Independence Day: Resurgence

Independence Day: Resurgence

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Independence Day Resurgence 2016 720p HDRip 900MB Ganool
A Commentary by saeed774
HDRip هماهنگ با نسخه مدت زمان 01:59:11

Tags

hdrip
HDRip
720p
720
ganool
HD
Published on: 2016-07-30
Downloads: 70
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

KingDVD ارائه شده توسط -- Saeed774 زمان بندی مجدد زیرنویس توسط

‫شاید این سرنوشته که امروز چهارمه جولایه

‫تو دوباره برای ازادیمون خواهی جنگید

‫نه برای ستم گری و شکنجه

‫بلکه برای نابودی

‫ما برای زنده موندنمون میجنگیم

‫ما برای زنده موندنمون میجنگیم

‫ روز استقلال ‫بازخیر

‫ی روزی وقتی به کله جهان یه صدایی اعلام شد

‫ما در شب به سکوت نخواهیم رفت

‫ما بدون مبازه ناپدید نخواهیم شد

‫ما قراره زندگی کنیم ‫ما قراره نجات پیدا کنیم

‫امروز ما روز استقلالمونو جشن میگیریم .......

‫موریستون ‫ویرجینیا

‫ما جون بیشماری رو در جنگ ‫سال نودو شیش از دست دادیم

‫بیهوده نمردند

‫باعث الهام بخشی ما شد که از خاکستر ‫به پاخیزیم به عنوان ی فرد در این جهان

‫برای بیست سال دنیا هیچ جنگی ‫به خود ندید

‫ملت ها از مشکلات کوچیکشون چشم پوشی کردن

‫ما متحد شدیم و خانواده ها ، شهرها ، ‫و زندگیمونو بازسازی کردیم

‫ترکیب تکنولوژِی انسان ها و فضایی ها نه تنها ‫مارو قادر ساخت که جاذبرو به مبارزه بطلبیم

‫و با سرعتی غیر قابل تصور سفر کنیم

‫همچنین باعث شد بالاخره ‫سیارمونو امن کنیم

‫سخنرانی خوبی بود پتی ‫ممنونم خانم رئیس جمهور

‫یه لحظه

‫اماده ایم قربان

‫کاپیتان هیلر

‫به کاخ سفید خوش اومدید ‫خیلی عالیه که برگشتید

‫نمیتونم بگم که چقدر افتخار میکنم که شما ‫توی اسمان پرواز میکنید

‫باعث افتخار خانم رئیس جمهور ‫پدرت مرد بزرگی بود

‫اون حسابی سربلند میشه

‫فکر کنم شما منشی وزارت دفاع ‫رو بشناید

‫قربان ‫خوشحالم که میبینمت دوباره ، پسرم

‫و اینم همونه ‫دیگه مجبور نیستم بهت معرفیش کنم

‫به بهترین مقام این دنیا رسیدی

‫بگو شوالیه امریکای ‫با زره ای درخشان

‫حالا تو بی اعصاب ترین زن کاخ سفید شدی

‫به عنوان ی کارمند ، من کاملا متوجه سود ‫تا وقتی اینجا زندگی میکنم نمیشم

‫کاپیتان ‫بله

‫ما اماده ایم ‫ممنونم

‫دیلان

‫با جیک خوب رفتار کن وقتی اون بالا دیدیش

‫موون تاگ ده ‫موقعیت تایید شد

‫هفت مایل و درحال نزدیک شدن

‫کند ترین سفره عمرمه

‫هی ، دلخوش باش

‫کارای بدتری هم از طناب کشیدن ی سلاحه نیم تریلیون ‫دلاری هست که میتونستی انجام بدی

