Life-Size 2

Life-Size 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Life-Size 2 2018 720p DSNP WEB-DL DD5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Life-Size 2 2018 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کجاست؟

وای، من عالی‌ام!

وای خدایا!

تالیا، تو محشری!

وای، چه موهای باحالی!

اوه باتلر، چند تا عکس بگیر، باشه؟

آخه چرا فامیلی من سناتور نشد بجای باتلر؟

هی! بده ببینم، بیا اینجا.

بذار ببینم.

این، آره.

عالیه.

هشتگ لیست شیطون‌ها.

باید درستش کنم. آره.

فیلتر سوم رو بزن. نظرت چیه؟

وای، عالیه. خیلی داغه!

مامانتو نگاه کن.

دختر، اون کلی ابهت داشت.

هردوتون واقعاً خوشحال به نظر می‌رسید. آره.

همش برای نمایش بود. یه عکس اجباری برای کارت کریسمس.

عیب نداره که، می‌دونی، دلت براش تنگ بشه.

خب، من دلم تنگ نشده.

دلتنگ شدن برای کسی یکم سخته.

که اصلاً از اولش پیشت نبوده.

خلاصه، من میرم آماده شدنم رو تموم کنم. باشه؟

برو!

دیگه از این اوضاع خسته شدم.

عالیه!

به سلامتی!

بذار ببینم.

عالیه.

ممنون جی. مهمونی عالی بود.

ممنون، پرز.

بعداً شات می‌زنیم! دوتا!

می‌دونم سخته، ولی چرا جن چن اینجاست؟

اون کلاً حال آدمو می‌گیره. من دعوتش کردم؟

من... من نمی‌دونم.

اوه خدایا. یادش نمیاد منو دعوت کرده.

می‌دونستم.

فقط لبخند بزن و دست تکون بده.

لبخند زدن و... دست تکون دادن.

می‌دونیم اون کیه؟ نمی‌دونم، ولی خیلی جذابه.

خیلی جذاب.

یعنی...

بد نیست.

نه، زیادی خوشگله.

گریس از پسرای بد خوشش میاد. اون فوتبالیست رو یادته؟

آره.

اون تابستون خیلی خوش گذشت. باشه. باشه.

بچه‌ها، مهمونی منه. یالا، بیاین.

بیا پایین. بیا پایین!

وقت پنکیکه!

باتلر.

تو داری رسماً منو می‌کشی.

اینجا چیکار می‌کنی؟

دیشب اصلاً حالت خوب نبود که تنها بمونی.

اوه خدایا.

چقدر یادت میاد؟

با یه غریبه لب گرفتم؟

رو میز رقصیدم؟

وقتی مادرت خلافکاره،

یه نُقل نامناسب گفتم و به مامانم کنایه زدم؟

و همه مسئولیت‌ها رو...

آره، دقیقاً.

ببین عزیزم، می‌دونم از وقتی اون رفته سال سختی داشتی.

و من همیشه کنارتم.

ولی فکر نمی‌کنی وقتشه یکم آروم‌تر باشی؟

چقدر به من افتخار می‌کنی که همینجوری نزدم زیر آواز...

وقتی گفتم "از وقتی اون رفته"؟

راستش، من خیلی بهت افتخار می‌کنم.

ممنون.

عالیه. دیرم شده.

خب. پاشو آماده باش.

TMZ داره گزارش میده راجع به یه وارث فروشگاه اسباب‌بازی که حسابی مست کرده بود.

و با خوک بریون تو مهمونی تعطیلاتش لب گرفته بود.

خب، این یه خبرنگاری چرت و پرته چون مهمونی تعطیلات نبود.

حرف من اینه که برای یه شرکت خوب نیست...

که مدیرعاملش انقدر دیوونه‌بازی دربیاره. همه نگاه‌ها رو توئه.

بی‌خیال.

شرکت اسباب‌بازی ماراتن هنوز داره دست و پا می‌زنه تا تو بازار آنلاین رقابت کنه.

النور مارتین، مدیرعامل سابق Marathon Toys، عروسک ایو رو ساخت.

شرکت رونق گرفت و اون در سراسر کشور فروشگاه‌ها باز کرد.

