The first 200 lines.
سکوت را رعایت کنید
،با تموم شدن اردو
.فقط شش ماه دیگه دبیرستانی هستیم
،به طور پیوسته توی دروس پیشرفت میکنید
.و به هدفمون که فارغ التحصیلی شماست نزدیک میشیم
،پس، حین تعصیلات تابستانه
،تصمیم گرفتم به تعطیلات برم .پس درستون نمیدم
عه؟
.خب کاریش نمیشه کرد
.تو هم باید برای امتحان ورودی بخونی
.اوئسوگی - سان، باید بهمون سر بزنیا
یا دوست داری باهم بریم کنار آب؟
میتونی دانش آموزات رو توی لباس شنا ببینی، متوجهای؟
!ایچیکا
. . .فوتارو
. . .خب، اگه وقت داشتم
!اوئسوگی - کون! تعطیلات تابستونه بدترین دشمنه کسیه که امتحان داره
. . .اوه
توی دروس امتحان پایانیت که مشکلی نداری؟
حتی توی تعطیلات تابستان هم .میتونم فو رو سرکار ببینم
.امکان نداره این فرصت رو از دست بدم
.راستی، یه چیزی هست که میخوام بهتون بدم
چی هست؟
.هدیه برای جبران تولدم
!اوه
.وای، یه آلبوم
،وضعم خوب نیست
. . .برای همین نمیتونستم برای همتون بگیرم
،برای همین از تاکِدا و مائدا کمک گرفتم .و این آلبوم رو درست کردم
.یه آلبوم خاطرات از پنج نفرتونه
.این مدت خیلی اتفاقا افتاده
اوئسوگی - کون. . . عکسها رو یواشکی گرفتی، نه؟
،خدایا، لازم نبود انقدر مخفی کاری کنی .فقط به خودمون میگفتی
.ولی این عکسها از خود واقعیمونه
.ممنونم، فوتارو
.دل تنگت شدم
.دلم برات تنگ شده بود
!دل تنگت بودم
.بالاخره هم رو دیدیم
:مترجمان
BlackNava & white nava
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
پنج قلوهای باکلاس
پنج قلوهای باکلاس
پنج قلوهای باکلاس
پنج قلوهای باکلاس
قسمت ویژه
غذا خوری اوئسوگی
تعطیلات تابستانهی نه چندان اتفاقی (بخش اول)
.این کتاب رو امروز صبح توی جا خوابت پیدا کردم
. . .نه
باورم نمیشه همچین کتابی رو توی کتابخونهات مخفی کرده باشی
راهنمای روابط عاشقانه برای زوجهای دبیرستانی
!چه شگفت انگیز
!ا اینطوری نیست
!یکی از رفیقام بهم دادش
!اشتباهی بردمش توی رخت خوابم
تو که رفیق نداری، داری؟
.تلفنه
.بله، اوئسوگی هستم
.چشم، گوشی رو بهش میدم
.شرمنده، ولی یه مدت مغازه رو میبندم
پس اینطوریه؟ .امیدوارم زودتر بهتر بشید
. . .برنامه داشتم توی تعطیلات تابستونه هم ببینمش
.اینطوری نمیشه
اگه ابراز علاقه جواب نداد، ابراز تنفر کن
. . .پس تکنیک دو روی سکه اینه
.که اینطور. . . چه حیله گرانه
.درس بزرگی از نیاکانمونه
.مرسی منتظر موندی
.دیر کردی، نینو
. . .بیخیال، این دسته گلها
. . .برای بیمار بستری خوبه
ها؟ کلاً یه دقیقه هم دیر نکردم، مگه نه؟
درست متوجه نشدی؟
اگه بیرون گرما اذیتت میکرد .میتونستی بیای داخل
.سیم کشیها مغزت بهم ریخته
،جفت دستات گل گرفتی .خلی چیزی هستی
. . .هه؟ یه لحظه وایسا
.خیس عرق شدی .چه ضایعه
عه؟
به تو چه ربطی داره؟
،میشه حواست رو جمع کنی
تا بریم اتاق مدیر؟
.خودت رو تکون بده، اوئسوگی
.چیز زیادی نیست، لطفاً قبولش کنید
.ممنون. خوشحالم که تو هم اومدی، اوئسوگی - کون
چقد دیگه میخوای دم در وایسی؟
اون گلها رو برای چی آورده بودی؟
.بفرمایید، گله
.معلومه گله
چی شده، با هم دعوا کردید؟
