The first 200 lines.
آنچه گذشت...
باشه، امیر گودسپید...
به دست یه قاتل زنجیرهای کشته شد
اون قاتل یه آلبوم از کارهاش نگه داشته
هر کدوم از قربانیها...
شبیه یه قاتل زنجیرهای شدن
حالا قاتل ما یه قربانی دیگه نیاز داره
آیلین ورنوس
اسم این خل و چل رو چی بذاریم؟
- فنبوی. - خب، این دختر گمشده
موهاشو بلوند کنی، میشه خواهر آیلین
- چی میخوای؟ - 2.2 میلیون
آیلین و کتاب رو میخوام
میدونم این قضیه برات مهم نیست برای کی کار میکنی، بابی؟
شبی رو یادت میاد که ازم خواستی برم...
و یه جعبه پر از عکس و فیلم بیارم؟
بهم گفتی بسوزونش
نسوزوندمش
اد رمزی همون فنبوی ـه؟
- کجا میری؟ - جشن تولدش
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
میدونی واقعا عاشق چیه این پروژهم؟
هر تبدیل چالش خاص خودش رو داره
حالا چالش تو، دندونهاست
آیلین نسبت به دندونهاش خیلی حساس بود
راستش، هر عکسی که ازش در دوره جوونیش پیدا میکنی...
لبهاشو محکم روی هم گذاشته
خب در 1986...
به مطب یه ارتودونتیست رفت و برای ارتودونسی پیش پرداخت داد
600 دلار. اون پول رو از...
مردی دزدیده بود که سه هفته قبلش به قتل رسونده بود
پس دکترها معاینهشونو انجام دادن و از دندونهاش قالب درست کردن...
که من در ازای فقط 169.5 دلار...
از اینترنت خریدمش
چقدر مفت
میبینی چطور دندونهای جلویی روی هم سوار شدن؟
آیلین میخواست همینو درست کنه
فقط اینکه پلیس دو روز...
قبل از اینکه ارتودونسی نصب بشه دستگیرش کرد
بیچاره با دندونهای نامرتب مُرد
خب، باید دندونهای تو رو تنظیم کنیم
ازت میخوامم دهنتو باز کنی...
تا بتونم از دندونهای تو قالب بگیرم و مطمئن بشم بهش بخوره
به اندازه چکش درد نداره
میخوای بازی کنی؟
ادامه بده
چقدر روحیه مبارز داره
آره
باز کن. دهنتو باز کن
از این بازی خسته شد. دهنتو باز کن!
خودشه، این شد
هزار و یک، هزار و دو...
هزار و سه، هزار و چهار...
هزار و پنج...
هراز و شش...
هزار و هفت...
و...
ده
تنها تصمیمی که میتونی بگیری اینه که چقدر این کوفتی رو سخت کنی
ولی در نهایت اتفاق میافته، شانون...
دقیقا همونطوری که باید اتفاق میافتاده
نقص نداره
بسیار خب
کی برای مهمونی آمادهس؟
کیتلین، هوراس چقدر از دیدنتون خوشحالم
تولدت مبارک، اد. مثل همیشه از دعوتت ممنونیم
خواهش
خب، اگه یه نماینده مجلس جوان...
منو وارد کمپین انتخابات دوبارهش نمیکرد...
هیچکدوم امروز در جایی که هستیم نبودیم، مگه نه؟
ببخشید، منهتن برای آقا...
و قهوه سرد با بیلیز برای خانم جوان
چه حافظهای داری
میزبان خوب بودن یعنی همه چیزو در مورد مهمونهات بدونی
ببخشید. آپریل، خیلی خوشگل شدی
هر سال به این جشن تولد میام...
ولی یه جورایی، اصلا پیرتر نمیشی
لطفا. مثل یه سیاستمدار واقعی حرف زدی
شاید شهردار؟
- ایده خوبیه - خیلی هم خوبه
هی. حالا شد مهمونی. ایشون هم اومد
- اد، تولدت مبارک - خیلی ممنونم. خوشحالم که اومدی
از اینطرف. میبینی ایشون لارنس باکلی هستن
تمام هفته در موسسه سامور داشتم آمادهش میکردم
- آماده صید بزرگ هستی؟ - حسابی آماده و مجهزم
و پشتیبانی هم اوردم
الکس رو یادته؟
چطور فراموش کنم؟ پسر طلایی پلیس شهر
برام باعث افتخاره که وقت کردی بیای
افتخار منه. تولدت مبارک
ممنونم. بفرمایین
لذت ببرین
- اد رمزی، ها؟ - اد رمزی
انگار غافلگیر نشدی
آدم عوضی پولدار و قدرتمند که بدون هیچ پشیمونی آدم میکشه؟
- آره؟ - به نظر من که درسته
- به کس دیگهای هم گفتی؟ - هنوز نه
هی، نباید مدت زیادی این راز رو مخفی کنی، شوگر
نه، ولی بهم وقت میده به ذهنش نفوذ کنم و نقطه ضعفهاشو پیدا کنم
باید همه چیزو در مورد رمزی بفهمیم، از جمله اینکه چطوری بزرگ شده
خونوادهش چی؟
مامان، بابا، خواهر، فوت شدن
یکی از زادگاه رمزی رو پیدا کردم که میگه یه داستانی داره...
