The first 162 lines.
.ارتش انگلستان به پیشروی ادامه داد
،برای متوقف کردنشون دربار سلطنتی تبعید شده در شینون
.پیشنهاد مذاکرات صلح با بورگوندی را داد
اما، دوک جان اول بورگوندی، در زمان مذاکرات
.وحشیانه به دست افراطگرایان خاندان سلطنتی کشته شد
.این باعث شکرآب شدن رابطهی دو سرزمین شد
.فیلیپ نیک، جانشین جان اول شد
در حال حاظر اون در یک ماموریت فوق محرمانه .تنهایی به سمت شینون میرود
#04 اون قول بخاطر کی بود
ژان دارک و شوالیهی کیمیاگر
.فقط میتونه سه دقیقه اولیس بمونه
.عذر میخوام، اعلیاحضرت
،جنگیدن رو به اون مرد سپردم
.و منتظر موندم تا آروم بگیره
...یکی
.لطفا ساکت باشید
.من با شما کاری ندارم
...کارفرمای من بهم دستور داده
.سنگ فلاسفه رو براش ببرم
!مزدورها رو دستکم نگیرین
!اینجا رو ببین مردک
سلام بلد نیستین؟
!مثل اینکه اون مونمورانشی عوضی واقعا پرنسس رو میشناخت
!حقوق عقب افتادهمون رو گرفتیم
!شرابها رو بیارین
!بزن به بدن
اتین، چی شده؟
.ژان و بقیه اسیر شدن
چی گفتی؟
...پس این پول
.یعنی دخالت نکنین
.اسم من جیرارده
،میخوام مثل یه خرگوش سلاخیت کنم
.ولی لطفا قبلش بهب بگو چطور اکسیر رو تثبیت کنم
.سنگ فلاسفه بدون اکسیر مفت نمیارزه
،اگه حقیقت رو بهم نگی
.مجبور میشم صورت خوشگل پرنسس رو خطخطی کنم
...مونمورانشی
.باید مونمورانشی رو ببوسی
.اکسیر گرم از دهنش بیرون میاد
.اوه؟ عجب داستان جالبی
.راست میگم
.ولی به مونمورانشی صدمه نزن
.میتونی سنگ منو داشته باشی
.به کس دیگهای آسیب نرسون
...یـ یکی
تا حالا نشنیدید کسی با
پاره شدن گلوش از درد به خودش بپیچه؟
.لطفا سر و صدا نکنید
.در اون صورت گلوتون در امان میمونه
،نمیتونم بگم قبلا خیلی با هم صمیمی بودیم
.ولی لایق همچین چیزی هم از طرف یک فامیل نیستم
.اه، ولی هستی، عموزاده
.خاندان سلطنتی فرانسه نمیتونه با تاکتیک جنگی یا استراتژی پیروز بشه
.از طریق سیاسته
ما حکومت فرانسه و فرانسهی شمالی رو ،به انگلستان واگذار میکنیم
.که همین الآنشم از دست رفته
،در عوض سرزمینهای جنوب رود لوآر
.و مقام «خاندان سلطنتی فرانسهی جنوبی» رو بدست میاریم
.زیر دیپلم توضیح بده منم بفهمم
.فیلیپ نیک داره به این قلعه میاد
امیدی به نجات خاندان سلطنتی نیست
.مگر اینکه با انگلستان صلح کنیم
،کسی مناسبتر از اون برای میانجیگری نیست
.چون هردو طرف قبولش دارن
.وقت و تلاش زیادی رو برای این اتفاق صرف کردم
،ولی بازم تو اینجایی
!و قصد داری پرنسس شارلوت رو با قدیس دروغینت برکنار کنی
!خائن
.تو هم همینطور، ریچمون
هردوتون میخواین خاندان سلطنتی رو نابود کنین؟
.وایسا
این نقشه رو خودت تنهایی کشیدی؟
.فکرشو میکردم
.شارلوتی که من میشناسم، هیچوقت همچین شکستی رو نمیپذیره
.شارلوت دیگه اون دختری که میشناختی نیست
بعد از اینکه به عنوان رأس خاندان سلطنتی ،شاهد اون همه خون و خونریزی بود
.در نهایت تمام امیدش رو از دست داد
...دیگه کافیه
.هیس
.منزوی شد و همهی امور رو به لاترمویل سپرد
،وقتی عنوان ژنرال ازم گرفته شد
.اون برای کمکم نیومد
.شارلوت دیگه باور به مردم، آینده، و هرچیز دیگهای رو از دست داده
.تقصیر منه
.توی اون هفت سال، حتی یه بار هم تشویقش نکردم
.من مقصرم
...شما کی
.هنوز نه
!هنوز نمیتونم بذارم تموم بشه
...اون قول
!نمیتونم بیخیالش بشم
.ریچمون، شارلوت و فیلیپ
!دوستان بدون جایگزینی که الآن باید نجات بدم
فکر کردی چه کاری ازت برمیاد؟
هنوز یادته؟
اون موقع، من اولین نفری بودم که گفتم .میخوام تا ابد دوست بمونیم
.عقب بایست. تو به جنگیدن عادت نداری
...ریچمون
.باشه. اول حساب تو رو میرسیم
!بدهش به من
.مثل اینکه به موقع رسیدم
،بانوی اعظم مزدورهای گاسکونی، لایره
.وارد میشود
برای نجاتمون اومدی؟
.برای نجات تو نیومدم
.بخاطر ژان و آستاروت اومدم
.همینطوره
!مزدور کثیف
!قبلا پولتون رو گرفتین
.اوه، میتونی پسش بگیری
!بچهها
!داره فرار میکنه
.متاسفم. متاسفم. متاسفم
.شرمنده
.باعث شدم اعلیاحضرت گریه کنن
.ببخشید
...خب، پس
!یکی بیـــــــاد
!یکی کمک کنـــــــه
!یکی کمک کنـــــــه
اون اتاق؟
!شرمنده دیر کردیم
!مونمورانشی
ژان! اینجا بودی؟
.کارفرمات فرار کرده
.اینو به مردی که اونجا افتاده بگو
تو برای لاترومویل کار نمیکنی؟
.زود بزنش
.ساکت باش
.نمیتونم
.به محض اینکه ماشه رو بکشم، گلوی ژان رو میبره
دنبال چی هستی؟
.سنگ فلاسفه
چی گفتی؟
.بعدا توضیح میدم، ریچمون
.میتونی داشته باشیش
.این اون یکی تکهی سنگیه که توی بدن ژانه
،در این صورت
اگه تو رو بکشم و اون رو بگیرم .کارم سریعتر تموم میشه
!مونمورانشی، نه
.با ژان معاوضهش میکنم
.سنگو بخور و گورتو گم کن
فکر کردی نمیدونم اگه سنگ رو همینجوری بخورم، میمیرم؟
،این دختره بهم گفته
.که اکسیر از دهنت میاد بیرون
.لعنتی! پس نمیتونم گولت بزنم
.صبر کن! سنگ رو به اکسیر آغشته میکنم
!پس اینه
!الآن من اولیسی همتراز با ژان شدم
.مطمئن نیستم
.من بخاطر بچهباز بودن نیست که ژان رو میبوسم
.به محض تماس با هوا، تبخیر میشه
...که یعنی
.الآن سنگ فلاسفهی خالی رو قورت دادی
!گولم زدی
!ژان
.سوالای زیادی دارم
.طبیعیه
هیچوقت تصورش رو نمیکردم
.که قدیس معروف فقط بچهای باشه که سنگ فلاسفه رو خورده
.فقط یه بچه نیست
No comments yet. Be the first to leave one.