اون داستان پریان حدود دو سال پیش فرو ریخت.

الان داره یه حکم پنج ساله رو تو زندان زنان دکاتور می‌گذرونه.

دختر مارتین، گریس مارتین،

یک شبه از یه چهره اجتماعی آتلانتا...

به جوان‌ترین مدیرعامل یک شرکت بورسی تبدیل شد.

این خیلی بی‌ادبیه.

چرا همیشه از اون عکس استفاده می‌کنن؟

من واقعاً کلی عکس بهتر دارم.

اینجا در آتلانتا، جورجیا، پایانی تلخ و شیرین...

برای میراث النور مارتین.

گریس، چقدر خوب که به ما ملحق شدی.

مشکلی نیست. هی بچه‌ها

آخه می‌دونید، ما این جلسات رو ظهر می‌ذاریم

طبق درخواست خودتون که صبح‌ها وقت کافی داشته باشید

قشنگ‌تر می‌شد اگه سر وقت اینجا می‌بودید

اوه، واو

می‌دونید، من هیچ‌وقت بابا نداشتم. نمی‌دونستم این شکلیه

یه سخنرانی تو اتاق هیئت‌مدیره من، جلوی اعضای هیئت‌مدیره‌م

تو روی صندلی منی

سایبر ماندی حسابی له شدیم

ظاهراً بستن ۲۵۰ تا فروشگاه برای افزایش فروش آنلاین کافی نیست

هفته پیش یه مقاله تو وال استریت ژورنال بود

«چطور اسباب‌بازی‌سازان جادوی کریسمسشون رو از دست دادن.»

