OVERTAKE!

OVERTAKE! (オーバーテイク!)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Overtake!-10[480p]-Erai-raws
A Commentary by AnimDL.ir

Tags

480p
480
720p
720
1080
x265
HEVC
webrip
web
BRip
Published on: 2023-12-05
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 157 lines.

‫کویا زندگی کسی رو رها نکرد.

‫همه‌ی این مدت داشت با خودش حملشون می‌کرد.

‫عکس بگیر... از الان به بعدم تا می‌شه عکس بگیر، عکاس.

‫چشم.

‫ممنون که منتظر موندی.

‫نه اصلاً...

‫منتظر نموندم.

‫عکسای خوبی بگیری‌ ها. روی قیمت تأثیر داره.

‫ولی من توی عکس گرفتن خوب نیستم.

‫شاید بهتر باشه دفعه‌ی دیگه که مادوکا-چان ‫اومد ا‌ین‌جا ازش بخوام.

‫یعنی هاروکا تونست با مادوکا-چان حرف بزنه.

‫از وقتی رفته توهوکو خبری ازش نشده.

‫گفت یه مدت اونجا می‌مونه.

‫خب، پیش مادوکا-چان‌ـه، مطمئنم حالش خوبه.

‫حالا لازمه بفروشیمش؟

‫اگه هاروکا قرار نیست باهاش مسابقه بده، فقط جا می‌گیره.

‫حیفه همین‌طوری توی انبار بلااستفاده بیفته.

‫خودم می‌دونم، ولی بازم...

‫ازش درست نگه‌داری شده، و اگه کسی ‫خواست باهاش توی مسابقات شرکت کنه،

‫می‌تونه با اجاره موتور رو یه تعمیر اساسی کنه.

‫هنوز قابل استفاده‌ست، پس اگه برسه به ‫دست کسی که سوارش بشه، خیلی خوب می‌شه.

چطوره تو به عنوان یه «راننده‌ی جنتلمن» برونیش؟

‫کی، من؟

‫با این وزن اضافه؟

‫باید آبش کنی دیگه. ‫یه عالمه چربی اضافه داری.

‫چی؟ قراره مسابقه بدین، عمو؟

‫این‌طوری که من بی‌ماشین می‌مونم.

‫هارو.

‫من بلسوریسو رو رد کردم.

‫خب یالا بگو ببینم، چطور بود؟

‫سفرت به توهوکو چطور بود؟ ‫مادوکا-چان چطور بود؟

‫اوضاع رو ردیف کردی؟

‫آره.

‫اتفاقای زیادی افتاد، ولی گمونم همه‌چیز درست شد.

‫این که نشد حرف.

‫واقعاً داستانش درازه

‫پس خلاصه‌ش کن.

‫اوضاع روبه‌راه شد.

‫این دیگه زیادی کوتاهه.

‫و اینا هم از توهوکو نیستن.

‫نزدیک اوتسونومیا یادم افتاد واسه‌ت چیزی نخریدم.

‫نمی‌خوایشون؟

‫می‌خوام. می‌خورم.

‫ولی در موردش مطمئنی، هاروکا؟

‫ها؟

‫رد کردن انا-سان منظورمه.

‫رانندگی کردن برای بلسوریسو بهتر از رانندگی‌کردن برای ما نیست؟

‫اگه می‌خوای حرفه‌ای بشی و وارد دسته‌ی بالا‌تری بشی، ‫با اونا مسابقه‌های بیشتری برنده می‌شی.

‫خودم می‌دونم. اما...

‫هدف من حرفه‌ای شدن نیست.

‫من احتمالاً یه‌روزی دلم بخواد حرفه‌ای مسابقه‌ بدم.

‫ولی یه‌کاری هست که اول باید انجام بدم.

‫یه‌کاری که باید انجام بدی؟

‫باید روی سکوی‌ برنده باایستم و خودم منظره رو از بالا ببینم.

‫این کاریه که سعی داشتم انجام بدم.

‫می‌خوام این‌دفعه با توانایی‌های خودم چیزی رو که پدرم نشون داد، ببینم.

‫عمو... کوتا.

‫تا الان، شماها کنارم برای رسیدن به اون هدف تلاش کردین.

‫پس می‌خوام با کوماکی موتورز به اون هدف برسم.

‫هاروکا...

‫گاهی اوقات، از راه درست انجام دادن کار درست کافی نیست.

‫وقتی با کویا بودم به خیلی چیزا فکر کردم، ‫مثلاً اینکه چی واقعاً مهمه.

‫می‌دونم مردم بهم می‌گن ساده‌ای.

‫می‌دونم یه حرفه‌ای انتخابش اینه برای تیمی مسابقه بده که بهش کمک می‌کنه ببره.

‫ولی من هنوز یه حرفه‌ای نیستم،

‫برای همین می‌خوام تا آماتورم هرکاری ازم بر میاد انجام بدم.

‫می‌خوام با این تیم روی سکوی برنده باایستم.

‫باشه.

‫خیلی‌خب، فهمیدم. اگه این چیزیه که می‌خوای، می‌تونی روی من حساب کنی.

‫بهت کمک می‌کنم روی سکوی برنده وایسی.

‫آره.

‫باشه. از پسش بر میام.

