The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
دنبال یه دخترم که .از ال کاپیتان پرت شده پایین « آنچه گذشت در رامنشده »
چیزی در موردش شنیدی؟
فقط اینکه یه توریست دیگهست .که خیلی به لبه نزدیک شده بود
،من کارشناس نیستم .ولی به نظر طلا میاد
،یه گلوله از ران چپش رد شده .زیر بقیه جراحتها پنهان شده بود
.پس فقط از دست کایوتها فرار نمیکرده
ارزشش رو داره یه سر به دخترهای .بومی گم شده توی ایالت بزنیم
،اگه یه کم داری لغزش میکنی با من حرف بزن، باشه؟
چه آرزویی میکنی؟
.همون آرزویی که همیشه میکنم
.اون پسرخوانده منه، کیلیب
.متاسفانه اون چند سال پیش فوت کرد
،باز هم مرگ به سرزمین مردم من اومده .جسدها مثل ستارهها میافتن
« رامنشده »
هنوز هیچ پاسخی از طرف پارک
،در مورد مرگ این زن جوون داده نشده
جز اینکه تحقیقات .همچنان ادامه داره
،با این حال، با این مرگ اخیر
همراه با سوالات دوباره مطرح شده
در مورد ناپدید شدن ،تاجر استاکتون، شان ساندرسون
این موضوع تیم روابط عمومی پارک رو .در موضع دفاعی قرار داده
خب، داری جاش میندازی؟
قربان؟
.پسرت گائل، شهر جدید و این موضوعات
.آره، خب، راضی کردنش خیلی آسونه
،تا ظهر میره پیشدبستانی .بعد پیش یه همسایه میمونه تا من برسم خونه
.یه کم حال و هواش با لسآنجلس فرق داره
گوش کن بهم، رو تابلو نوشته بود .میتونیم با اسب تو این مسیرها سواری کنیم
بشین - نمیدونم چه اشتباهی کردم -
.لیستش طولانیه، عوضی
از اینکه تو مسیر نبودی شروع میشه
.و با اینکه گاو یه اسب کوفتی نیست، تموم میشه
.تریلی چپ کرده، یه سری گاو فرار کردن
...این - هی، هی، هی -
دلقک مسابقه رودئوی مست
.سوار یکیشون شده مستقیم رفته تو فنس
.چی... یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن
نه، نه، من نیستم - من... گوشیم رو گم کردم -
.برام مهم نیست
میخوام دیگه این .احمقها رو ول کنم به امون خدا
.بقای اصلح و این چرت و پرتا رو پیش بگیرن
.آره، فکر نکنم اینجا دقیقا لسآنجلس باشه
آره - تو لسآنجلس کسی گاو سواری نمیکنه -
.نه، قربان
خب، بچه دیگهتون چطوره؟
.مامور ویژه ترنر
آره، اون قطعا از یه بچه .چهار ساله سرسختتره
.همم
.ولی مامور خیلی خوبیه
،تو فقط بچسب بهش و نگاه کن
.خیلی چیزها یاد میگیری
.آره، اون... اون اینجاها رو بلده
یه دستبند پیدا کردیم که اون خانم گمنام .موقع ناپدید شدن دستش بود
.رسیدیم به یه اردوگاهی که قبلا داشتن
.ماجراجویی در طبیعت وحش
،آره، برای بچههای بیمار بود .مال خیلی وقت پیشه
.از 2008 تا 2011
...صبر کن، پس اون
تو رو اینجا آورده دنبال یه تطبیق برای یه دستبند؟
.اوهوم
.ایناهاشون
شوخیت گرفته؟
بارت همه اینهارو نگه داشته .اگه یه روز دوباره بخوان اردوگاه راه بندازن
هر کسی میتونسته یکی از اینارو برداره؟ - تقریبا -
مردم میومدن و یه مشت برمیداشتن .برای تولد بچهها و این چیزها
.درسته « ترنر »
.بهش یادآوری کن که شغلم در خطره
.البته براش مهم نیست
.واسکز هستم
نتیجه آزمایش سمشناسی اومد؟
.نه
،خب، بهش بگو امروز بهش احتیاج داریم .هیچ بهونهای هم قبول نیست
.باشه
داری چی از این دستبند درمیاری؟
به جز اینکه این چیزها رو ده ساله دارن به عنوان یادگاری مهمونی پخش میکنن؟
یعنی چی؟
یه جعبه پر از اینها تو پاسگاه هست .هرکی بخواد میتونه برداره
.احتمالا داریم وقتمون رو تلف میکنیم با دنبال کردن اینها
آره، وقت تلف کردنه .تا وقتی بفهمی که نیست
.این کارمونه، جنگلبان واسکز
!میلچ
.وظیفه کاریمو با گرفتن اون گاو سوار عوض میکنم
،خب، شخصا، این، آه .این مورد علاقه منه
.یه چوب سه متری برای آب شیرین، پنج وزنه
واو - یه جوریه انگار بخشی از دستته -
.وای
چرا یه کم صبر نمیکنیم تا توی فضای باز پرتاب بزرگ رو انجام بدیم، نه؟
.آه... آره، ببخشید
!لعنتی، ترنر
!ترنر، ترنر
...چه مرگته، ترنر؟ نمیتونی همینطوری
...لعنتی، من... نمیدونم اون، آه
.دردسر دو برابر، تدی
