The Insider

The Insider

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Insider 1999 1080p BluRay DTS x264-DON
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Insider 1999 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-04
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قهوه؟ - بله، ممنون.

از اقامتتون راضی بودید؟

از هرچی دیدم خوشم اومد.

لطفاً توضیح بدید چرا باید با مصاحبه کردن موافقت کنم...

...با رسانه‌های آمریکایی حامی صهیونیسم؟

چون به نظرم حزب‌الله

الان داره سعی می‌کنه به یه حزب سیاسی گسترش پیدا کنه،

پس براتون مهمه که تو آمریکا چه تصوری ازتون دارن،

و تو آمریکا تو این زمان، حزب‌الله چهره‌ای نداره.

به همین خاطره.

شاید بتونید بی‌طرفی روزنامه‌نگاری رو ثابت کنید،

و من اول سؤال‌ها رو ببینم.

بعد تصمیم می‌گیرم که آیا با مصاحبه موافقت کنم یا نه.

نه، ما این کارو نمی‌کنیم.

شما ۶۰ دقیقه و مایک والاس رو دیدید،

پس شهرت ما رو در صداقت و بی‌طرفی می‌دونید.

همچنین می‌دونید که ما پربیننده‌ترین و مورد احترام‌ترین

برنامه خبری مجله‌ای تلویزیونی در آمریکا هستیم.

پس، آقای والاس... ایشون باید سوار هواپیما بشن یا نه؟

بهش بگو پس‌فردا می‌بینمش.

خوبه. عملیه.

می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم. می‌دونم عجیب به نظر میاد، ولی...

الو؟ شیخ؟

الو؟ شیخ؟

نورمن؟ - چی؟ چی؟

چشم‌بندتو بردار.

به دنیا خوش آمدی.

همه جا در نوسانه.

هرجا اینجا فیلمبرداری کنیم، ژنراتورهای قابل‌حمل میاریم و کابل‌کشی می‌کنیم.

الو؟ - مایک، منم. کارمون اوکی شد.

سلام عزیزم. - سلام بابا.

چه خبر؟

خانم لافری امروز بهم یه ستاره داد.

آره؟ برای چی؟

برای خوندن. - عالیه.

برای کارتون دیدن یه کم زوده، نه؟

باشه.

دبورا؟ دبی؟

اوه، نمی‌دونستم خونه‌ای. زوده، نه؟

باید دبی رو ببرم باله.

مامان!

عزیزم، بیا. بیا.

دوباره داشت با عروسک پوه من بازی می‌کرد.

آروم باش، آروم باش، آروم باش. نفس عمیق بکش، نفس عمیق بکش.

آروم باش عزیزم. آروم باش.

آروم باش.

خب.

نفس‌های عمیق. نفس‌های عمیق. - داشت با عروسک پوه بازی می‌کرد.

پوه خاکیه، عزیزم.

اون خاکیه و تو اونو نفس کشیدی تو، باشه؟

پس، چیزی که داره برات اتفاق میفته... نگام کن.

چیزی که الان برات اتفاق افتاده اینه که سلول‌هایی به نام "ماست سل"

به ریه‌هات گفتن "دیگه از اون گرد و خاک نفس نکش."

و راه‌های هوایی تو ریه‌هات مثل شاخه‌هان،

و وقتی شاخه‌ها بسته میشن، حمله آسم بهت دست میده،

و ما بهت دارو میدیم و حالت بهتر میشه. آره؟ باشه؟

الان که حالت بهتره، نه؟

باشه عزیزم؟

میتونم فردا برم کلاس رقص؟ بهترم.

اگه باشی، باربارا رو میبرم فوتبال و بعدش تو رو میبرم کلاس رقص.

من میتونم ببرمش.

مگه نباید اداره باشی؟

بازم برنج هست؟ - آره، روی گازه.

بازم برنج می‌خوای؟ - شاید بعداً.

تو چی؟ - من یه کم می‌خورم.

برنج فوری؟

میتونم برم خونه ژنین؟

متاسفم عزیزم. لیوان قهوه‌ام رو دیدی؟

تو ماشین رو بگرد.

اون جعبه‌ها چین؟

میرم مغازه. چیزی لازم داری؟

از مغازه چی لازم داری؟ - سس سویا.

الان؟

این وسایل منه از اداره.

چرا وسایلتو از اداره آوردی؟

نمی‌خواستم بذارمش اونجا. - نمی‌فهمم.

امروز صبح اخراج شدم.

دیگه کجا باید می‌بردمش؟

چرا؟

کی گفت؟ - توماس سندفور.

ما باید چیکار کنیم؟

پوشش درمانی‌مون چی میشه؟ سلامتی‌مون چی؟

اقساط ماشینمون چی؟ اقساط این خونه چی؟

توافق‌نامه قطع همکاری شامل پرداخت‌های نقدی در طول زمان میشه

و پوشش درمانی ادامه داره.

مطمئنی چیزی لازم نداری؟

نه، ممنون.

جفری؟

آقای والاس، خیلی خوشحالم که شما رو به عنوان مهمانم پذیرفتم.

خب، ممنون که ما رو پذیرفتید.

فکر کنم با ژنراتور مشکل دارم. باید برم بیرون.

با این بهم کمک می‌کنی؟

نورمن!

میگه، نباید اینقدر نزدیک بشینید. - چی؟

من نمی‌تونم از اون پشت مصاحبه کنم.

باید صندلیتون رو عقب‌تر ببرید.

خب، بهش بگو وقتی من مصاحبه می‌کنم،

هرجا دلم بخواد می‌شینم.

مصاحبه‌ای در کار نیست.

شما!

دارم با تو حرف می‌زنم!

