5ive Days to Midnight

5ive Days to Midnight

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

5ive Days to MidnightPart 4RiVER By MEHRZAD
A Commentary by lostmehrzad
(www.9movie.co)

Tags

other
Published on: 2011-05-29
Downloads: 23
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

...آنچه در "پنج روز تا نيمه شب" گذشت

.بنظر مياد يکي ميخواد به من آسيب برسونه ...ما بهترين بازپرس جنايي رو

.اين يعني قتل - .من با اسلحه ي "کلاوديا" شليک کردم -

کلاوديا" اسلحه داره؟"

و يه همسر که داره اين .دوسال اخير رو از دستش در ميره

."روي برمر" - .استاد، بايد با هم حرف بزنيم -

.درباره ي زن من .اسم واقعيش "آنجلا" ـه

،سه دفعه پيداش کردم .سه دفعه هم غيبش زد

،اين دفعه، اگه "آنجلا" رو از دست بدم .ميام دنبال تو

.شما ميميريد...روز جمعه .اين تقاضاي علم فيزيکه

.مسخره ست - چه اتفاقي داره ميفته بابا؟ -

ما دقيقاً کاري رو ميکنيم که "مندي مورفي" انجام .داد، فقط بهتر از اون انجام ميديم

ميريم يه جاي خيلي دور، دور از درخت بلوط .خونمون، قبل از اينکه بيفته

.مندي مورفي" قرار بود زير اون درخت بميره"

ولي نمرد. اون زنده ست و حالش خوبه ،چونکه من سرنوشتش رو عوض کردم

.و اينم يعني مال خودمم ميتونم عوض کنم

.يه سري از تلفات تصادف رو آورديم .اونو توي راه از دست داديم

« پـــنج روز تــا نـــيمه شـــب »

« روز چـــهارم » - ..."من، "جان تريسي نيومير" -

در صحت کامل فکر

...و جسمي

اعلام ميدارم که حرف هايي که ميزنم .آخرين وصيت هايم و اظهاراتم است

،هر چيزي که من دارم ...براي دخترم ميذارم

."جسي تريسي نيومير"

من دکتر "دن وِست ويل" و

،"همسرشون رو، "جَن مِرسِر وست ويل

.سرپرستان قانوني "جسي" معرفي ميکنم

...و همچنين "دن" رو

...قيّم اين ملک من باشه

...حالا، "دن" ممکنه اين کار سخت باشه

،"برد"..."برد" و "چنتل"

.هيچ وقت نبايد به اعتماد "جسي" دست پيدا کنن .هيچوقت

...و "جسي"، اين واقعاً ...واقعاً خنده داره

...چونکه هيچ وقت فکر نميکردم

...چه اتفاقي قراره برات بيفته

.برامون بيفته...

،بردنت به اولين جلسه ي کلاس رقص

،ديدن فارغ التحصيل شدنت

...ديدن اينکه از سِن ميايي پايين

.نميتونم تصور کنم

...ميدوني، بغل کردن .بغل کردن بچه ت که بدنيا مياد

...خيلي خب، دارم سعي ميکنم فکر کنم

دارم سعي ميکنم به يه چيزي فکر کنم ،که اينجا بگم، يه چيز پدرانه

که بتونه توي تمام اون لحظه ها .کمکت کنه، ولي نميتونم

..."بنابراين اينو بهت ميگم، "جس

...قوي تر از اوني هستي که فکرش رو ميکني

و تو خيلي باهوش تر از .تمام ما هستي

..."و "جس

فکر ميکنم بزرگترين چيزي که ميخوام بهت بگم

اينه که ظرفيت بالايي در عشق داري

...و اگه اونو براي کسايي که لياقتش رو دارن خرج کني

.هميشه موفقي

جس"؟"

