The first 64 lines.
.عجله کن
اون نظر تو رو هم عوض کرد؟
!خفه شو
.آخرين نکته از يه آدم مرده
.من، بهم نياز داره تا سفينه رو به پرواز دربيارم
تو؟ چه نيازي بهت داره؟
چرا داري اينو بهم ميگي؟
.چون به تو بيشتر از اون اعتماد دارم
.هاوک توسط يه ضد گلوله محافظت ميشه
.بزار ببينم فقط يه تبليغ بوده يا نه
.قربان، بنظر مياد بخشي از نيروي محرکه هنوز در حال فعاليته
.کاندور نميتونه ما رو از هاله خارج کنه
.اما اگه آزادش کنيم و بهش فشار بياريم
.ميتونيم يه يدک کش بسازيم
چيه؟
اون درست ميگه
تو به من نياز نداري
.منو آگاه کرد
آگاهت نکرد
.يدک کش يه خلبان اتوماتيک داره
.پس چرا دور خودمون نگهش داشتيم
.چون اون يه سيستم اشتعال سنجي داره
.اين تنها کارتيه که اون داره باهاش بازي ميکنه
.ما به اثر انگشت اون واسه شروع پرواز نياز داريم
.اما اين تنها نيازيه که بهش داريم
اثر انگشتش
.يالا
.ما حدودا نيم ساعت ديگه وقت داريم
خب تمام کاري که بايد بکنيم اينه که
اينو تنظيم کنيم، کاملا ازش دور شيم
.بزاريم تا وقتيکه يدک کش تو مدار هست منفجر بشه
.يه مشکلي داريم
.من عجله کردم
نيروي محرکه هنوز کار ميکنه اما
.پيل سوختي داغون شده
.بدون سوخت هيچ راهي نيست
.شايد هنوز يه راهي باشه
.اين بمب با يه پيل برق استاندارد پشتيباني ميشه
.ميتونيم در عوض سفينه ازش استفاده کنيم
.احتمالا اينقدر کافي هست که ما رو از اين تنگه بيرون ببره
.اين پيل رو بزار تو سيستم
.امتحانش کن، احتمالا هنوز کار ميکنه
.بله، قربان
.ما نميتونيم رسوبات رو نابود نکرده ترک کنيم
.اين همه راه اومديم
.و در هر صورت يکي از ما نميتونه از اين صخره فرار کنه
فکر ميکنم که تنها راه اينه که 2تا از ما پرواز کنن .و برن به سمت يدک کش
تا وقتيکه يکي ديگمون باقي مونده
.هاوک رو با دست خودش منفجر کنه
.دارم از حال ميرم
.وقتي واسه اينکار نداريم
خيلي سريع
.هيچي نگرفتم
.کار ميکنه
.اما بايد هرچه سريعتر بريم
.معلوم نيست چقدر دووم مياره
.تا وقتي آماده بشيم ذخيرش کن
.باهاش برو.خيلي وقت نداريم
چطوري همچين تصميمي گرفتي؟
.هر3تامون نميتونيم بيرون باشيم.هممون اينو ميدونيم
.پس بزار انتخاب کنيم
.برو، لعنتي
.من اين ماموريت رو درخواست کردم
.پس با خودم
No comments yet. Be the first to leave one.