The Banished

The Banished

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Banished 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
A Commentary by MRTranslate

Tags

webdl
Published on: 2025-10-15
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آقای گرین.

آقای گرین!

آقای گرین!

سلام، پیغام‌گیر دیویده. لطفاً پیغامتون رو بذارید.

سلام، پیغام‌گیر دیویده. لطفاً پیغامتون رو بذارید.

سلام، پیغام‌گیر دیویده. لطفاً پیغامتون رو بذارید.

دیوید... بابا مُرد.

کجایی؟

دارم از شهر میام بیرون.

این پیغام رو گرفتی بهم زنگ بزن.

می‌خواید یه کم تنها باشید؟

کارم تمومه. ممنون.

اینا بعضی از وسایل ایشون بود.

پدر جنینگز تأکید کردن که اینا پیش شما باشه.

خیلی ازتون حرف می‌زد، بچه نورچشمی‌شون.

خیلی متأسفم که از دستشون دادید.

شما الان دارید امتحان می‌شید.

به حرفش گوش کن.

سلام گریس. خواستم یه خبری ازت بگیرم.

میشه لطفاً هر چه سریع‌تر بهم یه زنگ بزنی؟

داریم سعی می‌کنیم یه کنفرانس تلفنی هماهنگ کنیم.

می‌دونم خارج از شهرید،

ولی لطفاً در اولین فرصت باهام تماس بگیرید.

آها، و اینکه خیلی متأسف شدیم خبر پدرتون رو شنیدیم.

خداحافظ.

سلام، کسی اونجا هست؟

سلام، من گریس جنینگز هستم.

گم شدم و به کمک احتیاج دارم.

سلام عمو رکس.

اوه، اینجایی. عالی به نظر میای، عزیزم.

پس بابات، آره؟

چندین ساله که هیچ‌کدوممون ندیدیمت.

چقدر می‌مونی؟

اوه، نه. باید زود برگردم خونه.

مراسم خاکسپاری؟ نه بابا، به من نمیاد.

زن‌عمو مارجی هست؟

نه، نیست.

کجاست؟ اون... فوت کرده.

هیچ‌کس بهم نگفته بود. کِی این اتفاق افتاد؟

حدوداً یه سال پیش.

خب بگذریم، از اون شهر بزرگ چه خبر؟

راستش می‌خواستم در مورد دیوید حرف بزنم.

می‌دونی کجاست؟

ما معمولاً با هم در تماسیم، ولی چند ماهه ازش خبری ندارم.

فقط می‌خوام مطمئن شم سهم خودش از ارث بابا رو می‌گیره.

بابات...

همه چیز رو برای کلیسا گذاشته، می‌دونی که چطور آدمیه... یعنی بود.

دِیوی رو از کلیسا انداختن بیرون.

همون حوالی کریسمس بود.

تو اون کوچه پشتی میکده پیداش کردن.

با یه عده دیگه بود. یه چیزی زده بودن.

متأسفم گریس. کاری از دستم برنمیومد.

خب دوست‌دخترش چی؟

ولش کن گریس. فقط برات دردسر میشه.

با اون کوله‌به‌دوش‌های ناجور می‌پرید.

اونا کجان؟

تو شهرک صنعتی قدیمی.

این روزا پاتوق معتاداس.

چاییت سرد شد.

سلام.

دنبال چیزی می‌گردی؟

حدس می‌زنم احتمالاً دنبال کسی می‌گردی.

برادرم. اسمش دیویده.

اگه بگی بهت پول میدم.

یه رازه.

اون آدمایی که تو ون بودن، می‌دونی کجا میرن؟

می‌دونی کجاست؟

توی جنگله.

اسمش "آرمان‌شهر"ـه.

تا حالا اونجا بودی؟ - نه.

آدم از اونجا برنمی‌گرده؟

آخه چرا باید برگرده؟

- می‌تونم یه عکس براتون ایمیل کنم.

مطمئن نیستم عکس جدیدی ازش داشته باشم.

آدرس ایمیل ما پایین برگه رسیدتون نوشته شده.

- کِی می‌تونم منتظر جوابتون باشم؟

پذیرش، بفرمایید.

کِی؟

جداً؟

سلام، خواهش می‌کنم. کسی اونجا هست؟

آقای گرین؟

اونجایی؟

الو؟

سلام.

صدامو... صدامو می‌شنوید؟

شما؟

من گریس جنینگز هستم. شما جنگلبان پارک هستید؟

نه، من گم شدم.

گم شدید؟

آره.

من تو... من تو پارک ملی "رد ولی" هستم.

حدود ۱۳۰ کیلومتر با بزرگراه فاصله دارم.

از مسیر خارج شدم. یکی از سگام یه بویی شنید و...

و... الان... گندش بزنن، راهمو گم کردم.

مطمئنید نزدیک یه جنگلبان نیستید؟

الو؟

من اینجام.

سلام.

منو یادتون میاد؟

گریس جنینگز؟

سال یازدهم و دوازدهم بهمون جغرافیا درس می‌دادید.

