The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
قسمت 14
هر چي باشه ،تو فقط يه مانعي
الان داري چيکار مي کني ؟
وقتي با بچه هات رفتي فيليپين
بي خيال همسرت شدي ؟
بي خيال همسرت شدي ؟
ساعت 12 شب به مدير يون زنگ بزن
تلفن رو قطع نميکنم و ميزارم گوش کني
امشب کدوم شمع روشن ميشه ؟
دقيقا تو کي هستي ؟
لطفا اين کار رو نکن
هر کاري که تو ميخواي انجام ميدم لطفا چيزي به کسي نگو
عاشقشم
..چون عاشقشم اونکارو کردم
اين عبارتي که از همه بيشتر ازش متنفرم
به خاطر "عشق"کاري بکني
عشقت ..انقدر فوق العاده ست ؟
انقدر عشقت فوق العاده ست که باعث ميشه يه ادم بي گناه بميره؟
از زندگي يه نفر مهم تره ؟
منم قرباني ام . بهش گفتم کنار بکشه بهش نگفتم خودش بکشه
اصلا تصورش هم نمي کردم که مادر بچه ها اينجوري خودشُ بکشه
چطوري يه مادر مي تونه اينکارو بکنه؟
يه مادر نمي تونه فقط بميره چون دلش ميخواد
تو جوابم رو بده بجاي مادر اونا که مُرده اگه تو مادر بودي
اگه تو مادر بودي ....بايد اينو بدوني که نبايد اينجوري بميري
يه مادر يه زن هم هست ديگه
قبل از اينکه مادر باشي يه زن هستي
من ازت خواهش مي کنم لطفا اين موضوع فاش نکن
من هر کاري که تو بخواي انجام ميدم
چيزاي زيادي نيست که ازت بخوام
..فعلا
خانم بوک نيو واقعا مي خواد مادرمون بشه ؟
اون فرم ازدواج مهر کرده پس بايد واقعي باشه
...راستش
يه ذره پيش مامان شرمنده ام
وقتي از خانم بوک نيو خواستم مادرمون بشه
تو هم اون احساس داشتي ؟
براي مامان احساس تاسف مي کنم وقتي عکسش ميبينم
....اون مي دونست
که فراموشش نمي کنيم
من سرم خيلي شلوغ بود ممنون که همه کارا رو کردي
کار نکردم
خيلي بخور بابا ،قبل اينکه بري يه کم صبحونه بخور
تازگي از اينکه شماها رو ميبينم سير نميشم
باشه ،دارم ميرم
...به هر حال
يه چيزي هست که لازمه به همتون بگم
اون چيه ؟
بياين فراموش کنيم که من مادرتون بشم
تا زماني که پدرتون از اين کار طفره ميره
منم بي خيالش ميشم
نه ،خانم بوک نيو يه کم بيشتر صبر کن
راست ميگه . به خاطر اين نيست که بابا دوستت نداره وقت کافي نداره بهت فکر کنه
به بابا يه شانس ديگه بده دربارش فکر کنه
اگه دوباره نه بگه ما هم تسليم ميشيم
فقط منتظر باشي تا زماني که مناقصه ش تموم بشه
مدير يون ،ميتونيم حرف بزنيم ؟
ديشب اينو با مدير لي درستش کردم چي فکر مي کني ؟
به نظر خوب مياد
پس برامون ناهار بخر
ديشب خونه نرفتي ؟
امروز صبح يه سر رفتم اونجا
بوک نيو چيزي بهت نگفت ؟
چرا ؟ شما دو تا دوباره همديگرو ديديد؟
نه
ناهار ميخرم
خونه يون سانگ چول
چرا هنوز رازو بر ملا نکردي ؟ مي خواي منو ديوونه کني ؟
اينو بگير لازمش ندارم
چه غلطي ميخواي بکني ؟ ميخواي منو عذاب بدي ؟
اينجوري رفتار مي کني که ميخواستي همين الان رازرو برملا کني ولي چرا نکردي ؟
کي ميخواي اونکارو بکني ؟ اون رازو بر ملا نمي کنم
