The first 200 lines.
دست بزن
و...
اوه
خدایا، شیطان؟ این یعنی اتفاق بدی قرار سرم بیاد؟
طوری نیست
- شیطان لزوماً بد نیست - ولی شیطانه
خود خودش
ولی میدونی، شیطان میتونه کلی معنی داشته باشه
من چهار ساعت و نیم رانندگی کردم تا تو رو ببینم چون شنیدم تو این کار بهترینی
فقط همین رو میتونی بهم بگی؟
شاید مادر شوهرمه
هیچوقت میونهمون باهم خوب نبود، میدونی
و وقتی خونه اونم همیشه اتفاقات عجیبی رخ میده
مثلاً شیشه میشکنه و...
رفت تو دستشویی و...
اصلاً گوش میدی؟
من میرم
صبر کن
کسی میدونه تو اینجایی؟
چه عوضیای
شنیدم تبدیل به یه کاناپه شدی
بیشتر یه مبل راحتی رو تصور میکردم
اوه، خدایا
اون موقعی بدجور بهم صدمه زدی. چطور از پسش بر اومدی؟
دروغ نمیگم، دوست دارم بیام پایین و روت چُرت بزنم
ولی واقعا میگم
حیفه که اینطوری میبینمت. تو لیاقتت بیشتره
از لیزا فاصله بگیر
اون مال منه
:تــرجــمــه « تـــورج پـاکـاری و امــیــر سـتـارزاده » :.:.: H1tmaN & Stef@n :.:.:
- اون باهام حرف زد - کی، بورو؟
مادرم
یا یه چیزی که میخواد من فکر کنم اون مادرمه
میشه انبر رو از مینیبار بیاری؟
منظورت چیه که میخواد فکری کنی که مادرته؟ مگه چی گفت؟
گفت برم پیداش کنم
این جواب میده؟
به نظرت اون تو جای گلوله جا میشه؟
- این چی؟ - آره
آره
خیلیخب
آره
چیکار میکنی؟
بهسلامتی
یه گلولهست، ترکش که نیست
تو ریه منه
خدایا
نمیتونم بگیرمش
فقط باید بذارم همونجا باشه
چیه، مگه کار اضطراری دیگهای داری که بهش برسی؟
آره
اول، لو رو میکُشم، بعد قضایا رو با بورو تموم میکنم
آقای هاردوی. پس، دوست دخترم گفت که شلوار راحتی رو مهمون اونین،
ولی کُت صد دلار میشه
- آره، عیب نداره - اون یکم از تو قدش بلندتره
- ولی باید اندازهات بشن - ممنون، مَرد
خب، ممنون
ممنون، روی
میخوای برسونمت؟
نه
باید تنهایی اینکارو بکنم
به نظرم خوبه که واقعا نمیخوای بمیری
دو دستی بهش بچسب
چطوری منو پیدا کردی؟
یه وزغ سمّی رو لیس زدم
اون وزغ کلید اتاقم رو بهت داد؟
نه
مادرم داد
نمیدونم منظورت چیه
ولی دیگه بسمه
تسلیم میشم
سلام، جاناتان
هی، جاناتان؟
جاناتان، صدامو میشنوی؟
میخوای به لیزا سلام کنی؟
نمیتونه جواب رو بده چون مُرده
خوشحالی؟
اوه، خدایا!
آه...
اومدی اینجا تا منو بکُشی، درسته؟
پس فقط منو بکش
یالا، زجرم رو تموم کن
هوم. نه
اول باید بشنوم که یه چیزی رو میگی
عذرخواهی میخوای؟
باشه
ازت عذرخواهی میکنم
متاسفم
معذرت میخوام که فیلمت رو دزدیدم
معذرت میخوام که یکی رو اجیر کردم تا تو رو بکشه
معذرت میخوام که دوباره یارو رو اجیر کردم تا تو رو بکشه...
وقتی که نتونست دفعه اول بصورت درست تو رو بکشه
به من نگاه کن. همینو میخوای؟
دارم خودم رو برات بیارزش میکنم
حالا خواهش میکنم فقط...
به زجرم خاتمه بده!
من ازت عذرخواهی نمیخوام
میخوام بهم بگم که چی عوض شد
اصلا جوابم رو ندادی
چی؟
تو فیلمم رو خریدی
استخدامم کردی تا کارگردانیش کنم
مثل یه مربی رفتار کردی
من بهت اعتماد کردم
بهت گفتم که اون فیلم چه ارزشی برام داشت
و تو دزدیدیش
پس...
