Dad for Rent

Dad for Rent (아빠를 빌려드립니다)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dad For Rent 2013 HDRip 720p-PejuangCinta
Dad for Rent 2014 DVDRip DD5 1 x264-KiMCHi
Dad for Rent 1080p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-RTN
A Commentary by Mehdi_Rain
ترجمه و زیرنویس : مهدی (Mehdi_Rain)

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
hdrip
HDRip
720p
720
HD
Published on: 2017-05-26
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫همونطور که می بینید، ‫کلاد ناین شامل 9 عنصر خاص میشه

‫وقتی یه کم از این کرم رو اینطوری به پوست ـتون بزنید ‫می بینید که این سلیکی تاچ واقعا باورنکردنیه

‫وای خیلی نرمه

‫خیلی نرم به نظر میرسه!

‫نمیتونم جلوی لمس کردنِ خودمو بگیرم

‫دوست داری منو لمس کنی؟

‫آره دلم میخواد لمسِ ـت کنم

‫پس همین الان با شماره 080-369-3693 تماس بگیر

‫080-639... ‫اوه

‫آخرین آمار سازمان همکاری و توسعه اقتصادی...

‫دوباره؟

‫خوش اومدی

‫ای خدا... دنیا خیلی بده

‫نرخ ارز نوسان داره و ‫قِیمتا داره میره بالا

‫بیکاری هم داره بیشتر میشه

‫تو هم یکی از اونایی، نه؟

‫بازم که لباسا رو تا نکردی

‫تو موجود بی مصرفی هستی

‫مگه کارِ سختی ازت خواستم؟

‫فقط یه چیز ازت خواستم ‫گفتم "زود لباسا رو تا کن"

‫اما تو چیکار میکنی؟

‫همش میشینی پای تلویزیون ‫و تنبلی میکنی

‫این چیه؟

‫اینجا اتاقه یا آشغالدونی ـه؟

‫این آشغال نیست، بهش میگن بازیافت

‫باز-یا-فت!

‫یعنی استفاده مجدد از وسایلی که باهاش کار نمیشه

‫حتی این یکی برچسبِ قیمت داره

‫هی، به این میگی بازیافت؟

‫این کفشا نو هستن

‫پس ازش استفاده نمیشه، درسته؟

‫نه، میشد ازش استفاده کرده ‫اما هنوز استفاده نشده

‫وقتی میگی جدیدن ‫چرا خودت ازشون استفاده نمیگنی؟

‫این طرز حرف زدنُ از کجا یاد گرفتی؟ ‫اصلا به من چه

‫معلمم گفته فردا باید بیای مدرسه ـم

‫به مامانت بگو بیاد

‫نه... بابا باید تو باشی!

‫آه، اصلا به من چه... به من چه، نمیخوام

‫خب، حالا کی میخواد با کنسولِ بازیِ ‫جین ته معامله کنه؟ من! من! من!

‫نظرت راجب دوچرخه ـم چیه؟

‫من تا حالا سه تا دوچرخه گرفتم

‫من یه دستکش بیسبال و چوب دارم

‫یه توپ بیسبال دارم که *هیون جین ریو ‫از تیم لس آنجلس داجرز امضاش کرده ‫(*بازیکن حرفه ای بیسبال)

‫جین ته... هنوز انتخاب نکردی؟

‫نمیخوای با چیزی معامله کنی؟

‫نه، از وسایل دست دوم خوشم نمیاد

‫چرا من؟ ‫دوباره جلسه انجمن اولیا و مربیان ـه؟

‫کار احمقانه ای نکن

‫فکر میکنی شوهرت احمقه؟

‫زود باش برو

‫چرا اینکار امروز اینقدر سخت شده؟

‫ایول... دَرِش آوردم

‫ببخش، عزیزم ‫بابا خیلی زود برات جبران میکنه

‫این بهترین دوستم نیموئه ‫به نظر میاد واقعا پتوی گرمی باشه

‫این پتو نیست، نیموئه!