چرا ؟ چي شده ؟
پس ميخواي منو خفه کني ؟
ميخواي با اون راز منو کنترل کني تا من برات کار کنم ،مگه نه ؟
بچه ها بيشتر صدمه ميبينن اگه بر ملا بشه
اگه اونا دربارش بفهمن دوباره از باباشون متنفر ميشن
زخمي که خوب شده بود دوباره باز ميشه و بيشتر دردناک ميشه
پس ،نميخوام اينو به کسي بگم
به هر حال اگه تو کار احمقانه اي بکني اون برملا مي کنم
چطوري مي تونم بهت اعتماد کنم ؟
چطوري مي تونم مطمئن باشم که اينو بر ملا نمي کني اگه بگي نمي کني
به تو مربوط که باورم کني يا نه
پس ،کاري کن که کن باور کنم
چيزي بخواه که بتونم باورت کنم هر وقت که پول يا چيز ديگه اي باشه
اونجوري مي تونم باورت کنم
خب ،مي تونم يه در خواستي ازت بکنم ؟
مي توني درباره رئيس جانگ دو يونگ تحقيق کني ؟
هه گيول
مي خواي يه تردستي بهت نشون بدم تردستي ؟
لطفا بازش کن
! سنگ بابا است ! سنگ بابا برگشته
بابا خونه است
! بابا
خانم بوک نيو با تردستي سنگ بابا رو پيدا کرد
چيزي شده ؟
گم شده بود
يه رازه
اين طرح که اصلاح شده
هنوز از بوک نيو مشورت ميگيري ،درسته ؟
بله
خيلي خوب دستورات انجام ميدي چيکار ديگه مي تونم بکنم ؟دستور شماست
با خودت يادداشت آوردي ؟
براي پروژه تصميم گرفتيم با کارفرماي ديگه کار کنيم
به خوبي شرکت خوب شما نيستن ولي شرکتتاي ديگه علاقه شون نشون ميدن
چرا ؟يون سونگ هوا نميخواد يادداشت بنويسه ؟
بهش نگفتم چي؟
بهش نگفتي ؟ فقط يه تيکه ورقه
چطوري مي توني به اون اعتماد کني ؟
ميخوام ثبت کنم نگران نباش
فقط بهم اعتماد کن دوباره بچه ها رو ترک نمي کنم
و مي خوام سعي کنم بدون کمکت براي مناقصه برنده بشم
چي؟
نميخوام اين مناقصه رو با استفاده از زني که داغونش کردم برنده بشم
ولي اگه بتونم اين کار رو بکنم لطفا بهم کمک کن
نه به عنوان داماد بلکه مثل يه شريک
اون داره رفتاري که 17 سال پيش داشت رفتار مي کنه
يه کم تحقيق کردم و فهميدم چيزي که تو گفتي درست بوده
هيچ مشکلي توي مدارک تحصيليش و شغلش نيست
ولي مي دوني ؟
تو قلب هر زني يه مزاحم مثل سيو جي هون هست
خيلي تفاوت هست
ميفهمم چقدر بده که دوباره از دست يه مردي مثل اون فرار کني
اين سيو جي هون چطور آدميه ؟
لازمه يه چيزايي در موردش بدونم تا بتونم تحقيق کنم
اون کسي بود که اين همه مدت پشت سرم ايستاده بود
وقتي جاي ديگه ميرم و يا يه شغل ديگه ميگيرم
اون پشتم يهويي ظاهر ميشه و سعي مي کرد عشقش به من ثابت کنه
سعي کردم بهش ثابت کنم که عشق نبوده
ولي بي فايده بود
خيلي عصباني بود و
نتونستم حق سرم بچرخونم
از اون وقت ،هر وقت پشت سر اومد و اسممو صدا کرد
بعد اينکه ازدواج کردم و بچه دار شدم
فکر کردم دست بر ميداره
ولي دوباره شروع کرد
و تو خونه آتيش سوزي راه انداخت و
همسر و پسرم کشت
متاسفم که اين خاطره دردناک بازم ياد اوري کردم
چيز عجيبي پيدا نکردي وقتي تو خونه رئيس جانگ کار مي کردي ؟
