The first 200 lines.
تهیه ، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
سلام، سلام شهروندان گولن
شهروندان گولن سلام سلام
شما همگی یک خبر بسیار مهم را میشنوید
از همه ما در گولن خواسته شده تا برای یک رویداد آماده شویم
وظیفه همه ما خوشامدگویی شاهانه به مادام زاکاناسیانه
کسی که تا چند ساعت دیگه وارد شهر میشه
شهروندان گولن از همگی میخواهم تا بسرعت گردهم جمع شوید
این به شما برمیگردد تا ثابت کنید که گولن هیچگاه خود را فراموش نمیکند
صبح بخیر آقای شهردار مراقب باشید میخوام همه چیز سازمان یافته و آماده باشه
بفرمایید قربان همه چیز عالیه
عجله کنین همه چیز عالی خواهد شد
آنیا اینو بگیر
خوبه حالا کار میکنه
اوه امیدوارم به موقع تموم شه بله قطعا همینطوره
اینو با یه چیزی بپوشون بله قربان
اوه اینو تعمیرش کنین میخوام روی هرجزییاتی کار شده باشه
میفهمم، لیز نخوره واقعا پولداره؟
پولدار؟ مادام زاکاناسیان بعنوان زن نفتی در جهان شناخته شده است
عنوانش رو از شوهر درگذشته اش گرفته
آقای زاکاناسیان که بعنوان آقای نفت معروف بوده
صاحب 5 درصد دنیا بوده
حالا اون مرده و زنش صاحبشه فکرشو کن اونم همینجا که من متولد شدم بدنیا اومده
چرا داره برمیگرده؟
کاش ما هم میدونستیم آنیا خیلی خوب کارتو انجام میدی
ممنون
اعضای باشگاه ورزشی گولن، همکاران ورزشکار، ممکنه براثر بدشانسی ببازیم
ولی ما نابود نشده ایم
ما غرورمان را از دست نداده ایم
هرکس باید یک پیرهن تمیز اتو شده بپوشد
زمان برای آن فرارسیده تا هر یک از ما ظاهر خوبی داشته باشد
بگذارید قدم به جلو بگذاریم
حالتون چطوره؟ سلام
یک پذیرش بزرگ اتفاق میافته
نمیخوام خیلی وصله روش بندازم. واقعا سخته یه لباس مندرس رو بخوای تعمیر کنی
ما نباید ظاهرمون رو دست کم بگیریم مخصوصا مال اونو
اوه سرژ
سلام آقای شهردار چیزی گفتم که نباید میگفتم؟
بنظر میاد که توی این سن باید حسادت کنم؟
من اونو بهتر از هرکس دیگه ای میشناسم
ولی اگه از من بپرسی میگم بهترین روش مخ زدنش اینه که اونو احمق فرض نکنی
میدونی کارلا خیلی تیزه
نه، خیلی منصفانه و روشنفکرانه میگم
معدن ما بسته شده، کارخونه هامون بسته شدند و همه مردم بیکار شدند
بذار راحت بگم ما ورشکسته شدیم
و باید بگم حالا که پولدارترین زن دنیا داره میاد
کمکمون میکنه
تو تنها امیدمون هستی
خب تو واقعا منو متقاعد کردی
منم همینطور
خانوم میلر تعجب میکنم که
در شروع کار اگه بتونین
یه جورایی فقط پشت صحنه باشید
اوه من متوجهم شما خیلی خوب متوجه میشین خانوم میلر
سعیمو میکنم سرژ بیا بهت نیاز داریم
بیا بگیرش
خانوم میلر میشه منتظرم بمونین بله
بله همین الان خیلی عجله دارم
اوه ممنون دوبریک اون واقعا شبیه چیه آقای میلر؟
کارلا؟ کارلا جوانی من بود
میدونی الان که بهش فکر میکنم میبینم که اون زیباترین زینه که توی زندگیم دیدم
اون مثل یک درخت بید باوقار بود که موهای قرمز آتشینش تا زیر کمرش میومد
پس چرا باهاش ازدواج نکردی؟
چه اتفاقی افتاد؟
خب
زندگی ما رو از هم جدا کرد
من بیست سال پیش اینجا نبودم، منظورش چی بود
