Revenge of the Nerds

Revenge of the Nerds

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Revenge of the Nerds 1984 720p BluRay x264-HD4U
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian revenge of the nerds 1984 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-21
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گیلبرت، بیدار شو دیگه. اومدن.

بیدارم. خوبی؟

آره. مطمئنی؟

البته که مطمئنم.

مامان، یادته اولین باری که از خونه رفتی؟

آره. و دقیقاً به اندازه تو می‌ترسیدم.

من واقعاً نمی‌ترسم.

فقط از این فکر خوشم نمیاد که تو رو اینجا تنها بذارم.

آه، من چیزیم نمیشه.

وقتی رفتی اردوگاه کامپیوتر هم خوب بودم.

مامان، اون فقط دو هفته بود. من میتونم از خودم مراقبت کنم.

من خیلی بیشتر نگران توام. من کاملاً خوبم.

به هر حال تنها نمی‌مونم. لوییس رو دارم.

گیلبرت؟

بیا دیگه. پاشو، روز از نو!

بابا بیرون تو ماشین منتظره. همه چی بسته‌بندی شده.

سلام، فلو. سلام.

چه روز قشنگیه، نه؟ سال فوق‌العاده‌ای میشه.

خب، من حساب کردم با ناهار و دو تا A.R.V.

تقریباً هفت ساعت تو راه باشیم.

هجده دقیقه و هفت ثانیه.

A.R.V.ها؟ متوسط تعداد دستشویی رفتن.

اوه، خیلی به هر دوتون افتخار می‌کنم، پسرهام.

بیا گیلبرت. بریم دانشگاه.

خدایا.

هی لوییس، ساعتت چنده؟ دارم سعی می‌کنم زمان دقیق رسیدنمون رو حساب کنم.

ساعت ۲:۳۷ دقیقه است. بابا، چقدر سریع میریم؟

من، اوه، کروز کنترل قدیمی رو روی ۳۵ تنظیم کردم.

کالج آدامز. خونه‌ی اتم‌ها.

گیلبرت، این واقعاً باحال میشه.

آره؟ واقعاً امیدوارم. اگه نباشه چی، ها؟

اینقدر منفی‌باف نباش. قراره حسابی بهمون خوش بگذره.

من منفی‌باف نیستم. فقط استرس دارم، باشه؟

خب، استرس نداشته باش، باشه؟ چون همه چی عالی میشه.

درست مثل دبیرستان، نه؟ این دانشگاهه.

یادت باشه. ۶۱۲۷ دانشجو در آدامز هست.

که ۵۸ درصدشون دخترن. خب؟

پس میشه ۷۱۰۷.۳۲ تا سینه.

آه، شما پسرای دانشجو همتون مثل همین. تنها چیزی که واقعاً بهش اهمیت میدین اینه که مخ دخترا رو بزنین.

کاش منم باهاتون می‌اومدم.

بابا!

وای. این محوطه دانشگاه محشره.

خیلی بزرگ‌تر از اون چیزیه که انتظار داشتم.

شاید باید می‌رفتیم به سیتی تک. بیا دیگه. تک هیچی نیست.

می‌دونی، آدامز بهترین دپارتمان کامپیوتر کشور رو داره.

آره، حق با توئه. آدامز بهترینه.

خب، پسرها... منظورم مردهاست... اینم ما.

چه فرصتی برای شماها.

هر دوتون عالی عمل می‌کنید. بهتون افتخار می‌کنم.

پدرت هم بهت افتخار می‌کرد، گیلبرت.

اوه، میدونم آقای اسکولنیک.

به مادرم نگو استرس داشتم، باشه؟ نمی‌خوام نگران بشه.

البته که نه. نگران نباش. ممنون.

هی لوییس. بیا اینجا. بشین.

بهت حسودیم میشه، لوییس. این یکی از بهترین موسسات کشوره.

تو اینجا فوق‌العاده عمل می‌کنی.

سعی کن زیاد دل نشکنی، ها، لوییس؟

هنوز که مشکل جدی نبوده، بابا.

آه، بیا دیگه. تو یه دختر خوش‌شانس رو خیلی خوشحال می‌کنی.