بخونیدش. خب، خیلی هم اشتباه نمی‌گن

یعنی، ما انگار یه جورایی گمش کردیم. تقریباً انگار دیگه برامون مهم نیست

این قطعاً برای بعضی از آدمای این اتاق صدق می‌کنه

ما ناهار چی داریم؟

اوه، خدای من. دارم از گرسنگی می‌میرم

بچه‌ها عاشق اسباب‌بازی‌ان و همیشه هم همینطور می‌مونه

فقط دیگه با همون اسباب‌بازی‌های قدیمی والدینشون بازی نمی‌کنن

پس فروش پایین اومده چون محصولاتمون بی‌روحن

دیگه از کجا می‌تونیم هزینه کم کنیم؟

من پیشنهاد می‌کنم بعضی از موجودی‌های قدیمیمون رو از رده خارج کنیم

تا پول مورد نیاز برای برنامه‌های بازی ویدیویی آزاد بشه

من لیستی از اسباب‌بازی‌ها جمع‌آوری کردم که راستش، دارن خون این شرکت رو می‌مکن

می‌گم بریم به رأی بگذاریمشون

فکر می‌کنم همه‌ش یه کم عجولانه‌ست

وقت نداریم کارتر

ما روی تایتانیکیم، و باید هرچی از این شرکت مونده رو بندازیم تو قایق نجات

بچه‌ها، من عاشق اون فیلم بودم

اون خیلی جذاب بود

عروسک‌های انگشتی حیات دریایی

هرکی موافقه که از رده خارج بشه؟

موافقم

خمیر بازی تیغ‌دار

هیچ‌کس از ۲۰۰۷ اون رو نخریده

هرکی موافقه که از رده خارج بشه؟

موافقم

عروسک ایو

عروسک ایو نمادینه

اگه اون رو از دست بدیم، هویتمون رو از دست می‌دیم

هویت جدیدی پیدا می‌کنیم، کارتر

ایو سال‌هاست سودی نداده. نمی‌تونیم این کارو بکنیم

الینور این شرکت رو با عروسک ایو تأسیس کرد

گریس؟

عروسک رو از رده خارج کنید

شک دارم مامانم اینو می‌خواست اما اون اینجا نیست که این تصمیم رو بگیره

پس

هرکی موافقه که عروسک ایو از رده خارج بشه؟

موافقم

عالیه. تقریباً کارمون اینجا تمومه، درسته؟

باورم نمی‌شه اینقدر سریع رأی دادی که ایو از رده خارج بشه

تو اصلاً از کجا اینو می‌دونی؟

این همین الان تو یه اتاق هیئت‌مدیره خصوصی اتفاق افتاد

من جاسوس دارم. همه جا جاسوس دارم

باتلر؟ کارتر. در واقع کارتر

اون... کارتر بهم گفت

کارتر راث؟

همون خوش‌تیپ تو اتاق هیئت‌مدیره‌م؟ ما گاهی اوقات پیامک می‌دیم

چه ساعتی؟ از نیمه‌شب تا ۴ صبح؟

چون به اون می‌گن سکستینگ، نه پیامک

فقط دارم می‌گم که مادرت عروسک ایو رو ساخته بود

باید بیشتر از هرکس دیگه‌ای برات معنی داشته باشه

و تو همین‌جوری سرشو قطع کردی. لا لا لا!

اوه، واو، خیلی بالغانه

هی، ما داریم می‌ریم لکس رو برداریم، تو دقیقاً اونجا جا می‌شی

می‌دونم، درسته؟

اوه، خدای من، اون کَلَک رو نگاه کن. اینا دارن به چی می‌خندن؟

می‌دونم، مگه نه؟

اون تیترها رو تصور کن

مدیرعامل ماراتن تویز به گروهی از دخترای ۱۲ ساله حمله می‌کنه

در دفاع از همسایه کوچیکش. این کارو نکن

هی! سلام

سلام عزیزم. سلام

ممنون که اومدی دنبالم. خواهش می‌کنم

هیچ‌کدوم از پرستارای منم نمی‌تونستن رانندگی کنن. همیشه با ماشین بقیه می‌اومدم خونه

اوه نه. کارمن می‌تونه رانندگی کنه

فقط همیشه می‌خواد در مورد روزم بشنوه

یا کلمات جدیدم رو باهام تمرین کنه یا بپرسه دوست جدید پیدا کردم یا نه

آخه... من گاهی وقتا فقط نیاز به یه استراحت دارم

اَه، لکس، اون اوسکول‌ها کی بودن؟

اونا تو نمایش کریسمس با من بودن

اونی که موهاش بافته‌ست مارلیه. داره نقش مریم مقدس رو بازی می‌کنه

من گاو شماره هفتم

خب، گاوها بخش خیلی مهمی از صحنه تولد مسیحن، پس اون خیلی باحاله، لکس

سعی کردم علاقه‌شون رو به شعبده‌بازیم جلب کنم

اما خیلی خوب پیش نرفت

لکس، اگه این دخترا دارن باهات بدجنسی می‌کنن، فقط کافیه بگی

تا تک‌تک‌شون رو

به یه مدرسه شبانه‌روزی مزخرف نفرستم دست برنمی‌دارم

و تو دیگه هیچ‌وقت مجبور نیستی ببینیشون

واو

این یه کم تهاجمیه

بهش توجه نکن، گریس روز سختی رو گذرونده

تو جلسه هیئت‌مدیره‌ش عروسک ایو رو از رده خارج کرد

چی؟ نه، نمی‌تونی ایو رو از رده خارج کنی. اون عروسک مورد علاقه منه

لکس، شرکت تو دردسره

خیلی پیچیده‌تر از اونیه که فکرشو می‌کنی

اگه شرکت تو دردسره، باید از ایو کمک بخوای

مامانت بهم گفت هر وقت احساس گمراهی یا تنهایی کردم، می‌تونم از ایو کمک بخوام

می‌تونستم آرزو کنم و مثل جادو همه چی درست می‌شد

آره می‌دونم. اونم همین رو بهم گفت، ولی لکس، بیا دیگه.

ما دیگه اونقدر بزرگ شدیم که می‌دونیم جادو واقعی نیست.

هیچکی نمی‌تونه مشکلاتمون رو حل کنه، مخصوصاً یه عروسک که نه.

جادو واقعیه.

فقط باید باورش کنی.

باشه، خب... این گفتگوی خیلی باحال یادم انداخت...

باتلر، باید یه سر برم مغازه تا یه جعبه از وسایل قدیمی مامانم رو بگیرم.

بریم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left