.متأسفم .اصلاً قرار نبود اونو ببيني

حقيقت داره؟

.بنظر مياد آره

از کجا ميدوني؟

،خب، ميدوني ...اتفاق ميفتن

،اون طوفان

،اون درخت بلوط

...عوض شدن آدما

،هر چيزي که تو اون پرونده هست .داره به وقوع ميپيونده

همه چي؟

.تا الان که اينطور بوده

...ولي

...تنها راه

...يعني داري ميگي

اين پرونده از آينده اومده؟

کي اونو فرستاده؟

.نميدونم

براي چي اينو فرستادن؟

...خب، ميدوني

.فکر ميکنم براي اين بوده جلوي تمام اينا رو بگيرم

..."ولي، الان فکر ميکنم، "جس

...که شايد براي اين بوده ...براي اين بوده که به من کمک کنه

.آماده بشم

آماده بشي؟

.نه، نه، اين مثل تسليم شدن ميمونه .تو نميتوني تسليم بشي

...منظورم اينه که نميتوني تسليم بشي، بخاطر اينکه

منظورم اينه که، هر کسي که اينو فرستاده همينطوري تو رو انتخاب نکرده که

مگه اينکه...مگه اينکه .بتوني عوض بشي

اونا تو رو انتخاب کردن چونکه ميدونستن ميتوني .چيزايي ازش بفهمي

.خيلي خب، خيلي خب

.ما بايد بجنگيم .يعني اينکه، "با هم" بايد بجنگيم

ميدوني؟ .خواهش ميکنم

.حق با توئه

.حق لا توئه ...درسته، بايد بجنگيم

.يا لااقل، من بايد بجنگم .تو بايد بري مدرسه

.نه - .چرا -

!"کلاوديا"

ميتوني "جس" رو ببري مدرسه؟ - آماده شده؟ -

پنچ دقيقه صبر ميکني؟ - .زياده -

.يه کار خيلي مهم دارم

حالا، "جس"، ازت ميخوام يه جايي .باشي که بدونم جات امنه

اگه اتفاقي براي تو بيفته چي؟

.نميفته، امروز پنجشنبه ست باشه؟

.بيا اينجا

خواهش ميکنم؟

.باشه، ولي ازم توقع نداشته باش امروز چيزي ياد بگيرم

.تو نبايد اينجا باشي

.خب، من نميتونم فرار کنم ،اگه بخوام واضح بگم...نميتونم در برم

.پس بايد به کله برم طرف اين معامله

يعني چي؟

ميخوام هر عامل تحريک کننده ي مضنونين .و يا هر موقعيت براي کشتنم رو از بين ببرم

..."کارل"، "برد"، "روي" - .يه دقيقه صبر کن -

نميتوني جلوي يه مردي مثل .روي"، کابوي بازي در بياري"

.فقط يه روز زودتر خودتو به کشتن ميدي

.پس دستگيرش کن، بندازش زندون - بر اساس چه اتهامي؟ -

ميدوني، شايد من بايد تو رو بندازم زندون

.واسه امنيت خودت .بنظر مياد بايد اينکار رو بکنم

نه، گوش من، اون يه راهي .پيدا ميکنه به من برسه

...سيکورسکي"، يکي ميخواد منو بکشه"

.يه حرکت عمدي .پس اين يعني من بايد اول وارد عمل بشم

،خيلي خب، باشه .ميبينمت...اميدوارم

.يه دقيقه صبر کن

.يه مضنون رو جا انداختي

."کلاوديا" ميخواي درباره ي اون چيکار کني؟

،اون نقطه ضعف توئه درسته؟

.کلاوديا" کمترين نگرانيِ منه"

،اوه، خواهش ميکنم .نگو که بهش اعتماد داري

اين قضيه، يه قضيه اي فراتر از ."يه ازدواج ناموفق بوده، "جي.تي

.اينجا چيزاي بزرگتري در خطره

و منظورت از اين حرف چيه؟

.بايد باشه

..گوش کن، اگه "کلاوديا" واقعاً ميخواست منو بکشه

توي مخفي کردنش خيلي ماهر بود، حتماً هيچ .چيزي نميموند که کسي بتونه واقعيهدرباره ش کاري کنه