‫اگه کسی نیمو رو میخواد ‫دستشو ببره بالا

‫اوه، باشه آیونگ

‫خب حالا آخرین شرکت کننده ـمون...

‫چی برامون داری؟

‫به زودی میاد اینجا

‫چی؟

‫اونجاس

‫این "چه ته مان"، بابایِ منه، ‫39 ساله ست و از دانشگاه ملی سئول فارغ التحصیل شده

‫من...

‫بابامُ اجاره میدم

‫پدر اجاره ای

‫یه لحظه وایسا... آیونگ

‫تو نمیتونی پدرت رو مبادله کنی

‫ازت خواستم چیزی رو بیاری که تو خونه به دردت نمیخوره

‫منظورم این بود... آیونگ

‫بابای منم دقیقا همینطوره

‫ "تو یه موجود بی مصرفی"

‫مامانم هر روز اینو بهش میگه

‫آه، که اینطور...

‫من اونُ میخوامِش

‫همه بچه های دیگه وسایلشون رو با هم تعویض کردن

‫به جز من

‫پس آجوشی، تو الان مالِ منی

‫من خیلی سرم شلوغه

‫ببخشید ‫خواهش میکنم

‫جین ته

‫این عادلانه نیس

‫اون گفت پدرش رو تعویض میکنه

‫آجوشی تو مال منی، مال من

‫برو اونور! ولم کن!

‫تو نباید اینکارو کنی ‫بلند شو، بلند شو

‫آه، باورم نمیشه

‫جین ته پدر نداره

‫واسه همین معلمای مَردِ مدرسه رو ‫مثل پدرِ خودش میدونه

‫جین ته. دیگه وقتشه بلند بشی

‫بلند شو... بلند شو

‫زود باش بیا آجوشی

‫آخیش... چه مبل راحتی

‫چرا برای خودت نیاوردی؟

‫وقتی شما اینجایید ‫احساس میکنم سیرم

‫تو این سن و سالی که تو داری نباید ‫خیلی سخت بگیری و همه چی بخوری

‫مامانت کجاس؟ ‫اون با مادربزرگ رفته بیمارستان

‫واسه چی؟

‫فقط فکر کن من اینجا نیستم

‫برو راحت بازیتو کن

‫چیه؟ ‫برو خودتُ با یه چی سرگرم کن

‫برو با کامپیوتر یا همچین چیزی بازی کن

‫مامانم ازم گرفته و نمیذاره باهاش کار کنم

‫اما اگه بچه ها بازی نکنن خسته میشن

‫دقیقا... دقیقا

‫حمله کن

‫واقعا باید اینکارو کنیم؟

‫تا حالا هیچکسی رو نداشتم ‫که باهاش بازی کنم

‫تموم شد

‫باید تاوان اینکارتُ بدی

‫تو کی هستی؟

‫تو همونی هستی که پوستِش نرمه...

‫جین ته. نباید غریبه ها رو بیاری تو خونه

‫اون غریبه نیست ‫بابایِ آیونگه

‫زیباتر از چیزی که تو تلویزیون دیدم ‫به نظر می رسید

‫من طرفدار سرسخت شما هستم... خانم مي يون

‫آجوشی... از سرت داره خون میاد

‫حالتون خوبه؟ ‫فقط یه کم خون اومده

‫به هر حال بخاطر امروز ازتون ممنونم

‫و

‫امیدوارم دیگه این اتفاق تکرار نشه

‫آه، بله

‫خدای من، تو خیلی با استعدادی

‫یه جوری انجامِش میدی که ‫انگار برای اینکار به دنیا اومدی

‫معمولا بابایِ آیونگ تو خونه از اینکارا میکنه، مگه نه؟

‫شوهرم الان دیگه تو اداره کار میکنه

‫تو اداره کار میکنه؟ ‫از کِی تا حالا؟

‫خواهر ‫داره بلوف میزنه

‫خب خیلی جاها بهش پیشنهاد کار دادن

‫اما اون از شرایطش خوشش نمیاد ‫واسه همین خیلی دقت میکنه

‫قبل از پریدن باید خودت رو جمع کنی

‫اون خیلی وقته خودشُ جمع کرده

‫مگه قورباغه یا همچین چیزیه؟

‫آ یونگ، اینجا چیکار میکنی؟ ‫برو خونه پیشِ بابات

‫بابا خونه نیست

‫پس کدوم گوری رفته؟

‫من اونُ به جین ته اجاره دادم

‫وای... عالیه!