گاو صندوقش پيدا کردم ولي عکس زن ديگه اي اونجا بود
و گفت که کسي بوده که عاشقشه
و اون قبلا مُرده
حدس ميزنم که وقتي اونجا کار مي کردي که هر چيز مشکوکي رو بيرون برده
اگه چيزي باشه ،تو دفترش بوده
راستش يه چيزي اونجاست که من بهش شک دارم
تو دفترش يه گرامافون هست
وقتي براي مصاحبه اونجا رفتم از پشت گرامافون بيرون اومد
بهش که فکر مي کنم من اونجا زودتر از اوني که بايد ميرفتم رفتم
اون يه کاري با گرامافون ميکرد نميدونست من اونجا بودم
و وقتي که به خونه اش رفتم يه گرامافون مشابه اونجا بود
سيو جي هون يه علاقه ويژه به اونا داشته ؟
تا جايي که من يادم هست ،اينجوري نبود
اين اهنگ ميشناسي ؟ موسيقي متن فيلم "گاتسبي بزرگه "آهنگ"چيکار بايد بکنم
اگه ميخواي به دوربر دفترش نگاه کني فردا يه شانسي هست که انجامش بدي
فردا ساعت 3 وقت خالي داري ؟
نه ،نميتونم بچه ها اون زمان خونه هستن
سانگ چول ،تو دفترتي ؟
هي ،نا يونگ همه چي روبراهه؟
امروز شعبه مرکزي مون رفته بودم فهميدم دفترت نزديکه
شعبه مرکزي ؟
بله ،يه سمينار بايد براي کار جديدي که توليد کرديم شرکت کنم
به هر حال سانگ چول هنوز غذا نخورده اي ،درسته ؟
هنوز شما دو تا رو به هم معرفي نکردم اون خواهر زنم ،وو نا يونگه
و اون مدير لي دونگ شيک ئه
خانم وونا يونگ ،چطوري مي توني غذات مزه کني با اين همه استرس ،وقتي صورتت اينقدر بانمک شده؟
اين بار خيلي سخت کار کردي ولي بابا نميدونه
مردم از کمپاني هاي ديگه سعي مي کنن براي کمک به اونا گولش بزنن
وقتي با اين استرس با نگاه کردن به اين مرد کار ميکني
من ؟
يکي بردار چي؟
گرون ميشه چرا کسي با بي پولي
خيلي هدف داره
توالت که توي حمام توئه زيادي قديمي و کثيفه
لازمه يه توالت خوب داشته باشي تا يه زندگي سالم داشته باشي
اگه پول داري اينو بخري براي خودت لباس بخر
خوش اومدي ،آقا سلام اينجا همه چيز خوب پيش ميره ؟
بله،آقا
درباره اين چي فکر مي کني ؟
اينو بذار تو ماشين ؟
! اين يکيه
دوسش داشتم دوسش داشتم چون فکر کردم بي پول بوده
به خودم خيلي افتخار مي کردم وقتيکه
..نه به عنوان خدمتکار خونه عموش بلکه به عنوان مدير يه شرکت ديدمش
ولي اون يه مدير شد
شرط ميبندم تو بي پولي هر قدر دوست داري بخور ،من پولش رو حساب مي کنم
ممنونم
خيلي خوشحالم بودم سوپ خريدم که هزينه اش 4500وون شد
ببخشيد از دوستم تو قصابي شنيدم که با باباي گيول ازدواج ميکني
چرا اهميت ميدي ؟
البته بايد اهميت بدم تو همسر خونه بغلي ميشي
ميدونم چي رو بپذيرم يا چي رو نپذيرم
بايد از الان به بعد به عنوان همسرش رفتار کني
مي تونستي به من يه کم وقت بدي ؟
دوست داشتم با خدمتکار خونه بغلي درباره بعضي چيزا حرف بزنم
بايد لباسارو پهن کنم
فعلا
ببخشيد
فکر کردم نويسنده کوان اول منو تهديد مي کرد
No comments yet. Be the first to leave one.