دقیقا این بود که زندگی اونا رو از هم جدا کرد
داری چی کار میکنی؟
ای چیه؟ کارلا خوش اومدی
یه خوش آمد گویی به کارلا وکسلر کوچولو که با اون موهای قرمزش لخت توی رودخونه شنا میکرد
آیا این موضوع به تو این اجازه رو داده تا به اسم کوچیک صدا بزنیش؟
نه آسیبی بهش نمیزنه بهرحال روی اونطرف پارچه نوشتم خوش آمدید خانوم زاکاناسیان
اگه اون رفتارش با ما دوستانه بود میتونیم این روی پارچه رو نشونش بدیم
اوه شهردار میخواین توی سخنرانیتون از سخاوتمندی اون بگید؟
اون همیشه سخاوتمند بود بله
من اینو تاکید میکنم موضوع دیگه ای هم هست؟
یه چیزی رو هم در مورد عدالت خواهیش بگید اون خیلی عمیق بود خیلی
اوه میلر تو خیلی قابل احترامی بدون سوال تو شهردار بعدی ما خواهی بود
اوه نه چرا حتما بدون شک میلر
خب این مهمترین لحظه زندگی من میشه
هی این چیه چیزی نیست، قطار اون نیست قطار اکسپرس دیپلماتهاست که اینجا توقف نداره
اوه من فراموش کرده بودم
چی شد؟
یالا یالا
خوش اومدی
باورکنین خانومم که شما ما رو غافلگیر کردید
ظاهر ما رو ببخشید ما خودمون رو برای پذیرش مناسبتری آماده کرده بودیم
کارلای کوچولو، کارلای کوچولو
بعنوان شهردار گولن میل دارم چند کلمه در بیان خوش آمدگویی عنوان کنم
کی مسئول اینجاست؟ کی دستگیره توقف رو کشید؟
من مسئولم، حالا ببین بازم تکرار میکنم کی اون دستگیره رو کشید؟
چطور مگه؟
من اون دستگیره رو کشیدم
شما؟ من
شما قطار اکسپرس دیپلماتیک رو متوقف کردید
شما برنامه های بین المللی رو قطع کردید، حالا بمن میگین چرا؟
شما که ازم انتظار ندارید از قطار در حال حرکت بپرم بیرون
و از اونجا که من میخواستم در گولن توقف داشته باشم
مادام یکبار در هفته و در تمام هفته ها یه قطار کامل میاد به گولن و اینجا توقف میکنه
در حقیقت در همین روز در طی چند ساعت نمیتونستم صبر کنم
اینجا
این مال تو
اما مادام
این هزاریه و اینم برای سرمایه گذاری بیوه های راه آهن
خدای من 5000
مادام چنین سرمایه گذاریی وجود نداره ولی الان دیگه داره
این خانوم، خانوم زاکاناسیان هستش
خانوم زاکاناسیان ، نمیدونستم لطفا برنامه بین المللیت رو بیشتر از این تاخیر نده
مادام
خیلی خوبه که برگشتی کارلای کوچولو
مثل یکی از اعضای خانواده مون ولی من برای شما مشکل درست کردم
یا تو یادت نمیاد که هر روز منو کتک میزدی
هیچ مشکلی ایجاد نشده
هیچی واقعا، کلی لذتبخشه
سرژ
کارلا سرژ
عوض شدی ولی نه خیلی زیاد
یه کم جوگندمی شدی ولی هنوز خوش تیپی
بهم نگو که من عوض نشدم
چرا شدی تو خوشگلتر شدی
خیلی خوب شد که برگشتی پیشمون
من سالهاست این نقشه رو داشتم
در واقع از وقتی که از اینجا رفتم
تقریبا بیست ساله
به من فکر کردی اصلا سرژ؟
همیشه کارلا ما اوقات خوشی رو با هم داشتیم مگه نه؟
فراموش نکردنی
یادته منو چی صدا میکردی؟
منو همون صدا کن
جادوگر کوچولوی من
بازم بگو
گربه وحشی کوچولوی من
و منم صدات میکردم: پلنگ من
پلنگ وحشی من اوه نگاه کن، اوه نه
هنوز اینجاست پدرت خیلی خوب ساختش خانوم بخشنده
یادته سرژ چطور اون بالا میشستم و تف میکردم؟
فقط روی سر مردا البته، البته که یادمه
