Cross

Cross

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Cross 2024 S01E05 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-11-15
Downloads: 162
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫باشه، امیر گودسپید...

‫به دست یه قاتل زنجیره‌ای کشته شد

‫اون قاتل یه آلبوم از ‫کارهاش نگه داشته

‫هر کدوم از قربانی‌ها...

‫شبیه یه قاتل زنجیره‌ای شدن

‫حالا قاتل ما یه قربانی دیگه نیاز داره

‫آیلین ورنوس

‫اسم این خل و چل رو چی بذاریم؟

‫- فن‌بوی. ‫- خب، این دختر گمشده

‫موهاشو بلوند کنی، ‫میشه خواهر آیلین

‫- چی می‌خوای؟ ‫- 2.2 میلیون

‫آیلین و کتاب رو می‌خوام

‫می‌دونم این قضیه برات مهم نیست ‫برای کی کار می‌کنی، بابی؟

‫شبی رو یادت میاد که ‫ازم خواستی برم...

‫و یه جعبه پر از عکس و فیلم بیارم؟

‫بهم گفتی بسوزونش

‫نسوزوندمش

‫اد رمزی همون فن‌بوی ـه؟

‫- کجا میری؟ ‫- جشن تولدش

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫ ‫

‫می‌دونی واقعا عاشق چیه این پروژه‌م؟

‫هر تبدیل چالش خاص خودش رو داره

‫حالا چالش تو، دندون‌هاست

‫آیلین نسبت به دندون‌هاش ‫خیلی حساس بود

‫راستش، هر عکسی که ازش ‫در دوره جوونیش پیدا می‌کنی...

‫لب‌هاشو محکم روی هم گذاشته

‫خب در 1986...

‫به مطب یه ارتودونتیست رفت و ‫برای ارتودونسی پیش پرداخت داد

‫600 دلار. اون پول رو از...

‫مردی دزدیده بود که سه هفته ‫قبلش به قتل رسونده بود

‫پس دکترها معاینه‌شونو انجام دادن ‫و از دندون‌هاش قالب درست کردن...

‫که من در ازای فقط 169.5 دلار...

‫از اینترنت خریدمش

‫چقدر مفت

‫می‌بینی چطور دندون‌های ‫جلویی روی هم سوار شدن؟

‫آیلین می‌خواست همینو درست کنه

‫فقط اینکه پلیس دو روز...

‫قبل از اینکه ارتودونسی نصب بشه ‫دستگیرش کرد

‫بیچاره با دندون‌های نامرتب مُرد

‫خب، باید دندون‌های تو رو تنظیم کنیم

‫ازت می‌خوامم دهنتو باز کنی...

‫تا بتونم از دندون‌های تو ‫قالب بگیرم و مطمئن بشم بهش بخوره

‫به اندازه چکش درد نداره

‫می‌خوای بازی کنی؟

‫ادامه بده

‫چقدر روحیه مبارز داره

‫آره

‫باز کن. دهنتو باز کن

‫از این بازی خسته شد. ‫دهنتو باز کن!

‫خودشه، این شد

‫هزار و یک، هزار و دو...

‫هزار و سه، هزار و چهار...

‫هزار و پنج...

‫هراز و شش...

‫هزار و هفت...

‫و...

‫ده

‫تنها تصمیمی که می‌تونی بگیری اینه ‫که چقدر این کوفتی رو سخت کنی

‫ولی در نهایت اتفاق می‌افته، شانون...

‫دقیقا همونطوری که باید اتفاق می‌افتاده

‫نقص نداره

‫بسیار خب

‫کی برای مهمونی آماده‌س؟

‫کیتلین، هوراس ‫چقدر از دیدنتون خوشحالم

‫تولدت مبارک، اد. ‫مثل همیشه از دعوتت ممنونیم

‫خواهش

‫خب، اگه یه نماینده مجلس جوان...