چی...
عوض شد؟
تو ماشین...
تو دستم رو از روی پات کنار زدی
باعث شد احساس حقارت کنم
عجب
من اومدم اینجا آماده بودم تا بکُشمت
ولی الان...
آه! ببخشید
آه...
فکر میکنی تو خیلی درستکاری؟
فکر میکنی...
هنرمند در مقابل تهیه کننده سوءاستفادهگره؟
دوستت مری چی؟
بچه بدبختی که ازش استفاده کردی و دورش انداختی
من هیچوقت نمیخواستم مری اون کار رو با خودش بکنه
اون یکی دوستت چی؟ مگه اونم نمُرده؟
به نظر میاد هرکسی که تو باهاش سر و کار پیدا میکنی بهگا میره
از لحاظ نیمه پر لیوان...
خیلی خیلی تبریک میگم
فیلمت رو پس گرفتی
ولی کاملا مطمئنی که تو قهرمان این داستانی؟
اوه، خدایا!
اوه، خدای من!
لعنتی!
خدایا، چه وضعشه؟ این چیه؟
چیـ... چطوری... یه چیزی تو چشم منه
یه چیزی تو چشمم هستش. نمیتونم ببینم. کمکم کن
- کمکم کن! - باشه
چیه؟ چیه؟ گوشه چشم منه
اوه
یه کِرمه
- یه کرم؟ یعنی چی؟ - صبر کن، تکون نخور! بذار نگاه کنم
- چیکار کنم؟ - تکون نخور
- بیارش بیرون! - باشه. تکون نخور
آخ!
خدایا!
اوغ
اوغ
بله سلام، تو خونه ییلاقی پلاک 13 نیاز به رسیدگی پزشکی دارم
آهای؟
سلام؟
اگه من جات بودم خیلی مراقب میبودم
اوه، واقعا؟ چرا اونوقت؟
اون خانومی که تو آپارتمانم بود؟
یه ساحرهی قاتله
و اینجا میدونی، جای اونه
من اون خانوم رو از روی مُبلت بلند کردم که نصف صورتش کَنده شده بود
این قمهی برادرزادهام بود. شاید برات آشنا باشه
میخواست با همین تو رو بکشه
حالا من باهاش تو رو میکشم
و شاید اعضای بدنت رو به آشنام بفروشم
- تو چرا اینجایی؟ - چه جالب تشکر میکنی
بورو درمورد معاملهای که باهاش کردی بهم گفت
من گفتم، "هوم. به نظر آشنا میاد"
تو به خواستهات میرسی، و بقیه کارشون زار میشه
مری
بهت قول میدم، اگه سر و کارت به بورو میوفتاد...
ایده بدی بود
اون اینجاست؟
میادش
باشه
نمیدونم اینجا چه خبره،
ولی ازش خوشم نمیاد، و میرم
عجلهات واسه چیه؟ بیا حرف بزنیم. من میبخشمت
برام معلومه که این برات ارزشی داره
پس آره، میبخشمت
عمراً میذاشتم اون پیوت رو بخوری اگه میدونستم...
اگه میدونستی که چشمم رو از حدقه در میارم؟
عیب نداره
چون بعد از تمام اونا، بالاخره فیلم رو دیدم و فقط...
وای، لیسا. زبونم بند اومد
عجب فیلمی. آره، واقعا خفن بود
یعنی، تو با استعدادی، لیزا نوا
یه هنرمند واقعی
این چیه؟
تو گذاشتی چشمم رو در بیارم و بخورمش و ازش فیلم میگرفتی،
و تو فیلم کوتاه مسخرهات ازش استفاده کردی!
چه وضعشه؟ چه اتفاقی داره میوفته؟
نمیتونم ببینم
ها. چه حسی داره؟ خونآشام کوچولوی خودخواه!
ازم سوءاستفاده کردی! تو آدم بدی هستی
بد! بد، بد!
اوه و یه چیزه دیگه!
من دوست احمقت رو کُشتم
با چاقو زدم تو چشمش تا بدونی که کار من بوده،
ولی شاید این واسه تو زیادی لطیفانه بوده
چرا؟
چرا اینکارو کردی؟
امیدوار بودم که تو رو ناراحت کنه
متاسفم
متاسفم
متاسفم. نمیتونستم به اندازه کافی اینجا نگهش دارم
No comments yet. Be the first to leave one.