The first 200 lines.
KingDVD ارائه شده توسط -- Saeed774 زمان بندی مجدد زیرنویس توسط
شاید این سرنوشته که امروز چهارمه جولایه
تو دوباره برای ازادیمون خواهی جنگید
نه برای ستم گری و شکنجه
بلکه برای نابودی
ما برای زنده موندنمون میجنگیم
ما برای زنده موندنمون میجنگیم
روز استقلال بازخیر
ی روزی وقتی به کله جهان یه صدایی اعلام شد
ما در شب به سکوت نخواهیم رفت
ما بدون مبازه ناپدید نخواهیم شد
ما قراره زندگی کنیم ما قراره نجات پیدا کنیم
امروز ما روز استقلالمونو جشن میگیریم .......
موریستون ویرجینیا
ما جون بیشماری رو در جنگ سال نودو شیش از دست دادیم
بیهوده نمردند
باعث الهام بخشی ما شد که از خاکستر به پاخیزیم به عنوان ی فرد در این جهان
برای بیست سال دنیا هیچ جنگی به خود ندید
ملت ها از مشکلات کوچیکشون چشم پوشی کردن
ما متحد شدیم و خانواده ها ، شهرها ، و زندگیمونو بازسازی کردیم
ترکیب تکنولوژِی انسان ها و فضایی ها نه تنها مارو قادر ساخت که جاذبرو به مبارزه بطلبیم
و با سرعتی غیر قابل تصور سفر کنیم
همچنین باعث شد بالاخره سیارمونو امن کنیم
سخنرانی خوبی بود پتی ممنونم خانم رئیس جمهور
یه لحظه
اماده ایم قربان
کاپیتان هیلر
به کاخ سفید خوش اومدید خیلی عالیه که برگشتید
نمیتونم بگم که چقدر افتخار میکنم که شما توی اسمان پرواز میکنید
باعث افتخار خانم رئیس جمهور پدرت مرد بزرگی بود
اون حسابی سربلند میشه
فکر کنم شما منشی وزارت دفاع رو بشناید
قربان خوشحالم که میبینمت دوباره ، پسرم
و اینم همونه دیگه مجبور نیستم بهت معرفیش کنم
به بهترین مقام این دنیا رسیدی
بگو شوالیه امریکای با زره ای درخشان
حالا تو بی اعصاب ترین زن کاخ سفید شدی
به عنوان ی کارمند ، من کاملا متوجه سود تا وقتی اینجا زندگی میکنم نمیشم
کاپیتان بله
ما اماده ایم ممنونم
دیلان
با جیک خوب رفتار کن وقتی اون بالا دیدیش
موون تاگ ده موقعیت تایید شد
هفت مایل و درحال نزدیک شدن
کند ترین سفره عمرمه
هی ، دلخوش باش
کارای بدتری هم از طناب کشیدن ی سلاحه نیم تریلیون دلاری هست که میتونستی انجام بدی
اره. خب ، من یخورده بیشتر به انگیزه نیاز دارم
هی ، میدونی چیه من هیچوقت نمیخواستم تا اینجا پیشت باشم
اره ، اما هستی تو تنها میشی بدون من
من جوون ترین دانشجو تو کل تاریخ اکادمی بودم
من میتونستم همه جا ایستگاه بزنم
مثه سن دیگو ، میدونی ؟ ساحل ، موج سواری
تو توی زندگین یبارم موج سواری نکردی اما یادگیریم خوبه
و تعادل خوبی دارم مثه ی گربه
گربه ها از اب متنفرن چارلی
چهار درصد نیرو تا اولین فشار
دریافت شد یدک کش ده درحال معکوس کردن چهار درصدی فشار موتو است
یدک کش و سلاح در اخرین نزدیک شدن هستن
اونا در محل هستن قربان
درحاله بار اندازی 3 ، 2 ، 1
درحاله جداسازی اولین دنباله
همه ی یدک کش ها رها شدن
اعتماد داشته باش 36 تا زن توی ایسگاه هستن
من مطمئنم ، ، بالاخره یکیشون میاد این اطراف رفیق
میدونی ، اینجوری نیستش که همشون من رد کنن
من ادمه استانداردیم
چیکار کردی ؟ هیچی
این بخاطره هیچی صدا نمیده
یدک کش ده با سلاح برخورد کرد
گیره ها چسبیدن هیچ واکنشی نمیدن ، قربان
همه یدک کش ها ، عمل گریز رو انجام بدبد
برید عقب ! برید عقب !
چارلی ، این پایگاهو نابود خواهد کرد من گفتم برید عقب !
جواب منفیه ، قربان
این اتیش نیستش جیک بهم یاد اوری نکن !
ستوان میلر این احمق های شما دارن چیکار میکنن ؟
نمیدونم ! قربان
ما خواهیم مرد! ما اینجوری میمیریم !
قربان ، اون داره سرعت سقوطو کاهش میده
برو به سمت محل تخلیه من پرتش میکنم توی درایو ترکیبی
تو دیوونه ای ؟ هممون جزغاله میشیم!
اره ، ممکنه
بدو!
موتور بیش از حد داغ شده
اره! اره!
کار کرد !
راستیتش فکر نمیکردم که این حرکت جواب بده
لعنتی باز جانگ قاطی کرده
و همون قیافرو گرفته
این پایگاه ماعه
اون میدونه ، ما چینی حرف نمیزنیم ؟
تو تقریبا مارو نابود کردی
این یکی خیلی نزدیک بود قربان! تو تقریبا هممون به کشتن دادی !