‫منو وارد کمپین انتخابات دوباره‌ش نمی‌کرد...

‫هیچکدوم امروز در جایی ‫که هستیم نبودیم، مگه نه؟

‫ببخشید، منهتن برای آقا...

‫و قهوه سرد با بیلیز برای خانم جوان

‫چه حافظه‌ای داری

‫میزبان خوب بودن یعنی همه ‫چیزو در مورد مهمون‌هات بدونی

‫ببخشید. آپریل، خیلی خوشگل شدی

‫هر سال به این جشن تولد میام...

‫ولی یه جورایی، اصلا پیرتر نمیشی

‫لطفا. مثل یه سیاستمدار واقعی حرف زدی

‫شاید شهردار؟

‫- ایده خوبیه ‫- خیلی هم خوبه

‫هی. حالا شد مهمونی. ایشون هم اومد

‫- اد، تولدت مبارک ‫- خیلی ممنونم. خوشحالم که اومدی

‫از اینطرف. ‫می‌بینی ایشون لارنس باکلی هستن

‫تمام هفته در موسسه سام‌ور داشتم ‫آماده‌ش می‌کردم

‫- آماده صید بزرگ هستی؟ ‫- حسابی آماده و مجهزم

‫و پشتیبانی هم اوردم

‫الکس رو یادته؟

‫چطور فراموش کنم؟ ‫پسر طلایی پلیس شهر

‫برام باعث افتخاره که وقت کردی بیای

‫افتخار منه. تولدت مبارک

‫ممنونم. بفرمایین

‫لذت ببرین

‫- اد رمزی، ها؟ ‫- اد رمزی

‫انگار غافلگیر نشدی

‫آدم عوضی پولدار و قدرتمند که ‫بدون هیچ پشیمونی آدم می‌کشه؟

‫- آره؟ ‫- به نظر من که درسته

‫- به کس دیگه‌ای هم گفتی؟ ‫- هنوز نه

‫هی، نباید مدت زیادی این ‫راز رو مخفی کنی، شوگر

‫نه، ولی بهم وقت میده به ذهنش نفوذ کنم ‫و نقطه ضعف‌هاشو پیدا کنم

‫باید همه چیزو در مورد رمزی بفهمیم، ‫از جمله اینکه چطوری بزرگ شده

‫خونواده‌ش چی؟

‫مامان، بابا، خواهر، فوت شدن

‫یکی از زادگاه رمزی رو پیدا کردم ‫که میگه یه داستانی داره...

‫ولی فقط می‌خواد از نزدیک تعریفش کنه

‫همینطوری می‌خوای سریع با ‫هواپیما بری لوول، ایندیانا؟

‫من نه

‫- اصلا فکرشم نکن ‫- چیه؟

‫حداکثر یکی دو روز میشه

‫ببین، برو آت و آشغال‌ها رو بگرد ‫تا ببینی چی دستگیرت میشه

‫زود باش

‫باشه. پس چرا خودت نمیری؟

‫چونکه...

‫باید به جشن تولد رمزی برم

‫فقط افراد خیلی مهم میرن

‫من همراه الم

‫دوست‌دخترت تو رو به جشن تولد ‫یه قاتل زنجیره‌ای می‌بره؟

‫شانس اوردم

‫ببین، اگه قبل از بازجویی ‫رمزی رو بترسونیم...

‫وکیل می‌گیره و هیچی گیرمون نمیاد

‫اینطوری، وارد خونه‌ش میشم، ‫وارد ذهنش میشم...