. . .نه
.از من قایمش نکن
.اشتباه فهمیدی
. . .این دختر
،اگه نتونم با ابراز علاقه جذبش کنم !با ابراز تنفر میکشمش سمت خودم
.آه، من تشنمه
.اوئسوگی، یدونه برام بخر
همون کتاب رو خونده؟
،ها؟ گفتم آب میخوام !منظورم آب یخ نبود
. . .تمام فنون کتاب رو داره پیاده میکنه
.پس یه وجه نازم داره
از دست تو، حتی کار به این سادگی هم نمیتونی انجام بدی؟
.خیلی بدرد نخوری
.چه آدم بدرد نخوری
.رفت رو مخم
. . .بس کن دیگه
. . .بهم دست نزن
.خودم میرم میخرم
.اوئسوگی
مطمئنی خبری نشده؟
شاید گندی زدی که هنوز . . .خودت متوجهش نشدی
شایدم یه کاری نکردی؟
.میدونستم
.شک ندارم
.ازت عصبانیه
. . .فکر اینکه نینو میخواد علاقه من رو به خودش جلب کنه
مگه میشه انقدر خودبین بوده باشم؟
!خیلی شرم آوره
.اوئسوگی
.خوب به حرفام گوش کن
.باید بتونی بشنویش
.صدایی که از قلبش میاد رو
!زیاده روی کردم
!بهش گفتم بهم دست نزن
!ولی وقتی بهم دست میزنه حس خوبی پیدا میکنم
چیکار کنم؟ یعنی الان ازم متنفره؟
.خب تقصیر خودشه که بهم توجه نمیکنه
.حتی اگه تظاهر کردنم باشه سخته
حتی وقتی ازش خوشم نمیومد هم .همچین حرفای بدی بهش نمیزدم
.نه، واقعاً نمیزدم
. . .سخت شد
.نینو - کون
آه؟
بابا؟
.بالاخره همتون برمیگردید خونه
.با ایچیکا صحبت کردم
فسخ قرارداد
.از اولم میخواستم اون واحد رو براتون بگیرم
،هرطور دوست داشتید ازش استفاده کنید .نگران من نباشید
. . .راستش ما نمیخوایم
.عذر میخوام، باید برم
هنوز عصبانیی؟
. . .فو - کون
چی شده، اوئسوگی؟
.دیگه میرم خونه
.قبل رفتن میخواستم این رو بهت بدم
میخوای با این گلها خرم کنی؟
.برای تو نیستن
.برای مادرتن
سالگرد مرگش ماه دیگهست، درسته؟
،چون معلمتون نیستم
،گفتم زودتر بدمشون بهت .با اینکه یکم زوده
.فعلاً
!وایسا
.وفو - کون از زندگیم بیرون نرو
هه؟
. . .مادر
. . .و بقیه
.مطمئناً روزی راه خودشون رو میرن
. . .ولی بازم
بازم کنارم میمونی، فو؟
. . .نینو، تو
مگه ازم بدت نمیومد؟
!آه، ایش! چقدر رو مخی
!منظور خاصی نداشتم !اگه نمیتونم دورت کنم، پس نزدیکم نگهت میدارم
!نمیشه فهمید چی تو سرت میگذره
. . .واقعاً که
.خب، ببخشید
. . .میدونستم
. . .من رو میترسونی
هه؟
ترسیدی؟
.هاه، خیلی تابلویی
.نه باو، خودم میدونم
. . .ای خدا
.شاید اون منم که خیلی تابلوئه
.باید کاری کنم که چشم ازم بر نداره
. . .اوئسوگی - کون
!تو دیگه خیلی مشنگی
!جونم ساحل
.منم برم یه چرتی بزنم
!نخیرم! وقتی میای ساحل واجبه که آب تنی کنی
. . .از ایتسوکی - سان شنیدم که
!همه امروز میان به ساحل
.اتفاقی باهم دیگه مواجه شدن چیز خوبیه
m 882 70 l 1154 70 1150 430 884 436 884 74
حالا که رایحا رفته راهنمایی یکمی بیشتر بزرگونه شده
اوه، شمائم که اینجائید؟
.اوه، خودتی که اوئسوگی
.پاراسال دوست امسال آشنا تابستون خوش میگذره؟
.اشتباه میکنید
هاه؟
. . .شوخی میکنی تنهایی اومدید؟
.فقط ما نیستیم
.بکس بقیه کلاسها هم اومدن
.فک کردم بهت پیام دادم
.اوه، این چند روزه سر گوشیم نرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.