگ چه فایده داره؟
.تمومش کنیم بهتره
.این شما بودین که حمله کردین
.صاحاب مملکت رد داده اساسی
.هر کیم رو حرفش حرف بزنه فاتحش خوندهس
.همچین بساطیه
،درسته که پایین رو زمین سنگ نیاکان نداریم
.اما یه شاه داریم که دستکمی ازش نداره
.احتمالاً اکثر مردم به جاییشون نیست
حاکممون به سادگی آب خوردن .سرنوشتشون رو تصمیم میگیره
.شاید همچین وضعی باشه
حرف حسابت چیه؟
.اما ما عامهسربازها فرق داریم
!به جنگ علاقهای نداریم
جای این که اینجا برای ما موعظه کنی، بهتر نیست برگردی برای ملت خودت بکنی؟
.اونوقت عاقبتم اینه
برای نجات جونتون خودتونو میزنین به نفهمی؟
.مشکل کشورتون دقیقاً همینه
.واقعاً که حرف حساب جواب نداره
.خدا کنه زودتر شاه عوض شه
اوه؟
.شاه تاریکی این مدلی تا حالا نداشتیم
،از دلشون خبر ندارم
اما میگن که همیشه سرشون .به کار خودشون رو زمین بود
.منم اینطور شنیدم
.پس حتماً راسته
.البته جزئیاتشو خیلی یادم نیست
بگذریم، تا شاه شدن یه نفر دیگه .باید بسوزیم و بسازیم
بنظرم خالی از لطف نیست تا .اونموقع باهم کنار بیایم
.به من چه. من فقط یه شوالیهام
عه؟
چیه؟
مگه وظیفه نوکر این نیست اربابشو به راه راست هدایت کنه؟
الان داری ازم میخوای کاری که خودت نمیتونی برات انجام بدم؟
.تونستن که بهت میخوره بتونی
اسمت؟
.عادل
.فعلاً شمشیرمو غلاف میکنم
بعنوان تابعین حکومت سیاه .به طرز غیرمعمولی باشعورید
.اونقدرام غیرمعمول نیستم
.شمشیرتونو تحویل بدید و همینجا منتظر بمونید
.میرم به تشریفاتش برسم
.آیریس ساما
.میارمشون خدمتتون
!اونجارو
!شیطان
!وای! نگاه نکن
.بفرما. خرافات بیداد میکنه
انگار جفتمون حالا حالا ها باید .رو اصلاح انظار عمومی کار کنیم
زیر لب چی میگی؟
.مثلاً پیکی. یکم رعایت کن
.اوخ. شرمنده
.لحنت اصلاً رسمی نیست
خب، کی قصد دارید برگردید؟
.اگر مذاکرات به خوبی پیش بره همین امروز
.حداقل اینطور امیدوارم
اما مطمئنم چیدن جزئیات به .خودی خود چند روزی وقتگیر هست
.چه دردسری
.از این بابت آگاه آگاهم
.سربازخانه نزدیکه
.میرم به افرادم سر بزنم
فرمانده شوالیهها مجاز هست به دلخواه خودش به استقبال پیکهای ویژه بره؟
.اگه اجازه بگیرم بله
.پیک حکومت سیاه رو آوردم خدمتتون
.منتظر بمونید
.پوزش که معطل شدید
.از جانب حکومت سیاه خدمت رسیدم
.عادل باتاندر هستم
گستاخی منو ببخشید که .جای شاهم بنده خدمت رسیدم
.پیام شاهتون رو قرائت نمودم
فعل حال، روابط بین حکومت سیاه و سفید .به هیچوجه مسالمتآمیز نیست
No comments yet. Be the first to leave one.