ولی فقط میخواد از نزدیک تعریفش کنه
همینطوری میخوای سریع با هواپیما بری لوول، ایندیانا؟
من نه
- اصلا فکرشم نکن - چیه؟
حداکثر یکی دو روز میشه
ببین، برو آت و آشغالها رو بگرد تا ببینی چی دستگیرت میشه
زود باش
باشه. پس چرا خودت نمیری؟
چونکه...
باید به جشن تولد رمزی برم
فقط افراد خیلی مهم میرن
من همراه الم
دوستدخترت تو رو به جشن تولد یه قاتل زنجیرهای میبره؟
شانس اوردم
ببین، اگه قبل از بازجویی رمزی رو بترسونیم...
وکیل میگیره و هیچی گیرمون نمیاد
اینطوری، وارد خونهش میشم، وارد ذهنش میشم...
قبل از اینکه بدونه دنبالش افتادم؟
شبیه یه بازجویی سه ساعته بدون حضور وکلاست
زود باش، پسر
زود باش، عزیزم
پس میتونی شامپاین و خاویار بخوری
و منم باید برم ناکجاآباد توی ایندیانا؟
آره
صد کیلومتر دیگر مستقیم ادامه دهید
حتما شوخیت گرفته
فقط تویی؟
منتظر یکیم
اولین باره، ها؟
که یه مرد سیاهپوست میبینی
کارآگاه سامپسون؟
تو باید دکس باشی
ممنونم
خب، از کجا در مورد اد میدونی؟
زمان بچگی همسایه دیوار به دیوار هم بودیم
همسن بودیم و توی یک خیابون بزرگ شدیم
مادرهامون میخواستن دوست صمیمی هم باشیم، ولی...
ولی؟
از همون اول تشخیص دادم یه مشکلی داره
حتی وقتی بچه بودیم
- اون یکی چی؟ - وای خدای من
اد، اینو بیا ببین
فلیشا توی اینترنت جستجو کرده قاتلان زنجیرهای زن در زمانهای دور
- چه جالب - باید مطمئن بشم...
شبیه اونا نیستم
مقاله رو خوندی، نه؟
افرادی رو هدف میگیره که به قاتلان زنجیرهای افسانهای شباهت دارن
خب، تو اصلا شبیه هیچ قاتل زنجیرهای که تا حالا دیدم نیستی، فلیشا
ممکنه باشم. آدم که مطمئن نیست
الکس...
نمیدونستم تو و اد دوستین
نه، همراه ال اومدم
اون از حامیان بزرگ موسسه سامور ـه
تو چی؟ شایعات حتما درستن، ها؟
در مورد نامزد شدنت؟
خب، اینجا از اون شهرهایی نیست که بتونی 20 سال یه جا بمونی
یا باید بری بالا یا پایین
بالا رو بیشتر دوست دارم
خب، باید از این دو نفر بپرسیم
زود باشین. بسیار خب، به شدت ساکت باشید
هر چی بگید هرگز از این اتاق خارج نمیشه
جریان این قاتل زنجیرهای چیه؟
این بازی رو انجام نمیدم، هوراس
میشه به عنوان شهروندان نگران اینو بپرسیم؟
میتونی بپرسی
ولی قرار نیست جواب بدی
باشه، سر تکون بدی چی، بله یا نه؟
وقت شام نیست؟
خب، من میگم...
کی وقت غذا خوردن میشه، و آپریل، بیخیال
مردم ترسیدن
فقط کمی اطلاعات میخوایم. تو رییس پلیسی
الکس هم بازرس ارشد پروندهس. باید یه چیزی بهمون بگید
همونطور که گفتم، میتونین بپرسین
- چند تا قربانی؟ - چندین نفر
بیشتر از پنج تا؟
- مظنونین دارین؟ - هنوز نه
ولی...
مشخصاتی از قاتل داریم
باید اینو بشنویم...
- یا قراره ترسناکتر بشه؟ - نه، نه
میخوایم کوچیکترین جزییات کوفتی رو بشنویم، خیلی ممنونم
اینو یادتون باشه که این فقط نظریه و حدس ـه...
ولی مدت زیادیه که مشغول این کاری
و بهترینی
بگو بشنویم
مرد سفیدپوست. نزدیک به چهل ساله
بانزاکت، با اعتماد به نفس
بیشتر شبیه باندی تا دامر
بلده چطور از ظاهر و جذابیتش استفاده کنه
روی مردها و زنها
خدایا
پولداره، بانفوذ...
No comments yet. Be the first to leave one.