‫اره. ‫خب ، من یخورده بیشتر به انگیزه نیاز دارم

‫هی ، میدونی چیه ‫من هیچوقت نمیخواستم تا اینجا پیشت باشم

‫اره ، اما هستی ‫تو تنها میشی بدون من

‫من جوون ترین دانشجو تو کل تاریخ اکادمی بودم

‫من میتونستم همه جا ایستگاه بزنم

‫مثه سن دیگو ، میدونی ؟ ‫ساحل ، موج سواری

‫تو توی زندگین یبارم موج سواری نکردی ‫اما یادگیریم خوبه

‫و تعادل خوبی دارم مثه ی گربه

‫گربه ها از اب متنفرن چارلی

‫چهار درصد نیرو ‫تا اولین فشار

‫دریافت شد ‫یدک کش ده درحال معکوس کردن چهار درصدی فشار موتو است

‫یدک کش و سلاح ‫در اخرین نزدیک شدن هستن

‫اونا در محل هستن ‫قربان

‫درحاله بار اندازی ‫3 ، 2 ، 1

‫درحاله جداسازی اولین دنباله

‫همه ی یدک کش ها رها شدن

‫اعتماد داشته باش 36 تا زن توی ایسگاه هستن

‫من مطمئنم ، ، بالاخره یکیشون میاد ‫این اطراف رفیق

‫میدونی ، اینجوری نیستش که همشون من رد کنن

‫من ادمه استانداردیم

‫چیکار کردی ؟ ‫هیچی

‫این بخاطره هیچی صدا نمیده

‫یدک کش ده با سلاح برخورد کرد

‫گیره ها چسبیدن ‫هیچ واکنشی نمیدن ، قربان

‫همه یدک کش ها ، عمل گریز رو انجام بدبد

‫برید عقب ! ‫برید عقب !

‫چارلی ، این پایگاهو نابود خواهد کرد ‫من گفتم برید عقب !

‫جواب منفیه ، قربان

‫این اتیش نیستش جیک ‫بهم یاد اوری نکن !

‫ستوان میلر ‫این احمق های شما دارن چیکار میکنن ؟

‫نمیدونم ! ‫قربان

‫ما خواهیم مرد! ‫ما اینجوری میمیریم !

‫قربان ، اون داره سرعت سقوطو کاهش میده

‫برو به سمت محل تخلیه ‫من پرتش میکنم توی درایو ترکیبی

‫تو دیوونه ای ؟ ‫هممون جزغاله میشیم!

‫اره ، ممکنه

‫بدو!

‫ موتور بیش از حد داغ شده

‫اره! ‫اره!

‫کار کرد !

‫راستیتش فکر نمیکردم که ‫این حرکت جواب بده

‫لعنتی ‫باز جانگ قاطی کرده

‫و همون قیافرو گرفته

‫این پایگاه ماعه

‫اون میدونه ، ما چینی حرف نمیزنیم ؟

‫تو تقریبا مارو نابود کردی

‫این یکی خیلی نزدیک بود قربان! ‫تو تقریبا هممون به کشتن دادی !

‫اره ‫اما همرو نجات دادم

‫تو هیج اعتمادی بخاطر تمیز کردنه ‫ گندکاریت به دست نمیاری

‫و تو یکی از یدک کش هامونو نابود کردی

‫درواقع قربان اکه همه سرزنش......

‫قربان ، من تمرکزمو از دست دادم ‫دیگه چنین اتفاقی نخواهد افتاد

‫نه ، نخواهد افتاد

‫شما تا زمانی که بهتون خبر بدیم ‫زمین گیر میشید

‫میتونم هنوز تلویزیون تماشا کنم یا....

