The first 200 lines.
خانمها و آقایان، برای قضاوت شما.
بهترین بهترینها، بچههای افسانهای من.
خانمها و آقایان، برای قضاوت شما.
موضوع امشب: "ستارههای برتر."
خانمها و آقایان، برای قضاوت شما!
اسم من یِکاتِرینا پتروونا زامولودچیکوواست
اما میتونید منو کاتیا صدا کنید.
اسم من یکاترینا پتروونا زامولودچیکوواست.
شاید منو یادتون بیاد.
اسم من یکاترینا پتروونا زامولودچیکوواست.
همون فاحشه دوستداشتنی روس از فصل هفت.
اسم من یکاترینا پتروونا زامولودچیکوواست
با مشکل اضطراب فلجکننده.
اسم من یکاترینا پتروونا زامولودچیکوواست
ولی برگشتم با یه نسخه قابل تمدید زاناکس!
اسم من یکاترینا پتروونا زامولودچیکوواست
واو، چه جیگری!
اسم من یکاترینا پتروونا زامولودچیکوواست
روغن بچه لعنتی رو بده به من، کثافت!
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
چه کارِ بیشرمانهی قشنگی کردی!
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
کِی نوبتم میشه که براشون ساک بزنم؟
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
مگه نمیشه اینو گفت؟
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
تو فصلِ خودم
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
احساس میکنم از ترس، خودمو نگه داشتم.
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
هر وقت چیزی خراب میشد
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
میخواستم از بالکن هتل بپرم پایین.
اسم من یِکاتِرینا پترُونا زامولُدچیکُواست.
اما این بار، میخوام پاهامو حتی گشادتر باز کنم.
اسم من یکاترینا پترونا زامولودچیکوواست.
اسم من یکاترینا پترونا زامولودچیکوواست.
خب، این به طرز غریبی آشناست.
دوباره شروع شد!
خب، این صحنه به طرز عجیبی آشناست.
دوباره جلسات ترک اعتیاد شروع شد.
خب، این صحنه به طرز عجیبی آشناست.
اسم من دیتوکسه و از فصل پنج اومدم.
خب، این وحشتناک آشناست.
اونجا که چهارم شدم.
خب، این وحشتناک آشناست.
وای، محشره! محشر!
خب، این عجیب آشناست.
قار قار!
خب، این عجیب آشناست.
اون یه گندِ تمامعیاره.
خب، این آشناییِ وهمانگیزی داره.
واو! اوه!
خب، این آشناییِ وهمانگیزی داره.
ناهار کوفتیمو نگرفتم.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
و من میخوامش، لعنتی!
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
هی، دختر! سلام.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
خیلی هیجانزدهام که کاتیا رو بیشتر بشناسم.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
چون فکر میکنم عین سگ دیوونهست.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
کونم خوب به نظر میاد.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
کونت همیشه خوب به نظر میاد.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
بهش بیشتر تزریق کردی؟
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
نه، فقط چاق شدم.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
اومدم چهرهمو تو اون تالار مشاهیر ثبت کنم.
خب، این به طرز عجیبی آشناست.
تاج لعنتی رو بده به من
عجیبه چقدر آشناست!
عجیبه چقدر آشناست!
خیلی خب.
عجیبه چقدر آشناست!
وای خدای من!
عجیبه چقدر آشناست!
اسم من آلیسا ادواردز هست.
عجیبه چقدر آشناست!
و من نیاز دارم، نیاز دارم، نیاز دارم، نیاز دارم.
عجیبه چقدر آشناست!
باید خودمو بندازم تو این برنامه آلاستار.
عجیبه چقدر آشناست!
بِیبی، من آلیسا ادواردز از فصل پنج هستم.
و من پنجمین ذخیرهی نازنین بودم.
بِیبی، من آلیسا ادواردز از فصل پنج هستم.
خدایا شکرت!
بِیبی، من آلیسا ادواردز از فصل پنج هستم.
من برگشتم، برگشتم، برگشتم، برگشتم، دوباره!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
آلیسا ادواردز، واقعاً یه خانمِ تمامعیار!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
چون من چی هستم؟ یه بیتاچِ خفن!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
غلتکهای پشت؟!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
اوه، اون لباس روسی منو پوشیده!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
عاشق اینم که باز شنل پوشیدی.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
میدونی، من نمیدونستم...
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
میخوام گلدنلاکس باشم یا شنلقرمزی.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
شنلقرمزیِ هو!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
آلیسا ادواردز دقیقاً همون شکلیه که بود...
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
وقتی توی فصل ۵ اومد.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
فقط با موهای یکم بهتر و غلتکهای کمی کمتر!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
دختر، ما رو ببین!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
برو جلوی آینه، دختر!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
وای، چه عکس خوبی شده. اوکی، اوکی.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
نمیشه با آلیسا حرف زد...
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
اگه نزدیک آینه باشی.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
و حتی اگه اِد مکماهون از قبر بلند میشد...
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
و یه چک ۳۰۰ هزار دلاری بهش میداد...
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
اون بازم... (صدای مکیدن/بوسه)
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
یه لحظه، یه لحظه.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
خوبه که دیدم آجرها رو دوباره بندکشی کردن.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
و نه، این دفعه در مورد تو حرف نمیزدم!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
اوه، اون که شروع کرد، دختر!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
کنایهها تا زانو عمیق شده، دختر، روز اوله!
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
عزیزم، من آلیسا ادواردز هستم، نماینده فصل پنجم.
اوه!
اینو حل کن، اونو حل کن!
اوه!
حواستون باشه دخترا، این بیتاچ برگشته!
اوه!
من فی فی اوهارا هستم و دارم نقش آدم بده رو بازی میکنم!
اوه!
گرفتی چی شد؟
اوه!
منظورم اینه که از جایی که تموم کردم، ادامه میدم.
اوه!
خوب به نظر میرسی. ممنون، دوش گرفتم.
اوه!
بیتاچ! هی!
اوه!
دفعه پیش، کلی خشم تو وجودم جمع شده بود...
اوه!
و نمیدونستم چطور موقعیتها رو کنترل کنم.
اوه!
یه شوگرلِ خسته و بیرمق!
اوه!
حداقل من یه شوگرل هستم، بیتاچ!
اوه!
برگرد برو همون پَارتی سیتی که بهش تعلق داری!
اوه!
بعد از فصل خودم
خیلیها یه تصور بدی از من داشتن.
بعد از فصل خودم
واسه همین گرفتن اجرا سخت بود.
بعد از فصل خودم
مردم واقعاً فکر میکردن من میام...
بعد از فصل خودم
و کلابشون رو به هم میریزم.
بعد از فصل خودم
واسه همین کلی تلاش لازم بود...
بعد از فصل خودم
تا به مردم نشون بدم که من حرفهای هستم.
بعد از فصل خودم
من فقط واقعاً نگرانم که از برنامه بندازمت بیرون.
بعد از فصل خودم
بعد از فصل خودم
نه، نه، من راههای زندگیم رو عوض کردم.
بعد از فصل من
این دفعه دیگه خبری از خرابکاری نیست.
بعد از فصل من
درگ من تغییر کرده.
بعد از فصل من
آرایشم عوض شده. دیگه آفتاب نمیگیرم.
بعد از فصل من
میخوام دنیا ببینه که من عوض شدم.
بعد از فصل من
بعد از فصل من
No comments yet. Be the first to leave one.