اره اما همرو نجات دادم
تو هیج اعتمادی بخاطر تمیز کردنه گندکاریت به دست نمیاری
و تو یکی از یدک کش هامونو نابود کردی
درواقع قربان اکه همه سرزنش......
قربان ، من تمرکزمو از دست دادم دیگه چنین اتفاقی نخواهد افتاد
نه ، نخواهد افتاد
شما تا زمانی که بهتون خبر بدیم زمین گیر میشید
میتونم هنوز تلویزیون تماشا کنم یا....
تو که باعث سقوط نشدی
اره ، خب اون از قبل از من بدش میومد ، چرا سنتارو بشکونه
انتقال 103, ARP1
ژنرال ادامز ما درحال هدایت شدن به زندان بیگانگان پلتفرم یک میشیم
مرکز فرماندهی وزارت دفاع
ژنرال بهتره که دلیل خوبی داشته باشی
منو همسرم داشتیم از ی صبح زیبا لذت میبردیم
توی تخت با ی صبحونه خیلی گرون
متاسفم ،قربان
فکر کردم باید اینو ببینی
قربان
این چند ساعت پیش شروع شد
ببینید چجوری رفتارشون عوض شده
بعد از بیست سال دچار جنون شدن
منو به رئیس لوینسون وصل کن
ما تلاش کردیم
اون تو دسترس نیست قربان
مامویت تحقیقات افریقا
باید منو جدی بگیرید
من شمارو تو کله سیاره دنبال میکردم حدود سه هفته
اما بالاخره دارمتون
معذزت میخوام مجددا ، شما کی هستید؟
Floyd Rosenberg, مامور کنترل دولتی
لطفا ، اگاه باشید
درحال ورود به منطقه دشمن باید سرعتتونو کاهش بدید
ما نمیخوایم حالت تهاجمی بگیریم
حالا میخوایم از اپاندیس 2 استفاده کنیم
میدونم یلی از ادم واکنش بدی دارن که بازرسی بشن
اما در واقع خیلی تجربه مفیدیه لوید ، لوید ، لوید
این فلویده الان باید یه دوستو ملاقات کنیم
یه پسره خوب بیاد بگه سلام
ما کجاییم؟
رئیس لوینسون رئیس لوینسون
این ادامیا کین؟
ایشون اومبوتو نیروی شورشی جنگ سالار هستن
فکر کنم چیزی باشه دربارش نگران بشی
اون مرده پیرش مرد و من خودم شنیدم
خیلی دیگه بیشتر ادار کردن بود اما ..... اوه
سلام رفیقا چطورید
بگید من دنبال دیکمبی اومبوتو هستم
میبینم که اسلحه خونتونو پیدا کردید
یه فرد استثنایی هستم اونم دیوید لوینسونه
کاترین
اینجا داری چیکار میکنی؟
فکر میکنی تو تنها متخصصی هستی که فراخونده شده ؟ مگه نه
یخورده سوپرایز شدم که دیدمت
منم یخورده سپرایز شدم که اسمه من یادت بود
هی بیخیال
بیا... بیا حرفه ای باشیم
خب ما جفتمون یادمون که دفعه پیش چه اتفاقی افتاد
ما سعی کرده بودیم که حرفه ای باشیم
من اینجا دارم ی فضای صمیمی و میبینم
ما همدیگرو توی چندین کنفرانس میکوبوندیم
شرط میبیندم که اینکاری میکردی
خفه شو فلوید
اقا لوینسون من متاسفم اما ما هنوز کارمون تموم نشده اینجا
مدارکتون کجاست ؟
چه مدارکی ؟ مثه اینه
پس چرا اومبوتو جونیور به یه روان پزشک نیاز داره
تا مشکلاتی بابایو حل کنه؟
این مردم با بیگانگان برای ده سال زمینی جنگیدن
ارتباط اونا قوی ترین ارتباطیه که من دیدم
همونطور که ذهنشون همانند نوار در حالت نیمه اگاهی بیگانگان ظبط میشه
اهان وسواس تو با شرایط راتباطی انسان ها با بیگانگان هستش
باشه ، منو وسواس صدا کن بامزست
چجوری شما این چراغارو روشن کردید ؟
ما اینکارو نکردیم
دوروز پیش این اتفاق افتاد
البته که میدونی این تنها سفینه هستش که در 96 فرود اومده
و مممنونم که بالاخره چنینی دسترسیو رو به ما دادید اقا اومونتو
پدرت خیلی .... سر سخت بود
غرور اون باعث مرگ نصفه ادمای من شد
به احتساب برادرم متاسفم
مواظب باش !
وای
اینجا چه اتفاقی افتاده ؟
اونا داشتن سوراخ میکردن
برای چی ؟
نمیدونم
کی سوراخ کردن متوقف شد ؟
وقتی که تو سفینه مادر رو ترکوندی
و الان راهی برای ما هست که بریم اون بالا ؟
تو که از ارتفاء نمیترسی میترسی ؟
اره میترسم
خدای من
این همون الگوعه
پس سیگنال داشت از این سفینه میومد
بیست سال پیش وقتی که ما سفینه مادرو نابود کردیم
ما امواج پشت سر همه ماکرویو رو پیدا کردیم
که به سمت فضایی عمیق هدایت میشد
اوه
زنگ زدن از روی پریشونی
مثه اینکه یکی تلفون برداشته و جواب داده
من دارم دیوونه میشم اینجا دیگه نمیتونم تحمل کنم
بهم بگو چقدر دلت تنگ شده برای من
درواقع رئیسس کارمندا یه کاراموز خوشتیپ گیرش اومد
به اندازه و بلند نبود اما لپه قشنگی داشت
و ویولون سل میزد
No comments yet. Be the first to leave one.