The first 200 lines.
...آنچه گذشت
اين همشونه
تمام جاسوسامون
چرا اين کارو ميکني؟
همسر من زياد پول خرج ميکنه
اينجا دلمون برات تنگ شده بود
اوضاع خيلي بهم ريختهست
اطلاعي در اينباره ندارم- اونا ميدونن-
هيچکس ضدجاسوسي رو مثل جين نميشناسه
اون، مسئوليت اين تحقيقات رو برعهده ميگيره
بحث از دست دادن جاسوسامون؟- آره، دقيقا-
اونا يکي رو وارد کار کردن
به تو شک کرده؟- اون به همه مشکوکه-
آرتور ديدار تو در سفارت شوروي رو ثبت کرده
اما تو هيچي در اينباره ثبت نکردي
به نظرم، فراموش کردم که ثبتشون کنم
نذار دوباره اتفاق بيفته
...اُه، بايد برات آسانسور بذارم، عزيزم
اصلا بايد واسه خودم آسانسور بذارم
...خب
واقعا اين اُپرا درباره، تراکتور بود؟
...هيچي منو مثل يه زن چاق که
داره درباره ي ماشينهاي مزرعه ميخونه، فراري نميده
...تو... تو خيلي
...شش، جاسوس مُرده
در 7 ماه
اوضاع وفق مراد کا گ ب شده
چون يکسالي هست که فرد جديدي رو استخدام نکرديم
هيچکس نميخواد تحت محافظت سيا باشه
و اگه راستشو بخواين، کي اونا رو سرزنش ميکنه؟؟
...بابت همين
من دارم بيشترين آزادي عمل رو در گروه ويژه ي خودمون به جين ميدم
به کمک نياز خواهد داشت و ما هم بهمچنين
همتون از الان به اون گزارش ميدين
کابوسمون شروع ميشه
اتاق پشتي ستاد مرکزيمون ميشه
درها قفل ميشن
...و فقط همين هايي که اينجان
ميتونن وارد شن
جابجايي اسناد از لحاظ امنيت خيلي مهمه
و هيچ سندي از اتاق خارج نميشه
هر اتفاقي که اينجا ميفته همينجا ميمونه " به بيرون درز نميکنه "
"جين" همهچي در اختيار توئه
تا اونجايي که من فهميدم
...براي از دست دادن جاسوسامون
سه تا دليل ميتونه وجود داشته باشه
اول، ضعف در روشمونه
در چگونگي جاسوسي کردنمون اشتباه ميکنيم
دوم، اشتباه در ارتباطاتمون
کا گ ب حالا به هر طريقي تونسته پيام هامون رو زيرنظر بگيره
...و سوم
...داشتن نفوذي
يه نفر توي اين ساختمون، خيانتکاره
سندي و لويسا شما روي مورد اول تحقيق ميکنين
آيا درباره ي جاسوسامون از روشهاي مشابه اي استفاده کرديم؟
آيا کا گ ب تونسته از روشهاي ما با خبر بشه
ميتچ، ازت ميخوام که به آرتور کمک کني
تا سيستم کابليمون رو چک کنه
ما از ايستگاه هاي خارجيمون پيام هاي غلط ميفرستيم
و بعد، ميبينيم که آيا ...شوروي بر مبناي اطلاعات غلط، اقدام ميکنه
و من هم به جستجو براي پيدا کردن نفوذي ادامه ميدم
سندي؟
ما که قرار نيست مشکلي داشته باشيم، درسته؟
نميدونم جين، قراره؟
اميدوارم که نباشه
منم همينطور
...بيا داخل
دوستامون توي سيا چطورن؟
حالت تدافعي گرفتن جناب ژنرال
بخاطر جاسوستون، ايمزــه؟
اينطور فکر ميکنم
بخاطر ذکاوت اين سازمان نيست؟
مهارت کا گ ب روشني بخش مسير فعاليتهامونه
...جناب ژنرال، همه جا
...و تو به مسکو اومدي
...بدليل اينکه با رفتار من مشکل داري؟
آيا خيلي سريع کا گ ب رو از وجود جاسوسها پاکسازي کزدم؟
که آغازگر جستجو براي يافتن جاسوس در سيا شده؟
اين همون چيزيه که بهش باور داري؟
احتمالش هست
حق با توئه
...تو نگراني هستي که بگيرنش
جاسوس با ارزشِت
منم به همين اندازه نگرانم
شطرنج رو دنبال ميکني، ويکتور؟
...کم
بازي ششم در مسابقات سال 1972
...بين بوريس اسپاسکي از ما و بابي فيسچر از آمريکا
...تا اون بازي
فيسچر قابل پيش بيني بود
هر روز 2 تا تخم مرغ واسه صبحانه ميخورد
هر روز راس ساعت 5 بعد از ظهر ورزش ميکرد
اون تهاجمي بازي ميکرد
اما روز بازي ششم
فيسچر دگرگون شد
...در ابتدا
اون با اسب آغاز کرد
...يک بازي
...با آرايشِ
ملايم... "تدافعي"
اون در طول شب استراتژيش رو عوض کرد