‫قبل از اینکه بدونه دنبالش افتادم؟

‫شبیه یه بازجویی سه ساعته ‫بدون حضور وکلاست

‫زود باش، پسر

‫زود باش، عزیزم

‫پس می‌تونی شامپاین و خاویار بخوری

‫و منم باید برم ناکجاآباد توی ایندیانا؟

‫آره

‫صد کیلومتر دیگر مستقیم ادامه دهید

‫حتما شوخیت گرفته

‫فقط تویی؟

‫منتظر یکیم

‫اولین باره، ها؟

‫که یه مرد سیاهپوست می‌بینی

‫کارآگاه سامپسون؟

‫تو باید دکس باشی

‫ممنونم

‫خب، از کجا در مورد اد می‌دونی؟

‫زمان بچگی همسایه دیوار ‫به دیوار هم بودیم

‫همسن بودیم و توی یک خیابون بزرگ شدیم

‫مادرهامون می‌خواستن ‫دوست صمیمی هم باشیم، ولی...

‫ولی؟

‫از همون اول تشخیص دادم ‫یه مشکلی داره

‫حتی وقتی بچه بودیم

‫- اون یکی چی؟ ‫- وای خدای من

‫اد، اینو بیا ببین

‫فلیشا توی اینترنت جستجو کرده ‫قاتلان زنجیره‌ای زن در زمانهای دور

‫- چه جالب ‫- باید مطمئن بشم...

‫شبیه اونا نیستم

‫مقاله رو خوندی، نه؟

‫افرادی رو هدف می‌گیره که به ‫قاتلان زنجیره‌ای افسانه‌ای شباهت دارن

‫خب، تو اصلا شبیه هیچ قاتل زنجیره‌ای ‫که تا حالا دیدم نیستی، فلیشا

‫ممکنه باشم. آدم که مطمئن نیست

‫الکس...

‫نمی‌دونستم تو و اد دوستین

‫نه، همراه ال اومدم

‫اون از حامیان بزرگ موسسه سام‌ور ـه

‫تو چی؟ شایعات حتما درستن، ها؟

‫در مورد نامزد شدنت؟

‫خب، اینجا از اون شهرهایی نیست ‫که بتونی 20 سال یه جا بمونی

‫یا باید بری بالا یا پایین

‫بالا رو بیشتر دوست دارم

‫خب، باید از این دو نفر بپرسیم

‫زود باشین. بسیار خب، ‫به شدت ساکت باشید

‫هر چی بگید هرگز از این ‫اتاق خارج نمیشه

‫جریان این قاتل زنجیره‌ای چیه؟

‫این بازی رو انجام نمیدم، هوراس

‫میشه به عنوان شهروندان نگران ‫اینو بپرسیم؟

‫می‌تونی بپرسی

‫ولی قرار نیست جواب بدی

‫باشه، سر تکون بدی چی، بله یا نه؟

‫وقت شام نیست؟

‫خب، من میگم...

‫کی وقت غذا خوردن میشه، و آپریل، بیخیال

‫مردم ترسیدن

‫فقط کمی اطلاعات می‌خوایم. ‫تو رییس پلیسی

‫الکس هم بازرس ارشد پرونده‌س. ‫باید یه چیزی بهمون بگید

‫همونطور که گفتم، می‌تونین بپرسین

‫- چند تا قربانی؟ ‫- چندین نفر

‫بیشتر از پنج تا؟

‫- مظنونین دارین؟ ‫- هنوز نه

‫ولی...

‫مشخصاتی از قاتل داریم

‫باید اینو بشنویم...

‫- یا قراره ترسناکتر بشه؟ ‫- نه، نه

‫می‌خوایم کوچیکترین جزییات کوفتی ‫رو بشنویم، خیلی ممنونم

‫اینو یادتون باشه که ‫این فقط نظریه و حدس ـه...

‫ولی مدت زیادیه که مشغول این کاری

‫و بهترینی

‫بگو بشنویم

‫مرد سفیدپوست. نزدیک به چهل ساله

‫بانزاکت، با اعتماد به نفس

‫بیشتر شبیه باندی تا دامر

‫بلده چطور از ظاهر و ‫جذابیتش استفاده کنه

‫روی مردها و زنها

‫خدایا

‫پولداره، بانفوذ...

More Farsi Persian subtitles for Cross

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left