فکر کردی من چی‌ام، یه آدمکش ۷۸ ساله؟

فکر کردی با این دفترچه یادداشت می‌خوام بکشمش؟

داری حرفامو ترجمه می‌کنی؟

رسیدیم.

خب، ازش بپرس عربی زبان دومشه؟

اینو ترجمه نکن. نگهش دار.

صبر کن! صبر کن! آروم! آروم!

شیخ، اشکالی نداره؟

اگه ممکنه صندلی‌تونو یه کم بچرخونید به سمت آقای والاس.

خوبه؟

آماده‌ای یا می‌خوای همینطور وقت تلف کنی

و بیشتر گرم کنی؟

نه، دیگه قلبم راه افتاده.

خیلی خب، تاد.

شات سه مایک رو بده، لطفاً.

خوبه. خوبه.

باشه، داریم ضبط می‌کنیم.

باشه، مایک.

شیخ فضل‌الله، از اینکه ما رو پذیرفتید، خیلی ممنونم.

شما تروریست هستید؟

آقای والاس، من بنده خدا هستم.

بنده خدا؟ واقعاً؟

آمریکایی‌ها معتقدند که شما، به عنوان یک بنیادگرای اسلامی،

رهبری هستید که در بمب‌گذاری سفارت آمریکا نقش داشته‌اید.

همه فکر می‌کنن پلیس سواره کانادا سوار اسبه

و خانم‌ها رو از تنداب‌ها نجات میده.

مایک، اونا تو اوکا، از مردم محلی در جنگ با موهاک‌ها حمایت کردن

سر ساختن زمین گلف روی محل دفن اونا،

و معترضین رو تو کانهساتاکه کتک زدن.

اینو از کجا شنیدی؟

اوه، یکی نظرسنجی کرده؟ "آیا همه چیز کانادایی کسل‌کننده‌ست؟"

استوارتِ. تو مکزیکوسیتیه.

بله، استوارت؟

کدوم بانک نیویورک؟

اون جلوی دوربین میاد و در مورد شعبه مکزیکوسیتی حرف می‌زنه؟

سلام، جیک.

امروز صبح کلاس نداری؟

سلام، مامان.

الو؟ بله.

بابا، یه جعبه اینجاست.

چون همیشه باید بدونم کجا می‌ری.

نمی‌تونم. فردا باید برم بوستون.

ساعت ۲ بعدازظهر. عالیه. خداحافظ.

"میل به احتراق." چیزی از این سر در میاری؟

نه.

این شبیه یه جدول دماست.

این از طرف کیه؟

اشاره به "پی‌اِم."

حتماً فیلیپ موریسه، ها؟

هوم. باید برم دوش بگیرم.

بله؟

سلام، داگ الیور هستم.

دارم روی یه گزارش در مورد ایمنی در برابر آتش کار می‌کنم،

و اینکه چطور مردم با سیگار کشیدن و به خواب رفتن، آتیش می‌گیرن و می‌سوزن.

یه عالمه مقاله علمی از داخل فیلیپ موریس به دستم رسیده.

ناشناس. شما یا هر کسی تو سازمان غذا و دارو (FDA)

کسی رو می‌شناسید که بتونه این مطالب رو برام به زبون ساده توضیح بده؟

اِم... بله.

الو؟

آقای ویگند، لطفاً؟

مامان، یکی با بابا کار داره.

اوه. ممنون، باب.

کی هستید؟

گفتید "برمن"؟

من تهیه‌کننده برنامه ۶۰ دقیقه هستم.

بله.

۶۰ دقیقه، اون برنامه تلویزیونی؟

ایشون نمی‌خوان باهاتون صحبت کنن.

از کجا می‌دونه که نمی‌خواد با من حرف بزنه؟

اون که نمی‌دونه من برای چی بهش زنگ زدم.

براش مهم نیست که بدونه.

اینجا منزل ویگندهاست.

اگه می‌خواید پیام بذارید یا فکس بفرستید، از الان شروع کنید.

لاول برگمن هستم از برنامه ۶۰ دقیقه،

و دارم روی گزارشی در مورد ایمنی در برابر آتش و سیگار کار می‌کنم.

اسناد علمی از یک شرکت دخانیات دارم

و می‌تونم از کمک شما به عنوان مشاور استفاده کنم

تا این اسناد رو برام توضیح بدید.

شماره من ۵۱۰-۵۵۵-۰۱۹۹ هست.

تا ۱۰ دقیقه دیگه با همین شماره در دسترس هستم.

اگه کنجکاو هستید منو ببینید، من تو لابی هستم

هتل سیل‌باک تو لوئیزویل

فردا ساعت ۵ دارم نیویورک تایمز می‌خونم.

همیشه لوئیزویل زندگی می‌کردید؟

آقای برگمن، می‌خواستید در مورد چی مشاوره‌تون بدم؟

اون کیه؟

خدمات اتاقه.

اونا معمولاً اول در می‌زنن.

بفرمایید داخل. لطفاً اینجا.

ممنون.

قهوه‌تونو چطور میل دارید؟ تلخ؟

تلخ. تلخ.

من واقعاً زیاد وقت ندارم.

چیزی هست که بخواید در مورد من بدونید، آقای ویگند؟

مثلاً چی؟ علامت ماه تولدتون؟

من هرچی لازم باشه می‌دونم.

وقتی من با کسی محرمانه حرف می‌زنم، محرمانه می‌مونه.

چطور یک روزنامه‌نگار رادیکال از مجله رامپارتس سر از سی‌بی‌اس درآورد؟

من هنوزم سراغ داستان‌های سخت می‌رم. برنامه ۶۰ دقیقه به گوش خیلی‌ها می‌رسه.

More Farsi Persian subtitles for The Insider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left