اسپاسکي ديگه نميتونست روند بازي رو بفهمه
و سرانجام، شکست خورد
ما شکست خورديم
...براي محافظت از جاسوسامون
ما بايد استراتژيمون رو عوض کنيم جناب ژنرال
نه
...ما بايد صفحه ي بازي رو بندازيم دور
عزيزم، لباس زيراتو برداشتي؟
تعطيلاتِ ها
فکر کنم بابتش پشيمون شي
عزيزم؟
چکمه اي مشکي منو ديدي؟
يه ميکروفون پيدا کردم
...تو، اِم
توي سالن داخل کمد رو چک کردي؟- "آينه ي توي اتاق خواب"-
آره
نگاه کردم
اونجا نيست
بازم ميگردم
ببين، ميدوني چيه؟ ...داشتم فکر ميکردم
ما هردومون اخيرا خيلي بهمون فشار اومده
!!چطوره، سفرمون رو کنسل کنيم
بمونيم خونه و استراحت کنيم؟
"به قطار و مقصدمون اشاره نکن"- ...هِي
...اگه تو خيلي خسته اي
...صبر کنين
اونا نميرن
مشکلي نيست
وا خدايا، از اين وضعيت متنفرم
جي تي وِي هميشه از ميکرو دات استفاده ميکنه
...و به رابطش بوسيله ي
نيمه باز گذاشتن پنجره ي طبقه بالا، علامت ميده
جي تي ونکوئيش، عاشق رول اُوره "حدسم اينه که رول اُور يعني تک روي، معنيشو پيدا نکردم"
...وقتي که ميخواست ارتباط برقرار کنه
يه لباس سياه ميذاشت روي بند لباسا
جي تي فيتنس، معرف به اينه که خيلي تميز کار ميکنه
اون روش خاص خودشو براي ميکروفون گذاري و ... داره
من هيچ ارتباطي ميانشون نميبينم
آخرش به مرگ ختم ميشه
جين، ازمون خواهد خواست که به جستجو ادامه بديم
جاسوس بعدي
تمام اين جعبه ها ميتونن برگردن به بخش ثبت
مشکلي ندارن
اينا همينجا ميمونن
ميخوام با تک تکشون صحبت کنم
کِي ميخواي برگردي به کامرون؟- فردا-
...يه سرهنگِ جي آر يو اونجاست "GRU: بخش اطلاعات مرکزي"
"بوريس موسکوو" از مفتخران اطلاعاتي شوروي
...وقتي که مست نيست
از اشخاص کوچيک، اخاذي ميکنه
محلي ها بهش ميگن "سفيدِ يه دنده"
دوست داري وقتي که برگشت به مسکو، چطور ببينيش؟
هيچي برام به اندازه ي مسائل کامرون اهميت نداره
يه پيام بنويس
به يه سِري از افراد بفرست من يه ليست بهت ميدم
توش، بگو که سرهنگ موسکوو براي سي آي اِي کار ميکنه
ميشه بگي چرا؟
فقط براي امتحان يه فرضيه
بابت کامراس متاسفم نظر من نبود
اسم رمز جي تي پرولاگ
يه افسر مياني در کا گ ب هست
دو شب پيش، اون با رئيس ايستگاه مسکو ارتباط برقرار کرد
توي قطار پيکان قرمز در لينينگراد
...تصاوير نظارتيــه درون آپارتمان رئيس رو
.به اون تحويل داد
درضمن يه نامه هم بهش داد
که ميخواد زنشو رها کنه
و بياد به آمريکا
تا ما سوابقشو درست کنيم
ما اونو يه داوطلب تمام عيار در کا گ ب ميدونيم "براي استخدام"
ما يه جاسوس جديد داريم ميشه گفت اولين نفر در طي يکسال
...آره، خبر خوبيه
آرت؟
کسي اونو بررسي کرده؟
اون کنترل نشده
از کجا ميدوني
کا گ ب افسراشو ول نميکنه
از اينکه اطلاعات واقعي بدن ميترسن
چنين اتفاقي نميفته
دليل نميشه که در آينده هم اتفاق نيفته
از لحاظ آماري، شانسش خيلي کمه
يه حسي به من ميگه، فقط بايد مراقب باشيم
غريضه... يه راه مطمئن واسه گند زدنه
اطمينان، به غرايض مثل خيال واهيــــه
...پس الان شد خيال واهي
خب...خب
بياين فرض کنيم که اون يه مهره ي در حال جدا شدن از کا گ ب نباشه
همونطور که اونا فکر ميکنن ما مشکلات داخليمون رو حل کرديم
...شکاف رو پيدا کنين که
کا گ ب چطور اطلاعات ما رو بدست مياره؟
بايد مصمم باشيم
جلسه تمومه
شما 2 تا منو ياد داداشام ميندازين
...شما فقط بايد با
يه مُشت توي صورت، تمومش کنين
ميتونم چنين کاري کنم؟
توي خونه ما که جواب ميداد
همه ي اينا اطلاعاتي هستند که پرولاگ بهمون داده؟
فکر کنم، چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.