‫تو که باعث سقوط نشدی

‫اره ، خب ‫اون از قبل از من بدش میومد ، چرا سنتارو بشکونه

‫انتقال ‫103, ARP1

‫ژنرال ادامز ما درحال هدایت شدن به زندان بیگانگان ‫پلتفرم یک میشیم

‫مرکز فرماندهی وزارت دفاع

‫ژنرال ‫بهتره که دلیل خوبی داشته باشی

‫منو همسرم داشتیم از ی صبح زیبا لذت میبردیم

‫توی تخت با ی صبحونه خیلی گرون

‫متاسفم ،قربان

‫فکر کردم باید اینو ببینی

‫قربان

‫این چند ساعت پیش شروع شد

‫ببینید چجوری رفتارشون عوض شده

‫بعد از بیست سال ‫دچار جنون شدن

‫منو به رئیس لوینسون وصل کن

‫ما تلاش کردیم

‫اون تو دسترس نیست قربان

‫مامویت تحقیقات ‫افریقا

‫باید منو جدی بگیرید

‫من شمارو تو کله سیاره دنبال میکردم حدود ‫سه هفته

‫اما بالاخره دارمتون

‫معذزت میخوام ‫مجددا ، شما کی هستید؟

‫Floyd Rosenberg, ‫مامور کنترل دولتی

‫لطفا ، اگاه باشید

‫درحال ورود به منطقه دشمن ‫باید سرعتتونو کاهش بدید

‫ما نمیخوایم حالت تهاجمی بگیریم

‫حالا میخوایم از اپاندیس 2 استفاده کنیم

‫میدونم یلی از ادم واکنش بدی دارن که بازرسی بشن

‫اما در واقع خیلی تجربه مفیدیه ‫لوید ، لوید ، لوید

‫این فلویده ‫الان باید یه دوستو ملاقات کنیم

‫یه پسره خوب بیاد ‫بگه سلام

‫ما کجاییم؟

‫رئیس لوینسون ‫رئیس لوینسون

‫این ادامیا کین؟

‫ایشون اومبوتو نیروی شورشی ‫جنگ سالار هستن

‫فکر کنم چیزی باشه دربارش نگران بشی

‫اون مرده پیرش مرد ‫و من خودم شنیدم

‫خیلی دیگه بیشتر ادار کردن بود ‫اما ..... اوه

‫سلام رفیقا ‫چطورید

‫بگید ‫من دنبال دیکمبی اومبوتو هستم

‫میبینم که اسلحه خونتونو پیدا کردید

‫یه فرد استثنایی هستم ‫اونم دیوید لوینسونه

‫کاترین

‫اینجا داری چیکار میکنی؟

‫فکر میکنی تو تنها متخصصی هستی ‫که فراخونده شده ؟ مگه نه

‫یخورده سوپرایز شدم که دیدمت

‫منم یخورده سپرایز شدم که ‫اسمه من یادت بود

‫هی ‫بیخیال

‫بیا... ‫بیا حرفه ای باشیم

‫خب ما جفتمون یادمون ‫که دفعه پیش چه اتفاقی افتاد

‫ما سعی کرده بودیم که حرفه ای باشیم

‫من اینجا دارم ی فضای صمیمی و میبینم

‫ما همدیگرو توی چندین کنفرانس میکوبوندیم

‫شرط میبیندم که اینکاری میکردی

‫خفه شو فلوید

‫اقا لوینسون من متاسفم ‫اما ما هنوز کارمون تموم نشده اینجا

‫مدارکتون کجاست ؟

‫چه مدارکی ؟ ‫مثه اینه

‫پس چرا اومبوتو جونیور به یه ‫روان پزشک نیاز داره

‫تا مشکلاتی بابایو حل کنه؟

‫این مردم با بیگانگان برای ده سال زمینی ‫جنگیدن

‫ارتباط اونا قوی ترین ارتباطیه که من دیدم

‫همونطور که ذهنشون همانند نوار در حالت نیمه اگاهی ‫بیگانگان ظبط میشه

‫اهان وسواس تو با ‫شرایط راتباطی انسان ها با بیگانگان هستش

‫باشه ، منو وسواس صدا کن ‫بامزست

‫چجوری شما این چراغارو روشن کردید ؟

‫ما اینکارو نکردیم

‫دوروز پیش این اتفاق افتاد

‫البته که میدونی این تنها سفینه هستش که در 96 ‫فرود اومده

‫و مممنونم که بالاخره چنینی دسترسیو ‫رو به ما دادید اقا اومونتو

‫پدرت خیلی .... سر سخت بود

‫غرور اون باعث مرگ نصفه ادمای من شد

‫به احتساب برادرم ‫متاسفم

‫مواظب باش !

‫وای

‫اینجا چه اتفاقی افتاده ؟

‫اونا داشتن سوراخ میکردن

‫برای چی ؟

‫نمیدونم

‫کی سوراخ کردن متوقف شد ؟

‫وقتی که تو سفینه مادر رو ترکوندی

‫و الان راهی برای ما هست ‫که بریم اون بالا ؟

‫تو که از ارتفاء نمیترسی ‫میترسی ؟

‫اره میترسم

‫خدای من

‫این همون الگوعه

‫پس سیگنال داشت از این سفینه میومد

‫بیست سال پیش وقتی که ما ‫سفینه مادرو نابود کردیم

‫ما امواج پشت سر همه ‫ماکرویو رو پیدا کردیم

‫که به سمت فضایی عمیق ‫هدایت میشد

‫اوه

‫زنگ زدن از روی پریشونی

‫مثه اینکه یکی تلفون برداشته و ‫جواب داده

‫من دارم دیوونه میشم اینجا ‫دیگه نمیتونم تحمل کنم

‫بهم بگو چقدر دلت تنگ شده برای من

‫درواقع رئیسس کارمندا یه ‫کاراموز خوشتیپ گیرش اومد

‫به اندازه و بلند نبود ‫اما لپه قشنگی داشت

‫و ویولون سل میزد

More Farsi Persian subtitles for Independence Day: Resurgence

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left