باهوشی، خوش‌برخوردی.

قیافه‌ی خوب پدرت رو داری.

و حس شوخ‌طبعی عالی داری.

واقعاً بهت باور دارم، پسرم.

ممنون، بابا. ناامیدت نمی‌کنم. می‌دونم.

گیلبرت، تو صندوق عقب کمک کن.

اوه، گیلبرت... بله آقا؟

دانشگاه مثل دبیرستان نیست.

تو... تو روی پای خودت وایمیستی.

می‌خوام از خودت مراقبت کنی. می‌کنم.

به هر حال، تنها نمی‌مونم. لوییس رو دارم.

تازه، ما الان مردای دانشگاهیم، نه؟ درسته!

آخ.

هوپا! بیا. بیا اینجا.

آوردنش پایین آسون‌تره.

یالا، بچه‌ها.

این یه لحظه‌ی تاریخیه.

خیله خب.

بگید سیب! سیب!

گرفتم.

خداحافظ، بابا.

خداحافظ. ممنون که رسوندیدمون.

این رو نگاه کن! آه.

وای. مواظب باش.

خوبی؟ آره.

خداحافظ، آقای اسکولنیک! بابا، با احتیاط رانندگی کن!

یه لحظه صبر کن! حواست باشه!

ببخشید! معذرت می‌خوایم.

راحت باشید! راحت باشید! راحت باشید!

می‌دونی، گیلبرت؟ الان احساس متفاوتی دارم.

مثلاً، اوه، پخته‌تر.

آره. به نظر میاد که قراره تغییرات زیادی داشته باشیم.

آره واقعاً. مهمونی‌ها. آشنایی با آدمای جدید. این واقعاً عالی میشه.

نمی‌دونم. فقط راحت باش. خودت باش.

همونطور که دیوی کراکت همیشه می‌گفت، مطمئن شو حق با توئه، بعد برو جلو.

هی!

غول! غول! غول! غول!

به هر حال، دانشگاه یه بازی کاملاً جدیده.

اسکل‌ها!

آدما تو رو متفاوت از دبیرستان قضاوت می‌کنن.

اسکل‌ها! غول! غول! غول! غول!

بوگندوها!

بوگندوها! کجان؟

فکر کنم دارن در مورد ما حرف می‌زنن. نه بابا!

بوگندوها!

بوگندوها! بوگندوها! بوگندوها!

یالا، لوئیس. بریم.

بوگندوها! بوگندوها! بوگندوها! بوگندوها! بوگندوها! بوگندوها! بوگندوها!

آره.

غول!

پُرش کن، عزیزم!

ایول!

اوم، استن.

خب، ملت، گوش کنین! وقت شیرجه از پله‌هاست!

خب، گیلبرت، اینم خونه جدیدمون.

باورم نمیشه بالاخره رسیدیم.

لوئیس، اگه تخت کنار پنجره رو نمی‌خوای، من برش می‌دارم.

اوکی. ممنون.

حتماً.

می‌دونی، واقعاً اتاق خوبیه.

آره. کلی کار میشه کرد.

فکر می‌کنی شاید اجازه بدن یه یخچال کوچیک برای خوراکی و از این جور چیزا بذاریم؟

شوخی می‌کنی، گیلبرت؟ می‌تونیم یه یخچال و مایکروفر همونجا بذاریم.

اونجا جای خوبی برای مرکز سرگرمی هم می‌شه.

عالیه.

و این تازه شروعشه.

ما بهترین اتاق خوابگاه رو تو کل دانشگاه خواهیم داشت.

بهترین رو نمی‌دونم، لوئیس. ولی قطعاً شلخته‌ترین می‌شه.

آروم باش، گیلبرت. یادت رفته؟ همه‌چی ردیفه.

این ربات از یه خدمتکار هم بهتره.

به درد خانما هم می‌خوره. خانما؟

آره. فرض کن یکی از ما با یه خانم اینجاست؟

این می‌شه دستگاه هشدار زودهنگام ما تا سرزده وارد اتاق همدیگه نشیم.

یه لحظه صبر کن. ما اجازه داریم دختر بیاریم تو اتاق خوابگاهمون؟

دختر نه، گیل. زن.