‫داری چیکار ی‌کنی؟

الان ادای راننده تاکسی‌ها رو در ماری؟

‫سـ ـ سائه-چان؟ از کی این‌جایی؟

‫در قفل نبود. خیلی سربه‌هوایی.

‫اوه، فکر کردم قفلش کردم.

‫خب، حالا چیزی که ارزش دزدیدن داشته باشه هم نداری.

‫معلومه که دارم! این‌جا یه عالمه عکس دارم.

‫خب، چیزه، الان خوبی؟

‫ها؟

‫آره، احتمالاً.

‫خودمو از چیزی که بهم چسبیده بود آزاد کردم.

‫خب، نه. هنوزم هست.

‫احتمالاً تا آخر عمرم روی دوشم باشه.

‫ولی فکر نمی‌کنم دیگه زیر بارش له بشم.

‫شوخی کردم.

‫برای همه‌ی اتفاقاتی که تا به الان افتاده متأسفم.

‫چی؟

‫هاروکا-کون بهم گفت.

‫در واقع این انتقاد‌ها نبود که باعث اذیت‌شدنت شد.

‫فکر می‌کردم درکت می‌کنم،

‫ولی در اصل هیچ درکت نکردم.

‫نه، تقصیر تو نیست. تقصیر خودمه که بهت نگفتم.

‫ولی تو اون‌موقع نمی‌تونستی در موردش حرف بزنی.

‫باید از هاروکا-کون ممنون باشیم.

‫آره، حق با توـه.

‫به‌خاطر اون، بار روی دوشم سبک‌تر شد.

‫اگه الان حالت خوبه، برات کارای عکاسی از مدل‌ها رو بفرستم؟

‫نه. هنوز نمی‌خوام از آدما عکس بگیرم.

‫از قبل تصمیم گرفتم اولین مدلم کی باشه.

‫اولین کسی که می‌خوام ازش عکس بگیرم اون روی سکوی برنده‌ست.

‫کی؟

‫ها؟

‫بیا یکم دیگه فرمانش رو سفت‌تر کنیم.

‫با رانندگیم جبران می‌کنم.

‫حتماً، ولی واقعاً می‌خوای همین‌طوری یهویی تنظیماتت رو به‌هم بریزی؟

‫وقتی توی بلسوریسو امتحان کردم باعث شد بتونم سریع‌‌تر برونم.

‫گاهی وقتا، صِرف رانندگی‌کردن با یه تیم سریع باعث پیشرفتت می‌شه.

‫رفتن سراغ اون تنظیمات هم ایده‌ی بدی نیست.

‫ولی تضمینی نیست که روی این ماشین جواب بده.

‫تنظیمات رو بعد از حین کار انجام می‌دیم.

‫تو راحت با رانندگی من وفق پیدا می‌کنی.

‫خب معلومه! می‌تونی روم حساب کنی.

‫زمانم؟

‫دور چهارمت بهترین دورت بود.

‫چی شده، توکومارو؟

‫رانندگیت بی‌زرق و برقه.

‫ا ـ انا-سان.

‫با این می‌تونی توی موقعیت پُل رانندگی کنی؟

‫شرمنده.

‫مثل اینکه جفت کردن تو با آساهینا نتیجه‌ی معکوس داشت.

‫امید داشتم یه‌کم فشار مفید اضافه کنه.

‫نه، این ربطی به اون نداره. ‫فقط یکم امروز... روزم نیست.

‫باید تا وقتی هاروناگا توی بیمارستان بستریه ‫تیم رو رهبری کنی. روت حساب می‌کنم.

‫بله.

‫یه دور دیگه می‌رم.

‫همیشه فکر می‌کردم کسایی که جلومن رقبام هستن.

‫کسی که پشت سرم بود مهم نبود، چون از من کندتر بود.

‫این چیزی بود که تا الان فکر می‌کردم.

‫ولی وقتی جلوام جریان فرق داره...

‫دیگه هیچ حریفی جلوم نیست.

‫همه‌ی رقبام پشت سرمن، ‫منتظرن تا یه اشتباه ازم سر بزنه.

‫لعنتی.

‫45. 46

‫47. 48.

‫49. 50.

‫حالتون خوبه؟

‫آره، کاملاً...

‫آخ، دردم گرفت.

‫ببین...

‫گویا، دنده‌هام تا یه مدت درد می‌گیرن.

‫ولی اگه نخوام تکونشون بدم، عضله‌های دیگه‌م ضعیف می‌شن.

‫ولی خسته کردن خودتون باعث نمی‌شه ‫خوب شدنتون به تعویق بیفته؟

‫اون چیزی نیست.

‫محدودیت‌هایی که دکتر برام تعیین کرده رو رعایت می‌کنم.

‫افسرده شدن بابتش ‫نمی‌ذاره رو به‌ جلو حرکت کنم.

‫اگه بخوام رو به جلو حرکت کنم، ‫باید به همه‌ی موانع غلبه کنم.

‫هر چیزی که می‌خوان باشن.

‫هر چیزی...

‫چیزی که تو بهم گفتی باعث شد بفهمم آلیس-چان. ممنونم.

‫هـ ـ هـ ـ ها؟

‫حـ ـ حـ ـ حرف من نبود که! حرف نیکی لاودا بود.

‫می‌شه دوباره برام بشمری؟

‫چی؟

‫اوه، خب...

‫یک، دو، سه، چهار.

OVERTAKE! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for OVERTAKE!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left