،تو توی زمین فدرالی .اینقدر سنگینه که انگار برای توزیعه
...نه، مرد، من
.میخواستم برم ماریپوزا با دوستهام باشم
.اون فقط برای منه
اینا هم؟
.نه، لعنتی، مرد
.نمیدونم اون چه کوفتیه
حدود سه سال حبس .به خاطر قاچاقه، این چیزیه که هست
.داداش... هیچی از اینها تو ماشینم نبود
یه جورایی حس میشه انگار میتونسته باشه، اینطور نیست؟
اگه مال تو نیست، با کی حرف بزنم؟
.اصلا نمیدونم
کی اینو روی جنسش میذاره؟ - نه... هیچی نمیدونم -
.الان میام خدمتتون، قربان
.فقط... هی، ترنر
بذار از این ور و اون ور بپرسم، باشه؟
راستشو بهم میگی، درسته؟ - آره، لعنتی -
این کیه؟ نگاهش کن - لعنتی، مرد -
نگاه نکردی، تدی - نیازی نیست ببینم، نمیشناسمش -
تا حالا ندیدیش؟ - نه -
کار پاره وقت؟ - نه -
شاید با دوستهات میگشته؟ - من نمیدونم کی با کی میگرده -
تو با کی میگردی؟
.هیچکس
.آره، عجیبه
این خالکوبی چطور؟
حالا ببین، کی اینطوری خالکوبی میکنه؟
.هرکی سوزن ته گرد داشته باشه، اخوی
.یه "ایکس" کوفتی سادهاس
.آره، ولی جوهرش پولک داره
.طلای واقعیه
.یا خدا، تا حالا نشنیده بودم
خیلی گرونتر از اینه که کسی که .من میشناسم انجام بده
ولی تو از این ور و اون ور برام میپرسی، درسته؟
درباره قرصها، دختره، خالکوبی؟
.آره
.یا مسیح، میپرسم
.باشه
.هی، هی، هی
.هی، هی، هی، هی
موادم؟
،یه چیزی بهم بده .منم موادت رو میدم، تدی
.بیخیال، مرد
.یه منوی سرویس برای اتاق و رمز وایفای
امروز آبشار یوسمیتی .موقع غروب آفتاب خیلی قشنگ میشه
،اگه چیز دیگهای هم لازم داشتید .حتما بهم زنگ بزنید
ممنون - همه چی ردیفه -
از اقامتتون لذت ببرید - ممنون -
.سلام به تو، خیلی وقته ندیدمت
.فکر کردم تو جنگل و اینا گم شدی
.مشغلههام زیادن
.آره، درسته
،خب، میدونی، همه گرفتارن ولی باز جواب تماس بده، باشه؟
.آره
.معذرت میخوام
.الانم نیومدی که منو ببینی
موضوع کاریه - درسته -
.آره
...آه
،خب، ببین چی شده .حالا نوبت منه که سرم برای تو شلوغ باشه
.آه، ولی شاید بعدا همدیگه رو ببینیم
.آره، باشه
.پذیرش، لانا صحبت میکنه
میدونی که تا دکمه رو نزنی .هیچ اتفاقی نمیفته
راجع به این کندهکاریها چیزی میدونی؟
خب، فقط اینو میدونم که از اول اینجا بودن .و... خیلی وقته اینجا هستن، بیشتر از من
هوس چیزبرگر نکردی؟ - نه -
.مطمئنم که هوس کردی
خب، پرونده اون خانم گمنام چطوره؟
این ناهارو تو حساب میکنی یا همیلتون؟
،آره، چند بار سر زده
پس فکر کنم... من و لارنس داریم .صورت حساب رو نصف میکنیم
.چندتا چیز پیدا کردم
.هنوز معلوم نیست به کجا میرسن
مثلا دستبندهای اردو؟
.واسکز بهش اشاره کرده بود
من زیاد به لارنس .امید نمیدم در این مورد
.هرچی گیرمون بیاد رو میگیریم
من، آه... هفته پیش یکی از رفیقهام بهم زنگ زد
.که یه پارک توی گلیشر رو اداره میکنه
اون... دنبال یه مامور میگرده .که اونجا مستقر بشه
.بیشتر به عنوان یه حضوره
.شنیدم
،شاید فرصت خوبی باشه .یه کم تغییر بدی به خودت
.میگه فقط موقته
ببین، بذار واسکز یا میلچ .پرونده "خانم گمنام" رو بگیرن
،و اگه یه چیزی ازش دراومد، بعدش
.یه مامور و.خ.ت از یه پارک دیگه میاریم
چرا حس میکنم جیل هم داره یه بخشی از هزینه این ناهار رو میده؟
همم؟
،نه، اون اسمی از گلیشر نیاورد .این ایده خودم بود
.ولی خب نگرانته
.دلیلی نداره نگران باشه
حدس میزنم تماسهای تلفنی ساعت 2 شبت
.هم خیلی کمکی به این موضوع نمیکنه
تو خودتو زندانی کردی .توی این پارک، کایل
.این چیز سالمی نیست
،سالهاست تو اون کلبه موندی .هنوزم وسایلات تو کارتونه، خدایا
من حالم خوبم، باشه؟
.من به جیل میگم
،بهتره خودت بهش بگی
.که با یه تماس دیگه نترسونمش
،گوش کن، اتفاقی که برای... برای کیلیب افتاد
.راهی برای فراموش کردنش نیست
ولی یه مرز باریکی هست بین موندن برای نگه داشتن یه چیزی
،و موندن فقط برای آسیب دیدن ...اگه فرقش رو ندونی
No comments yet. Be the first to leave one.