چيزي که الان بايد روش تمرکز کني، روي ،يه خطره

.که وابسته به يه همسر آدمکشه

کجاست؟

.هميشه نقطه ضعف هات هستند از پا درت ميارن

،"خيلي خب، "روي نقطه ضعف تو چيه؟

متهم شده

شکايات اثبات نشده ن

دوباره متهم شده

."بيمارستان "اِوِرِت - .دکتر "دن وست ويل" لطفاً -

.من "آنجلا برمر" هستم .بايد با "روي" صحبت کنم

.کارل"، ما بايد با هم حرف بزنيم" شايد بتوني موقعي که من يه سري

.از کارامو انجام ميدم باهام بيايي .وقت زيادي ندارم

تو ديروز درباره ي يه شکاف توي .تار و پود دنيا حرف زدي

.آره، اگه نميريد - اين دقيقاً يعني چي؟ -

منظورم از نظر علميه؟

اگه من روز شنبه زنده مونده باشم قوانين فيزيک نقض ميشه؟

جاذبه قطع ميشه؟ به توان 2 نميشه؟ MC برابر است با E اونوقت ديگه

،خب، غيرممکنه، آره ،اگه خودتون تناقض رو ايجاد کنين

ولي اگه 5 مورد از موارد اندازه ي !جاذبه رو حساب نکنين...نميدونم

،هيچ کس نميتونه. اين نکته اينجاست .نميتونيم جلوي نقهميدنش رو بگيريم

.خب، ولي من اين قصد رو دارم

استاد، تا حالا براتون اتفاق افتاده که با جنگيدن با سرنوشتتون

بتونين چيزي رو بدتر کنين؟

ميشه بگي چي از يه گلوله توي مغزت بدتره؟

نه براي شما، براي همه .و هر چيزي که دور و بر شماست

کجا ميريم؟ - اوه، به يکي از دوستام گفتم خونِ منو -

با خوني که روي اون پوکه ي گلوله ،توي کيف بود رو مطابقت بده

...بنابراين دارم ميرم نتايج رو ببينم

،اين وقت تلف کردنه .مطابقت داره، بايد داشته باشه

ميخواي شرط ببندي؟ نه جدي ميگم، اگه ،اون خون با خونِ من مطابقت نداشته باشه

بيخيال تمام اينا ميشي و ولم ميکني؟

و اگه مطابق باشه چي؟

خب، در اونصورت بايد .کاري رو بکني، که قرار بوده انجام بدي

،ميتوني همينجا بموني

يا ميتوني با من بيايي با همديگه .بريم نتيجه رو ببينيم

.اسم من "جسي نيومير" ـه .بايد "تيم" رو ببينم

.اون ويراستاره. کارم ضروريه

جسي کوچولو"؟" .بيا بالا

جريان چيه؟ الان نبايد تو مدرسه باشي؟

ميدوني، بعضي چيزا هست که .خيلي مهمتر از مدرسه هستن

.اوه. بايد رد مورد اين چيز مهم بهم بگي

ميخوام بدونم چه بلايي سر ،سگِ "مندي مورفي" اومد

.چونکه اين تو چيزي نگفته

.راست ميگيم، چيزي نگفته

مگه سگ اجازه داره تو مراسم تدفين باشه؟

.آره، اون گفت بايد اينجا منتظر بمونيم

.از مطب دکترا بدم مياد

.يه دکتر در حال تحصي محلي. خوبه

.تو بايد "کارل" باشي - .آره، بايد باشم -

خونِ استاد "نيومير" چي شد؟

با خونِ روي گلوله مطابقت داره؟ .با همديگه شرط بستيم

.کارل"، ميخوام با دکتر "فانتين" آشنا بشي"

چرا؟ - ."سلام "کارل -

.کارل"، من چاره ي ديگه اي نداشتم"

More Farsi Persian subtitles for 5ive Days to Midnight

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left