و بعد اون روزی که نیومدی منو ببینی کاشیها رو مینداختم و پلیس اومد
اوه پلیس کجاس؟ کاپیتان، کاپیتان سریع بیا
تو خوب موندی دوبریک ما از نظر فیزیکی خوب میمونیم مادام
و یاد گرفتی که چطوری چشمک بزنی؟
اگه نمیتونستم این کارو بکنم میذاشتن من الان کاپیتان پاسگاه گولن باشم؟
من یادمه اغلب بهت فکر میکردم پدر روحانی
در زندان شهر وقتی مادرم در حال مردن بود تو چطوری براش طلب آمرزش میکردی
این فقط یه مقدار از اینهمه وظایف منه مادام
من هنوز اون سر سفیدت رو که برای مرد محکوم شده در سلول بغل دعا میکرد رو یادمه
باید خوشحال باشی که جزای مرگ برای اون لغو شد
بله و من به شخصه افتخار میکنم که توی روزنامه من به اسم گولن تریبون نقل شده بود
که منجر به ایجاد کمپین برضد این مجازات به روش قرون وسطایی شد
فکر میکنم میتونست در مواقع لزوم دوباره تکرار بشه
آیا تغییراتی در قانون اساسی ایجاد نشد؟ چرا همینطوره
در موراد ضروری میتونیم قانون اساسی رو عوض کنیم
بیا داریم یه روز به این قشنگی رو از دست میدیم دوبریک ماشین رو عجله کن بیار
ما یه تور کوچیک رو برنامه ریزی کردیم در کاخ قدیم شهر نه نه
اول دوست دارم با سرژ برم به جایی که خوب میشناختیمش، یادته؟
هوم؟ اوه آره
اوه چه دختر قشنگی تو توی گولن چی کار میکنی؟
من من توی آپوستل طلایی کار میکنم
من خودمم توی آپوستل زلایی کار میکردم
ولی یه روز یهو شغلم رو از دست دادم
آقایون من شماها رو جایی ندیده ام؟ چرا ممکنه
ما خیلی جاها بودیم
میدونم که اونا رو یه جایی دیده بودم
پیشخدمت، چهارتا لیوان
آقایان من یک آدم محافظه کاری هستم ولی میگم مشکلاتمون دیگه تموم شد
اولین کار بازسازی کلیسا و یه ناقوس جدیده
به اون ساکها و وسایل نگاه کن اون برای مدت طولانی اومده بمونه
آره اما هنوزم دوست دارم بدونم چرا
اون اینجا بدنیا اومده و جوونیشو اینجا گذرونده
این دو تا دلیل برای برگشتنش کافی نیست
امان از این دکترها، بدنها رو میشکافند و فکر میکنند میتونن فکرشون رو هم بخونن
قلب انسانها دکتر عزیز جاییه که باید بهش نگاه کنی
نگاه کردم
و متنفرم از اینکه بخوام بهتون بگم چی داخلش پیدا کردم
قلبمون سرژ
بزرگ شده درخت پیرتر شده
نه هنوز جوونه
جوون و قوی
این اتاقک هم عوض نشده ولی اینم پیرتر شده
اولین بار اومدیم اینجا اولین بار
کولیها، نه این ممکن نیست
اونا همیشه اینورا هستند
اما هنوزم دقیقا مثل
مثل دفعه اوله
یا اینکه یادت نمیاد؟ چرا
آره یادمه من خیلی شانس نداشتم مگه نه سرژ
منظورم یه روزی مثل امروز خیلی گرم و دوست داشتنی
خیلی لطیف
با وزش آروم باد
ما شنا میکردیم و بعد بوسه تو مثل یه پروانه
دور گونه ها و لبهام میچرخید
و بعد وقتی کولیها خواستند که بازی کنن
میدونی که دخترا خیلی بامزه ان
میدونی وقتی توی آغوشت بودم به چی فکر میکردم؟
در آغوش یک مرد برای اولین بار در زندگیم؟
فکر کردم بهتره وانمود کنم خیلی لذت نمیبرم
یا اینکه هرگر باور نمیکنه که اولین بارمه
برام خیلی مهم بود که بدونی اولین بارمه
ماهردومون... هردومون خیلی جوان بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.