‫ببخشید یه لحظه

‫آجوشی از دانشگاه ملی سئول فارغ التحصیل شده

‫همسرِ از جان گذشته

‫آه، که اینطور

‫اگه تو خونه کمکی لازم داشتید، ‫لطفا بهم خبر بدید

‫چون من مَردِ خانواده دوستی ام

‫چی؟ داری با کی حرف میزنی؟ ‫هی! کجایی تو؟

‫بیا دوباره از همین طرف بریم

‫وای!‌ چه بزرگه!

‫بابا، تو بهترینی

‫دارید چه غلطی می کنید؟

‫عزیزم... مواظب باش

‫چی شده که بلند شدی اومدی آریشگاهِ من؟

‫نکنه داری بهم خیانت میکنی؟

‫این مزخرفا چیه داری میگی؟

‫ها ها. "من مرد خانواده دوستی ام"

‫تو تویِ خونه حتی انگشتِت رو هم تکون نمیدی

‫اون یه مادر مجرده که داره یه بچه رو بزرگ میکنه ‫یه بچه؟ من دارم دو تا بچه بزرگ میکنم

‫جي سو

‫تو همیشه اینقدر جذاب بودی؟

‫فقط برام پول بیار ‫منم همینطور برات جذاب می مونم

‫چطوره برای تنوع ‫یه شب داغ داشته باشیم؟

‫آه، واقعا که

‫اوه

‫آه، اینکارو نکن

‫عوق

‫قبول دارم بوش بده ‫ببخشید

‫این ممکنه یه نفرُ به کُشتن بده

‫حالا دیگه اینقدرا هم بد نیست

‫هی، آیونگ

‫پدرت فوق العاده ـس

‫آره خب اون خیلی فوق العاده ـس

‫هر روز کنارشم

‫پس اون همیشه باهات بازی میکنه؟

‫اون همش میخوابه و حموم نمیره

‫وای، اون یه مَردِ واقعیه

‫میشه هر روز باباتُ اجاره کنم؟

‫این مالِ باباته

‫مامانم گفت اینو بدم بهت ‫که برسونی دست بابات

‫برای کار تو کافی نت ‫باید حتما کت و شلوار بپوشی؟

‫آدم باید زندگی خصوصیش رو ‫از زندگی اجتماعیش جدا کنه

‫درسته، درسته ‫دقیقا همینطوره

‫چرا همینطور زُل زدی به اون آجوما؟

‫به نظرت خوشکل نیست؟

‫به نظرت خوشکل تر از ‫دخترای دیگه که آیدُلَ ـن، به نظر نمیاد؟

‫آیدُل؟ ‫بهش میخوره دو تا بچه داشته باشه

‫آه، راستی ‫میتونی بهم 50 دلار بدی؟

‫راجب کتاب مطالعه یِ رئیس چیزی شنیدی؟

‫یه دوستی دارم که مدیر عامله

‫و میخواد منو ببینه

‫مگه من زَنتم؟

‫همینجوریشم کُلی پول بهم بدهکاری

‫هزینه قبض تلفن 50 دلاره ‫و همه نودل هایی که خوردی حدودا 278 دلار میشه

‫تازه هزینه استفاده از اینترنت رو حساب نکردم

‫چرا همه سَرم غُر میزنن؟

‫هی! میخوای اینطوری کار پیدا کنی؟

‫به سلامت

‫وقتی نمی خواست مست کنیم ‫چرا الکی منو دعوت کرد؟

‫هی! ‫اوه، سلام!

‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، درسته؟

‫آره خیلی وقته

‫بیا بریم با هم مشروب بخوریم ‫به حسابِ من

Dad for Rent subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left