ما الان مردای دانشجو هستیم. دانشگاه عالی نیست؟

سال عالی‌ای می‌شه.

یالا بتی. نشونم بده چی تو چنته داری.

گیبل، اینو ببین. چیه؟

محشره، رفیق. چیه؟

فقط امتحانش کن!

اوه!

حالت خوبه؟

اوه خدای من، برک، این دیگه چیه؟ ۱۸۸ ارف.

بهش میگن فایربال رفیق. نگاه کن.

هیاستک، آتیشش بزن رفیق. آتیشش بزن!

اوه، حالا چی؟

هوو!

آره!

میتونی دوباره انجامش بدی؟ دوباره انجام بده!

فایربال، فایربال فایربال، فایربال

فایربال، فایربال فایربال، فایربال

یکی دیگه! یکی دیگه!

فایربال! فایربال! فایربال! فایربال!

اوه، لعنتی!

خونه‌مون، خونه‌مون داره میسوزه.

خونه‌مون، خونه‌مون، خونه‌مون داره میسوزه.

حتماً سیم‌کشی برق بوده.

نظر آتش‌نشانی این نیست، استن.

رئیس اولیچ، اگه پسرهام میگن سیم‌کشی بوده، باید باورشان کنم.

می‌دونی رئیس، این مدرسه باید بیشتر مراقب باشه.

رئیس، یه بازی بزرگ در پیش داریم.

و نمی‌خوام فکراشون مشغول این باشه که کجا قراره زندگی کنن.

خب، باید قبل از اینکه خونشون رو آتیش بزنن به این فکر می‌کردن.

خب، گذشته‌ها گذشته. حالا ورزشکارامو کجا بذارم؟

خوابگاه سال اولی‌ها چطوره؟ پس دانشجوهایی که الان اونجا زندگی می‌کنن چی؟

باشه.

به خاطر سیم‌کشی خراب، ما جایی برای زندگی نداریم، درسته؟

آره! و این سال اولی‌ها...

سال اولی‌ها اون تو راحت لم دادن.

پس از الان، اون خوابگاه مال ماست! درسته؟ آره!

هر اتاقی که می‌خواید! آماده؟ برید!

برنگردید!

اینم هم‌اتاقیت، رفیق!

اگه همه طبق دستور عمل کنن...

می‌تونیم این جابه‌جایی رو با کمترین دردسر ممکن مدیریت کنیم.

خیلی خب، بچه‌ها. می‌خوام همه خوب گوش کنن.

ما داریم حرکت می‌کنیم، و منظورم الانه!

بجنبید! بجنبید! حرکت! حرکت! حرکت!

هی رفیق! بیا اینجا!

گم شو از اینجا! آره! کونت رو تکون بده!

خب، بچه‌ها، خوب گوش بدید!

مطمئن میشم به تک تکتون رسیدگی بشه.

بهترین غذا، سرپناه و امکانات براتون فراهم میشه.

سعی می‌کنیم براتون فراهم کنیم... حالا بزنید بریم! بجنبید! حرکت!

حرکت! حرکت! بجنبید!

بجنبید!

گمشو از اینجا!

سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها!

سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها! سوسول‌ها!

می‌دونم این جابجایی احتمالا برای همه‌تون خیلی یهویی بوده

و احتمالا همه‌تون هنوز حسابی گیجید.

ولی می‌خوام بهتون اطمینان بدم که این جابجایی به هیچ وجه دائمی نیست. فقط موقته.

همونطور که می‌بینید، ما براتون محل اسکان فراهم کردیم

که... که کاملاً قابل قبوله.

و فکر می‌کنم جای خیلی خوبی باشه که از درس خوندن‌تون لذت ببرید.

ولی من اصلا نمی‌خوام برم دانشگاه!

هارولد، تو یه استعداد خاص داری. برای پرورش دادنش به دانشگاه نیاز داری.

می‌خوام با همسن و سال‌های خودم باشم.

وقتی بزرگتر شدی، می‌ری پیش همسن و سال‌های خودت.

ولی نمی‌تونی که منو تو یه سالن ورزشی ول کنی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left