خونه‌تونو تخم‌مرغ‌بارون می‌کردیم.

یادتونه؟ به کمکتون احتیاج دارم.

- چه کمکی؟ - برادرم دیوید.

اون چی شده؟

باید پیداش کنم.

امروز دیدمتون.

اون کوله‌به‌دوش‌ها و معتادا رو داشتید سوار ون می‌کردید.

برادرت ماه‌ها پیش رفت.

پس واقعاً رفته.

می‌تونم بهتون پول بدم.

دو هزار تا بهتون میدم که فقط منو ببرید اونجا.

پول دارم.

ده هزار تا.

فکر کردم گفتی پول داری.

پنج تا.

نه، من ده تا می‌خوام.

اصلاً این جایی که تو جنگله چی هست؟

یه جورایی... مثل یه کمونه.

منظورت هیپی‌هاست؟

آره. چند روزی پیاده‌روی داره.

آدما اونجا گم میشن و دیگه هم پیدا نمیشن.

باشه.

ده هزار تا.

پنج تاشو الان میدم پنج تاشو هم وقتی برگشتیم.

خوبه. پولو آماده کن.

فردا سحر آماده باش.

ممنون، آقای گرین.

حالا هم گورتو از ملک من گم کن.

سلام، شما با پیغام‌گیر مری هرود تماس گرفتید.

لطفاً پیغام خود را بگذارید.

سلام، گریس هستم.

میشه بهشون بگید من فردا برای کنفرانس نمیام؟

راستش... من دیگه اصلاً برنمی‌گردم. خداحافظ.

من برگشتم تا دیوید رو پیدا کنم.

بابا دوباره حقشو خورد.

متأسفم که بدون خداحافظی رفتم.

حدود هشت ماه پیش دیوید یهویی بهم زنگ زد.

تازه یه کار جدید شروع کرده بودم.

بهم گفت احساس ترس و تنهایی می‌کنه.

مواد مصرف کرده بود و به کمکم احتیاج داشت.

و من بهش گفتم نگران نباشه،

همه چی درست میشه.

فقط می‌خواستم مشکل از سرم باز شه و حالا خودش رفته.

بعد از این همه کاری که برام کرد...

من دیوید رو پیدا می‌کنم و میارمش خونه.

دوباره می‌تونیم یه خانواده باشیم.

- نمی‌خوام بری. - چی؟

نرو.

برمی‌گردم. قول میدم.

برنمی‌گردی.

زود می‌بینمت.

- پس شمال غربی؟ - آره.

جایی که تو هستی تپه‌هاش خیلی بیشتره؟

فکر کنم آره.

خب، چی می‌بینی؟

جایی که فکر می‌کنم تو باشی احتمالاً فلاته،

و بعدش دره تا جایی که من هستم ادامه داره.

به نظر درست میاد.

اون تپه سنگی رو می‌بینی؟

وسط دره زده بیرون.

تپه سنگی؟

آره، فقط همینه.

مگه اینکه هر کدوممون به یه سمت کاملاً مخالف نگاه کنیم.

همونی که یه شکاف بزرگ کنارش داره؟

خودشه.

من خیلی دور نیستم.

منم همینطور. خب چیکار کنیم؟

اوه، حدود یه روز پیاده‌روی راهه.

واسه منم همین‌قدره، فکر کنم.

خیله‌خب. بیا همدیگه رو تو دامنه غربی ببینیم.

من با بیشترین سرعتی که بتونم خودمو می‌رسونم.

منم الان راه میفتم سمت اونجا.

بی‌سیم بزن اگه مشکلی پیش اومد، فقط یادت باشه باطری رو هدر ندی.

حتماً.

زود می‌بینمت، گریس.

اسمت چیه؟

الو؟

مایکل.

تو هم مثل بقیه‌شون دیوونه شدی.

باید پیداش کنم و مطمئن شم حالش خوبه.

اون یه مرد بالغه. اون بیرون خطرناکه.

خب، من که مثل تو دست رو دست نمیذارم.

پوستر مارجی رو تو پمپ بنزین دیدم. اون گمشده.

تو کاری کردی فکر کنم مرده.

تو نمی‌فهمی.

اوضاع اینجا خیلی عوض شده.

-اون بیرون امن نیست. -با من بیا.

می‌دونی که کل این کار احمقانه‌ست.

از هر چی که می‌ترسی، واقعی نیست.

می‌دونم احمقانه‌ست.

فقط... اگه من برم و اون برگرده چی؟

اگه من برم و اون بیاد خونه و من اینجا نباشم؟

کاری هست بتونم بگم که جلوی این کارت رو بگیره؟

زود می‌بینمت، عمو رکس.

راستی، این سند قدیمی...

ظاهراً بابا اینو مشخصاً برای من گذاشته.

مربوط به یه شرکت قدیمیه.

امضای توماس ال. جنینگز روشه.

این یه تیکه کاغذ خیلی قدیمیه.

The Banished subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left